mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left برایمان مسجد بسازید بازگشت

برایمان مسجد بسازید

یکی از اهالی گفت خواسته ما از شما فقط این است که یک مسجدی برای روستایمان ساخته شود که لااقل صدای اذان را بشنویم و هم او گفت که من با 4 دختر دم بختم در یک کپر زندگی می کنیم اما از شما خانه نمی خواهیم و فقط می خواهیم که یک مسجدی برای این روستایمان ساخته شود.
مدت زمان تقریبی مطالعه:7 دقیقه و 52 ثانیه
mdi-calendar14 خرداد 1392 - 12:21
mdi-eye 852
mdi-comment 5
mdi-text-subjectمطالب

به گزارش سایت حیات طیبه، یادداشت زیر حاشیه نوشته ای است که یکی از اهالی شهرستان جیرفت از سفر یکشنبه دکتر جلیلی به استان کرمان نوشته و برای سایت حیات طیبه ارسال کرده است.

معلوم شد انتخابات برای دکتر موضوعیت دارد

روزی که گفتند آقای دکتر جلیلی قرار است در ایام اصلی تبلیغات به جنوب کرمان سفر کند. باورش برای کسانی که با دکتر و گفتمانش آشنایی نداشتند کمی دشوار می نمود. در ایام اصلی انتخابات که معمولا فقط شهرهای پرجمعیت و مراکز استانهای بزرگ برای سفرهای تبلیغاتی کاندیداها انتخاب می شدند انتخاب شهرهای نه چندان پرجمعیت و دور از مرکزی چون کهنوج و جیرفت در مورد آقای دکتر جلیلی کمی فرق می کرد. چرا که از همان روز اول گفته بود که تبلیغات انتخاباتی برایش طریقت ندارد بلکه موضوعیت هم دارد. روزی هم که هماهنگ کننده سفرهای انتخاباتی دکتر جلیلی با ما تماس گرفت باز به این مطلب اذعان داشت که برای دکتر منطقه جنوب به خاطر فقر و محرومیتش موضوعیت دارد. و حتماً به این منطقه سفری خواهد داشت. و این شد که حتی سفر همزمان دکتر به استان مجاور کرمان در آنروز لغو شد.

استان کرمان

دیدار در سه راهی منوجان

اولین وعده دیدارمان با دکتر جلیلی که از بندرعباس به سمت جنوب کرمان حرکت می کرد. در سه راهی منوجان – بندر – کهنوج بود.

ساعت حدود 9 بود که به مقصد رسیدیم قبل از ما چند ماشینی آنجا پارک شده بود و افرادی آنجا ایستاده بودند. این افراد که از منوجان آمده و کم کم هم بر تعدادشان افزوده شد برای استقبال دکتر آمده بودند و اکثراً جوان، که پوسترهایی هم از دکتر در دستشان بود.

نیم ساعتی نگذشته بود که دکتر با چند ماشینی که از اینجا به استقبال او رفته بودند از راه رسید، از ماشین که پیاده شد یکی یکی با افراد آنجا معانقه و روبوسی کرد و در همین حال یک جوان شروع کرد به شعار دادن صل علی محمد ، یاور رهبر آمد"  "دسته گل محمدی به شهر ما خوش آمدی"  و... دکتر یکی یکی آن جمعیت استقبال کننده را در بغل گرفت و با آن خوش و بشی داشت. بعد از توقف کوتاه سلام و علیک و احوالپرسی ها، ادامه مسیر به سمت کهنوج را داشتیم. قبل از سوار شدن دکتر یک جوان منوجانی که از این دیدار به وجد آمده بود گفت: بنده اولین کسی هستم که از اینجا (منوجان) انتخاب شما را به عنوان رئیس جمهور آینده تبریک می گویم و آنچنان قاطع این جمله را بر زبان آورد که انگار کمترین تردیدی هم در این مورد نداشت، دکتر هم زیر لب یک لبخندی زد و ما هم یک ان شالله گفتیم و راه افتادیم.

استان کرمان

خارج شدن ماشین دکتر از جاده اصلی!

نزدیک کهنوج ماشین دکتر که جلوی ما حرکت می کرد از جاده اصلی خارج و به سمت یک روستا در آن حوالی حرکت کرد. حدود یک کیلومتر جاده خاکی را پشت سر گذاشتیم به یک روستا رسیدیم. جمعیت روستایی در اطراف چند کپر جمع شده بود و انتظار دکتر را می کشیدند، دکتر که از ماشین پیاده شده یک نفر جلوتر از همه ایستاده بود و گوسفندی هم با یک چاقو در دستش بود. به محض اینکه خواست گوسفند را به رسم مهمان نوازی جلوی پای دکتر ذبح کند دکتر مانع شد و با اصرار دکتر، گوسفند بیچاره جان دوباره ای گرفت.

دکتر با جمعیت حاضر که اکثراً لباس های محلی داشتند خوش و بشی داشتند. یک خانم هم آنطرف تر اسفند در دست داشت و مدام اسفند دود می کرد. چند دقیقه ای نگذشته بود که صداها در هم پیچیده شد و مردم روستا هر کسی از مشکلات خودش می گفت یکی از عدم توان پرداخت وام های مسکنش و دیگری از نداشتن مسکن و زندگی در کپر با 4 بچه اش. اما مشکل عمده مردم روستا خط لوله گازی بود که از روستایشان عبور می کرد و آنان مجبور بودند به خاطر آن، مسکن های نیمه کاره شان را رها کرده و در جای دیگر سکنی گزینند.

