روستایی که نسبت به جمعیتش بیشترین شهید را برای ایران اسلامی داده است.
ساعت حدود 1 شب بود.پیامک آمد که: سلام، حضور دکتر جلیلی،فردا 9 صبح/گلزار شهدا احمدآباد، یاعلی
باورم نمیشد!! دکتر جلیلی توی یه روستایی مثل روستای ما .
پیامک دادم: ولمون کن! سرکاریه؟!
...هیجان زیادی داشتم به یه نفر دیگه پیام دادم:
سلام راسته دکتر میخواد بیاد گلزار احمدآباد؟!
جواب داد:
بله ،گفته میخواد برود یک روستای شاهد نمونه که علی مسجدیان - رئیس ستادش در اصفهان - احمد آباد را گفته.
میخوایم آب و جارو کنیم اسفند چاق کنیم.
خب دیگه باورم شده بود گوشیم را گذاشتم روی ساعت 7:15 تا بیدار بشوم و برم کمکشون.
باطری دوربینم را هم زدم توی شارژ و بعدش خوابیدم.
صبح حدود ساعت 8 و نیم بود که رفتم روی گلزار افراد زیادی نبودند ولی آروم آروم جمعیت زیاد میشد.
بنا بود دکتر ساعت 10 اونجا باشند ولی پروازشون یکمی دیر نشسته بود.
ساعت حدود 11 بود جمعیت زیاد و زیاد تر میشد همه دیگه چشم به راه بودند .
جمعیتی که اکثرا از خانواده ی شهدا و ایثارگران بودند.
حدود ساعت 11 و ربع دکتر با یک دستگاه مینی بوس که ستاد اصفهان کرایه کرده بود به گلزار رسید جمعیت زیادی هم از شهر درچه اون ها را همراهی میکردند.
دکتر با شعار هواداران وارد گلزار شدند .وقتی وارد شدند با دو جانباز 70% جنگ دست و روبوسی کردند یکی از جانبازان هم 2 دقیقه ای با آقای دکتر صحبت میکردند که به خاطر صدای زیاد معلوم نبود که چه میگفتند.
بعد از اون دکتر سر مزار شهدا رفتند .از سر چند قبری گذشتند .یکدفعه نشستند و قبر یکی از شهیدان را نیز بوسیدند.
بعد از آن سر قبر شهید ابراهیم رفتند و چند دقیقه ای با مردم درباره ی شهدا صحبت کردند.
همون موقع یکی از پدران شهدا هم آمدند و به آقای دکتر خوش آمدید عرض کردند دکتر هم با ایشان روبوسی کردند.
جمعیت شعار می دادند:
شهید زنده ی ما ، برگ برنده ی ما
دکتر سپس با بدرقه ی باشکوه جمعیت و خانواده ی شهدا برای مراسم بعدی راهی خمینی شهر شدند.
جلیلی،جلیلی خدا نگهدار تو



