صحبت از ضرورت گسترش ترانزیت بار از مسیر ایران درحالیکه نیمی از کاندیداهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری به آن پرداختهاند ضرورت چندانی ندارد بلکه چگونگی آزاد شدن ظرفیت بالای ترانزیت کشور موضوعی است که باید به آن پرداخته شود. درحالیکه بیش از 200 میلیون تن بار کانتینری قابل جذب در مسیر ترانزیتی ایران، از طریق کریدورهای دریایی با زمانی به مراتب طولانیتر و هزینهای بیشتر جابجا میشود، حجم ترانزیت بار از مسیر ایران در حال حاضر تنها 10 میلیون تن است. این درحالی است که اهمیت اقتصادی و راهبردی توسعهی ترانزیت در کشور مورد تایید همهی کارشناسان است. میتوان گفت نبود سازوکارهای مناسب برای آزادسازی این ظرفیت مهمترین دلیل فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب کشور در امر ترانزیت است. بدون شک بهترین شیوه برای ترانزیت زمینی بار در کشوری با شرایط جغرافیایی ایران، استفاده از حمل و نقل ریلی است. با اینحال شاهدیم علیرغم افزایش میزان کل بار ترانزیتی از مسیر ایران، سهم و میزان جابجایی بار ترانزیتی در شبکهی ریلی کشور کاهش یافته است. میتوان گفت عملکرد بسیار ضعیف راهآهن باعث شده تا میزان ترانزیت بار از مسیر ایران با حد مطلوب فاصله داشته باشد. مدیریت دولتی و ساختار بزرگ و کند راهآهن که به دلیل استفاده از اعتبارات دولتی انگیزهای برای بهبود عملکرد خود ندارد، مهمترین عوامل رخوت بدنه ی راهاهن است. این درحالی است که در حمل و نقل جادهای به دلیل ساختار غیردولتی آن، افزایش منفعت از حمل بار همواره مورد توجه است. به همین دلیل است که میزان حمل بار جادهای علیرغم نقاط ضعف خود در مقایسه با راهآهن با نرخ قابل توجهی در حال افزایش است. استفاده از سازوکارهای مناسب مانند واگذاری صحیح فعالیتها و خدمات ریلی به بخش غیردولتی و درگیرکردن منافع شرکت راهآهن با بهبود عملکرد خود، میتواند علاوه بر آزادسازی ظرفیت ترانزیتی کشور و افزایش درآمدهای غیرنفتی دولت، منجر به ایجاد اشتغال و فعال شدن دیگر صنایع مثل بیمه و بانکداری در بخش حمل و نقل شود.
