بسم الله الرحمن الرحيم
ایمان و امید در برابر تهدید و تردید
نگاهی قرآنی به فرصت های تهدید
متن سخنراني دكتر جليلي نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی در جمع رزمندگان گردان جعفر طیّار در مسجد اعظم اهواز – 4 بهمن ماه 1392
****************************
دکتر سعید جلیلی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی هفته گذشته در سفری به خوزستان ضمن زیارت مناطق عملیاتی کربلای 4 و 5 در دانشگاه شهید چمران، مسجد جامع خرمشهر و مسجد آبادان سخنرانی کرد.
دکتر جلیلی در شب آخر حضور در خوزستان، در مسجد جامع اهواز در جمع رزمندگان گردان جعفر طیار طی سخنان مبسوطی به تبیین چالش استکبار با ایران اسلامی بر اساس آموزه های قرآنی پرداخت. در این جلسه آیت الله موسوی جزایری نماینده ولی فقیه و امام جمعه اهواز و آیت الله حیدری امام جمعه موقت اهواز نیز حضور داشتند. سخنرانی دکتر جلیلی، پخش فیلم خاطرات شهدا و نوای دلنشین و حماسی حاج صادق آهنگران، یادآور آرمان ها، فدارکاری ها و شجاعت های بسیجیان و رزمندگان دوران دفاع مقدس بود. مشروح سخنان دکتر جلیلی را در ادامه بخوانید.
*****************
خوزستان؛ ایرانی کوچک و کاروانسرایی در مسیر بهشت
خدا را شكر ميكنم كه توفيق داد تا در اين جمع عزيز و دوستداشتني حضور پيدا كنم.
براي امثال من اهواز و خوزستان صرفاً نام يك شهر و يك استان نيست.
خوزستان براي ما يادآور خاطرات تلخ و شيرين بسياري است. خوزستان براي مردم ما نماد يك مکتب است. خوزستان ميقات بسياري از عزيزان و دوستان ما در سيرشان به سوی لقاء الله بود. خوزستان يك كاروانسرا در مسير بهشت است.
تمام اقاليم و اقوام كشور ما اين افتخار را دارند كه فرزندي از آنها در خوزستان به سوي خدا پر كشيده است و عزيزان ما در جاي جاي ايران نقطهاي از خوزستان را به يادگار دارند. به این ترتیب خوزستان يك ايران كوچك است ولذا حضور در اين سرزمين مقدس، آن هم در جمع عزيزاني كه يادگار چنين دوران پرشكوهي هستند، براي من يك افتخار است.
شهدا شاهدان بر ما
من ميخواهم از اين فرصت استفاده كنم و در جمع شما اشارهاي به اين بكنم كه اگر ما به مناسبتهايي جلساتی، به ياد شهدايمان، به ياد آن رشادتهايي كه صورت گرفت برگزار ميكنيم پيام چنين جلساتي چیست؟ پيام حركتهايي مثل آنچه كه ما امروز تحت عنوان راهيان نور انجام ميدهيم و ميليونها نفر در سال ميآيند و ميقات شهداي ما را زيارت ميكنند؛ چيست؟
هر شهيدي كه به شهادت ميرسيد، اين آيه در ذهن ما زياد تلاوت و تكرار ميشد كه
« وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»[1]
اين باور ما است. فقط يك آيه نيست كه خوانده باشيم و از آن عبور كرده باشيم. نه! به آن باور داريم و حتماً در ياد ما هست.
سؤال من اين است كه اگر آنها زنده هستند و در نزد خداوند روزي ميخورند، آيا شاهد بر ما هستند يا نيستند؟ و اگر شاهد بر ما هستند، براي ما پيامي دارند يا ندارند؟
در همين آيهاي كه بيان ميكند كه شهدا را مرده نپنداريد؛ آنها زنده هستند، بعد از اين كه وصف آنها را ميگويد كه در لقاء الله عند ربهم يرزقون اند ، يك جمله دارد كه نشان ميدهد شهدا هم شاهد بر ما هستند و هم براي ما پيام دارند.
« فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ»
آنها برای كساني كه از آن مسير باز ماندهاند بشارتي دارند. چه بشارتي؟ اين بشارت بسيار اهميت دارد. به صراحت ميگويد:
« وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»[2]
طبق صريح قرآن شهداي ما دو پيام به ما ميدهند:
يك: ترس نداشته باشيد!
دو: غم نداشته باشيد!
چرا قرآن به اين صراحت بر اين دو پيام تكيه ميكند و اصولاً پيام چنين راهی را
«لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» ميداند؟ كساني كه به راستي در جايگاه دوستان و ياران اوليا الله باشند «لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ».
نگاهی تاریخی: از 60 مستعمره مستقیم تا قرارداد 1907
ميخواهم با توجه به شرایط امروز ، در جمع شما به اين موضوع بپردازم.
