mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left سخنی با نخبگان انقلاب بازگشت

سخنی با نخبگان انقلاب

قطعا این دشمنی با چانه زنی و مذاکره به پایان نخواهد رسید. چرا که ما غیر از آرمان مان، چیزی برای معامله کردن نداریم. این که آیا تحریم ها ادامه خواهد یافت و یا سخت تر و پیچیده تر خواهد شد شاید در نگاه اول بحثی مهم به نظر آید اما واقعیت این است که این دشمنی را پایانی نیست.
مدت زمان تقریبی مطالعه:13 دقیقه و 55 ثانیه
mdi-calendar21 اردیبهشت 1392 - 15:20
mdi-comment 8
mdi-text-subjectمطالب

سید علی موسوی

الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَ قَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ. فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ  وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ (173 و 174 آل عمران)

1)انتخابات ریاست جمهوری را در حالی پیش رو داریم که دشمنان ما با وجود درگیری با هزاران مشغله، سعی بر به میدان آوردن تمام توان خود در جهت نابودی انقلاب اسلامی مردم ایران دارند. این چنین عزمی را حتی در دوران جنگ تحمیلی نمی توانیم مشاهده کنیم. در آن دوران ایالات متحده، شوروی، چند کشور اروپایی و اسرائیل، خود را رویارو با پرونده های متعددی می دیدند. ایران نیز پرونده ای مهم در این میان بود. اما امروزه عظمت و استواری ایران کار را به جایی رسانده که باز کردن بسیاری از پرونده ها توسط استکبار جهانی به غایت زمین گیر کردن ایران است. تصریح کاملا روشن خانم کلینتون در آخرین مصاحبه هایش نیز گویای همین مسئله است.

قطعا این دشمنی با چانه زنی و مذاکره به پایان نخواهد رسید. چرا که ما غیر از آرمان مان، چیزی برای معامله کردن نداریم. این که آیا تحریم ها ادامه خواهد یافت و یا سخت تر و پیچیده تر خواهد شد شاید در نگاه اول بحثی مهم به نظر آید اما واقعیت این است که این دشمنی را پایانی نیست.

مهم تر از مسئله تحلیل تحریم و دشمنی استکبار این است که ما باید با تمام قدرت و توان روی پای خودمان بایستیم و به مردم تمام دنیا از ترکیه و مصر گرفته تا مالزی و پاکستان و از ونزوئلا و اکوادور گرفته تا اسپانیا، فرانسه و ایالات متحده ثابت کنیم که می توان زیر یوق استکبار و صهیونیزم بین الملل نبود و شرافتمندانه و بهره مند زندگی کرد. ما باید الگوی آرمانی یک جامعه توحیدی را به شهادت عیان همه مردم عالم برسانیم. ما باید با به اهتزاز درآوردن پرچم لا اله الا الله بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری جهان، این موج بیداری جهانی را ، به طوفان سهمگین ظهور برسانیم.

2)تحقق این آرمان تنها در صورتی ممکن است که زیر آتشباران خیمه هایمان، تمام قدرت کشور اسلامی مان را برای افزایش قدرت ملی مان بسیج کنیم. متاسفانه پس از فتنة پر هزینة انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ، حتی نیروهای مخلص و انقلابی کشور تمام آتش توپخانه شان را به سمت یکدیگر نشانه رفتند و صحنه اداره کشور زیر آتش و خون ندیده گرفته شد. مظلومیت مردم مقاوم ایران و نظام جمهوری اسلامی در این معرکه، هر روز بیشتر و بیشتر می گردد و ناراستی های اخلاقی جبهه خودی بیشتر و بیشتر در جلو چشممان نمایان می گردد.

صحنه آرای این نبرد خونینِ نیروهایِ انقلاب کسانی هستند که منافع اساسی از این نبرد می برند. طبعا اولین نفع به جبهه استکبار می رسد، آن گاه که می بیند این لباس زرهی جایی برای نفوذ گلوله هایش باز کرده است. پس از استکبار جهانی، در درجه بعد به سادگی می توان منافع مخالفین بازگشت گفتمان اصیل انقلاب اسلامی به صحنه اداره نظام را در این میانه به وضوح دید. کسانی که منافع و نفوذ خود را در حال زوال می بینند، در پشت این صحنه آتش بیار معرکه نیروهای مخلص انقلاب اند.

