mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left جلسه‌ها mdi-chevron-double-left مشروح سخنان دکتر جلیلی در دانشگاه علامه طباطبایی (ع) بازگشت
نشست «کارگزار ملت» - ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲؛

مشروح سخنان دکتر جلیلی در دانشگاه علامه طباطبایی (ع)

مدت زمان تقریبی مطالعه:8 دقیقه و 31 ثانیه
mdi-calendar28 اردیبهشت 1402 - 03:24
mdi-comment 3

سلام علیکم. خدا را سپاس می‌گویم که توفیق پیدا کردم تا امروز در این جلسه در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم. در چند ماه گذشته این توفیق را داشتم که در دانشگاه‌های مختلفی چه در تهران یا در سایر استان‌ها در چنین جمع‌هایی حضور داشته باشم و سعی داشته‌ایم در حد یک دانشجو یک گفت‌­وگوی دانشجویی داشته باشیم.

این جلسه از یک لحاظ برای من یک اهمیت بیشتری دارد وقتی صحبت می‌شود از مقولات مثل همین سئوالی که برادرمان مطرح کردند در حوزه کارآمدی نظام،که آیا این نظام کارآمد هست یا نیست؟ چه کار باید کرد؟ چگونه باید حرکت کرد؟ شاخص‌ها چیست؟ موفقیت‌ها در چیست؟

لازمه‌ی سایر پیشرفت‌ها، پیشرفت در حوزه علوم انسانی است

طبیعتاً وقتی صحبت از کارآمدی و پیشرفت می‌شود این کارآمدی با یک شاخص‌هایی تعریف می‌شود که در نگاه اول عموماً ناظر به مباحثی مثل عرصه‌های صنعتی،کشاورزی، پزشکی، و...است که البته همه باید کمک کنیم در این مسیر پیشرفت حاصل شود و اگر گفته می‌شود کشور در حال پیشرفت است باید در این حوزه‌ها کارنامه مثبتی هم داشته باشد. از آنجایی که این دانشگاه متمرکز بر علوم انسانی است این نکته را باید عرض کنیم که اگر می‌خواهیم کشور پیشرفتی داشته باشد در کنار بسیاری از موفقیت‌های صنعتی، مهندسی، پزشکی، کشاورزی و مقولاتی از این جنس، حتماً باید پیشرفت در حوزه علوم انسانی هم داشته باشیم؛ بلکه شاید لازمه‌ی سایر پیشرفت‌ها پیشرفت در حوزه علوم انسانی است. اگر پیشرفت لازم را در عرصه‌های مختلف علوم انسانی نداشته باشیم شاید آن موفقیت­های دیگرمان هم نتواند به آن فرجام لازم برسد.

امتداد اندیشه از بنیان‌­ها تا حل مسائل و تمدّن­‌سازی

علوم انسانی و اندیشه یک بنیان‌هایی دارد و به واسطه این بنیان‌ها در عرصه‌های مختلف رشته‌های جدید شکل می‌گیرد؛ مثل اندیشه‌ی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ...؛ اما این اندیشه‌ها یک بنیان مشترکی هم دارند. شاید یکی از دستاوردها و یا پیشرفت‌هایی که جوامع غربی در همان پارادایم خودشان داشتند، این بوده که سعی داشته­اند اندیشه‌ها و بنیان‌های اندیشه خود را به آنچه ناظر به مسایل جامعه خودشان یا کشورشان بوده، امتداد دهند.

به عنوان مثال اگر پنج قرن پیش در غرب اندیشمندی مثل دکارت وجود داشت، هم عصر با او اندیشمندی مثل ملاصدرا در ایران می‌زیست. اگر تأملاتی به دور از تعصبات خاص در نظرات این دو اندیشمند داشته باشید خواهید دید که نظریات ملاصدرا بسیار عمیق و گسترده‌تر از نظریات دکارت در عرصه‌های مختلف بود. اما در این پنج قرن غربی‌ها به طور تدریج توانسته‌اند آن اندیشه‌های دکارت را امتداد و به مسایل جامعه و آنچه که مورد نیاز انسان­‌هاست مطرح کنند و در آن پارادایم خودشان با یک حرکتی بهمن‌وار توانسته‌اند تمدن غرب را با آن ویژگی‌های خاص خود شکل بدهد که امروز شاهد آن هستیم.