امروز يك سؤال اساسي مطرح است. ؛اگر ملتی بخواهد انديشه و نگاه و آرمانش محقق بشود اگر مردمي بخواهند با موفقیت مسير خودشان را پيش ببرند ، شرطش چيست؟ طبيعي است كه در پاسخ اين سؤال خيلي از نكات ميتواند مطرح بشود. بايد وحدت داشته باشند. براي اين كه بتوانند آن نگاه خودشان را محقق كنند، عزم جدي داشته باشند اما حالا بر فرض كه يك ملتي چنين ارادهاي را داشت. وحدت را هم داشت. ايمان را هم داشت. تزلزل نداشت. تنبلي و سستي نداشت. خواست اين كار را انجام بدهد. آيا موانع و مزاحمتهايي در سر اين راه وجود دارد يا ندارد؟
شما شاهد هستيد كه در طول تاريخ اين گونه نبوده كه اگر ملتي خواسته براي سرنوشت خودش، براي كار خودش تصميمي بگيرد، بدون مزاحم باشد. همیشه كساني بوده اند كه مزاحمتهايي را ايجاد ميكرده اند و مانع ميشده اند. به خودشان حق ميدادند كه دخالت كنند و به منافع آن كشور يا به حقوق آن ملت يا به ارزشهاي آن مملکت تعدي بكنند.
در همين تاريخ كشور خودمان شاهد هستيد. من تاريخ چند قرن پيش را نميگويم. در همين يكي دو قرن گذشته بارها شده كه قدرتهايي ، وارد كشور ميشدند و منافع خودشان را دنبال ميكردند. در مقاطعي دوتا قدرت در كنار هم مينشستند و بدون حضور شما براي كشور شما تصميم ميگرفتند.
شما قرارداد هزار و نهصد و هفت را شنيدهايد. روسيه و انگليس با هم مينشينند و تقسيم ميكنند. شمال را به روسیه ميدهند و جنوب را به انگليس . نه فقط راجع به كشور ما، اين پديده راجع به خيلي از كشورها تكرار شده. كشوري مثل انگليس حركت ميكند، ميرود و شصت كشور دنيا را مستعمره مستقيم خودش قرار ميدهد! اینها غیر از مستعمرات غیرمستقیم است. شما در طول تاريخ از اين پديدهها زياد ميبينيد.
جنگ جهانی دوم و تعاریفی برای نهادینه کردن تبعیض
اين پديده در دوران معاصر ما به چه شكلي وجود دارد؟ اين بحث خيلي مهم است.
بعد از جنگ جهاني دوم چند قدرت آمدند و يك وضعي را نه براي كشور خودشان بلكه براي كل مناسبات جهان تعريف كردند. چند قدرت معدود بودند. چهار پنجتا بيشتر نبودند اما آمدند و گفتند، نه تنها در كشور خود آنها بايد چنين مناسباتي حاكم باشد، بلكه براي مجموعه مناسبات جهان هم تعريفهايي را ارائه كردند و بر همين مبنا براي خودشان امتيازاتي را قائل شدند. گفتند ما چند كشور با ديگران متفاوت هستيم. ما بايد امتياز وتو داشته باشيم. اگر تصميمي گرفته شد، ميتوانيم آن را وتو كنيم. اين را به صراحت بيان كردند و هيچ ابايي هم از اين بحث نداشتند. مثلاً راجع به همين حوزه هستهاي ، به صراحت گفتند ما چند كشور بايد سلاح هستهاي داشته باشيم و بقيه نبايد داشته باشند. شما همين معاهده ان.پی.تی را كه نگاه ميكنيد، خيلي صريح گفتند؛چند قدرت بايد سلاح هستهاي داشته باشند و بقيه نبايد داشته باشند.
حالا خيلي لطف كه كردهاند، توصيه كردهاند كه اين چند كشور به سمت خلع سلاح بروند ولي اين كه حالا چه كسي و چگونه اين را انجام ميدهد، همچين چيزي در آن معاهده نیست.
يك سري انحصارات را ايجاد كردند. در علم ؛در اقتصاد ؛ در سياست و مدل حكومتی و ... كه شما بايد اين گونه باشید. براي چه؟براي اين كه منافع آن هاتأمين بشود!
اين يك واقعيتي است كه وجود دارد. شما از بعد از جنگ جهاني دوم تا امروز شاهد هستيد كه قدرتها چنين حق و چنين امتيازي را براي خودشان قائل شدند و چنين چيزي را تعريف كردند.
