سایت حیات طیبه مشروح صحبت های آقای نادر طالب زاده را منتشر می کند. آقای نادر طالب زاده عصر دوشنبه ۲۷ خرداد با حضور در جشن «حافظان جمهوریت دینی» در جمع حامیان گفتمان انقلاب به سخنرانی پرداخت. مشروح صحبت های ایشان در ذیل می آید.
دشمن به هم ریخت
چیزهای زیادی از این انتخابات مشهود شد. یکی از آنها این بود که دشمن به هم ریخت. میدانید که همه دشمنی و فشار روی ایران از مراکز فکری در واشنگتن یا تلآویو در میآید. خودشان اصطلاحاً میگویندتینک تنک ، اتاقهای فکر. آن مراکز قدرت منشأ خیلی از خطهایی است که به دولت ایالت متحده داده میشود. به کاخ سفید، به سنا، به کنگره، به سازمانهای امنیتی آنجا. آنجا برای یک سال به هم ریخته است. یعنی اولاً حضور مردم در صحنه نشان میدهد که دمکراسی کشور ایران از آنجا بالاتر است. اگر در مشارکت آنها پنجاه و دو درصد باشند، ما بالای هفتاد و پنج درصد هستیم. رقبای متضاد هم بودند. شمارش ها هم خیلی ظریف و شفاف بود. الآن دشمنان تظاهر میکنند که ما خوشحال هستیم ولی از آن طرف هم اعلام میکنند که تحریمها سر جایش هست. ظاهرا این بازی ادامه دارد ولی من فکر میکنم سیستم آنها تا یک سال به هم ریخت.
یک لشگر فرهنگی
از منظری دیگر ما لشگری از افراد خاص و فرهیخته را شناسایی کردیم. یک لشگر فرهنگی، یک لشگر با اندیشه و با اندیشه راهبردی و جوان. به نظر من این یک سرمایه بسیار بسیار گران و پرقیمتی است.
شب بود که به مسجدی در پیشوا رسیدیم. دکتر باید چند جا میایستاد و صحبت میکرد. ساعت دوازده یا دوازده و نیم شب بود. افراد مختلفی از دوستان ایشان توی مسجد میآمدند و با ما صحبت میکردند. کوچک و بزرگ و دانشجو و بسیجی و پیرمرد و کسبه. از نوع صحبتهایی که با من میکردند. حواس من همهاش روی سن بود و نزدیک محراب و اینها. حقیقتش خیلی متمرکز نبودم. بعد دیدم این نکاتی که مردم میگویند، با آن خوشرویی و با آن حال خوشی که دارند، خیلی تصویری است. فهمیدم که هواداران آقای جلیلی جذابیت خاصی دارند و به قول فرنگیها کاریزماتیک هستند. من در غرب داستان سازی خوانده بودم اما چیزی که مرا به کار مستند سازی نزدیک کرد انقلاب اسلامی بود. وقتی که با انقلاب اسلامی مواجه شدم، این حقیقت انقلاب و مردم و این مسیر بر کاری دراماتیک و تخیلی که برایش درس خوانده بودم، غالب شد.
بنابراین غیر از این که اراده خداوند متعال و حفظ اسلام و حفظ نظام اسلامی در اولویت هست، در عین حال پیدا شدن و مهیا شدن گروهی است که به نظر من از هزار پالایش و فیلتر گذشتهاند. این گوهری که خود من در این مسیر پیدا کردم، اینها را خیلی خاص میبینم. نگاهشان را، عمقشان را، صفای باطنیشان را، نگاه بصیر سیاسیشان را و این کم دستاوردی نیست.
ما کار داریم. ما باید چهار سال برای این گروه و این طیف خاص برنامهریزی بکنیم. یعنی هر کس به نوبه خودش. من در برنامههای خودم باید برای آن برنامهریزی بکنم. دیگران و دیگران. ..این یک دستاورد بسیار پر ارزشی است. چون یک انسان فرهیخته، یک انسان فرهیختة پخته که نگاه دارد یعنی ایمان دارد این برابری می کند با صد نفر و خیلی کار از او برمیآید. ما از این موضوع مطمئن باشیم که حکمت خداوند متعال در اینجا جاری است. این یک اتفاق سادهای نبود.