یکی از عقب‌ماندگی­‌های جامعه ما در این عرصه این است که اندیشه را به تمدّن ارتباط ندادیم و در این عرصه حضوری کمرنگ داشتیم. این سئوالات مطرح است که این دست از تأملات در عرصه‌های علوم انسانی در سیاست، اقتصاد و فرهنگ ما امتدادش کجاست؟ به چه صورت است؟ با سایر تأملات فلسفی و فکری چه تمایزاتی دارد و به تبع آن امتیازاتش در چیست؟

اگر در این اندیشه تفاوت‌های جدی وجود داشته باشد، طبیعتاً توصیفی که از مسایل می‌توان داشت متفاوت می‌شود، نه تنها توصیف بلکه به تبع آن تجویزهایی که برای مشکلات اجتماعی و انسانی ارائه می‌شود هم یک تجویز متفاوت خواهد بود.

نتیجه‌­ی تفاوت در مؤلفه‌­های پارادایمی، تفاوت در توصیف­‌ها و تفاوت در تجویزهاست

در همان جوامع غربی هم با آن همه مشترکات پارادایمی که با هم دارند، اگر دو اندیشمند در بخشی از مؤلفه‌های اندیشه خود با هم اختلاف نظر داشته باشند، مثلاً در تعریف توصیفی که از انسان دارند، این دو اندیشمند در آن راه حل‌هایی که ارائه می­دهند، نگاه‌های متفاوت خواهند داشت. به عنوان مثال؛ در سیاست یک اندیشمندی می‌گوید انسان گرگ انسان است، اما اندیشمند دیگری به انسان خوش‌بین است، طبیعتاً این دو اندیشمند نمی‌توانند در نظریه‌ای که راجع به دولت دارند به یک نظریه مشترک برسند. مثل هابز که معتقد است انسان گرگ انسان است و با این نگاه راجع به دولت، نظریه‌ی ماشین به ظهور می‌رسد که می‌گوید باید یک سازوکار و یک ساختاری باشد تا این گرگ‌ها همدیگر را ندرند.

حالا اگر شما در نگاه‌های به مسایل، یک نگاه‌های متمایز داشتید مثلا در نگاه به هستی؛ ممکن است شما هستی را همین سالن بدانید. طبیعتاً تجویزی هم که می‌کنید در حد این سالن است. اما در یک زمان ممکن است معتقد باشید پشت این سالن هم یک حیات دیگری وجود دارد. خب این طبیعتاً تجویزهای شما متفاوت خواهد شد. چنان­که قرآن کریم درباره­‌ی خطا در نگاه به هستی می­فرماید: فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ. اگر کسی هستی را در یک حدّی تعریف کرد، مبلغش از علم همان­قدر است و دایره‌ی معرفتی او به همان میزان خواهد بود. یا در ارتباط با انسان، ممکن است معتقد باشد در ارتباطی که انسان با خودش، با دیگران، با محیط، و...دارد تنها یک ابعادی دارد؛ اما ممکن است معتقد باشد ابعاد دیگری را هم می‌توان در نظر گرفت؛ مثلاً این انسان علاوه بر اینها یه ارتباطی هم با مبدأ هستی و خالق خودش هم دارد؟ یا وقتی بیان می‌شود که در این اندیشه نیک فرجامی است؛ این سئوال پیش می‌آید که آیا نیک فرجامی محقق شد یا خیر؟ در چنین حالتی تفاوت در تجویزها روشن می‌شود.