1945 تا 2014
حالا دو جور ميشود برخورد كرد. يكي پذیرش این وضع است. من چند سال پیش سفری به ژاپن داشتم. ميدانيد كه ژاپن يكي از كشورهايي بود كه در جنگ جهاني دوم مورد حمله هستهاي قرار گرفت. توسط يكي از قدرتها بمباران هستهاي شد. ما در آنجا با شاهدان عيني بمباران اتمی ملاقات كرديم. از آن شاهدان عيني تا مقامات بالا در حد نخست وزير ميگفتند كه حقمان بود! ما بايد بمباران ميشديم! يك رويكرد به نظام سلطه اين است. از سال هزار و نهصد و چهل و پنج تا الآن كه دو هزار و چهارده است، آمريكا هنوز به خودش حق ميدهد كه در آنجا پايگاه نظامي داشته باشد. ميگويد هنوز اطمينان من جلب نشده و بايد اينجا حضور داشته باشم! نخست وزير ژاپن همان سال ميگفت، حزب ما بعد از شصت سال رأي آورد. براي چه؟ براي اين كه شعار انتخاباتي ما اين بود كه پايگاههاي آمريكا بايد از ژاپن برچيده بشود. در ملاقاتش با من گفت:" من فكر ميكنم كه ما موفق نميشويم و من بايد استعفا كنم" و اتفاقا چند ماه بعد از آن ملاقات ، ديديم كه استعفا كرد و نتوانست آن شعارش را محقق كند و تا همين الآن هم كه دو هزار و چهارده است، هنوز آمريكاييها راضي نشدهاند و هنوز پايگاه نظامي خودشان را در آنجا دارند. هنوز هم كه هنوز است، ميگويند بمباران هستهاي كه كرديم كار درستي بوده! شما ديديد كه همين رئيس جمهور آمريكا كه به آنجا رفت، نه عذرخواهي داشت و نه چيزي.
يعني اين مناسبات را تثبیت کرده اند. در مقابل دوتا رويكرد هست. يك رويكرد اين است كه اين مناسبات را ميپذيرد.
رویکرد دوم: پاسخ مزاحمت؛ مقاومت
يك رويكرد ديگر اين است كه نه. من بايد استقلال خودم را داشته باشم و آزادي خودم را و بر روي مباني خودم پافشاري كنم و امور را بر اساس آن شكل بدهم. اين رویکرد انحصار را قبول نميكند. خيلي از كشورها بودند كه چنين مقاومتهايي را داشتهاند. ما نميگوييم كس ديگري چنين مقاومتي نكرده اما چندتاي از اينها موفق شدند. و توانستند اين مقاومت را ادامه بدهند.
اينجا عرض من اين است كه ارزش كار امام ما و مردم ما اين است، انقلاب اسلامی ظهور يك پديدهاي بود كه در مقابل اين مناسبات ايستاد. گفت نه! من بايد خودم استقلال داشته باشم و آزادي داشته باشم و ميخواهم حكومت را بر مباني ديني خودم شكل بدهم.
معلوم است كه چنين قدرتهايي و چنان مناسباتی به شما خوشامد نمی گویند.چون تمام منافع آنها را به چالش كشیده. لذا اينها از ابتداي انقلاب اسلامي يك مقابله جدي را با جمهوري اسلامي و با انقلاب اسلامي شروع كردند. اول ؛خود انقلاب بود. شما ديديد كه تمام اين چند قدرت از شاه حمايت كردند اما ملت ايستاد و گفت نه، شاه بايد برود و او را سرنگون كرد.
مثالهاي فراوان داريم. بدترين مثال اين است كه حمله نظامي را تحميل كردند. عنصري مثل صدام را_ خودشان گفتند كه_ كمك كردند. هشت سال هر چه در اختيارشان بود به او دادند تا بتوانند مانع اين مدل بشوند. اما يك ملت ايستاد و از حق خودش دفاع كرد و اجازه نداد كه او پيروز بشود. همين وضع در ساير عرصهها پيش آمد. يعني هر آنچه كه براي پيشرفت بود، هر آنچه كه براي تعالي كشور بود را شما ميخواستيد انجام بدهيد، ميديديد كه يك همچين مزاحمي وجود دارد. اين مزاحم فقط براي شما هم نیست. در هر جا که مطامعشان اقتضا بکند وارد عمل می شوند.
شورای «امنیت» و خونسردی در برابر کشتار یک میلیون انسان!
مثلاً همين يك ماه پيش رئيس جمهور فرانسه به صراحت ميگويد، من بايد نيروي نظامي به افريقاي مركزي اعزام بكنم. چون منافع من در آنجا به خطر افتاده ! حالا به چه دليل، بر مبناي چه منطقي؟ همان منطق استكباري كه قرآن به آن اشاره ميكند.
«فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً»[3]؛
ميگويند كه ما قدرت داريم و قدرت كسي از ما بيشتر نيست، پس به خودمان اين حق را ميدهيم.
