این روزهای کاندیداهای احتمالی نامزدی ریاست جمهوری در کنار سکوت معنادار برخی دیگر، پشت سر هم به مصاحبه پرداخته و مواضع خود را در باب مسائل مختلف بیان میکنند. یکی از محوری ترین مسائل که اکثریت آنها در مورد آن به موضع گیری پرداخته مسئله موضع ایران در مقابل غرب و رابطه با امریکا و داستان تحریم ها و هزینه هایی است که کشور پرداخت می کند. نکته جالب آن است که در هر دو طیف سنتی کشور مشهور به اصول گرا و اصلاح طلب و برخی افراد به ظاهر مستقل ادبیات به گونه ای است که حاکی از نوعی نرمش در مقابل غرب است. تعبیرهایی مانند «اجازه ندهيم تحريمها تا اين حد گسترده شود» ، «رابطه با آمريکا موجب حل همه مشکلات نميشود اما حداقل فايده آن جلوگيري از اعمال تحريمهاي جديد و رفع تحريمهاي گذشته است»، «نبايد با گفتار خود ديگران را عليه خودمان تحريک کنيم، بلکه ميتوانيم با کارهاي اقتصادي رابطه خوبي با کشورهاي دنيا داشته باشيم» و تعابیر دیگری که برخی دیگر در گذشته در مصاحبه های خود به کار برده اند. همان طور که گفته شد در این ادبیات سازشکارانه چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا همگی مشترک بوده و معدود افرادی هستند که بر مبارزه جدی با غرب پافشاری می کنند. نمود بیرونی این دو نوع مواجهه با غرب دو جبهه را نمایان می سازد که در مقابل یکدیگر صف آرایی می کنند. «جبهه سازش» که یاران فراوان در سیاسیون چپ و راست و مرفهین بی درد و سیاست پیشه گان مار خورده و افعی شده دارد، کسانی که به تصور خود راه نجات را در کرنش در مقابل غرب دانسته و نیز به غلط تصور می کند که این حرف در میان مردم مقاوم ایران خریدار زیادی دارد و سوی دیگر «جبهه مقاومت» است که یارانی اندک در سیاسیون انقلابی دارد و یاران فراوان در میان توده های مستضعف انقلابی که همواره بار انقلاب را بردوش کشیده اند و این بار نیز بار تحریم ها و مقاومت در مقابل غرب را به دوش می کشند. رهبر انقلاب در بیانات خود در جمع هیئت دولت در سال 91 در باب ادبیات مقابله با غرب فرمودند: «حالا البته بعضىها در روزنامه، در سايت، در تريبونهاى گوناگون مطالبى منتشر ميكنند؛ اينكه چرا ما در دنيا دشمنتراشى كرديم كه اينقدر با ما دشمنى كنند! به نظر من اينها حرفبافى است. آنچه كه گفته ميشود، متكى به يك تحليل درست نيست. نه، دشمنىها خيلى طبيعى است. وقتى كه امام بزرگوار بود، دشمنىها زياد بود؛ براى خاطر مواضع قاطع امام. هرچه مواضع ما ضعيفتر شود و عقبنشينى كنيم، آنها طبعاً چهرهشان بظاهر متبسمتر ميشود. البته جلو مىآيند. يعنى چهره را متبسم ميكنند، براى اينكه بتوانند جلو بيايند.( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2شهریور91)» این مباحث نشان می دهد که تحلیل جریان سازش از شرایط کنونی کشور تحلیل غلطی است و حاکم شدن این جریان بر کشور منجر به ارتجاع گفتمانی و از دست رفتن موضع اقتدار کشور در مقابله با غرب می گردد و آنچه در شرایط کنونی لازم است مقاومت در مقابل غرب و چه بسا نگاه تهاجمی است. لذا این جبهه مقاومت در مقابل غرب به کسانی نیاز دارد که مرد این کار بوده و در عمل جسارت مقاومت و مواجهه با غرب را از خود نشان داده باشند. کسانی که به حق دریافته اند که رمز پیروزی جبهه حق مقاومت در مقابل دشمن زورگوست. کسانی که رفاه طلبی را کنار گذاشته و عالم سیاست را طعمه ای برای خود نیافته اند و به تعبیر حضرت روح الله عرصه مبارزه جای کسانی است که طعم فقر و استضعاف را چشیده باشند و تصور نکنند که مبارزه در راه آرمان های انقلاب با رفاه طلبی و عافیت طلبیها و مصلحت اندیشی های دروغین یک جا جمع می شود. این عرصه جای کسانی است که از دل توده های مردم مستضعف برخاسته و برآورنده فریاد مستضعفین در مقابل مرفهین بی درد باشد نه نماینده کسانی که به دنبال ساختی اسلامی اشرافی و بر صدر نشاندن مرفهین بی درد و به ظاهر نخبگان بی هنر، بر سر مقدرات کشورند. سعید جلیلی نشان داده است که این گونه مردی است، مرد مقاومت است و نه اهل سازش، اهل سادگی است نه اشرافیت، دنبال حق است نه مصلحت های خیالی، سرسخت است و مرد کارهای سخت. اگر جبهه مقاومت مردمی و انقلابی در مقابل غرب نماینده ای راستین و اصیل داشته باشد در شرایط کنونی کسی جز سعید جلیلی نیست.