این اتفاقی است که روی همه تأثیر خواهد گذاشت
به نظر من این اتفاقی است که روی همه آنها تأثیر خواهد گذاشت. چه دشمنان انقلاب اسلامی و اسلام، چه منتقدان غرب و کسانی که با ایران و انقلاب اسلامی سمپاتی دارند. با این که مسلمان هم نیستند. افراد صاحبنامی را دارم عرض میکنم. آدمهای کوچکی نیستند. کسانی که در غرب و اکثراً در ایالت متحده صاحب کتاب و برنامههای رادیویی هستند. این اتفاقی است که انسان میتواند سرش را بلند بکند. اولاً راستگویی در این انتخابات، صداقت که شمارش با چه دقتی انجام شد. تمام این شبههای که سال هشتاد و هشت درست کردند و شبههای ناجوانمردانه که تا همین امروز وقتی که غربیها میخواهند در رابطه با انتخابات سال هشتاد و هشت بگویند، میگویند دسپوتیک الکشن !یعنی انتخابات مورد سوءتفاهم. ولی دیدیم که این طرف چه صادقانه و با یک اختلاف خیلی کم ولی جوانمردانه، میتوانستند آن را هم تقلب کنند و به دور دوم بکشد. این کار را نکردند. این برای نظام سربلندی است. با این که چهار سال پیش هم درست همین جور بود. حتی چهار سال پیش، وقتی که به طور رندوم ده درصد صندوقها را دوباره شمردند، رقبا این قدر لطف نداشتند که وقتی نتایج اعلام شد و همانی بود که اول بود، این را بلند بگویند و بعد معذرتخواهی بکنند. ولی امسال دیدیم این قسمت هم خیلی باشکوه و باآرامش یعنی باعث افتخار است. من خودم افتخار میکنم که همانی که میگفتیم هستیم.
برنامهریزی برای آینده
حالا کاری که ما باید انجام بدهیم، به نظر من برنامهریزی برای آینده است. ما الآن مسیر مهمی را در پیش داریم. اگر قبلاً تلاش ما یک مقدار بود، الآن باید دو سه برابر بشود. الآن وظیفه و تکلیف سنگینتر است. به خصوص در این گروه. این یک وظیفهای است که من در وسع خودم، با این که من سالها است که نسبت به این موضوع حساسیت داشتم. از سه چهار سال پیش که برنامه راز را شروع کردیم، بدون این که خیلی اعلام بکنیم، از همان شب اول گفتمان انقلاب اسلامی بود و به نقل از رئیس سازمان در همان شب دوازدهم برنامه آن سال، گفت من به همه مدیران اعلام کردم که این برنامه الگویی است برای همه شبکهها. چیز خاصی هم نبود و کار خاصی هم نکردیم. گفتمان انقلاب اسلامی موضوع برنامه بود.
گفتمان انقلاب اسلامی، جذابترین خط است
گفتمان انقلاب اسلامی، فرهیختگان انقلاب اسلامی و خط انقلاب اسلامی، به نظر ما جذابترین خط است. سکولارها را هم مینشاند. غیرمسلمانها را هم مینشاند. اینها حرف برای گفتن دارند. انقلاب اسلامی همان انقلابی است که در جهان موج ایجاد کرد. وقتی که زمان عوض شد، به واسطه و وسیله انقلاب اسلامی تغییر کرد. امروز اگر رئیس جمهور آمریکا میخواهد کاندید و انتخاب بشود، لابیهای صهیونیسم هر کاندیدی را مجبور میکنند تا موضعش را نسبت به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نشان بدهد. باید یک جوری قسم بخورد که موضع من نسبت به ایران این است. الآن دیگر اصل است. در رابطه با روسیه و چین همچین چیزی نیست. امروز هر کدام از کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا باید موضعشان را نسبت به ایران قبلاً اثبات کنند. حتی وزرا باید اثبات کنند.