مثالهايش را ميبينيد. در عراق، در فلسطين، در افغانستان، حالا اينها موارد مشهود و مشهور است. بعضي جاها هست كه بيسر و صدا جنايات بزرگ اتفاق ميافتد. مثلاً همين بيست سال پيش يك كشور كوچك آفريقايي به اسم رواندا در سال هزار و نهصد و نود و چهار، به دليل اين كه يك عده ميخواستند منافع خودشان را آنجا دنبال كنند، يك ميليون نفر كشته ميشوند. در يك كشور كوچك، همين بيست سال پيش، نه اين كه مال صد سال پيش باشد؛ ولي شما ميبينيد كه حتي خبرش را هم ندادند. اين كه ميگويم، يك خبر به اصطلاح روزنامهاي نيست. اين چيزي است كه جزو اسناد سازمان ملل است. يك ميليون نفر در هزار و نهصد و نود و چهار كشته شدند اما در شوراي امنيت هيچ احساس نگراني براي همچين نا امنی وجود ندارد كه جدی دخالت بكند و جلوي آن را بگيرد!
تفاوت هیتلر با غرب امروز
اينها اين گونه دارند مناسبات جهان را بر مبناي تفكر خودشان تعريف ميكنند، فقط در زمينه ظلم و زور نيست. تزوير هم در كنارش وجود دارد.
شايد يك زماني كسي مثل هيتلر اگر آدم ميكشت و اگر اين جنايات را ميكرد، ابايي هم نداشت. ميگفت من قائل به تبعيض هستم. من قائل به نژادپرستي هستم. به صراحت بيان ميكرد. يا در همان دوران استعماري. تفاوت اين دوره اين است كه كساني كه اين جنايات را انجام ميدهند، اين تبعيضها را قائل هستند، اين برخوردهاي دوگانه را دارند، همزمان شعار آزادي ميدهند. شعار حقوق بشر ميدهند. شعار دموكراسي ميدهند!
از يك طرف ميبينيم كه بيشترين ناديده گرفتن حق مردم را در مناسباتشان دارند و بيشترين ارتباطات را با كشورهاي ديكتاتوري دارند اما بيشترين ادعا را در دمكراسي دارند! بيشترين تخلفات را در سلاحهاي كشتار جمعي دارند. متهم اصلي سلاحهاي كشتار جمعي و سلاح هستهاي هستند و بايد محاكمه بشوند اما در موضع مدعي سلاحهاي كشتار جمعي مينشينند! ميگويند ما بايد بررسي كنيم كه كسي سلاح هستهاي نداشته باشد! اين آن ويژگي است كه شما در اين دوره شاهد هستيد.
الگوی جدید از ظهور تا تثبیت؛ از پیشرفت تا تکثیر
من نميخواهم زياد روي اين تكيه بكنم. من چند جا اين صحبت را كردم. بحثي كه من ميخواهم اينجا مطرح كنم، اين است كه حالا يك مدل در برابر كساني با چنين نگاهي، ايستاده!يك ملت در برابرش ايستاده و ميگويد، من انحصارات شما را قبول ندارم و مدل خاص خودم را دارم و توانسته اين مدل را نه تنها مطرح كند بلكه در تحققش هم موفق بوده و توانسته با موفقيت پيش برود و در هر زمينهاي كه دشمن فشار آورده، اين موفق شده. نه تنها موفق شده بلكه تكثير هم شده. يعني اگر خرمشهر رابا اين مدلي كه خودش داشت که ميگفت من با دست خالي ميايستم و خرمشهر را آزاد ميكنم ؛خوزستان را آزاد ميكنم ؛ آزاد ميكرد! اين مدل هم موفق شد، و هم تكثير شد. همين مدل الهامبخش شد و شما ديديد كه جنوب لبنان هم با همين مدل آزاد ميشود. جنگ سي و سه روزه هم با همين مدل پیروز ميشود. جنگ بيست و دو روزه هم با همين مدل موفق ميشود. جنگ هشت روزه هم با همین مدل موفق می شود.
در حوزه سیاسی باز مدل مردم سالاري ديني مطرح می شود. يك نوع جمهوريتي را پيش ميگيرد كه خود آنها ندارند. يعني جمهوريتي كه متكي به آراي مردم است، نه به منابع ثروت و قدرت.
موفقیت ها با چه مبنایی به دست آمد؟
در حوزه علمی واقتصادی اگر آنها ميآيند و با تحريمها فشار ميآورند، اين مدل ايستادگي ميكند .
دیشب در آبادان هم عرض کردم ؛ بيشترين فشارها را روي موضوع هستهاي، ميآورند، تمام تحريمها را به کار می گیرند تمركزمی کنند كه شما نتوانيد هستهاي بشوید. نتوانيد در اين موضوع موفق بشويد. اتفاقاً شما در همان جا بيشترين موفقيتها را به دست ميآوريد. به 19000 سانتریفیوژ می رسید؛ به غنی سازی 5 درصد و 20 درصد می رسید؛ با این که آنها همه تلاششان را کرده بودند که شما را متوقف کنند.
خب اين موفقیت ها با چه مبنایی به دست آمده است؟
و چه چيز ميتواند اين موفقيت را كماكان تضمين كند و پيش ببرد ؟و چه چيزی ميتواند خداي نكرده موجب كندي اين موفقيت و يا ایجاد ضعف بشود. من اينجا ميخواهم این بحث را باز كنم.
