mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left انقلاب اسلامی قله‌های پیشرفت را می‌خواهد و به دنبال ساختن ... بازگشت
سخنرانی دکتر سعید جلیلی در جمع مردم سیرجان ۹۳/۳/۲۷

انقلاب اسلامی قله‌های پیشرفت را می‌خواهد و به دنبال ساختن یک تمدن جدید است

دکتر سعید جلیلی در جمع مردم سیرجان، با اشاره به مسیر پیش روی انقلاب اسلامی گفت: گفتمان انقلاب اسلامی دنبال این نیست که فقط چندتا سانتریفیوژ داشته باشد. این گفتمان دارد یک تمدن جدید می‌سازد. گام بعدی پیچ تاریخی این است که باید هشیار بود. ما داریم رو به بالا می‌رویم و دشمن دارد به سمت پایین می‌آید. ویژگی انقلاب اسلامی این است که به قله‌ها نگاه می‌کند. به حداقلها اکتفا نمی‌کند. مثلاً بگوید فعلاً در یک حداقلی دیگر بس است. نه. او قله‌ها را می‌خواهد. آن هم در هر زمینه‌ای. در معنویت، در کمال، در اخلاق، در اقتصاد و در همه مظاهر پیشرفت می‌خواهد به آن قله برسد و دشمن از همین نگران است.
مدت زمان تقریبی مطالعه:21 دقیقه و 47 ثانیه
mdi-calendar30 تیر 1393 - 18:13
mdi-comment 2
mdi-text-subjectمطالب
بسم الله الرحمن الرحیمسئوال عمومی: چرا ایران مهم است؟امروز با مردمانی از سراسر دنیا مواجه می‌شویم که یک پرسش اساسی دارند. مردمانی که از سرزمین‌های بسیار دور می‌آیند و ایرانی‌ها را می‌بینند. تا می‌پرسند شما از کجا هستید و می‌گویید از ایران، سؤال می‌کنند که ایران چیست که ما هر وقت رادیو گوش می‌کنیم، تلویزیون می‌بینیم، توی اینترنت می‌رویم، فلان روزنامه را نگاه می‌کنیم، نمی‌شود مطلبی راجع به ایران نداشته باشد؟ چرا اینگونه است؟ در دنیا حدود صد و نود کشور هست. چرا امروز موضوع ایران یک موضوع مهم و اساسی در همه پهنه بین‌الملل شده؟ اگر ما اخبار ایران را در ایران دنبال کنیم طبیعی است. چون ایرانی هستیم و در ایران هستیم و این حرفها را می‌شنویم اما کسی که در آن سر دنیا است، می‌گوید ایران چیست؟ چرا هر وقت ما به رسانه‌ها مراجعه می‌کنیم و در معرض آنها قرار می‌گیریم، حرف از ایران است؟ مبنای طرح ایران چیست؟ این سؤال وقتی معنا پیدا می‌کند که بدانیم در دنیا چه مناسباتی شکل گرفته است. در بین صد و نود کشور چرا باید یک کشور این قدر مهم باشد؟ یک مثالش همین موضوع هسته‌ای است که امروز هی در موردش بحث می‌شود. چرا مسئله‌ی هسته‌ای ایران مهم شده است. در این همه کشور دنیا فعالیت هسته‌ای وجود دارد؛ همین کشورهایی که می‌آیند و با ما صحبت می‌کنند خودشان. این دیگر ادعاهای ما نیست. اظهارات خودشان است. یکیشان می‌گوید من پنج هزارتا کلاهک هسته‌ای دارم. آن یکی می‌گوید من چهار هزارتا کلاهک هسته‌ای دارم. به صراحت هم می‌گویند. این جزو بحثهایشان است. با هم اختلافاتی هم دارند اما چطور می‌شد که همه این بحثها کنار می‌رود؟ می‌گویند برویم ببینیم چندتا سانتریفیوژ در ایران دارد کار می‌کند. همه هم و توان ما باید این باشد که تا جایی که می‌توانیم جلوی این چندتا سانتریفیوژ را بگیریم. چرا؟ مگر این چندتا‌ سانتریفیوژ چه اهمیتی دارد؟ شما که خودتان هر کدام کلاهک هسته‌ای دارید. ما چندتا سانتریفیوژ برای کارهای صلح‌آمیز داریم. آن هم زیر نظر دوربینها و بازرسان آژانس. چرا این قدر برای آنها مهم است؟ سؤال من این است؟ چرا این قدر این را مطرح می‌کنند؟ باید بدانیم که در دنیا چه مناسباتی شکل گرفته. وقتی که امام بزرگوار ما این حرکت را در سال چهل و دو در «استجیبوا لله و لرسول اذا دعاکم لما یحییکم» آغاز کرد، جهان در شرایطی بود که همین قدرتها در آن زمان تازه از فضای جنگ جهانی دوم فارغ شده بودند؛ هفده هیجده سالی از آن جنگ می‌گذشت. آمده بودند و دنیا را برای خودشان تقسیم کرده بودند. یک نظمی در جهان شکل داده بودند. یک مناسباتی را شکل داده بودند که این نظم در این پنجاه سال هم دنبال شده. این طور نبوده که مثلاً در آن زمان بوده. این نظم آنها چه بوده. این بوده که ما پنج‌تا قدرت باید یک امتیازاتی را داشته باشیم و بقیه نباید داشته باشند. مثل امتیاز وتو. بحثشان چه بود؟ این که ما پنج قدرت می‌توانیم سلاح هسته‌ای داشته باشیم و دیگران نباید داشته باشند. این را رسماً بیان کرده‌اند. در همین ان پی تی بیان شده. یک انحصاراتی را درست کردند و شکل دادند.پیوند زور و تزویر در استکبار عصر مااینها که این را شکل دادند، بحثشان این است که ما این را شکل دادیم و بین خودمان هم تقسیم کردیم. در مقطعی گفتند حالا که ما با هم اختلافاتی داریم، نصفش مال شرق و نصفش مال غرب. با هم آشتی می‌کنیم. بعد از این که مارکسیسم و شوروی از هم پاشید که دیگر یک مناسبات و انحصاراتی را شکل داده بودند. بر چه مبنا؟ بر این مبنا که اینها قدرت و زور دارند. مبنا هم یک مبنای جدید نبود. یک مبنای استکباری قدیمی است؛ «واستکبروا فی الارض بغیر الحق و قالوا من اشد منه قوه». استکبار کردند و گفتند چون زور ما از همه بیشتر است، باید این انحصارات را داشته باشیم. فقط توی این هم نبود. «نحن اکثر اموالاً»، چون ثروت ما بیشتر است باید این را داشته باشیم و این را شکل دادند. تا امروز هم ادامه دارد. نه فقط راجع به این که کسی سلاح هسته‌ای نداشته باشد یا کسی حق وتو نداشته باشد. حتی راجع به این که اگر دوتا کشور دیگر می‌خواهند با هم روابط اقتصادی داشته باشند، ما باید نظر بدهیم. مثلاً آهای فلان کشور، تو رفتی و از ایران خرید کردی؟ خیلی خب؛ تو مشمول این مجازات و تحریم می‌شوی. چه کسانی این کارها را می‌کنند؟ همانهایی که شعار اقتصاد آزاد می‌دهند! به صراحت هم بیان می‌کنند. البته من این را عرض کرده‌ام. تفاوت این دوره با دوره‌های قبل این است که اگر مثلاً هیتلر نامی بود و این کارها را هم می‌کرد، هیچ ابایی هم نداشت که بگوید من بر مبنای زور دنبال نژادپرستی هستم. اینها همان زور را انجام می‌دهند و بدتر از آن را هم انجام می‌دهند اما اسم آن را حقوق بشر می‌گذارند. آزادی و دمکراسی می‌گذارند. زور هست به علاوه تزویر.  وقتی که به صراحت به آنها می‌گویی که شما که این کار را می‌کنید و مثلاً اسمش دمکراسی است، این متحدین شما در منطقه که اصلاً بوی دمکراسی به همان معنایی که شما می‌گویید را هم نبرده‌اند و اصلاً در تاریخ کشورشان انتخابات برگزار نشده. چطور تو می‌گویی این متحد من است؟ بعد هم می‌گویی من برای دمکراسی گلویم را پاره می‌کنم! می‌گوییم این‌ها که شما از آنها دفاع می‌کنید اصلاً در کشورش قانون اساسی ندارند. چطور شما دارید این را بیان می‌کنید؟ «زور به علاوه‌ی تزویر». این هم مال تاریخ نیست ها. این مال همین امروز است. خانم اشتون در این سفر اخیری که به ایران آمد، من همین را با ایشان مطرح کردم. گفتم شما که این همه از دمکراسی می‌گویید، این آقای مرسی که رأی آورده بود، چی شد یک دفعه توی قفس رفت و شما هم همه اینها را می‌دیدید و دیگر اصلاً نگران هیچی نبودید؟ یا در جاهای دیگر... ملت ایران زیر بار مناسبات باطل نرفتعرض من این است که مناسباتی این‌طوری شکل گرفته بود. خیلی‌ها هم در برابر اینها همین نگاه را داشتند که چه می‌شود کرد. شاید دوست نداشتند. همان مطلبی که حضرت آقا روز چهارده خرداد فرمودند اما می‌گفتند همین است دیگر. اینها زور دارند و نمی‌شود کاریش کرد. من چند سال پیش یک سفری رفته بودم به ژاپن. از نخست وزیر و وزیر خارجه‌اش تا آن کسی که شاهد عینی فاجعه بمباران هیروشیما بود، وقتی به اینها می‌گفتیم، آنهایی که مدعی سلاح هسته‌ای هستند، اینها نه تنها سلاح هسته‌ای دارند، نه تنها اضافه کردند، نه تنها انبارهای سلاح هسته‌ای دارند، از سلاح هسته‌ای علیه مردم استفاده کردند؛ مجرم سلاح هسته‌ای هستند. این هم شاهد عینی آن. اول از همه باید اینها خلع سلاح بشوند. بعد شما می‌بینید که یک کشوری هست، ظاهرش هم این است که پیشرفت کرده. ژاپن خیلی متمدن است و پیشرفت کرده و جلو رفته اما از نخست وزیرش تا آن شاهد عینی‌اش به خود من می‌گفتند که اگر ما بمباران شدیم، حق ما بوده! این کار باید می‌شد. من این را با واسطه نمی‌گویم. خودم شنیدم. این یک نوع نگاه است که با این مناسبات برخورد می‌شود. در این شرایط یک حرکتی شکل می‌گیرد و یک ملتی می‌آید قیام می‌کند، در پاسخ به دعوت خدا و پیامبیر یک اراده‌ای ظهور پیدا می‌کند که در برابر این اراده‌ها می‌ایستد. می‌گوید من اینها را قبول ندارم. این بحثها را قبول ندارم. اینجایش غلط است. اینجایش درست نیست. اینجایش زورگویی است. اینجایش منطق ندارد. این را به خیلی‌ها گفتند. درست هم هست. این طور نیست که فقط ملت ما خواسته جلوی این بحثها بایستد. کشورهای دیگر هم بوده‌اند. آمدند و مطرح کردند. چند صباحی به اسم این اندیشه، یک وقت به اسم مارکسیسم و یک وقت هم به اسم ناسیونالیسم این حرکتها را کردند. ایستادند. فرق حرکت ما با آنها چه بود؟ خواهشاً این نکته را توجه بفرمایید. فرقش این بود که اگر این حرکت ایستاد و در برابر این مناسبات ظالمانه مقاومت کرد، توانست اراده خودش را تحمیل بکند. در بحثهای راهبردی این را این طوری تعریف می‌کنند. می‌گویند پیروزی چیست. وقتی که دوتا اراده در برابر هم قرار گرفتند، اگر یکی توانست اراده خودش را به آن اراده دیگری تحمیل کند، می‌شود پیروز. دنیا شاهد است که همه اینها پشت سر شاه ایستادند. ملت ما ایستاد که شاه باید برود. هم امکانات شاه زیاد بود و هم پشتیبانی‌های آنها. اما اراده ملت ما این نبود. همه اینها پشت سر صدام ایستادند. خودشان می‌گویند. این شهدای بزرگوار شما شاهدان عینی این بحث هستند که سلاح شیمیایی‌اش را این می‌داد. آواکسش را آن می‌داد. میگش را آن یکی می‌داد. همه این قدرتهایی که امروز می‌نشینند و با شما راجع به انرژی هسته‌ای صحبت می‌کنند، همان زمان همه اینها داشتند به صدام کمک می‌کردند. خودشان هم ابایی ندارند و به صراحت گفته‌اند. اعتراف کردند و اسناد آن را منتشر کردند که بله. این صدام نبود که با شما می‌جنگید. ما بودیم. اخیراً یکی از همین کشورهای عربی گفته بود، بله ما که سلاح و اینها نداشتیم اما پولش را ما می‌دادیم. حالا مثلاً می‌خواهد افتخار بکند. یعنی آن هم که سلاح و تکنولوژی نداشت پول می‌داد! خب، همه اینها می‌ایستند اما یک ملت  در برابر اینها می‌ایستد و اراده او پیروز می‌شود. در همین موضوع هسته‌ای خودشان بیان می‌کنند. همه‌شان می‌گویند ما خواستیم که مانع دسترسی ایران به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای بشویم. اصلاً تحریمها را برای همین گذاشتیم. به قول خودشان ساعت حرکت فعالیت هسته‌ای ایران را متوقف یا کند کنیم. ولی این آمد و توانست علیرغم همه تحریمها موفقیت را به دست بیاورد. شما این سیر را نگاه بکنید. کسانی آمدند مانع هم بشوند. نه این که فقط مخالفت بکنند و یک بیانیه‌ بدهند. با هر آن چه در امکانشان بود آمدند که مانع این حرکت بشوند. یک وقت هست که شما می‌بینید یک کسی یک بیانیه می‌دهد و مخالفت می‌کند. این طور نبود. همین جنگ تحمیلی هشت سال جنگ همه جانبه‌ای با ما بود. هر آنچه داشتند پای کار آوردند. چرا نتوانستند موفق بشوند؟ خب کسان دیگری هم بودند. اینجا است که آن چیزی که ما در معارفمان می‌خوانیم. همین صلوات شعبانیه که شما هر روز آن را تکرار می‌کنید، این ملت متمسک به یک حبل المتینی شد، قرآن و اهل بیت و ولایت که کهف حصین بود. یک غار و پناهگاهی بود که اگر شما به آن پناه می‌بردید، در امنیت بودید. خیلی‌ها ممکن است به یک پناهگاه پناه ببرند. برای چه می‌فرماید الکهف الحصین؟ برای این که خیلی از کهفها هست که حصین نیست. شما می‌بینید که نیم قرن بیش از نصف دنیا به مارکسیسم پناه بردند. بعد خود همان مارکسیسم رویشان خراب شد. مثل کسی که مثلاً از ترس طوفان به یک پناهگاهی برود. بعد خود آن غار روی او خراب بشود. ملت ما به چیزی پناه برد که یک کهف حصین است. فقط این نبود که آنجا پناه ببرد؛ «الفلک الجاریه فی للجج الغامره». به یک جایی پناه برد که یک کشتی در حال حرکت است. این را متوقف نمی‌کند. همین طور دارد روز به روز جلو می‌رود. او از این نگران است. آن هم حالا نه این که در یک دریای آرام یا استخر دارد راه می‌رود. نه. فی للجج الغامره. علیرغم سخت‌ترین امواجی که به مقابله این کشتی می‌فرستند، این را می‌برد. الفلک الجاریه فی للجج الغامره. این آن اندیشه‌ای است که آنها ازش احساس نگرانی می‌کنند. آنها می‌گویند نگرانی ما این است که ایران فقط مقاومت نمی‌کند. دارد پیشرفت می‌کند. تنها یک اندیشه را محقق نمی‌کند، در این محقق کردن آن را موفق می‌کند. تنها این نیست که خودش باشد. این دارد تکثیر می‌شود. اگر این خرمشهر را آزاد می‌کند، فردایش جنوب لبنان هم آزاد می‌شود. این است که برای آنها نگران‌کننده است. ایران در پیچ تاریخیآن طرف چه خبر است؟ شما می‌بینید که برخی از این قدرتها دارند دچار اضمحلال می‌شوند. این را خودشان امروز به صراحت بیان می‌کنند که دیگر آن دوران تک قطبی گذشت. دورانی که ما تنها قدرت یا ابرقدرت باشیم گذشت.  یک شیب نزولی پیدا شده. این که عرض می‌کنم اظهارات من نیست. رئیس شورای روابط خارجی آمریکا اخیراً مقاله‌ای نوشته؛ مقاله مثل کتابی است. نوشته که سیاست خارجی در خانه شروع می‌شود. بعد مقوله‌ای را بیان می‌کند. می‌گوید این دوره دوره‌ای نیست که شما بگویید ما ابرقدرت هستیم. نه. دوران شیب دارد شروع می‌شود. همانها در آنجا بیان می‌کنند که اما جمهوری اسلامی ایران در یک دوران صعود است. این را بیان می‌کنند. همانها در آنجا بیان می‌کنند که امروز شما نمی‌توانید قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را نادیده بگیرید. این که عرض می‌کنم بیانیه یکی دوتا نویسنده نیست، این عین اظهارات مقامات رسمی آمریکا است که دشمن ما است. بیان می‌کند که فلان موضوع و فلان موضوع بدون حضور جمهوری اسلامی نمی‌شود. آن پیچ تاریخی این است. شما یک حرکتی را شروع کرده‌اید. به یک نقطه عطفی رسیده‌اید. نکته این پیچ این است که کسانی که تمام این پنجاه سال در برابر شما بودند، آنها در یک مسیر نزولی قرار گرفته‌اند و شما در یک مسیر صعودی. این را باید درک کرد. باید این را دانست. باید این مسیر صعودی را حفظ کرد. اگر ما می‌خواهیم این مسیر پیشرفت را ادامه بدهیم که خواست همه ملت ما است، این باید تداوم پیدا بکند. این تداوم چگونه ممکن است؟ باید بدانیم این موفقیتها چگونه به دست آمده و مرهون چه عواملی است. داشته‌های خودمان را ببینیم و محاسبات خودمان را بر اساس آن داشته‌ها داشته باشیم. همت دشمن: غفلت از داشته‌ها و تمرکز بر نداشته‌ها تمام تلاش دشمن این است که شما را از داشته‌هایتان خالی بکند، نگران بکند، هی به ضعفها و نابسامانیها و نداشته‌ها معطوف بکند. او این را می‌خواهد. همین بحثهایی که می‌کند و این چیزهایی که شما می‌بینید. مثلاً صدتا کانال تلویزیونی راه می‌اندازد، این کار را که برای خدا نمی‌کند. او می‌خواهد مانع همین مسیر پیشرفت بشود. هر آنچه هم که داشته به کار گرفته؛ این‌که می‌بینید او می‌گوید گزینه نظامی روی میز است، این یک حرف مسخره است. چون او اولین گزینه‌ای که برای مقابله با ملت ما برداشت، گزینه‌ نظامی بود؛ در هشت سال دفاع مقدس، خودشان اعتراف کردند که این صدام نبود که با ایران می‌جنگید، ما بودیم که کمک می‌کردیم. تودهنی خوردند و فهمیدند این گزینه جواب نمی‌دهد. این که می‌بینید صدتا کانال تلویزیونی فقط برای فضای ایران و با زبان فارسی درست می‌کنند،‌ برای چیست؟ می‌خواهد داشته‌های یک ملت را تضعیف بکند. چرا ملت ما توانست این موفقیت را به دست بیاورد؟ چرا امروز در دنیا اسم جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی ایران مطرح است؟ به خاطر این داشته‌ها است. چرا ملت ما می‌تواند آزاد باشد؟ مثل آن کشور نباشد که بگوید اگر ما بمباران هسته‌ای هم شدیم، حق‌مان بود! این کشور می‌گوید نه؛ من از حقم دفاع می‌کنم ولو برای یک عدد سانتریفیوژ باشد. چرا این را می‌گوید؟ چرا این ملت می‌تواند آزاده باشد؟ چون آن نقطه رهایی و آزادی را پیدا کرده. نقطه رهایی و آزادی چیست؟ آزاد شدن از تعلقات و هوای نفس. این شهدای بزرگوار ما که امروز به عنوان نمادهای آزادگی مطرح هستند، اینها این نقطه رهایی و آزادی را پیدا کرده بودند که توانستند خرمشهر را آزاد بکنند. کسی که خودش را از این تعلقات آزاد بکند، آن وقت می‌تواند خیلی چیزهای دیگر را هم آزاد بکند. او از این نگران است. این که می‌بینید او صدتا کانال ماهواره راه می‌اندازد، به خاطر این است که دوباره این ملت را اسیر بکند. بعد اسمش را آزادی می‌گذارد. بر مبنای همان تزویری که گفتم. او می‌خواهد شما دوباره اسیر همین بحثها بشوید، اسیر این تعلقات و نفسانیات بشوید تا نتوانید آزاد و آزاده باشید و آرمانهای خودتان را که در بند کرده‌اند آزاد بکنید. او این را می‌خواهد. اما چرا ملت ما توانست؟ من امروز صبح توفیق حضور داشتم در روستای گنجان. شما می‌بینید که یک روستا که در زمان جنگ تحمیلی هفتصد نفر جمعیت داشته، هفتاد شهید تقدیم می‌کند. می‌دانید این یعنی چی؟ آنها برای چی موفق نشدند جلوی ملت ما را بگیرند؟ چون روستای گنجان را در محاسبات خودشان نگنجانده بودند. چون نمی‌دانستند یک همچین وضعیتی وجود دارد که یک روستا که صدها کیلومتر با مرزها فاصله دارد اما وقتی احساس می‌کند که خطری انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند، از هر ده نفر یک  نفرش را تقدیم اسلام می‌کند. تقدیم انقلاب اسلامی می‌کند. این در محاسبات آنها نیامده بود. این است که برای آنها نگران‌کننده است. اینهاست مولفه‌های قدرت ملت ما. اگر ما امروز عزت و اقتداری داریم، امنیت و پیشرفتی داریم، مرهون این عوامل است. آنها دقیقاً می‌خواهند این را بپوشانند. می‌خواهند این را نادیده بگیرند. چون می‌دانند اگر این تکثیر بشود، فقط خرمشهر آزاد نمی‌شود. جنوب لبنان هم آزاد می‌شود. اگر این تکثیر