3)همان طور که تمامی دولت های پس از انقلاب زحمات ارزشمند بسیاری کشیده اند، تدبیرهای غلط و بعضا ندیده گرفتن اصول اخلاقی نیز در تمامی آنها به چشم می آید. این ضعف را در این دولت که با گفتمان بازگشت نظام به گفتمان اصیل آن به روی کار آمد و در تثبیت این گفتمان نیز کمک کرد نیز می توان دید. اما در بوق و کرنا کردن و فریاد برآوردن بر این که کشور به وضعیتی بسیار وخیم و هولناک دچار گشته است، تنها سود اساسی اش ترجیح دادن گفتمان تدبیر سکولار و لیبرال مآبانه دو دولت اسبق است. تبلیغ پایمال کردن دولت فعلی تنها ثمره اش آن است که افکار عمومی را تشنه همان دولت های به اصطلاح «مدبر» گذشته نماید. به علاوه با بی انصافی و عدم موازنة صحیح میزان خطاهای تدبیری و اخلاقی این دولت و مقایسه آن با حجم بالای بی تدبیری و بی اخلاقی جاری در دولتهای گذشته راه را برای چرخشی دوباره هموار نماید.

هنوز انتخابات آغاز نشده که شیپورهای جنگ سه گانه ای در جبهه طرفداران گفتمان انقلاب آغاز گردیده است. جنگ بخشی از جریان اصولگرایی حاضر در مجلس و مجامعی همچون شهرداری تهران از یک طرف، از طرف دیگر حلقه اطرافیان خاص رئیس جمهور که با مواضع عجیب و غریب خود بر آتش این جنگ می دمند و در ضلع سوم جبهه ای دیگر از جریان حزب اللهی با اعلان جنگ به هردوی این جریانات  عرصه جنگ و جدال را خونین و خونین تر ساخته است.

در این میانه کاندیدای جریانِ همراه با فتنه، هنوز معلوم نیست! کاندیدایی که با شعار بازگشت به گذشتة با شکوه و پر تدبیر در پی موج سواری بر نارضایتی های حاصل از کوبیدن دولت فعلی است. گفتمانی که سعی دارد به رهبر معظم انقلاب درس تدبیر دهد؛ که دیدید ما گفتیم احمدی نژاد همان بنی صدر است. سعی دارد ثابت کند که دفاع ویژة رهبری از احمدی نژاد و عملکردش این همه بلا را بر سر مملکت آورده است. و این یعنی اثبات تمام مدعیات فتنه گران. از این جا به بعد باید منتظر درس اخلاق دادن حضرات به رهبر معظم انقلاب بود!!

4)در صورتی که مهمترین برگ برنده این جریان یعنی جناب اقای هاشمی به میدان بیاید، با توجه به تشتت و درگیری های نیروهای حزب اللهی، چه شانسی برای پیروزی کاندیداهای سه ضلع جبهه حزب اللهی به چشم می خورد؟ برخی از گمانه زنی ها بیشترین شانس را در این سه ضلع برای جناب آقای قالیباف در نظر می گیرند. در حالی که ورود جناب اقای هاشمی جایی برای گفتمانی که پشت سر جناب اقای قالیباف قرار گرفته است باقی نمی گذارد. چرا که صاحب اصلی این گونه مواضع و نقدهای کارشناسی به دولت فعلی، جناب آقای هاشمی است. سابقه و قدرت مدیریت ایشان نیز به هیچ وجه قابل قیاس با جناب قالیباف نخواهد بود. برخی از پشتیبانان جناب آقای قالیباف نیز بعید است در صورت به میدان آمدن جناب آقای هاشمی همچنان پشت سر ایشان بمانند. سوال اصلی این بخش از جبهة فرزندان انقلاب باید این باشد که واقعا نقطه قوت گفتمانی ما در مقابل جریان «بازگشت به گذشتة قبل احمدی نژاد» چیست؟ در صورتی که منصفانه به این سوال پاسخ دهند از شدت آتش توپخانه این عزیزان نسبت به دولت فعلی کاسته می شود و کمی از آن را هم خرج نقد دوران قبل از رئیس جمهور کنونی می کنند تا تمایز گفتمانی ایشان روشن تر گردد. این گونه مواجهه ایشان با دولت فعلی اصلا نمی تواند قرائت نقد درون گفتمانی داشته باشد. بنابر این هر گونه دمیدن بر این موضع امکان پیروز شدن این جریان را در میدان انتخابات کاهش می دهد و در صورت پیروزی نیز ضمانتی برای بازگشت گفتمان تکنوکرات و لیبرال دوران سازندگی، آن هم با ضریبی بالاتر نیست.