آنها تمام ظرفيت خودشان را به كار گرفتند، ظرفيتهاي سختافزاريشان را، از جنگ، از ترور، از تحريمها، از فشارهاي اقتصادي و نتيجه نگرفتند و بر روش های دیگری متمرکز شده اند.
تمام کفر دربرابر "اسوه حسنه"
به کارگیری ظرفیت های نرم افزاری یعنی چه؟! یعنی در ملتي كه توانسته است اين موفقيتها را به دست بياورد، ترديد را، تشكيك را و یاس را القا كنند و ترس و نگراني را. اين آن چيزي است كه آنها دنبال ميكنند كه بتوانند با اين وسيله مقاصد خودشان را دنبال كننند. چرا؟
چون به خوبي ميدانند اگر ما توانستهايم موفق بشويم، تمام موفقیت های ما متکی به ظرفیت های نرم افزاری مان بوده است. اگر ما در جنگ موفق شديم، دلیلش سلاحهاي خاص و جنگافزارهاي خاصي نبوده بلکه يك عنصر ديگر بوده است. عنصر ايمان وعنصر اميد بوده است.
اينجا است كه نقطه مقابل حركت آنها و عملیات روانی آنها؛ ياد شهداي ما است.
آنها وقتي ميتوانند ملتي را از مسير پیشرفت؛ منحرف كنند كه دچار ترديد و تشكيك كنند. اگر ما باور داريم كه شهداي ما زنده هستند و به ما بشارت ميدهند كه نگران نباشيد و بيم نداشته باشيد، پيام شهادت و گواهي شهداي ما دقيقاً مقابل خطي است كه آنها دنبال ميكنند.
ما در قرآن كريم داريم كه:
«لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّـهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّـهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّـهَ كَثِيرًا»[4].
تمام حرف ما و باور ما اين است كه پيامبر اسوه و الگوي ما است. الگوي كامل و متعالي، در همه عرصهها ! اما شما قبل و بعد از اين آيه را ملاحظه کنید، و ببينيد كه در چه شرايطي نازل شده است. و قبل و بعد این آیه چه ميگويد؟ در شرايطي است كه كفر با تمام ظرفيتش در قالب تمامي احزاب وقت؛ عليه پيامبر بسيج شدهاند.
پیامبر امید در برابر لشگر تهدید و تردید
يك تهديد از بيرون بود و يك ترديد از درون. كساني از بيرون تهديد ميكردند و كساني از درون ترديد ايجاد ميكردند. قرآن چه وقت ميگويد: "پيامبر براي شما اسوه است"؟ در زماني كه پيامبر در جنگ خندق از سوي احزاب مختلف به شدت محاصره شده بود و كساني از درون دچار ترديد شده بودند و اين ترديدها را القا ميكردند.
در زماني كه فشارها مضاعف شده و همه دشمنان در بيرون جمع شده اند، كساني در درون آن جامعه می گفتند:
«مَّا وَعَدَنَا اللَّـهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا»،
به صراحت ميگفتند كه: «يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا»، از مسيري كه داريد برگرديد! وگرنه اين جايگاه را دیگر نميتوانيد داشته باشيد. به وضوح تزلزل ايجاد ميكردند كه «إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ»:، در صورتي كه قرآن ميگفت، «وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا» يعني فضاي ترديد و تزلزل ايجاد كردن در زماني كه سختيها پيش ميآيد، «وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا»؛ خيلي كم آن سختي را تحمل می کردند. اين آن فضايي است كه آنها دنبال ميكنند تا خوف ايجاد كنند. حالا برخي ميخواستند ترس ايجاد كنند، بعضيها واقعاً خودشان هم دچار اين خوف و ترس می شدند. كه تعبير شده با اندك حملهاي كه ميشود، با اندك تهديدي كه ميشود،
«تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَىٰ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ»
البته بعد به محض این که خوف و خطر و نگراني برطرف ميشد، ميبينيم زبان همينها تيزتر از بقيه بود! «سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ» با زبانها ی تند تازه شروع ميكنند به طلبكاري كردن! مدعي شدن! اين تعبيري است كه قرآن دارد بيان ميكند.
چرا اين نگاه وجود دارد؟ ببينيد، اين خيلي اهميت دارد. چون دچار اشتباه محاسباتي ميشوند. قرآن به صراحت بيان ميفرمايد. ميگويد چرا دچار اين هستند. ميگويد حتي وقتي كه دشمن رفته است و وجود ندارد، اينها هنوز دچار اشتباه محاسباتي هستند «يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا»، هنوز در محاسباتشان خيال ميكنند كه دشمن پشت در خانههايشان است! «يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا».
وقتی تهديد از بيرون بيايد و با ترديد از درون آميخته بشود، ميتواند اين نگراني را ايجاد كند که اميد را از جامعه بگيرد. ايمان را بگيرد. مانع جریان امید در جامعه بشود.