بشود، فقط این نیست که شما در جنگ موفق بشوید، در اقتصاد هم حماسه‌های بزرگی ایجاد می‌کنید. یعنی آن روستای گنجان که می‌تواند با هفتاد شهید خرمشهر را آزاد بکند، با آن نگاه می‌تواند ایران را آباد هم بکند. می‌تواند ایران را یک نمونه بکند. در مسائل اقتصادی، در مسائل فرهنگی، در بحثهایی که جهان امروز منتظر است ببیند بالاخره در این فضای خفقان بین‌المللی که چند قدرت ساخته‌اند، آیا اگر کسی ایستاد، می‌تواند پیشرفت کند یا نه. این اهمیت دارد. گفتمان انقلاب اسلامی، دنبال تمدن جدید است و نه چند عدد سانتریفیوژاگر مقام معظم رهبری صحبت از یک پیچ تاریخی می‌کند، مقصد بعدی را هم بیان می‌کند. می‌فرمایند این مسیری که ما آمدیم؛ یعنی الحمدلله انقلاب پیروز شده است و تثبیت نظام اسلامی، این طور نیست که جاده در همین جا متوقف شده باشد. به برکت قرآن و اهل بیت و ولایت، الفلک الجاریه فی للجج الغامره. این کشتی علیرغم این امواج شتابان در حال حرکت است. لذاست که بحث تمدن اسلامی را مطرح می‌کنند. می‌فرمایند ما باید به گونه‌ای به سمت پیشرفت برویم. گفتمان انقلاب اسلامی دنبال این نیست که فقط چندتا سانتریفیوژ داشته باشد. این گفتمان دارد یک تمدن جدید می‌سازد. گام بعدی آن پیچ تاریخی این است که باید هشیار باشید. شما دارید رو به بالا می‌روید و او دارد به سمت پایین می‌آید. ویژگی انقلاب اسلامی این است که به قله‌ها نگاه می‌کند. به حداقلها اکتفا نمی‌کند. مثلاً بگوید فعلاً در یک حداقلی دیگر بس است. نه. او قله‌ها را می‌خواهد. در هر زمینه‌ای. در معنویت، در کمال، در اخلاق، در اقتصاد و در همه مظاهر پیشرفت می‌خواهد به آن قله برسد و او از همین نگران است. اگر امروز در تمام دنیا بحث انقلاب اسلامی مطرح می‌شود، بر این مبنا است. این که چند قدرت می‌آیند و خودشان را قدرتهای بزرگ دنیا معرفی می‌کنند، بعد هم می‌گویند ما جامعه جهانی هستیم. در صورتی که جمع آنها چندتا و به اندازه عدد یک دست هم نمی‌شوند. می‌گویند ما جامعه جهانی هستیم. می‌گوییم این صد و بیست کشور جنبش عدم تعهد که می‌آیند و از جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند، اینها جامعه جهانی نیستند؟ همین پنج قدرت جامعه جهانی شده‌اند؟ خداباوری و مردم‌باوری؛ دو رکن موفقیت انقلاب اسلامیآن حرکتی که ما امروز داریم، اگر درک دقیق داشته باشیم، با توجه به راهنماییهای رهبری عزیز انقلاب که دارند آن قله‌ها را به ما نشان می‌دهند و صحبت از این پیچ تاریخی می‌کنند، برای این است که انشاءالله ما به آن برسیم. این مدیون چیست؟ تعبیر از مقام معظم رهبری است که اگر ما این موفقیتها را داشتیم، دو عامل مهم بود که امام شناخت و آن را به منصه ظهور رساند: خداباوری و مردم‌باوری. ایمان به خدا و اعتقاد به مردمی که با ایمان حرکت ‌کنند. این بود که توانست این همه پیروزیها را برای ما رقم بزند. من عرض کردم. امروز سیرجان و کرمان و بافت و گنجان این نیست که در یک روستا هم چند نفر به شهادت رسیده‌اند. نه. اینها پرچمداران یک تمدن جدید هستند. اینها یک تمدن جدید را نشان دادند. عظمت شهدای ما در این بوده است. اگر این خط ادامه پیدا بکند، کسانی را نشان داده است که بر مبنای آن باور و اعتقاد به خدا حاضر هستند کارهای بزرگ بکنند. در همین موضوع هسته‌ای، شما می‌دانید که وقتی ما می‌خواستیم سوخت بیست‌ درصد را تولید کنیم، این سوخت بیست درصد را برای چه می‌خواستیم؟ یک دارویی را رآکتور تحقیقاتی تهران تولید می‌کرد که سالی هشتصد و پنجاه هزار نفر از این دارو استفاده می‌کردند. این دارو به سوخت بیست درصد احتیاج داشت؛ یک موضوع کاملاً انسانی. همین‌هایی که ادعای حقوق بشر دارند می‌دانستند این را. ما یک نامه‌ای به آژانس نوشتیم و اعلام کردیم شما که این همه ادعا دارید، مصرف این سوخت کاملاً دارویی و انسانی است و مربوط به هشتصد و  پنجاه هزار بیماری است که سالانه دارند از این دارو استفاده می‌کنند. برای این دارو هم به سوخت بیست درصد نیاز داریم. بعضی‌ها سؤال می‌کنند که آیا هسته‌ای واقعاً این قدر می‌ارزد که این کار را بکنیم. خب یک قلم موارد استفاده‌اش این است. البته الآن یک میلیون نفر شده. این عده دارند از این دارو استفاده می‌کنند. وقتی که ما به صراحت به آژانس نامه نوشتیم، اینها احساس کردند که تازه یک اهرم گیر آورده‌اند. گفتند این چیز خوبی برای فشار بیشتر به اینها است؛ بیاییم امتیازخواهی بکنیم. شروع کردند به مخالفت. خیلی خب، اگر سوخت می‌خواهید این. اگر سوخت می‌خواهید آن. گفتیم این که یک موضوع درمانی است. بعد هم کاملاً مشخص است. رآکتور تهران است و زیر نظر آژانس است. دوربینهای آژانس هستند. بازرسان آژانس هستند. مصرف آن هم یک مصرف دارویی است. چرا نمی‌دهید؟ نمی‌دادند. ملت ما چه کار کرد؟ وقتی که آنها گفتند نمی‌دهیم، ملت ما گفت ما خودمان این را تولید خواهیم کرد. اینها یک لبخندی زدند که اگر می‌توانید تولید بکنید. تولید این به این آسانی نیست که شما تولید بکنید. راست هم می‌گفتند. یک کار پیچیده بود. البته این نبود که فقط لبخند زدند بلکه تمام توانشان را به کار گرفتند که مانع بشوند که شما نتوانید این را تولید بکنید. نیازمند باشید اما شهدای بزرگوار هسته‌ای ما و به خصوص شهید شهریاری این کار را کردند. این آن تمدن اسلامی است که از آن نگران هستند. یعنی یک دانشمند نماز شب‌خوان می‌داند جانش در خطر است و وسط میدان می‌‌آید. جانش را تقدیم می‌کند و این کار را انجام می‌دهد. این است که برای آنها نگران‌کننده است. نتیجه آن چه شد؟ نتیجه‌اش این شد که یک چیزی که نیاز ما بود و آنها فکر می‌کردند این نیاز یک اهرم علیه ما است، تبدیل به یک اهرم قدرت شد. آنها گفتند حالا عوض سوخت سه و نیم درصد بیایید با شما راجع به بیست درصد صحبت بکنیم. سطح چانه‌زنی شما را بالا برد. این آن قدرت است. آنها از این می‌ترسند. اراده‌ای شکل بگیرد که بر آنها غلبه بکند. شهید احمدی روشن کی بود؟ شهید شهریاری کی بود؟ شهید رضایی‌نژاد، شهید علیمحمدی؟ اینها بچه‌های همین مردم بودند. همینها بودند که آمدند و این کار را با افتخار انجام دادند؛ در هر عرصه‌ای. امروز شما می‌بینید که اینها می‌گویند، ما در اینجا ضربه خوردیم، در آنجا ضربه خوردیم، در آنجا موفق نشدیم، هیچ کدام اینها حل نمی‌شود. البته راه‌حلش این است که ژنرال سلیمانی نامی هست و او نمی‌گذارد. این ژنرال سلیمانی کی است؟ بچه همین شما مردم. وحدت و ولایت را قدر بدانیماین است که آنها نگرانش هستند. این است که یک قدرت ایجاد می‌کند. ما باید با این افق نگاه بکنیم. این پیچ تاریخی یعنی ما داریم به قله‌ها نزدیک می‌شویم. در یک موقعیت ارزشمند هستیم. باید این را قدر بدانیم. امروز آن وحدت کشور، آن ولایت که محور همه این پیشرفتها و موفقیتهای ما بوده است که ملت ما بر مبنای آن توانست دعوت خدا و پیامبر را اجابت کند و یک حیات جدید پیدا بکند. این را باید قدر بدانیم. باید داشته‌های خودمان را قدر بدانیم. فرصتهای خودمان را باید قدر بدانیم. تمام تلاش آنها این است که شما بیشتر از این که توجهتان به داشته‌هایتان باشد، به نداشته‌هایتان باشد. تحریمها