هنگامی که احزاب شکست خوردند و عقبنشینی کردند، دستور الهی نازل شد که اکنون باید به سراغ این گروه رفت و ابتکار عمل را در دست گرفت. نباید تصور میشد که با پایان یافتن نبرد احزاب، دشمنیها نیز پایان یافته است. همان مضمون معروف که بعدها در قالب شعر و سرود بیان شد: «سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز»، دقیقاً ناظر به همین واقعیت است؛ زیرا این جریانها همچنان در موضع دشمنی قرار داشتند.
اصولاً دشمن زمانی وارد جنگ میشود که احساس کند هزینهای نخواهد داد و به نتیجه میرسد. یکی از مهمترین عوامل بازدارنده جنگ این است که دشمن بفهمد جنگ برایش پرهزینه، بیفایده و بینتیجه خواهد بود. بنابراین اگر دشمن احساس کند با ملتی مقاوم، آماده و ایستاده روبهروست، خودش نگران گرفتار شدن در «تله جنگ» میشود. این همان چیزی است که مقاومت ملت ایران نشان میدهد.
اصل درگیری میان بنینضیر و سپاه اسلام، به خاطر یک ارتباط، هماهنگی و همافزایی بود که میان جبهه یهود بنینضیر و برخی عناصر درون جامعه اسلامی شکل گرفته بود. اینها به هم متصل شده بودند؛ یعنی از درون امت اسلامی، افرادی با جبهه مقابل ارتباط برقرار کردند. نمونه چنین وضعیتی را امروز هم میتوان مشاهده کرد؛ اینکه دشمن از پایگاههایی در درون منطقه استفاده میکند؛ از امارات، بحرین، عربستان سعودی یا کویت. تعبیر قرآن در اینباره بسیار قابل تأمل است:«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ... (آیه ۱۱ سوره حشر»؛ یعنی آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند و به برادران خود از اهل کتاب که کافر شدند.
اگر کسی بگوید ما میتوانیم اهل دین باشیم، اما در مسائل اجتماعی و سیاسی مسیر خودمان را دنبال کنیم، این قابل پذیرش نیست. قرآن نهتنها درباره حکومت و اطاعت سکوت نکرده، بلکه در این زمینه توصیه و تجویز نیز دارد. کسانی که خود را مسلمان میدانند و قرآن را میپذیرند، باید توجه کنند که آیات قرآن سرشار از احکام و موضوعاتی است که ناظر به حکم و طاعت است. جمله مشهور شهید مدرس که «سیاست ما عین دیانت ماست» نیز بر اساس همین نگاه است که در اندیشه اسلامی درباره تمام مباحث سیاسی حکم، نظر و بحث وجود دارد.
راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال بیش از همیشه مصداق این آیه شریفه است که؛ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ. هم کفار را از لحاظ روحی به خشم میآورد و هم از لحاظ میدانی به آنها ضربه میزند و دستاورد عینی و تعیین کننده برای جبهه حق دارد. این تعبیر که هر گامی دراین مسیر در کارنامه انسان به عنوان یک عمل صالح نوشته میشود نوید و مژده شوق انگیزی است که پروردگار عالم به بندگان مومنش میدهد.
قرآن کریم در تبیین هدایت انسان میفرماید: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق». خداوند پیامبران برای هدایت فرستاد و دینِ حق را نازل کرد و این هدایت، به سمت یک هدف است. در ادامه تصریح میکند: «لیُظهره علی الدین کله» این دین قرار است آن وعدههایی را که داده و آن حقیقتی را که در خود دارد، بهصورت عینی نشان بدهد. خداوند در ادامه حفظ نور هدایت خود را بعنوان سنتالهی معرفی میکند و میفرماید: وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمی خواهد، هر چند کافران خوش نداشته باشند.
آنها برای همین فتنه اخیر ماهها و سالها برنامهریزی کردند؛ مدیریت کردند، ساعت تعیین کردند، گفتند در فلان زمان این کار انجام شود، و بالاترین سطح خشونت، بالاترین شکل وحشیگری، عبور از تمام خط قرمزها را در دستور کار قرار دادند. قرآن، مسجد، امامزاده، کودک سهساله، کودک هشتساله، همه را هدف قرار دادند. همه این کارها را انجام دادند، اما برای چه؟ باز هم ناکام ماندند. چون با ملتی مواجه شدند که 22 دی ماه، اینگونه به صحنه آمد. باید بدانند اگر بخواهند تعرضی انجام دهند، این بزن و در رو نیست؛ این ملت تازه کار را شروع میکند. باید این را بفهمند که هر تعرضی نهتنها فایدهای برای آنها ندارد، بلکه هزینههای سنگینی هم برای آنها به همراه خواهد داشت. قدرت ما مقاومت و هوشیاری ملت ماست.
در نهجالبلاغه، بهوضوح میتوان مشاهده کرد که امیرالمؤمنین علیهالسلام فتنه را چگونه توضیح میدهند: اینکه فتنه چگونه آغاز میشود، چگونه گسترش مییابد، بر چه مبانی استوار است، چه ریشههایی دارد و از چه مسیری شکل میگیرد. وقتی از «شکلگیری فتنه» سخن میگوییم، در واقع از نوعی فساد صحبت میکنیم؛ گاه فساد فکری و سیاسی است، گاه اقتصادی است. فتنه نیز خود انواع مختلفی دارد. از یک سو، فتنه میتواند بهمثابهی آزمایش الهی باشد؛ امتحانی که خداوند انسان را در عرصههای مختلف با آن میآزماید تا میزان پایداری او در مسیر حق روشن شود. از سوی دیگر، فتنه میتواند نتیجهی حرکتها و طراحیهای دشمنان باشد که با هدف فتنهانگیزی در عرصههای مختلف انجام میگیرد؛ گاهی فکری، گاهی اقتصادی، گاهی اجتماعی و گاه در سایر حوزهها.
اگر مناسبات بر مبنای فطرت انسانی و تدبیر الهی استوار باشد، اصلاح محقق میشود؛ وگرنه تباهی فرا میگیرد.