هر حرکت و اقدام آینده باید بر اساس این معیار ارزیابی شود که آیا به تثبیت این پیروزی کمک میکند یا خیر.
امروز اگر ملت ایران مورد تحسین بسیاری از مردم دنیا قرار گرفته است، به این دلیل است که ایستادگی کرده و در برابر زیادهخواهی تسلیم نشده است
هنگامی که احزاب شکست خوردند و عقبنشینی کردند، دستور الهی نازل شد که اکنون باید به سراغ این گروه رفت و ابتکار عمل را در دست گرفت. نباید تصور میشد که با پایان یافتن نبرد احزاب، دشمنیها نیز پایان یافته است. همان مضمون معروف که بعدها در قالب شعر و سرود بیان شد: «سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز»، دقیقاً ناظر به همین واقعیت است؛ زیرا این جریانها همچنان در موضع دشمنی قرار داشتند.
اصولاً دشمن زمانی وارد جنگ میشود که احساس کند هزینهای نخواهد داد و به نتیجه میرسد. یکی از مهمترین عوامل بازدارنده جنگ این است که دشمن بفهمد جنگ برایش پرهزینه، بیفایده و بینتیجه خواهد بود. بنابراین اگر دشمن احساس کند با ملتی مقاوم، آماده و ایستاده روبهروست، خودش نگران گرفتار شدن در «تله جنگ» میشود. این همان چیزی است که مقاومت ملت ایران نشان میدهد.
اصل درگیری میان بنینضیر و سپاه اسلام، به خاطر یک ارتباط، هماهنگی و همافزایی بود که میان جبهه یهود بنینضیر و برخی عناصر درون جامعه اسلامی شکل گرفته بود. اینها به هم متصل شده بودند؛ یعنی از درون امت اسلامی، افرادی با جبهه مقابل ارتباط برقرار کردند. نمونه چنین وضعیتی را امروز هم میتوان مشاهده کرد؛ اینکه دشمن از پایگاههایی در درون منطقه استفاده میکند؛ از امارات، بحرین، عربستان سعودی یا کویت. تعبیر قرآن در اینباره بسیار قابل تأمل است:«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ... (آیه ۱۱ سوره حشر»؛ یعنی آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند و به برادران خود از اهل کتاب که کافر شدند.
امروز نیز نمونههای این برانگیختگی دیده میشود؛ از جمله اعلام آمادگی بیش از ۲۴ میلیون نفر در طرح جانفدا؛ برای فدا کردن جان در راه اسلام، انقلاب و کشور. در تاریخ بهسختی میتوان نمونهای یافت که میلیونها نفر، در مدت کوتاهی، چنین فعال و پیگیر در صحنه حاضر شوند و خود را برای انجام یک رسالت بزرگ آماده کنند.
رهبر شهید انقلاب فرمودند: «اگر حادثهای روزی اتفاق بیفتد، خداوند ملت ایران را مبعوث خواهد کرد و این ملت کار را تمام خواهد کرد.» در این ایام دنیا دید که ملت ایران چگونه مبعوث شد. نزدیک به چهل روز است که ملتی بهصورت بینظیر، هر شب و بلکه شبانهروز، در خیابانها، میدانها و صحنههای مختلف، اینگونه برانگیخته میشود و حضور پیدا میکند.
اگر کسی بگوید ما میتوانیم اهل دین باشیم، اما در مسائل اجتماعی و سیاسی مسیر خودمان را دنبال کنیم، این قابل پذیرش نیست. قرآن نهتنها درباره حکومت و اطاعت سکوت نکرده، بلکه در این زمینه توصیه و تجویز نیز دارد. کسانی که خود را مسلمان میدانند و قرآن را میپذیرند، باید توجه کنند که آیات قرآن سرشار از احکام و موضوعاتی است که ناظر به حکم و طاعت است. جمله مشهور شهید مدرس که «سیاست ما عین دیانت ماست» نیز بر اساس همین نگاه است که در اندیشه اسلامی درباره تمام مباحث سیاسی حکم، نظر و بحث وجود دارد.
امروز جبهه باطل عیانتر از گذشته در برابر جبهه حق شکل گرفته است. شما ببینید یک سوی این تقابل جریانی است که بخشی از اسناد فجایع اخلاقی و ضدانسانیشان در رسانههامنتشر شده است و سوی دیگر ، مسجد، قرآن و رهبر معظم انقلاب قرار دارند، نمادهای جبهه حق در روزگار ما. امروز همانگونه که قرآن و مسجد مورد کینه آنان است، هماناندازه نیز از ولایت فقیه بغض دارند.
در قرآن کریم صفآرایی حق و باطل حول مساجد نیز دیده میشود؛ «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ»، یعنی برای قسط قیام کنید و رویکرد خود را در هر مسجد برپا دارید. نقطهٔ مقابل این چیست؟ قرآن میفرماید: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ». چه کسی ستمکارتر از آن است که با مسجد دشمنی کند و مانع شود که در آن یاد خدا زنده شود؟ نمونهای از این وضعیت، همان مسجدی است که شب گذشته در شمیران نو رفته بودیم؛ تمام آن را به آتش کشیده بودند: محراب، تصاویر شهدا و همهٔ بخشهای آن سوخته بود. این صحنهها به گونهای است که گویی این آیات امروز نازل شدهاند.