5)کاندیدای جبهه حامیان رئیس جمهور اگر جناب مشایی باشد و مملکت در این وضعیت بحرانی از دعواهای این جریان با شورای نگهبان و برگزاری انتخابات در موعد مقرر و هزاران گمانه زنی بد بینانه جان سالم به در برد، باز هم چندان امیدی به رأی آوردن ایشان نمی توان داشت. با توجه به برخی مواضع نادرست رئیس جمهور در چند سال اخیر علی رغم تذکرات رهبر معظم انقلاب، خصوصا نمایش شرم آور مجلس در انتهای سال 91، اعتماد بخش اعظم جریان انقلابی و حزب اللهی از ایشان و جریان حامی ایشان سلب گردیده است. در صورتی که این جریان بدون تکیه به نیروهای حزب اللهی، بخواهد توده مردم را جذب کند، باید گفت فشارهای اقتصادی موجود در زندگی روزمره مردم خصوصا با موج تخریب فعال ضد دولت کاریزمای مردمی جناب آقای احمدی نژاد را نیز کم سو کرده است. بر این اساس احتمال پیروزی این جریان با کاندیداهایی همانند الهام نیز چندان محتمل نیست. در این شرایط این جریان باید تقوای بیشتری به خرج دهد و با وجود همه بی انصافی هایی که در حقش می شود حق را زیر پا نگذارد. سخن گفتن از یارانه 250 هزارتومانی و مقصر شمردن سایرین در برخی قصورات و سوء تدبیرهای دولت و ورود در برخی بازی های سیاسی غیر آرمانی، ثمری ندارد جز ضایع کردن اجر همة این 8 سال زحمت و تلاش و مقاومت و شروع یک ادبیات نامطلوب که احتمال چرخش مواضع به سمت گفتمان حریف را بسیار پر رنگ می سازد. حامیان این جریان اگر همچنان پایبند استیلای گفتمان اصیل انقلاب باقی مانده اند - که زعم راقم این سطور این چنین است- و اگر جریان های اصیل دیگری را که همراه با این گفتمان اند را در انتخابات می بیند، بایستی برای پاسخ گفتن به این بی انصافی ها تا فرصتی دیگر صبر پیشه کنند که إن الله مع الصابرین.

6)جناب آقای لنکرانی با وجود این که حمایت آیت الله مصباح یزدی را به همراه دارد و جریان قابل اعتمادی از نیروهای حزب اللهی به نام جبهه پایداری از ایشان حمایت نموده اند اما به علت نداشتن  فاکتورهای ملموس قدرت مقاومت و مدیریت در سطوح استراتژیک احتمال جلب اعتماد نیروهای نخبه در جبهه حزب الله را ندارد. هرچند ممکن است در دقیقه های 90 مشابه احمدی نژاد در سال 84 صحنه انتخابات شاهد دگرگونی هایی باشد اما بسیاری از ویژگیهای دخیل در پیروز شدن جناب اقای احمدی نژاد در دقیقه های پایانی انتخابات، در ایشان به چشم نمی خورد. از طرفی گسست و شکاف در این دوره میان جریان حزب اللهی بسیار عمیق تر از آن است که بتوان آن را با سال های 84 مقایسه نمود. در آن دوره نفی و از میدان خارج کردن جبهة به اصطلاح «اصلاحات»، باعث بسیج شدن نیروها می شد اما در این دوره ترمیم کردن این شکاف با توجه به مواضع تند جبهه پایداری نسبت به دولت فعلی و نیز اصولگرایان منتقد دولت در مجلس، جایی برای این ترمیم باقی نمی گذارد. این جریان با توجه به عقبه پشتیبان پژوهشی موسسه امام خمینی (ره)، برای خروج از این موضع دشوار بایستی به جای تمرکز اساسی بر کاندیدا، بر توسعه و تدقیق گفتمان پس از احمدی نژاد تاکید نماید، نه حجت تمام کردن تعبدی بر سایرین با استفاده از اعتبار حضرت آیت الله مصباح حفظه الله. در عین حال با نوع مواجهه سنجیده سعی بر انسجام بخشی و هم آهنگ سازی همه اضلاع این جبهه داشته باشد و از موضع گیری های تشتت آفرین بپرهیزد. از طرفی از آن رو که به زعم راقم این سطور، این جریان تنها دلبسته سیطرة آرمان های اصیل انقلاب اسلامی بر ادارة کشور است و به هیچ وجه قصد قدرت طلبی حزبی در یک حلقه بسته را ندارد، در صورت مواجهه با نقدهای وارد نیروهای حزب اللهی به کاندیدای انتخاب شده توسط ایشان، بایستی همان طور که از بزرگان این جریان نقل می شود درصورت یافتن کاندیدایی اصلح بدون در نظر گرفتن هیچ شائبه قدرت طلبی، از او حمایت کنند. البته در نهایت، در صورتی که کاندیدای اصلحی از جناب آقای لنکرانی یافت نشود، دفاع و ترمیم نقاط ضعف این کاندیدا با مشخص کردن تیم عملیاتی ایشان می تواند جبران گردد.

