پیش از تحقق فتح الهی، قرآن مقدماتی را بیان میکند؛ برای نمونه، میفرماید با معیارهای جاهلی نمیتوان به پیروزی الهی رسید؛ با «حکم الجاهلیة» نمیتوان انتظار فتح داشت. یا در جایی دیگر در سوره مائده(۵)، خطاب به مؤمنان میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ». یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید. پیام این رهنمودهای قرآنی روشن است؛ سنت الهی آن نیست که انسان هر رفتاری داشته باشد و هر تصمیمی بگیرد، اما در نهایت انتظار پیروزی نیز داشته باشد. فتح الهی قانون و ضابطه دارد. یکی از مهمترین این ضوابط، این است که انسان در محاسبات خود دچار خطا نشود؛ یعنی عقل، کانون اندیشه و نظام تصمیمگیری او درست عمل کند. اگر این دستگاه محاسباتی دچار اختلال شود، نباید انتظار داشت که نتیجه آن، پیروزی باشد.
این همان چیزی است که از آن به «تحجر» تعبیر میکنم. تحجر یعنی شما برای یک مسئله پاسخ غلطی ارائه دهید، آن پاسخ ده بار نادرست از آب دربیاید، اما باز همان را بدون هیچ اصلاحی تکرار کنید. این رفتار، تحجر است؛ هرچند ممکن است همان افراد مدعی تجدد و روشنفکری نیز باشند.
تشییع شهید امام خامنهای، پایان یک حماسه باشکوه نیست؛ بلکه آغاز یک حرکت بزرگ است. سوره فتح چه چیزی به ما میآموزد؟ به ما میآموزد که هر پیروزی بزرگی، آغاز یک مسیر جدید است.
سعید جلیلی در جلسۀ 147 حکمت سیاسی از حکمت سورهای گفت که رهبر شهید مردم را به خواندن آن توصیه کردند؛ سورۀ فتح، سورۀ بنبستشکنی.
هر حرکت و اقدام آینده باید بر اساس این معیار ارزیابی شود که آیا به تثبیت این پیروزی کمک میکند یا خیر.
امروز اگر ملت ایران مورد تحسین بسیاری از مردم دنیا قرار گرفته است، به این دلیل است که ایستادگی کرده و در برابر زیادهخواهی تسلیم نشده است
هنگامی که احزاب شکست خوردند و عقبنشینی کردند، دستور الهی نازل شد که اکنون باید به سراغ این گروه رفت و ابتکار عمل را در دست گرفت. نباید تصور میشد که با پایان یافتن نبرد احزاب، دشمنیها نیز پایان یافته است. همان مضمون معروف که بعدها در قالب شعر و سرود بیان شد: «سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز»، دقیقاً ناظر به همین واقعیت است؛ زیرا این جریانها همچنان در موضع دشمنی قرار داشتند.
اصولاً دشمن زمانی وارد جنگ میشود که احساس کند هزینهای نخواهد داد و به نتیجه میرسد. یکی از مهمترین عوامل بازدارنده جنگ این است که دشمن بفهمد جنگ برایش پرهزینه، بیفایده و بینتیجه خواهد بود. بنابراین اگر دشمن احساس کند با ملتی مقاوم، آماده و ایستاده روبهروست، خودش نگران گرفتار شدن در «تله جنگ» میشود. این همان چیزی است که مقاومت ملت ایران نشان میدهد.
اصل درگیری میان بنینضیر و سپاه اسلام، به خاطر یک ارتباط، هماهنگی و همافزایی بود که میان جبهه یهود بنینضیر و برخی عناصر درون جامعه اسلامی شکل گرفته بود. اینها به هم متصل شده بودند؛ یعنی از درون امت اسلامی، افرادی با جبهه مقابل ارتباط برقرار کردند. نمونه چنین وضعیتی را امروز هم میتوان مشاهده کرد؛ اینکه دشمن از پایگاههایی در درون منطقه استفاده میکند؛ از امارات، بحرین، عربستان سعودی یا کویت. تعبیر قرآن در اینباره بسیار قابل تأمل است:«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ... (آیه ۱۱ سوره حشر»؛ یعنی آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند و به برادران خود از اهل کتاب که کافر شدند.
امروز نیز نمونههای این برانگیختگی دیده میشود؛ از جمله اعلام آمادگی بیش از ۲۴ میلیون نفر در طرح جانفدا؛ برای فدا کردن جان در راه اسلام، انقلاب و کشور. در تاریخ بهسختی میتوان نمونهای یافت که میلیونها نفر، در مدت کوتاهی، چنین فعال و پیگیر در صحنه حاضر شوند و خود را برای انجام یک رسالت بزرگ آماده کنند.