وقتی که میخواستند وزیر جنگ جدید را انتخاب بکنند، چاک هیگل- موضوع مال سه چهار ماه پیش است- چاک هیگل یک جمله معروفی در رابطه با اسرائیل گفته بود که خیلی بحثبرانگیز بود. سر یک مسألهای گفته بود من سناتور آمریکایی هستم، سناتور اسرائیلی نیستم. برای من اولویت آمریکا است نه امنیت اسرائیل. این را گفته بود و خیلی بحثبرانگیز شده بود ولی وقتی که برای وزیر جنگ آمریکا انتخاب شد، او را مجبور کردند تا تمام مواضعش را نسبت به اسرائیل و به طور غیر مستقیم نسبت به ایران اعلام بکند. چاک هیگل آدم متفاوتی است. وضع دیگر وزرا که روشن بود. مگر ایران چقدر جمعیت دارد. اگر بخواهیم جمعیت را بگیریم، چین جمعیت دارد. هندوستان جمعیت دارد. اگر بخواهیم وسعت را بگیریم، باید بگوییم که روسیه وسعت دارد. اگر بخواهیم بگوییم رقیب تسلیحاتی و نظامی، روسیه و چین است. پس ایران چه چیزی است که موج ساخته و موجش هم در این حد است که کاندید ریاست جمهوری آمریکا باید مواضعش را قبلاً اعلام بکند. قبل از این که اصلاً بگذارند بیاید و رسماً کاندید بشود. این چیست. عقبهاش چیست. ایدئولوژی انقلاب اسلامی است. هر کس که از این کوتاه بیاید، حالا هر کسی که امروز برنده شده، هر کسی که در کابینه بعدی میخواهد بیاید.
گفتمان انقلاب اسلامی یک گفتمانی است و حقیقت انقلاب اسلامی حقیقتی است که موجساز است. بر اساس آن همه چیز تغییر کرد. در سال 1979 همه چیز تغییر کرد و باز دارد تغییر میکند.
به نظر من در این مرحله و در این انتخاباتی که ما الآن گذراندیم، یکی از آن فرازهای خیلی جذاب عبارت گفتمان انقلاب اسلامی است که کاندید ما، آقای دکتر جلیلی در مورد آن صحبت کرد. آن را تیتر کرد. به نظر من خیلی ارزش دارد. پای عملش هم بود. چون شش سال گذشته ما آثار ایشان را دیدهایم.
جمهوری اسلامی به پختگی رسیده است
این که انقلاب و مواضع انقلاب، در حد شعار نه، در جزئیات باید حمایت و مطرح بشود و گفته بشود. این همان چیزی است که به نظر من موتور اصلی این مسیر و این حرکت است. من فکر میکنم جمهوری اسلامی بعد از سی و چهار سال به یک پختگیای رسیده است. یکی از آن اتفاقاتی که افتاده است فرصت است. ما الآن فرصت داریم. بار یک خرده از روی دوش ما برداشته شده است. سی و چهار سال هم گذشته. واقعاً داریم وارد زمان جدیدی میشویم. آن پیچی را که رهبر فرمودند، یادتان نرود.
به نظر من در این پیچ همه مسؤولیت داریم. شما جوانها، شما مدرسین، شما متفکرین، مسؤولیت همه ما چند برابر میشود. در عین حال یک جور مسؤولیتی هم از روی دوش ما برداشته میشود.
باید حواسمان به زمان باشد
ما الآن میتوانیم کارهای دیگری انجام بدهیم. باید حواسمان به زمان باشد. حالا من نمیدانم چقدر میتوانم در رابطه با جلیلی اینجا صحبت بکنم. من مطمئن بودم که این خط، خطی است که خیلی خیر و برکت دارد. چه پیروز بشویم و چه پیروز نشویم. خط برکت دارد.
جمهوری اسلامی در اول انقلاب اسلامی سی و پنج میلیون نفر بود. موج ساخت و همه چیز را در خیلی از ابعاد عوض کرد. این خط یک خط عجیب و غریبی است. من بیست و پنج شش سالم بود که انقلاب شد. قبل از انقلاب را دیده بودم. آن طرف را هم دیده بودم. بعد دیده بودم که انقلاب چه تأثیری روی وضع جهانی گذاشته است. به طور مثال در خبر جهانی. اخبار، اخبار تلویزیون. اخبار تلویزیون ما نه. در اخبار تلویزیون آمریکاییها انقلاب اسلامی تأثیر گذاشت.
