اگر نظر به حداکثرها نداشته باشید، به حداقلها هم نمیرسید. رشد هشت درصد را اگر هدف نگیرید، به رشد دو درصد هم نمیرسید؛ عاقبت میشود رشد صفر، رشد منفی. این را جلیلی در جلسۀ 153 حکمت سیاسی گفت. جلسۀ رفتار سیاسی، میان نگاههای حداقلی و حداکثری.
این حق کارگزار است که نصیحت بشود، چه از سمت مردم، چه از سمت ولی جامعه؛ هرچند که ملأ، نصحیتکنندگان را هر قدر هم دلسوز و خیرخواه باشند دوست ندارند. اینگونه، با سرپیچی از نصحیت خیرخواه، افسوس و پشیمانی به ارث میبرند؛ مثل عبرت حکمیت، عبرت برجام، عبرتهای دیگر... این سخن جلیلی در جلسۀ 152 حکمت سیاسی بود، جلسۀ دوم حکمت نصیحت.
دشمن که شکست خورد، تازه وقت ابتکار است؛ ابتکاری پیروزی پیکار را تثبیت میکند که فرصت را از دشمن بگیرد، نه که به دشمن فرصت دهد بپندارد میتواند برود بازآرایی کند برگردد دوباره بجنگد. ابتکاری که سایۀ جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد، سرآغاز حرکت به سوی اهداف بزرگ است. مثل آنچه پیامبر (ص) در احزاب و حدیبیه کرد. مثل آن چه امروز نیاز داریم. این چکیدۀ جلسۀ 150 حکمت سیاسی است.
کشوری که ۱۵ همسایه دارد، به دریا دسترسی دارد و از منابع عظیمی مانند نفت، گاز، معادن و جنگل برخوردار است، مهمتر از همه، مردم و جوانان باانگیزه و تحصیلکردهای دارد که توانمندی خود را حتی در سختترین عرصهها نشان دادهاند و میتوانند همچون گذشته با ابتکار محاصره را بی اثر کند. در عرصه نظامی نیز آمریکا بهعنوان قله پیشرفت نظامی معرفی میشد، اما امروز در برابر ملت ایران زانو زده است؛ این با ابتکار، خودباوری و میدان دادن به جوانان محقق شده است.
بازگویی ضعفها راهگشا نیست؛ آنچه حرکت ما را به جلو میبرد، شناخت ظرفیتها، کنشگری در تراز شرایط، نقشآفرینی فعال، ابتکار و نوآوری است.
میگویند «نصیحت نکن!»، مگر خیرخواهیکردن با بخشنامه آمده که با بخشنامه برود؟ نصحیت دولت هم حق مردم هم وظیفۀ مردم است.
جنگ و مذاکره، هر دو ابزارند؛ ممکن است در مقطعی به کار آیند و در مقطعی دیگر نه. اما آنچه اصالت دارد، مبارزه با ظلم، دفاع از حق و ایستادگی در برابر باطل است. سیره پیامبر اکرم(ص) نیز نشان میدهد که حتی در سیزده سال حضور در مکه، با وجود نبود جنگ نظامی، مبارزه با شرک و کفر لحظهای متوقف نشد.
این همان چیزی است که از آن به «تحجر» تعبیر میکنم. تحجر یعنی شما برای یک مسئله پاسخ غلطی ارائه دهید، آن پاسخ ده بار نادرست از آب دربیاید، اما باز همان را بدون هیچ اصلاحی تکرار کنید. این رفتار، تحجر است؛ هرچند ممکن است همان افراد مدعی تجدد و روشنفکری نیز باشند.
عامل بازدارندگی واقعی در برابر دشمن چیست؟ دشمن، دشمنی خود را ادامه میدهد؛ نه اهل اخلاق است، نه به تعهدات خود پایبند است و نه صرفاً با مذاکره یا گفتوگو از دشمنی دست برمیدارد. این تصور که صرفاً با اخلاق، تفاهم یا حتی مذاکره همه مسائل حل میشود، دیگر تجربهای آزموده شده است. بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که دشمن بداند هرگونه اقدام خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران برای او بسیار پرهزینه و بیفایده خواهد بود.
اگرر شما میگویید ما باید اموال ایران را آزاد کنیم، بزرگترین دارایی ملّت ما رهبری عزیزش بود. امروز حق این ملّت، دفاع از این جایگاه و سرمایه بزرگ با انتقام است و وظیفه مسؤولین پیگیری آن است.انتقام حق ملت و وظیفه مسئولین است.