مجموعه ای که می خوانید متشکل از خاطراتی است که توسط ستاد مردمی حیات طیبهاز بستگان ، اطرافیان ، همرزمان و شاگردان دکتر جلیلی جمع آوری شده و به مرور منتشر می گردد .
زيارت يا تبليغ؟
انگار نه انگار كه كانديداي نمايندگي مجلس از مشهد است. مدام توي حرم ديده ميشد و مشغول زيارت بود. فكر ميكرديم ايشان در انتخابات جدي نيست كه اينقدر زيارت ميرود ولي وقتي آرامش و كنترل ايشان را توي كار ميديديم رازش را بهتر ميفهميديم.
****
سوالات عوض ميشد
تعجب ميكردم كه چرا وقتي ساير كانديداهاي مجلس صحبت ميكنند بحثها به دعواهاي سياسي ميكشد و ميرود به سمت آستان قدس و... ولي وقتي سعيد آقا حرف ميزد سوالات درباره مسائل كلان و جدي كشور بود. دقت كه كردم ديدم بخاطر نوع طرح بحثهاي ايشان است. بعد هم خودشان به اين نكته اشاره كردند كه من نميخواهم انتخاباتي احساسي شكل بگيرد و حرفهاي جنجالي بزنم و الا اين كار را بلدم. مردم بايد بدانند سطح اثرگذاري يك نماينده مجلس چيست و آنها را از او بخواهند.
****
حيات طيبه قرآني
كأن دغدغه تبليغاتي نداشتند و انتخابات را بهانهاي براي طرح مباحثي ديگر ميدانستند! شباهتي بين طرح بحثهاي ايشان و ديگران نبود! محوريت مباحث ايشان افق حيات طيبه قرآني بود كه در جاهاي مختلف مطرح ميشد و بعد هم به مباحث امروز ميرسيد. حيات طيبه عنوان پايان نامه دكتراي ايشان بود. آيتالله علمالهدي كه آن زمان استاد دانشگاه امام صادق عليه السلام بودند ميگفتند كه ايشان براي اين مساله ده دور قرآن را به دقت خوانده بودند. پروفسور حميد مولانا هم حاشيهاي يك صفحهاي در تعريف از آن نوشته بود.
****
از باب فضيلت ريا!
"جانباز بودن"و "مشاور بودن در بيت رهبري"را نگذاشت توي تبليغاتشان بزنيم و جايي مطرح كنيم. حال آنكه اين دو ميتوانست برد تبليغي خوبي برايمان ايجاد كند. يادم هست يكي از كانديداها كلا شعارش انتخاباتياش را جانبازياش انتخاب كرده بود.
****
فاذا فرغت فانصب
انتخابات كه تمام شد، ايشان عجله داشت بخاطر كارهاي متعددش به تهران برود. جلسهاي كوتاه گرفتيم. تذكرات ايشان حال بچههايي كه بعضا ناراحت بودند را عوض كرد. ايشان اشاره كرد به آيه «فاذا فرغت فانصب و الي ربك فارغب» و گفت انتخابات همه چيز نيست. دهها عرصه خدمت وجود دارد. حالا كه اين عرصه تمام شد عرصههاي ديگر را دريابيد!
****
راحت رفت تهران
ايشان كمك مالي و شراكت و وعده و دين هيچ شخص و گروهي را نپذيرفت و وقتي انتخابات تمام شد با خيال راحت رفت تهران بدون آنكه بخواهد به كسي احساس دين كند. حال ايشان را مقايسه ميكردم با حال برخي كانديداها كه به دهها گروه و شخص وعده و وعيد داده و از آنان كمك گرفته بودند!
****
مطالعه
هر وقت ايشان را ميديدم با وجود آن سر شلوغ، يك كتاب انگليسي، فارسي يا عربي در دست مطالعه داشتند. اشراف خوبي بر مسائل نظري داشتند. يادم هست يكبار گفتند اين كتاب «چيستي علم» ترجمه سعيد زيباكلام و «نخستين رويارويي انديشهگران ايران با دو رويه تمدن بورژوازي غرب» از مرحوم حائري را بخوانيد!
****
محافظ
هنوز كه هنوز است بچهها ايشان را توي حرم ميبينند. يك دانشآموز شيرازي را ديدم كه ميگفت چندي پيش توي حرم با ايشان صحبت كردم. خودم هم با پدرشان كه پياده از منزلشان در طلاب به حرم ميرفتند ديده بودمشان. بچهها ناراحت بودند كه چرا محافظ نميگيرند ولي اعتراضها بي فايده بود!
****
لوله هاي پوسيده
بحثي داشتيم با ايشان درباره نظام مالي اداري كشور كه ايشان معتقد بود يكي از دلايل عمده ناكارآمدي در كشور همين ساختار است. تمركز بر تغيير رئوس پس از هر انتخابات و در حاشيه ماندن بسياري از مراكزي كه در زندگي مردم نقش بازي ميكنند و عدم تغيير آنها يكي از مشكلاتي بود كه ايشان بدان اشاره كرد. ايشان بوروكراسي موجود و ساختار اداري مالي را به لولههاي پوسيدهاي تشبيه كرد كه بخاطر نشتيهاي فراوان مقدار پولي كه در بالا وارد آن ميشود تا به پايين ميرسد در ميان راه بسياري از آن هدر ميرود.
****
سياست خارجي
توي دفترشان در بيت، كاغذي را ديدم درباره نگرشهاي كلان در باب سياست خارجي كه با خودكاري، در آن حاشيه نويسي شده بود. فضولي كردم و پرسيدم. گفتند اينها دستخط آقاست. رسمشان اين بود كه غلطهاي ويراستي را نيز ميگرفتند. بعدا كه ديدم برخي نكات آن برگه از جمله لزوم توجه سياست خارجي به منافع اقتصادي كشور و ارتباطات جنوب – جنوب در كشور جاري شد منشا آن را دانستم.
****
تغيير 17 سفير
در دهه 70 که ايشان رئیس اداره بازرسی وزارت خارجه بودند 17 سفير متخلف را بدون اينكه يك سفر خارجي برود، با ابزارهاي مختلف تغيير داد. يكي دو مورد از تخلفات مالي و اخلاقي را كه سربسته گفتند، شوكه شديم! جاي تلخش اين بود كه ايشان گفت برخي را كه ميخواستيم تغيير بدهيم از چند جا تماس گرفتند و اعتراض كردند! پس از تغيير ايشان از سمت بازرسي هم باز برخي از همان متخلفان به سفارت در كشوري ديگر مشغول شدند!