انقلاب اسلامی و تحول رسانه ای در جهان
تا قبل از حادثه تسخیر لانه جاسوسی، شبکههای خبری تلویزیونی وجود نداشت. وقتی که لانه جاسوسی تسخیر شد و ایران ایستاد، تصور میکردند که ایران بعد از بیست و چهار ساعت اینها را رها میکند و میترسد. در مقابل یک ابرقدرت این جوری که آدم نمیایستد.
زمان شاه یک گروهبان آمریکایی در تهران یا در هر شهر ایران که بود، حکومت میکرد. چهل پنجاه هزار نفر مستشار و نظامی داشتند. در ماجرای گروگانگیری و تسخیر لانه جاسوسی، ایران که ایستاد، خبر داغ شد. داغ داغ. یک سال و نیم طول کشید. شبکههای معمولی تلویزیون آمریکا، خبرشان از نیم ساعت در شب به یک ساعت و نیم رسید. برنامه خاصی درست شد. برنامه طولانی شبانه که حادثه گروگانگیری را تفسیر میکرد که ایران پنجاه و خردهای آمریکایی را نگه داشته است. آنها را به جاسوسی متهم میکند و رهایشان نمیکند و قرار است که محاکمه بشوند. بعد به فکر یک آمریکایی رسید که مردم چقدر به خبر علاقه دارند. چطور یکهو خبر این قدر مهم شد. قبلاً هم خبر بود. جنگ ویتنام هم هفت هشت سال طول کشید. من در ماجرای واترگیت و ماجراهای رئیس جمهور آن زمان آمریکا یعنی نیکسون آنجا بودم. زمان جنگ ویتنام در آنجا دانشآموز و دانشجو بودم. خبر مطرح بود. یک ربع یا بیست دقیقه جنگ و پاتک را نشان میدادند ولی مردم خسته بودند و دیگر نگاه نمیکردند ولی ماجرای ایران و انقلاب اسلامی و امام و ایستادگی ایران در مقابل جاسوسهای آمریکایی یا نمایندههای سفارت آمریکا در ایران که ایران آنها را به جاسوسی متهم کرده بود، خبر اصل شد و باعث شد که شبکه خبری بیست و چهار ساعته و هفت روز در هفته ایجاد بشود. یک همچین چیزی قبلاً نبود. همچین پدیدهای نبود. امروز شما بی بی سی ورلد را که میبینید، بیست و چهار ساعته خبر است یا الجزیره را که میبینید یا راشا تودی که میبینید، اینها همه نتیجه آن نبأ عظیم در حد خودش، انقلاب اسلامی و ماجرای تسخیر لانه جاسوسی یک سال و نیم بعد از شروع انقلاب بود.
انقلاب اسلامی از همان اول در غرب تغییر وضعی ایجاد کرد. در همان موضوع خبر. همه تد ترنر را مسخره کردند و گفتند شبکه سی ان ان یک جوک است. گفت حالا میبینید. بعد از سه چهار سال بی بی سی تقلید کرد. بعد الجزیره آمد. بعد فرانسویها آمدند. بعد روسها آمدند. دیگر شبکههای خبری ادامه پیدا کرد.
چی باعث شد؟ ایدئولوژی انقلاب اسلامی. ایستادگی انقلاب اسلامی. مسامحه نکردن انقلاب اسلامی. مسامحه نکردن با ادب. این پنجاه آمریکایی را نه کتک زدند و نه شکنجه کردند. بر عکسِ ادعای فیلم آرگو. وقتی که اینها آزاد شدند و به آمریکا رفتند، میگفتند با شما چه رفتاری کردند. گفتند غذایش خوب نبود. گفتند چرا خوب نبود. میگفتند هر روز یا جوجه کباب میدادند یا کباب میدادند. ما خسته شدیم. دل ما غذای آمریکایی میخواست.