ضرورت تأمّل بر حوزه‌­ها و ابعاد مختلف کارآمدی در نظام جمهوری اسلامی

کارآمدی نظام جمهوری اسلامی را از دو حوزه می­‌شود بررسی کرد. یکی میزان موفقیت در حوزه‌های صنعت اقتصاد، پزشکی و... که با بررسی مشخص شود در این حوزه‌ها چه مقدار موفق بوده است و اگر نقص­‌هایی است آن‌ها را بر طرف کرد. یکی هم این­که علوم انسانی در حل مسائل، شناخت مسائل، فهم مسائل، تبیین مسائل و علت­یابی و کشف راه­حل­ها چه نقشی داشته است؟ چه کاری کرده است؟ چه میزان به بازی گرفته شده است؟ چقدر استخدام شده است برای این امر؟ به‌­علاوه این­که این علوم انسانی که در اختیار ماست چه‌­قدر می­‌تواند پاسخگو باشد؟ و ایرادهایش چیست؟

همان­طور که اگر کسی در جامعه­‌ای می­‌خواهد یک نقش موثری داشته باشد، نمی­‌تواند نسبت به مسائل آن جامعه بی‌­تفاوت باشد و باید مقداری بر روی این مسائل تأمل کند و ببیند اگر مسیر صحیحی است، کمک کند؛ اگر ناقص است، تکمیل کند؛ و اگر هم خطاست، تصحیح نماید؛ همین بحث را راجع به علوم انسانی هم می‌تواند داشته باشد. این­که در علوم انسانی ما، در کدام بخش نقص وجود دارد و نیاز است که تکمیل بشود. به عنوان مثال در حوزه اقتصاد، این سئوالات مطرح می‌شود که چرا مثلاً قیمت خودرو این­طور شد؟ چرا مسکن این­طور شد؟ چرا قیمت ارز این­طور شد؟ چرا فلان موضوع در کشاورزی چنین شد؟ که در مواجهه با چنین سئوالاتی متخصصین این فن پاسخ­‌هایی را مطرح می‌کنند.

اما می‌تواند در سطحی فراتر چنین سئوالاتی مطرح شود که: اقتصاد مسکن ما چقدر الان پیشرفت داشته است؟ اقتصاد کشاورزی­‌مان، اقتصاد خودرومان، اقتصاد صنعتی­‌مان چه وضعیتی دارد؟ درست حرکت می­کند یا خیر؟ دانشگاه­‌های ما چه نقشی می‌توانند داشته باشند؟ رشته­های علوم انسانی ما که در این زمینه باید فعال باشند چه می­کنند؟ یا این سئوالات مطرح شود که مناسبات اجتماعی و مناسبات رسانه‌ای در جامعه چگونه است؟

بایسته­‌های حل علمی یک مسئله

یکی از بحث‌های مهم این است که آیا در جامعه ما اساساً یک مسئله‌ای درست طرح می‌شود یا نمی‌شود؟ آیا بر روی این مسئله تأملی صورت می­گیرد؟ آیا پاسخی که به­‌دست می‌­آید پاسخ درستی است؟

اگر مسئله‌ای به صورت سطحی بررسی شده و تعمّق و تأمل دقیقی روی آن صورت نگرفته، طبیعتاً نمی­‌تواند پاسخ صحیحی برای آن داشت.

اگر یک مسئله‌ای می­شود موضوع تأمّل و تفکّر، باید در نظر داشت که این موضوع انتزاعی و مجرد نیست؛ بلکه یک موضوعی است که در واقعیت امتداد دارد و در شرایط کنونی هم تحولاتی بر آن موضوع تأثیرگذار است؛ حال چه تحولات محیطی، چه داخلی، چه منطقه­‌ای و چه بین المللی. علاوه بر آن این موضوع یک گذشته‌ای دارد و یک روندی که به سمت آینده پیش می‌رود. نمی‌­توان این موضوع را جدای از گذشته و آینده‌اش، به­طور نقطه‌ای تحلیل کرد. مثلاً مباحث مربوط به روابط بین‌­الملل، یک سیری در گذشته دارد و روندی در آینده خواهد داشت. اینطور نیست که فقط با تحلیل یک نقطه و یک مرحله از این سیر بتوان مسیر را خوب شناخت و درست پیش برد.

اگر  شما می‌خواهید مسائل کشورتان خوب فهمیده شود، خوب توصیف شود و به تبع آن تجویزها و راه­‌حل­‌های درستی ارائه شود و در نهایت این راه­‌حل‌ها محقّق بشوند، این مسیر را نمی‌توان بدون ایفای نقش علوم انسانی طی کرد.