نقطه مقابل اين چيست؟ وقتي كه قرآن اينها را بيان ميکند، ميفرمايد
«لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّـهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»[5]
ميگويد اسوه شما بايد پيامبر باشد!
چه كساني با پيامبر می مانند؟
نكته جالبش اين است كه ميگويد، چه كساني با پيامبر می مانند. كساني كه:
«وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَـٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا»[6].
يعني وقتي كه تهديد دشمن را ميبينند، نه تنها دچار ترديد نميشوند، بلكه بر ايمان آنها افزوده ميشود.
من اينجا ميخواهم به اين مجلس بزرگ برسم كه چرا ما چنين مجلسي داريم. به دنبال آن اين آيه می آید كه:
«مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ»[7].
ميگويد آنهايي كه با پيامبر هستند، نميگويند كه دشمن قوی است و بلکه ايمان آنها بيشتر ميشود. عزم آنها جديتر و اميدشان بيشتر ميشود. آنهايي كه شهید شدند: مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ؛ آنها حاضر هستند، ميگويد اينها زنده هستند؛ اموات نيستند بل احيا هستند و بلكه به شما بشارت ميدهند. وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ، به چه بشارت ميدهند؟ نترسيد و نگران نباشيد. اگر ما يادوارهاي براي شهدا ميگيريم، اگر ما راهيان نوري را راه مياندازيم، پيام شهدا اين است كه اميد هست. اگر ما امروز از اميد صحبت ميكنيم، سرچشمه اميد در مكتب شهدا است. در گفتمان شهداي ما است. آن گفتمان است كه ميتواند عرصه را براي اميد و پيشرفت و نگران نبودن و پشتكار بيشتر فراهم بكند.
مقاومت؛ هزینه یا سرمایه گذاری؟
شما ميبينيد كه اين پيام است كه مرتب ميتواند موفقيتها و پيروزيهاي بيشتري بياورد. در نقطه مقابل ؛ تمام تلاش دشمن اين است كه اميد را از جامعه بگيرد. با القاي ترس، با القاي نگراني، با القاي هزينههاي موهوم.
من يك سؤال ميكنم. شما ميدانيد كه الآن يكي از بحثهايي كه رسانههاي بيگانه دارند دنبال ميكنند اين است كه _من يك برنامه يك ساعتهاي ديدم كه یک شبكه بیگانه تهيه كرده بود_ ميگفت مردم شما چرا ميخواهيد انرژي هستهاي داشته باشيد؟ميدانيد كه هزينهاش چقدر زياد است؟! يعني هزينهها را زياد معرفي كردن، براي اين كه يك ملتي را از حقش محروم كنند. مثل آن حركتي كه اينها ميخواستند در قضيه دفاع مقدس انجام بدهند. اگر ملت ما هزينههاي سنگين داد، اين هزينه را، اين سرمايهگذاري را، فقط برای دفاع از خرمشهر نكرد. ملت ما در دفاع از خرمشهر به دشمن مدلي را نشان داد كه او ديگر براي هميشه اگر با گزينه نظامي عليه ملت ما اقدام كند، پشيمان ميشود.
لذا آن چيزي كه براي دشمن اهميت دارد، اگر كه شهداي ما را مورد هدف قرار ميدهد، براي او مهمتر اين است كه آنها را به صورت معنوي حذف كند. يعني خوف و حزن؛ و خط دلهره و دلسردی را جايگزين خط ايمان و اميد بکند . در حالی که شهدا ميگويند:
« وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»[8].
نگران نباشيد و نترسيد. اين آن پيام است. دشمنان از این پیام و راه بشارت و امید شهدا نگران هستند.
آن هیمنه فرو خواهد ریخت
شما ميبينيد، با مناسباتی که در فضاي جهاني درست كردهاند می خواهند القا کنند اگر مقاومت كنيد، مقاومت هزينه دارد و فایده ندارد و بينتيجه است!
نقطه مقابل آن خطي است كه انقلاب اسلامي نشان داد. كه اتفاقاً اين گونه نيست. اتفاقاً اگر شما مقاومت كنيد، موفقيت و پيروزي پشت سر هم خواهيد داشت و اين تجربه سي و سه ,چهار سال اخير ما است. اين گونه نيست كه محاسبات فقط بر مبنايي كه آنها تعيين ميكنند انجام بشود.
همين آقاي نخست وزير ژاپن كه اين صحبت را ميكرد، گفتم كه بعد از چند ماه بركنار شد و بعد نماينده مجلس شد. يك سال بعد به ايران آمد. يك ملاقاتي با من داشت. گفت وضع اين طوري است و مناسبات دنيا اين طور است. من گفتم شما اشتباه ميكنيد. شما فكر ميكنيد، مسيري كه رفتيد مسير درستي است؟ گفتم من از ايران براي شما مثال نميزنم. در همين كنار ما، در عراق همين انديشه ايستاد و عراق با همين انديشه اجازه نداد و آمريكاييها را در كمتر از ده سال از كشورش بيرون كرد و شما بعد از پنجاه سال هنوز نتوانستهايد. بعد از شصت و چند سال هنوز نتوانستهايد.