برای این است دیگر. می‌خواهند بگویند شما اینها را نخواهید داشت. اگر کشور ما این موفقیتهای بزرگ را به دست آورد، این مدیون تک‌تک آحاد ملت ما است. از روستای گنجان گرفته تا شهر سیرجان تا استان کرمان تا تمام نقاط کشور، این مردم آمدند و هر آنچه داشتند آوردند و این اتفاق را برای کشور و برای تاریخ اسلام رقم زدند. آنها از این نگران هستند. این که می‌فرمایند ما می‌توانیم این حماسه‌ها را تکرار بکنیم، در اقتصاد، در فرهنگ، در هنر و در همه عرصه‌ها، بر این مبنا است. البته این هم عزم ملی می‌خواهد و هم مدیریت جهادی. یعنی این کار تک‌تک آحاد مردم ما است. اگر ما در جاهایی موفق شده‌ایم به این خاطر بوده که مدیریت جهادی آمد یک بستر مناسبی فراهم کرد و تک‌تک آحاد ملت ما توانست ظرفیت خودش را آزاد بکند و بروز بدهد.نسل دفاع مقدس، می‌تواند حماسه اقتصادی  را هم رقم بزندشما می‌بینید یک برادری از یک روستای کرمان به جبهه می‌رفت و بعد از چند وقت فرمانده گردان می‌شد. چون آنجا در یک مدیریت جهادی بستر فراهم می‌شد و او می‌توانست هر آنچه استعداد دارد بروز بدهد. چون آنجا کسی رقابت نداشت. چون کسی که فرمانده گردان می‌شد زودتر شهید می‌شد. لذاست که بهترین نیرو فرمانده گردان می‌شد. ولو یک برادری از یک روستای دورافتاده خراسان باشد. اینجا بود که بروز پیدا می‌کرد. اگر این مدل امروز در اقتصاد شکل بگیرد، در کشاورزی و صنعت شکل بگیرد، کسانی که در جنگ که سخت‌ترین حماسه‌ها و پیچیدگی‌ها را دارد، توانستند حماسه ایجاد کنند، آیا نمی‌توانند در این کار موفق باشند؟ حتماً می‌شوند. یعنی آن موقع دیگر جوان سیرجانی ما نه تنها دنبال کار نیست، خودش یک کارآفرین می‌شود. من همین امروز توفیق داشتم در همین سیرجان مزار شهدا را زیارت کردم. یک شهیدی را دیدم و به دوستان گفتم که سیزده سالش بوده؛ ما فقط یک حسین فهمیده نداشتیم. همین امروز به دوستان گفتم این شهید بزرگوار ما یک جوان سیزده ساله این حماسه بزرگ را ایجاد می‌کند. شما در همین سیرجان دیدید. دوستان شهدای بزرگواری را به من معرفی کردند. یکی از آنها بیست سالش بود و فرمانده گردان بود. آیا این جوان بیست ساله امروز نمی‌تواند یک مجموعه بزرگ را آباد بکند؟ کسی که جنگ را اداره می‌کند، حتماً می‌تواند این کار را هم بکند. انشاءالله با وحدت، با توسل به ریسمان هدایت و پیروی از ارزشهای دینی و منویاتی که مقام معظم رهبری امروز دنبال می‌کنند، ما باز هم این موفقیتها را روز به روز بیشتر خواهیم داشت. این را بدانید که آن عواملی که این موفقیتها را برای ما رقم زد، امروز در جامعه ما و در کشور و نظام ما کماکان وجود دارد. آینده‌ای که در انتظار این کشور است، یک آینده درخشان است. دلیل آن هم سروصدای دشمنان ما است. اگر آنها احساس می‌کردند که این کشور خدای نکرده در این پیچ تاریخی در یک شیب نزولی است که دیگر احتیاجی به این سروصداها نداشتند. احتیاجی به این همه بسیج نداشتند. می‌گفتند این خودش دارد می‌رود. این که می‌بینید آنها امروز دارند این گونه نعره و داد می‌زنند، آنها نگران این حرکت رو به قله ملت ما هستند. انشاءالله با ظهور صاحب اصلی این انقلاب ما آن قله را به شکل اکمل و اتم آن، انشاءالله همه ما توفیق داشته باشیم زیارت بکنیم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه دیدگاه‌های ارزشمند شما 2 دیدگاه
س.ج 04 مرداد 1393 - 19:29 ارسال پاسخ
دکترهمیشه دعاتون می کنم امیدوارم همیشه سالم وسلامت باشید.
me 08 شهریور 1393 - 16:40 ارسال پاسخ
سلام دکتر التماس دعا .