دانشگاه‌­ها ظرفیت بزرگی برای دولت‌­ها در حل مسائل حکمرانی

اگر می­خواهیم یک اتفاق خوبی در کشورمان رقم بخورد، لازمه‌اش این است که دانشگاه پای کار باشد. دولت باید دانشگاه را یک ظرفیتی بداند که می‌تواند نواقص را در حوزه­‌های مختلف شناسایی و آن‌ها را تکمیل کند. دانشگاه یک  ظرفیت است و می­تواند این مسائل را حل کند.

به هر حال دانشگاه‌های ما هزینه سنگینی را برای دولت دارند. آن هزینه سنگین چیست؟ یک موردش همان منابع و بودجه‌­ای است که هزینه می‌شود. اما مهمتر از آن چیست؟ اینکه یک دانشجو از مقطع کارشناسی که وارد می‌­شود تا انتها که مثلاً به­‌طور پیوسته تا دکتری باشد، تقریبا 10 سال طول می­کشد. از 18 سالگی تا 28 سالگی. یعنی دانشجو بهترین سرمایه عمرش را هزینه می­کند. خب این برای چیست؟ برای اینکه مؤثر باشد؛ برای اینکه کشور و جامعه از او یک استفاده و بهره حداکثری ببرد.

حالا سئوال این است که در کشور چقدر از این هزینه بهره برده می‌شود؟ اگر نمی­‌شود ایرادش در کجاست؟ اگر ده­‌ها هزار بلکه صدها هزار نفر را دارید که عمرشان را در این عرصه‌ها گذاشته‌اند، اما بعد از اتمام این مسیر، دانشجو شغلی غیرمرتبط با رشته‌ی تحصیلی­‌اش دارد، پس در این مسیر ایرادی وجود داشته است. باید تعریف شود که صنعت با علم و با دانشگاه به چه شکل ارتباط پیدا کند؛ یا مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور با دانشگاه چه ارتباطی داشته باشد. تا ان شاء الله آن روند، روند مؤثر و رو به جلو و رو به پیشرفت باشد، نه تنها در علوم تجربی و صنعتی بلکه در علوم انسانی که بسیار مهم‌تر است زیرا آن زیربنا و پایه بودن علوم انسانی، می­تواند سایر پیشرفت­‌ها را نیز تسریع کند و شتاب ببخشد.

حال وقتی یک دانشگاهی تمام موضوعش علوم انسانی است، یک ظرفیت و یک بستر بسیار مناسب برای این است که بسیاری از مسائل حکمرانی در این دانشگاه شناخته شود، مطرح شود، مسئله تعریف شود، توضیح داده شود و تجویزهای لازم و آنچه که باید انجام بشود، صورت پذیرد.

 

پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: جلسه‌ها
mdi-tag-multipleبرچسب‌ها: دانشگاه دانشگاه علامه طباطبایی پرسش و پاسخ پرسش دانشجویی گفت‌وگوهای چندساعته جهاد تبیین علوم انسانی دانشجو
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
از همین رویداد
دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
حضور و سخنرانی دکتر جلیلی در نشست «کارگزار ملت»تصاویر
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه دیدگاه‌های ارزشمند شما 3 دیدگاه
حیات 06 خرداد 1402 - 17:47 ارسال پاسخ
اگر قوه خزانه داشتیم دیگر شرایط اقتصادی این وظعیت را نداشت زیرا نهادهای نظارتی به راحتی میتوانستند انحراف از قانون بودجه سالیانه را تشخیص و پیگیری نمایند . به امید روزی که قوه خرانه داشته باشیم . کرسی با چهار پایه مستحکم تر است .
سربدار در پاسخ به حیات 18 خرداد 1403 - 15:04 ارسال پاسخ
دولت به این دراز و طویلی کمه با این کسری بودجه حالا شما قوه خزانه هم میخوای؟؟؟؟!؟!اندکی تفکر خواهشا
تباه شده 18 خرداد 1403 - 15:03 ارسال پاسخ
خدا پدر و مادر دانشجوی دانشگاه علامه رو بیامرزه و درود به شرف مادر و پدری که همچین فرزندی تربیت کردند.اگر انسان هستید و شرافت دارید منتشر کنید