اگر اين مدل تكثير بشود، آن هیمنه فرو خواهد ریخت. مثل آن مثالي است كه شما شاهد هستيد. در داستانها هست كه پادشاهي بيلباس راه ميرفت و كسي جرأت نداشت كه بگويد، اين پادشاه لخت است. يك بچه داد زد. گفت بابا اين لخت است و بعد فراگیر شد. امروز فضايي ساختهاند كه ميخواهند، افسانه شكستناپذيري خودشان را به ملت ها القا كنند. انقلاب اسلامي نشان داد كه اين گونه نيست. ميشود همه آنها پشتيبان شاه باشند و شاه سرنگون بشود. همه آنها پشتيبان صدام باشند و صدام موفق نشود. همه آنها اجازه ندهند كه شما هستهاي بشويد و شما ببينيد كه هستهاي را در كشور به كجا رساندهايد.
بعد اين تكثير هم شده است. فقط شما نگفتهايد. در لبنان هم ميشود. در غزه هم ميشود. خب او از اين نگران است.
اين است آن عظمتي كه انقلاب اسلامي امروز دارد به دنيا نشان ميدهد. ياد شهداي ما بايد اين را براي ما زنده كند. حماسه اين گونه خلق ميشود كه كساني با كمترين چشمداشت بيشترين فايده را برسانند. اين يك انگيزش معنوي ميخواهد. اگر ما حماسه دفاع مقدس را داشتيم، براي اين بود كه انسانهایي مثل سيدعلي هاشميها را داشتيم. اينها بودند كه آمدند و با كمترين امكانات بيشترين فايدهها را رساندند و دشمن را نااميد كردند.
حماسه مردم سالاری دینی
شما همين حماسه را در عرصه سياست ميبينيد. ملت ما در مقاطع مختلف؛ حماسه ايجاد كرد. اجازه نداد كه آنها بگويند يك مدل براي دموكراسي هست و آن هم دموكراسياي كه مبتني بر ثروت و قدرت است. شما اين را در مقاطع مختلف دیدید، در انتخابات رياست جمهوري سال هشتاد و هشت يك حماسه بزرگ ايجاد شد. ملت نشان داد، هم مشاركت و هم رقابت جمهوريت خودش را به رخ جهان كشید. طبيعي است كه آنها بايد تدبير كنند و مانع اين بشوند. اما اين ملت نشان داد كه ميتوان اين را انجام داد و اين حماسه را تكرار كردند. فقط هشتاد و هشت نبود. نود و دو هم بود. شما دوباره نشان داديد ملتي را كه ميگويد، من خودم انتخاب ميكنم. اين بسيار ارزشمند است.
يك مدلي از دمكراسي و مردم سالاري ارائه ميشود كه اتفاقاً دين، اسلام و ولايت فقيه حافظ آراي مردم هستند. اجازه نمی دهند رای مردم وتو شود. اجازه نميدهند كه كسي در امانت آراي مردم دست ببرد. خب اين مدل بايد هم از سوی آنها به چالش كشيده بشود. آنها ميبينند سالهاست در يك كشوري كه دويست سال و بیشتر ادعاي دموكراسي دارد، قدرت در دو حزب بيشتر دست به دست نشده است که هيچ فرقی هم با هم ندارند. شايد در یکی دو تا تاکتیک با هم اختلافي داشته باشند. اينجا است كه ميبينيد به تکاپو می افتند که مدل جمهوری اسلامی را به چالش بکشند.
امروز ما در يك مرحله بسيار ارزشمند تاريخي قرار داريم. امروز آن نهال انقلاب اسلامي يك شجره تنومند شده است. اين شجره دارد روز به روز ثمرات پربارتري را ارائه ميكند. اين شجره دارد روز به روز انشاءالله پيشرفتهاي بيشتري را ارائه ميكند. امروز شما ميبينيد كه انقلاب اسلامي در زماني كه هنوز نورس بود، آن مقاومتها را كرد و آن پيشرفتها را به دست آورد. امروز كه به يك جوان برومند تبديل شده است. سي و چهار سال از عمرش ميگذرد. با تجربيات گرانسنگ. چگونه ميتواند ادامه بدهد؟ وقتي كه اين حماسهها كماكان ادامه داده بشود.
نیاز امروز؛ حماسه اقتصادی
امروز يكي از مهمترين عرصههاي حماسه، اقتصاد است. اين كه رهبر معظم انقلاب به دنبال حماسه سياسي ميفرمايند، ما بايد حماسه اقتصادي ايجاد كنيم، دلیلش اين است كه آنها امروز با ملتي كه اهل اميد است، اهل ايمان است روبرو هستند كه ميتواند بسياري از آن عرصهها را باز بكند.