انقلاب اسلامی جنگ زرگری آمریکا-شوروی را تمام کرد
در هر صورت این در بُعد خبر. فروپاشی شوروی چه جوری انجام شد. چی باعث شد که شوروی بعد از هفتاد سال کمونیسم فروبپاشد و چه کسی پیشگویی کرد. چه عواملی باعث شد که چند سال بعد از انقلاب اسلامی، فروپاشی شوروی اتفاق بیفتد. یک نظام کوچک ایدئولوژیک که اسلام را احیا کرده، اسلام اهل بیت را بر مبنای فقاهت و اجتهاد احیا کرده است، این قدر تأثیر دارد ولی اگر از یک کسی سؤال کنیم که چرا شوروی فروپاشید. آمریکاییها هم نمیدانند. هیچ کس نمیداند. تحلیل های ساده اش این است که شوروی با تمام وجود به صدام حسین تسلیحات داد. هر چه داشت داد. حداقل دویست سیصد جنگنده از نوع میگ و سوخو و امثالهم. از آن طرف آمریکا هم هر چه داشت داد. تمام اطلاعات ماهوارهای را به صدام داد. دیگر چیزی بین آنها نبود. جنگ زرگری شان تمام شده بود.
شوروی افغانستان را اشغال کرد. احمد شاه مسعود از امام الهای گرفت و قیام کرد. روسها عقبنشینی کردند. امام تنها کسی بود که برای گورباچف هیأت فرستاد و خبر فروپاشی کمونیسم را داد. و بعد از آن طراحی دشمنی با انقلاب اسلامی که همین یازده سپتامبر یک بخشی از آن است. یازده سپتامبر و جنگ ادامهدار و حضور در منطقه. یک جنگ ادامهدار و غیرمشروعی که آمریکاییها به عنوان جنگ با تروریزم با ایران آغاز کردند. مبنا و نقطه ثقل همهشان وجود و حیات انقلاب اسلامی است.
جذابیت گفتمان انقلاب را به نمایش بگذاریم
لذا آن کاندیدی که میآید و موضوع گفتمان انقلاب اسلامی را درشت میکند، من خیلی به او احترام میگذارم. چون دارد جذابترین چیز را میگوید. حالا ماها باید عرضه داشته باشیم و جذابیت آن را به نمایش بگذاریم. ماها باید در رسانه ملی عرضه داشته باشیم و جذابیت آن را بروز بدهیم که رنگ و لعاب شبکه معاند فارسیزبان کم بشود. کمرنگ بشود. این به ابتکار ما برمیگردد که اگر موفق نشویم، او قوی میشود. ولی ایدئولوژی این طرف فوقالعاده جذاب است. عمق دارد. جهان و بعد از جهان است. دنیا و آخرت است. یک نگاه عمیق و لطیف است. شوق واقعی است. احیای تمام لطایف و احساسات عمیق انسانی است. پیوستن به اراده خداوند است. امید است. همه اینها در انقلاب اسلامی است. آن شخصی که این بیرق را بلند میکند تا این گفتمان سنگین و بزرگ و تبیین بشود، به نظر من کم دستاوردی در این انتخابات نبود.
ما هشت سال پیش هم خیلی امید داشتیم که همان روالی که رئیس جمهور فعلی شروع کردند، تا آخر با همان قدرت و شکوه میرفت. متأسفانه یک مقدار ضعیف شد. به هر صورت من خودم به شخصه یک نیروی پنج شش میلیون نفری را میبینم. از فرهیختگان و از کسانی که فیلترها را گذراندهاند و به یک نوع اجتهادی رسیدهاند. خیلی برای من مهم است. خیلی امیدوارکننده است.
برای احیای بیشتر رسانه کار کنیم
ما قبلاً در همین اتاق کلاس مستندسازی گذاشته بودیم. نتیجهاش همین فیلمهای مستندی است که در دانشگاه شریف و امثالهم الآن دارد ساخته میشود. در دانشگاهها رقابت ایجاد شده است. اساتید دیگری که باید بیایند و برای احیای بیشتر رسانه کار بکنند. چه در حوزه مستند و به خصوص مستند و نقد جامعه و نقد حکومت که بهتر بشود و چه در حوزه داستانی، تکلیف و وظیفه خیلی سنگینتر میشود. البته اینها نشانه بلوغ است. ما به یک جایی رسیدیم. هواداران یک گروه با یک حال خاصی، با یک اعتقاد خاصی، خیلیها جوان، یکی از زیباییهای انتخابات این است که هواداران شخص نگاه میکنند که روحیات این شخص و اهدافش، نگاهش، متانت و آرامشش، افقش چقدر به خودش میخورد. چقدر به اهداف خودش میخورد. به سلوک زندگی خودش میخورد.
