اقبال لولایی | با قوت گرفتن موج گرایشات مردمی به دکتر جلیلی و دعوت گروههای مختلف از ایشان جهت کاندیداتوری ریاست جمهوری، برخی مغلطه ها در مورد ایشان زمزمه شده است که مهمترین آن ها ادعای کمرنگ بودن سوابق مدیریت اجرایی ایشان و در نتیجه عدم تناسب برای تصدی جایگاه ریاست جمهوری است.
حال باید دید اساسا بایسته ها و الزامات جایگاه ریاست قوه اجرایی کشور کدامند و توانایی های لازم برای تصدی این مسئولیت کدام؟ قوه مجریه، بزرگترین سازمان در تصمیم گیری های اجرایی کشور است و از لحاظ کارکرد سازمانی، در حکم بزرگترین ستاد اجرایی کشور، برای ستادهای رده پایین تر، برنامه ریزی و تصمیم سازی می کند.
بدیهی است برای تصدی جایگاهی که با عرصه های فنی و فکری متعدد به وسعت تمام دستگاههای اجرایی و فکری کشور در ارتباط است، یافتن فردی که جامع خیل تخصص ها و تجربیات باشد جزء محالات است. لذا تصدی این جایگاه، بیش از هرچیز، به مهارتهای چندگانه مدیریتی نیازمند است. بنا بر اصول علم مدیریت، می توان شایستگی های ضروری مشخصی را برای مدیریت کارآمد ذکر کرد که عبارتند از:مهارتهای فکری - ادراکی، مهارتهای انسانی، مهارت های فنی - کارکردی.
میزان اهمیت هریک از این مهارتها به اقتضای رده ی مدیریتی متفاوت است. اساسا مهارتهای فکری - ادراکی برای تصدی رده های مدیریتی بالاتر، در درجه اول اهمیت قرار دارند، مهارتهای انسانی در درجه بعدی و مهارت های فنی در پایین ترین درجه. مهارتهای فکری – ادراکی به عبارتی توانایی درک پیچیدگی های سازمان و تصور تمام عناصر و شقوق سازمان به مثابه یک کل واحد است.
توانایی درک ارتباط بین فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و سیاست و اعتقاد به دین به مثابه یک برنامه جامع و ذوابعاد در نسبت با تمامی این عرصه ها، اولی ترین بینشی است که شخص دوم مملکت نیازمند آن است. از همین مجراست که گفتمان مقبول شخص رئیس جمهور و نزدیکان او راه خود را برای جریان یافتن در عرصه های مختلف کشور باز خواهند کرد و واقعیت های کشور آئینه ای خواهند بود از مجموعه دیدگاههای رئیس جمهور در اقتصاد، نگرش کلان او در سیاست داخلی و خارجی، دیدگاههای اجتماعی و باورهای فرهنگی او. لذا اهمیت جایگاه ریاست جمهوری بیش از آنکه معطوف به تصمیم گیری های خرد باشد، ناظر به اندیشه صواب و میزان انطباق گفتمان حاکم بر دولت با گفتمان انقلاب اسلامی خواهد بود.
سعید جلیلی عَلَم گفتمانی را به دوش می کشد که از دیدگاه دین محور او و تخصص و تعمقش در علوم معرفتی و نظری نشأت می گیرند. تأکید جلیلی بر جامع الاطراف بودن دین به مثابه برنامه ای برای تمامی عرصه های زندگی، نگرشی ایدئولوژیک را بر روند مدیریتی او غالب می سازد که زاییده ی نهادینه شدن ارزشهای انقلاب اسلامی در بطن تفکرات اوست. نگرشی که با نفی دیدگاههای سکولار و فن سالارانه در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، رد دیدگاه سازش و عقب نشینی در سیاست خارجه و طرد تفکر غرب زده و ترجمه ای در سیاست گذاری های فرهنگی، بیشترین انطباق را با مولفه های گفتمان انقلاب اسلامی دارد.
مهارتهای انسانی به معنای توانایی و قدرت تاثیرگذاری بر افراد، پویاسازی نیروهای انسانی، انگیزه بخشی به نیروها و امید دهی به مردم ویژگی ضروری دیگری است که باز در گرو شخصیت فردی و عقاید و افکار رئیس جمهور می باشد. فرایند مدیریت را به عبارتی "هنر انجام دادن کار توسط دیگران"تعریف کرده اند و از سوی دیگر متخصصان علم مدیریت، "تصمیم گیری"را قلب تپنده سازمان معرفی می کنند. لذاست که بالاترین مهارت لازم برای رده بالاترین جایگاه اجرایی کشور، به توانایی فکری و ذهنی فرد در اخذ تصمیمات کلان و روحیه تیم سازی و کار گروهی در او باز می گردد.
ویژگی های فردی سعید جلیلی متبلور شده در تواضع و مردمی بودن او، اشتهار به درستی و تقوا، اقتدار در تصمیم گیری، ذکاوت و کیاست در عین صداقت، مجموعا شخصیتی محبوب از او می سازند که راه را برای رهبری کاریزماتیک او هموار می کند. ضمن اینکه وزن قابل اعتنا و وجهه مقتدر دکتر جلیلی در عرصه بین الملل با توجه به سابقه درخشانش در مدیریت انقلابی شورای عالی امنیت ملی، امتیاز ارزشمند دیگری برای او به عنوان گزینه ریاست جمهوری آینده به شمار می رود.
و اما در باب مهارتهای فنی، بدیهی است با هرچه بالاتر رفتن رده ی مدیریتی فرد، مشغله های فنی جای خود را به درگیری های فکری و مدیریت ستادی می دهند و لذا در این جایگاه، وظیفه رئیس جمهور در بعد تیم سازی و تشکیل کابینه متخصص و توانا اهمیت می یابد. جلیلی با پایبندی به اصول ارزشی خود، تعاملی سازنده و مبتنی بر اصول با دیگران رقم زده است که نه آفت رابطهمحوری موجود در حلقه های بسته را دارد و نه حاشیه پردازی های مهلک در تعامل با افراد و گروه ها را. با اینهمه، با مروری بر حافظه تاریخی مان در رابطه با سوابق سعید جلیلی، شهادت تجربه بر شایستگی های عدیده ی جلیلی را درک خواهیم کرد.