لذاست كه شما ميبينيد آنها خود ملت را هدف گرفتهاند. بيان ميكنند كه ما بايد اقتصاد را، به صراحت ميگويند، تحريمهاي فلج كننده، چون ميگويند ما بايد كاري بكنيم كه خود اين مردم از اين مسير پشيمان بشوند. بترسند. باز قرآن به صراحت بيان ميكند كه
«إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ»[9]
ميخواهند بترسانند. بعد ميگويد و لاتخافوا، نترسيد. ان كنتم مؤمنين. چون ميداند ملتي كه ايمان و اميد داشته باشد، از مسير خودش منحرف نخواهد شد.
امروز يكي از مهمترين عرصهها عرصه اقتصاد است. يعني همان طور كه آنها در عرصه نظامي و عرصه سياسي با فتنه هشتاد و هشت، در عرصه فرهنگي با حضور و فعالیت ؛ناكام شدهاند، انشاءالله بايد با وحدت و با همدلي بتوانيم همين حماسه را در عرصه اقتصاد هم ايجاد بكنيم.
سفر رئیس جمهور مقدمه حماسه اقتصادی
به خصوص خوزستان با اين ظرفيت بسيار بزرگ، با اين ذخاير بزرگ مادي و معنوي كه دارد. با اين سفر اخير آقاي رئيس جمهور به خوزستان ؛امروز خوزستان ميتواند همان طور كه در دفاع مقدس، براي حماسه دفاع مقدس پيشتاز و پيشگام شد، امروز ميتواند در اقتصاد و در حماسه اقتصادي و در جهاد اقتصادي هم پيشگام باشد. چون اين ظرفيتها را به خوبي دارد. هم ذخاير مادي دارد، هم ذخاير معنوي دارد. وقتي يك جوان بيست و دو سه ساله ما ميتوانست فرمانده لشگر بشود و آن حماسهها را بيافريند، حتماً در عرصه اقتصادي هم ميتوان حماسههاي بسيار بزرگتري را ايجاد كرد.
لذا انشاءالله بايد با همدلي و طراحي حول آن مسيري كه امام راحل ما و مقام معظم رهبري و شهداي ما براي ما باز كردند را دنبال كنيم، تا انشاءالله بتوانيم بهتر از گذشته و با يك شتابي در شأن انقلاب اسلامي پيشرفت كنيم.
با همين منطق سراغ ساير حقوق شما هم خواهد آمد
دفاع از حق هسته ای دفاع از همه حقوق ملت است
مقاومتي كه ما امروز داريم انجام ميدهيم، مثل دوران دفاع مقدس است. اگر ما زماني از خرمشهر دفاع ميكرديم، فقط از خرمشهر دفاع نميشد، از كل ايران دفاع مي شد. اگر ما امروز داريم از حقوق هستهاي مان دفاع ميكنيم، اين فقط دفاع از يك حق نيست. اين دفاع از همه حقوق ما است. اگر دشمن به اين نتيجه برسد كه با فشار ميتواند شما را از يك حقتان منصرف كند، او با همين منطق سراغ ساير حقوق شما هم خواهد آمد. با همان ابزار فشار به طمع ميافتد كه شما را از ساير حقوقتان منصرف كند.
لذاست كه مقام معظم رهبري ميفرمايند: "عدم عقبنشيني از حقوق ملت و ايستادگي در برابر زيادهخواهي ها." اين دو ركن اصلي است كه انشاءالله در نظام مبنا قرار دارد و دنبال خواهد شد و انشاءالله از حقوق هستهاي هم مثل ساير حقوق به بهترين شكل دفاع خواهد شد و دنبال خواهد شد.
من اين را عرض كنم كه امروز آينده بسيار درخشاني در برابر ملت ما و در برابر انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي قرار دارد. اين كه مقام معظم رهبري ميفرمايند، ما بعد از تثبيت انقلاب و نظام و دولت بايد به سراغ تمدن اسلامي برويم يعني يك نگاه فعال، مبتكرانه و اصولي و انشاءالله با ادامه راه شهدا بتوانيم آن تمدن اسلامي را به بهترين شكل محقق كنيم. از اين كه توفيق پيدا كردم در جمع شما عزيزان حضور پيدا كنم، خيلي خدا را شاكر هستم و اميدوارم كه همه ما بتوانيم رهروان و ميراثداران خوبي براي شهدا باشيم.
[1] . آیه 169 سوره آل عمران
[2] . آیه 170 سوره آل عمران
[3] . آیه 15 سوره فصلت
[4] . آیه 21 سوره احزاب
[5] . آیه 12 الی 21 سوره احزاب
[6] . آیه 22 سوره احزاب
[7] . آیه 23 سوره احزاب
[8] . آیه 170 سوره آل عمران
[9] . آیه 175 سوره آل عمران