7)برای حل کردن معضل تشتت تنها راه برای جریان گفتمان اصیل انقلاب اسلامی، رسیدن به کاندیدایی است که بتواند تمام ظرفیت های طرفداران هر سه ضلع جبهه انقلاب را در خود جمع کند. نه سابقه ای در کمر همت بستن بر تخریب دولت داشته باشد و نه سابقه ای در تندی با اصولگرایان منتقد از دولت. در سابقه خود به صورت پررنگ دفاع از گفتمان اصیل انقلاب اسلامی را داشته و در مواجهه با گفتمان حاکمیت جبهه طرفدار مشی استکباری در اداره کشور هزینه داده باشد. در عین حال به شدت معتقد به تدبیر و برنامه ریزی بوده و با تیزبینی و پختگی، مشاوره های کارآمدی از کارشناسان واقع بین بگیرد. از همه این ها مهمتر این که  پایبندی خود را به اصول اخلاقی در سابقه عمل سیاسی خود به اثبات رسانده باشد. این ویژگیها نقطه جمع تمامی سه ضلع جریان های انقلابی مذکور است.

کاندیدایی با این خصوصیات تنها در صورتی می تواند در این صحنه پیروز میدان باشد که کاندیدای هیچ یک از این سه ضلع قلمداد نگردد. این مسئله شاید باعث گردد سردمداران این جریان ها بنا به هر دلیلی حاضر به حمایت از این کاندیدا نشوند ولی دامنه طرفداران و همراهان انقلابی و مومن این جریان ها طبعا به این گفتمان دل خواهند داد. این کاندیدا بهانه ای است برای طرح گفتمان پس از جناب آقای احمدی نژاد. نه واپس گرایی به قبل از او. گفتمان پس از رئیس جمهور و دولت فعلی، در جهت تعمیق و تدقیق همین گفتمان جاری است نه نفی و عقب گرد.

8)ما می خواهیم همان ارزشهای اصیل اسلامی که برای آن انقلاب کرده ایم یعنی ایمان، اخلاق، استقامت، استقلال، شهادت، پایداری، عدالت،کرامت انسانی، آزادی از سلطة طاغوت و استکبار را حاکم شود. اگر منصفانه در عملکرد دولت فعلی بنگریم، این گفتمان جامع با تاکیدی ویژه بر عدالت و حمایت از مستضعفین در دستور کار این دولت قرار گرفته بود. دولت فعلی با نگاهی جهادی وارد این عرصه گردید اما شتاب زدگی و عدم تسلط حساب شده بر کار نتوانست آن طور که بایسته است این گفتمان را به تمامی اهداف خود برساند. طبعا کجی ها و ناراستی هایی نیز در این میان بوده است اما هنگام گرفتن برآیند کلی از حرکت پر تلاش و مجاهدانه این دولت چندان به چشم نمی آید.

