mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left در این ره مرد مردستان جلیلی است بازگشت

در این ره مرد مردستان جلیلی است

در این ره مرد مردستان جلیلی است
مدت زمان تقریبی مطالعه:2 دقیقه و 6 ثانیه
mdi-calendar20 خرداد 1392 - 22:17
mdi-comment 2
mdi-text-subjectمطالب
به گزارش ستاد مردمی حیات طیبه ، «یوسفعلی میرشکاک» اهل شعر است، اما نمی‌توان «شاعر»ش خواند؛ نقد ادبی و حتی سینمایی می‌نویسد، اما نمی‌توان «منتقد»ش گفت؛ گاه قلم به «طنز» می‌گشاید، اما نمی‌‌توان «طنزنویس»‌ش نامید؛ گاه گذارش به وادی فلسفه می‌افتد، اما نتوان «فیلسوف»ش شمرد‌؛ حتی آنجا که قلمش به سیاست نقبی می‌زند، «سیاست‌مدار» خواندش خطاست. «یوسفعلی میرشکاک» را باید این طور توصیف کرد: «او مردی است که نمی‌نویسد و نمی‌سراید و نمی‌گوید مگر با امضای دلش.» او را باید «اهل دل» خواند فقط….

الا شیر-اوژنان دشت ناورد

ز جا خیزید دشمن سر برآورد

ز نو هنگامه ی شهد و شرنگ است

دوباره آزمون نام و ننگ است

*

ز خودبنیادی مشتی خس و خار

سیاست پیشه غولان تبهکار

ز نام افتاد با نان کار ما را

مسلمانان مسلمانی! خدا را

*

ز بام دین به دام نان فتادن

دکان عشوه چیدن، وعده دادن

ز دشمن آشتی جستن پی نان

زهی مردم فریب نامسلمان

ز ایمان فلک فرسا بریدن

به زیر سایه ی دشمن خزیدن

کدامین عزت است این غیر خواری؟

بجز این وعده ها دیگر چه داری؟

*

کرا از دشمنان بیم است؟ هیهات

کرا آهنگ تسلیم است؟ هیهات

الا دنیاپرستان ! خاکبازان!

فروشی نیست خون پاکبازان!

*

به دست خود نهادن بند بر دست؟

چنین کاری پدرداری نکرده است

به آمریکا سپردن سر، شما را

شما را زندگانی، مرگ ما را

خوشا روزی که سالار شهیدان

ز روی لطف بر ما ناامیدان

دری بگشاید از باغ شهادت

که دارد جان ما داغ شهادت

*

نه عقل از عشق غافل کرد ما را

نه دنیا رخنه در دل کرد ما را

به دنیا دل نبندد هر که مرد است

که دنیا سر به سر اندوه و درد است

*

بسیجی جان مرگ آگاه دارد

از این زندان به بیرون راه دارد

به بوی کاروان کربلا مست

به عشق حیدر کرار پابست

*

 الا ای پایمردان خمینی!

جوانمردان آیین حسینی

پرستوهای بال و پر شکسته

که می خواهد شما را سر شکسته؟

به میدان از شما پایی که جا ماند

گواه بازگشت کربلا ماند

*

سرآمد انتظار سرفرازان

درآمد نوبهار پاکبازان

امیر خیل جانبازان جلیلی است

سرآهنگ سراندازان جلیلی است

*

به میدان سراندازی درآیید

به قصد مرگ و جانبازی درآیید

که با ناهمرهان این کار خام است

فراروی شما داوی تمام است

در آن همراه با هم دشمن و دوست

به قصد کندن از ایمان ما پوست

*

ز دزدان بر حذر باشید یاران

ز یزدان با خبر باشید یاران

شهید زنده، مرد دین و ناورد

امام و رهبری را یار و همدرد

ز مردی گر نشانی باشد او راست

در این ره هیچ ناید جز نکو راست

در این ره هیچ می ناید ز دزدان

به غیر از همدلی با زن بمزدان

*

بسیجی با بسیجی کار دارد

جلیلی داغ عشق یار دارد

در این ره مرد مردستان جلیلی است

بهار باغ در دستان , جلیلی است

بر این موقف در این دنیای خاکی

نبیند کس چنو مردی به پاکی

*

 الا ای دشمنان دین، خدا را

ز جان دادن مترسانید ما را

شهادت بوده عمری آرزومان

چه باک از کربلای پیش رومان

 

یوسفعلی میرشکاک

 
پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه دیدگاه‌های ارزشمند شما 2 دیدگاه
مطهره 30 خرداد 1392 - 20:26 ارسال پاسخ
واقعا دستتون درد نکنه و خسته نباشید
دل سوخته 02 تیر 1392 - 15:48 ارسال پاسخ
کمی آرام گشتیم زین شعر