ما بالاخره یک روزی میآییم و یک روزی میرویم. چه کار میخواهیم بکنیم. به نظر من زیبایی همین گزینه که باید از بین هشت نفر انتخاب میکردیم، این خودش یک جذابیت ویژهای داشت. بدانید که به یک سکویی رسیدهاید. همان که در مثال اول ذکر کردم. یک کشور سی و پنج میلیونی انقلابی ایجاد کرد. خود آنها می گویند رژیم چنج.
آمریکا دیگر نمی تواند!
چند شب پیش داشتم سخنان جان بولتون را گوش می کردم. نماینده آمریکا در سازمان ملل. میگفت سوریه را رها کنید به ایران را بچسبید. می گفت رژیم ایران را عوض کنید. همان جوری که آقا فرمودند ما داریم از یک پیچ رد میشویم. از این پیچ که رد بشویم، به حول و قوه خدا به یک سکویی میرسیم که همین الآن هم رسیدهایم. همین الآن هم آمریکا نمیتواند. هر چه فکر میکند که چه جوری حمله بکند، دو سه سال است که دارد زور میزند تا حمله کند و نمیشود.
بعد هم یواش یواش دارد اعتراف میکند. میگوید سیستم پدافند موشکی غیر متقارن ایران خطرناک است. یعنی یک نقطه را از چهل نقطه میزند. ما هر چقدر توان داشته باشیم میتوانیم جلوی یک سوم آن را بگیریم. همین سیستم موشکی ما الآن برای آنها مشکلزا شده است.
ایران سی و چهار سال است که دارد کفر آمریکا را در میآورد. این یک واقعیتی است. می گفتند اینها دمکراتیک نیستند. یازده شب که در را بستند، در خیلی از جاها صد نفر و دویست نفر در نوبت بودند. من شاهد عینی دارم. اینها را باید تحلیل بکنیم. همین بچههای مستندساز ما بروند و در باره آن مستند بسازند. در مجموع این اتفاقی که افتاد، اولاً کلام رهبری زمین نیفتاد. حضور مردم واقعاً حماسی بود. من کاری ندارم که کی به کی رأی داد. حضور مردم عجیب بود. این که همه توی صحنه بیایند. آدم واقعاً خوشحال میشود که در جمهوری اسلامی ایران دمکراسی هست.
تلویزیون ما باید به شدت متحول بشود
وظیفه امثال من در رسانه این است که بگذارید همه سال انتخابات باشد. هر شب آدمها بیایند و حرف بزنند. آقای غرضی هر شب بیاید و حرف بزند. اگر آقای غرضی هر شب میآمد و حرف میزد، من فکر میکنم که خیلی از مسائل حل میشد. حالا بنده خدا رأی هم نیاورد ولی اعتراضش خیلی بامزه بود. حرف من به دوستانم در سازمان صدا و سیما این است که کاری بکنیم که هر روز انتخابات باشد.
وقتی که رسانه ما بازتر باشد، آن طرفیها را کمتر نگاه میکنند. چون مسائل خودمان را میگوییم. یک چیزی در رابطه با همین شبکههای استانی بگویم. وقتی که ما یک شبکه استانی مثل اصفهان داریم، چرا مثلاً صدتا روستایی که الآن مشکل بیآبی دارند، اینها باید اعتراضشان را به کجا بگویند. باید شبکه استانی به آنها برسد دیگر. نه که برنامه راز به آنجا برود و اینها با دستهای پینهبسته بیایند و بگویند ما میخواهیم دو میلیون تومان وام بگیریم، نمیتوانیم بگیریم ولی طرف آمده و هزار میلیارد وام گرفته و پس نمیدهد. تلویزیون ما باید به شدت متحول بشود. البته در مسیر هست ولی خود همین انتخابات یک بهانهای برای ما بود که میشود مملکت را خیلی سریع به آن حدی که باید برسد رساند.