در عین حال عملگرایی حاضر در ذاکره ملت انقلابی ایران و علی الخصوص جریان حزب اللهی باعث شد در این گفتمان قانون گرایی و توجه به ساختارها چندان مورد اهتمام نباشد. دست و پا گیر بودن ساختارهای دولتی و برخی قوانین و مقررات، اجازه نفس کشیدن راحت به یک حرکت مجاهدانه را نمی داد. این کاملا طبیعی است که رئیس جمهور و دولتی که از دل همین گفتمان بیرون آمده اند نیز به گونه ای عملگرایانه به ساختارها چندان توجه نکنند. نگارنده معقتد است هر یک از بچه های حزب اللهی و نیز هر یک از ما ایرانیان نیز اگر به جای ایشان بودیم همین مشی را انتخاب می نمودیم. در حالی که تاکید رهبر انقلاب بر ساختن دولت اسلامی کاملا ناظر به اصلاح ساختارها و قوانین بود. به این معنا که باید با مجاهده ای مضاعف همین ساختارها را کارآمد ساخت و در عین حال با پایبندی به قانون سعی بر اصلاح آن داشت.

بنابر این مشکل ساختارهای پر هزینه و کم مصرف دولتی همچنان باقی است. مردم ایران توقع دارند بودجه های هنگفتی که از دارایی این ملت در این وضعیت پر فشار، برای دولت هزینه می گردد تنها بهانه ای برای پر کردن جیب یک عده کارمند و صاحب منصب نباشد بلکه واقعا به ازای هر ریال هزینه در امور دولتی به صورت واقعی و ملموس کاری برای این ملت مقاوم و این نظام مظلوم انجام گیرد.

از این مهمتر اعمال عدالت دولت نبایستی تنها به معنای رسیدگی و حمایت از اقشار متوسط و پایین ترجمه گردد. بلکه مسئله بیشتر از حمایت خیریه ای، عدالت ساختاری است. دولت فعلی هرچند شعار برخورد با مافیا را داد و تا حدی دست در عملی کردن این شعار برد، اما ورود ناپخته در کنار رویکرد عملگرایانه و غیر وسواس گونه در مواجهه با فساد، راه را بر اختلاس بانکی با مشارکت مسوولین میانی دولتی در سطح معاون وزیر و رئیس کل بانک دولتی هموار ساخت.  البته از حق نباید گذشت که نفس سلامت شخص رئیس جمهور تاثیر عظیمی در سلامت اداری کشور داشت. اما ورود در اعمال عدالت به صورت ساختاری نیازمند برنامه ریزی، تدبیر و مدیریتی کاملا مسلط است. این گفتمان تمامی خواسته های هر سه ضلع جبهه انقلاب را در خود جمع می نماید و گوی سبقت را از گفتمان «واپس گرایی» خواهد گرفت.

9)در میان رجال سیاسی شناخته شده در عرصه سیاست کشور، به سادگی نمی توان چنین شخصیتی را با تمامی این شاخصه ها یافت. زعم نگارنده بر آن است که در مجموع تمام گزینه های مطرح شده و مطرح نشده، با سبک و سنگین کردن فاکتورهای ذکر شده فوق، به صورت کلی فاکتورهای موجود در جناب دکتر جلیلی ظرفیت های خوبی برای قوت گرفتن این گفتمان دارد. این به معنای مطلق دیدن ایشان نیست بلکه به معنای مزیت های نسبی ایشان نسبت به سایرین می باشد. در صورتی که تحلیل ارائه شده در این مختصر مورد تایید اندیشمندان و نخبگان انقلاب باشد بر ماست که از ایشان برای حضور در این میدان دعوت نماییم. طبعا حضور در این میدان چهره محبوب فعلی ایشان را با سیلی از اتهامات و تخریب ها مواجه خواهد ساخت و در عین حال احتمال شکست ایشان در انتخابات نیز کم نیست. اما آن گاه که تکلیف الهی باشد، بر ایشان است که مخلصانه وارد این میدان شوند و از آبرویی که انقلاب برای ایشان ساخته است برای انقلاب هزینه کنند.

10)در نهایت باید بدانیم با وجود همه این فشارهای از خارج و سختی های در داخل کشور، اگر دست از تنازع فشل کننده میان خود برداریم، با پایداری بر اصول انقلاب اسلامی به جای «واپس گرایی» یک قدم به جلو برداشته و وارد مرحله بعد گفتمانی انقلاب اسلامی گردیم، با امید به وعده های به حق الهی و به فضل و نعمت غیبی او، ما پیروز این میدان خواهیم بود.

پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه دیدگاه‌های ارزشمند شما 8 دیدگاه
رها 10 اردیبهشت 1392 - 21:25 ارسال پاسخ
احسنت
رضا 11 اردیبهشت 1392 - 06:40 ارسال پاسخ
سلام
سپس از متن شما
بسیار عمیق، زیبا و متین بود
تیزبین 11 اردیبهشت 1392 - 11:14 ارسال پاسخ
با سلام به جبهه پایداری نقدهایی هست اما همانطور که نویسنده محترم نگاشته اند این جبهه به دنبال تسلط و استیلای سیاسی نیست اما آن کاندیدای جامع الاطراف ناز کرد و یا به جمع بندی نرسید استنباط جبهه این بود که باید کاندیدای اصلح را معرفی کند به نظر می رسد بهتر است اگر این فرد جامع الاطراف این پتانسیل را در خود می بیند اندر باب تفاوت منصب و وظیفه بیشتر تامل کند تا این تشتت به همگرایی برسد.آمین
یک دوست در پاسخ به تیزبین 11 اردیبهشت 1392 - 17:14 ارسال پاسخ
شما تعبیر به ناز کردن میکنی . ولی با توجه به مثلا همین دیدار های دیروز و پریرزو دکتر جلیلی با دبیر شورای امنیت آذربایجان و رییس مجلس سوریه به راحتی میشود فهمید که ایشان مثل بسیاری از کاندیداهای دیگر آنقدر وقت خالی ندارند الان که وارد بازی های نامزد بازی بی مورد و زود هنگام شوند به خصوص که مسند و وظیفه مهمی هم به عهده دارند که یک روزش هم یک روز است
یک دوست 11 اردیبهشت 1392 - 17:45 ارسال پاسخ
با سلام چند نکته فوق العاده این نوشته:
دسته بندی گروههای مختلف اصولگرای انقلابی ((شیپورهای جنگ سه گانه ای در جبهه طرفداران گفتمان انقلاب آغاز گردیده است/بخشی از جریان اصولگرایی حاضر در مجلس/مجامعی همچون شهرداری تهران از یک طرف، از طرف دیگر حلقه اطرافیان خاص رئیس جمهور که با مواضع عجیب و غریب خود بر آتش این جنگ می دمند و در ضلع سوم جبهه ای دیگر از جریان حزب اللهی با اعلان جنگ به هردوی این جریانات))

((بایستی به جای تمرکز اساسی بر کاندیدا، بر توسعه و تدقیق گفتمان پس از احمدی نژاد تاکید نماید، نه حجت تمام کردن تعبدی بر سایرین با استفاده از اعتبار حضرت آیت الله مصباح حفظه الله.))

((برخی از پشتیبانان جناب آقای قالیباف نیز بعید است در صورت به میدان آمدن جناب آقای هاشمی همچنان پشت سر ایشان بمانند))

--((سوال اصلی این بخش از جبهة فرزندان انقلاب باید این باشد که واقعا نقطه قوت گفتمانی ما در مقابل جریان «بازگشت به گذشتة قبل احمدی نژاد» چیست؟ در صورتی که منصفانه به این سوال پاسخ دهند از شدت آتش توپخانه این عزیزان نسبت به دولت فعلی کاسته می شود و کمی از آن را هم خرج نقد دوران قبل از رئیس جمهور کنونی می کنند تا تمایز گفتمانی ایشان روشن تر گردد.))


((اگر دست از تنازع فشل کننده میان خود برداریم، با پایداری بر اصول انقلاب اسلامی به جای «واپس گرایی» یک قدم به جلو برداشته و وارد مرحله بعد گفتمانی انقلاب اسلامی گردیم، ))

((((این گفتمان تمامی خواسته های هر سه ضلع جبهه انقلاب را در خود جمع می نماید و گوی سبقت را از گفتمان «واپس گرایی» خواهد گرفت.)))
حمید 11 اردیبهشت 1392 - 18:56 ارسال پاسخ
جانا سخن از زبان ما می گویی
محسن 13 اردیبهشت 1392 - 08:26 ارسال پاسخ
استفاده کردم.ممنون.آقا سیدعلی موسوی ان شاالله موفق باشن.
حسین 18 اردیبهشت 1392 - 11:47 ارسال پاسخ
قشنگ بود