استان کرمان

دکتر را به درون یک کپر که یک کولر آبی از ضلع شرقی کپر آن را خنک می کرد هدایت کردند. دکتر به محض ورود از صاحب کپر سوال کرد، که یک خانم نسبتاً مسن با یک پیرمرد حدود 65 تا 70 سال را به او نشان دادند و پیرمرد در کنار دکتر نشست دکتر از صاحب کپر پرسید چند تا بچه دارید؟ پیرمرد جواب داد هفت هشتایی می شود که خانمش گفت ده تا! صحبت دکتر با آن دو چند دقیقه ای طول کشید.

استان کرمان

برایمان مسجدی بسازید

از کپر که بیرون آمدند دکتر به سمت خانم هایی که آنطرف تر منتظر خروجش بودند رفت و با آنان هم گپی داشت و درد دلشان را شنید. بیشتر از همه حرف یک خانم، دکتر را متاثر کرد که گفت خواسته ی ما از شما فقط این است که یک مسجدی برای این روستایمان ساخته شود که لااقل صدای اذان را بشنویم و هم او گفت که من با 4 دختر دم بختم در یک کپر زندگی می کنیم اما از شما خانه نمی خواهیم و فقط می خواهیم که یک مسجدی برای این روستایمان ساخته شود. در این میان خانم دیگری از دکتر خواست که به کپر او هم که آنطرف روستا بود قدم گذارد، دکتر هم با اینکه برنامه کهنوجش دیر شده بود ولی دعوت او را هم رد نکرد و یک دقیقه ای هم در کپر او وارد شد. در حال ترک روستا در جواب تشکر روستائیان فقط یک کلمه گفت : وظیفه است

 ورود به کهنوج شهر شهید شهسواری

سخنرانی دکتر در کهنوج ساعت 10 قرار بود برگزار شود که به خاطر توقف های بین راهی که داشت حدود 11:30 وارد کهنوج شد.

یکی از مساجد دور از مرکز شهر (مسجد ابوالفضل(ع) ) برای سخنرانی دکتر هماهنگ شده بود، به محض ورود دکتر خیل عظیمی از جمعیت به استقبال او آمدند و دکتر با آن جمعیت وارد مسجد شد و به ایراد سخن پرداخت.

سخنرانی که تمام شد در حال ترک مسجد، جوانی جلوی دکتر را گرفت و با شور و حرارتی خاص بیان داشت ما طرفدار شمائیم اما بعضی ها می گویند شما گزینه دولتید و این ما را نگران کرده است، لطفاً نسبت خود را با جریان انحرافی و شخص آقای مشائی مشخص نمائید. دکتر بعد از اینکه با متانتی خاص حرفهای آن جوان را شنید گفت: ملاک ما ولایت مطلقه فقیه است و هر کس در هر مقام، کوچکترین زاویه ای با ولایت فقیه داشته باشد مورد تأئید ما نیست و با اصرار جوان دوباره تاکید کرد ؛ ملاک ما این است، حالا شخص هر کس می خواهد باشد.

استان کرمان

در حال خروج از مسجد جوان دیگری با گلایه نزد ایشان آمد و اظهار گلایه از تبلیغات ناکافی و عدم اطلاع رسانی مناسب در سطح شهر کرد و گفت هواداران شما در شهر کهنوج خیلی بیشتر از این جمعیت اند ولی اطلاع پیدا نکردند که بیایند و جز یکی دو پارچه در میادین شهر تبلیغات دیگری صورت نگرفته است. دکتر با لبخندی که بر لب داشت جواب آن جوان را داد و گفت: جمعیت که خوبه و سپس گفت ؛ وظیفه ما این بود و غیر از این چیزی برایمان مهم نیست.

با دکتر به سمت جیرفت راه افتادیم، یکی از دوستان در مسیر در ماشین دکتر نشست و گزارشی از وضعیت جنوب کرمان و مسائل و  توانمندیها و مشکلات به دکتر ارائه داد که مورد استقبال دکتر هم واقع شد، دکتر چند دقیقه ای هم وسط راه از فرط خستگی خوابش برد.

 ادای احترام به شهدای جیرفت در بدو ورود

توقف گاه بعدی مان گلزار شهدای جیرفت بود. مزار شهدا را که زیارت می کردیم به مزار شهید معناصری اولین شهید جیرفت رسیدیم که فرزندش هم همراهمان بود و اشاره کرد که این مزار پدرم است و این کناری از دایی ام و  آنطرف تر از عمویم. دکتر گفت انشاءا... بعدیش خودت باشی، چند نفری که همراهش بودیم خندیدیم و بعد دکتر با خنده گفت: البته بعد از 100 سال.

استان کرمان

بعد از گلزار شهدا به سمت مسجد محل سخنرانی جیرفت رفتیم و سیلی از جمعیت با شعار به استقبال دکتر آمدند و تا درب مسجد ایشان را مشایعت کردند اما ایشان با عذرخواهی از جمعیت همراه به طرف محل وضوخانه مسجد راه افتاد در حال وضو گرفتن؛ یکی از بچه ها گفت : دکتر از همه طرف دارن میزنن شما هم حداقل یک پاتکی برو، باز هم لبخندی زد و وضویش را ادامه داد.

وارد مسجد که شد ابتدا در گوشه ای نمازش را خواند و سپس در جمع حاضران که از ساعت ها پیش انتظارش را می کشیدند به ایراد سخنانی پرداخت که جمعیت هم با شعارهایی او را همراهی می کردند لحنش همان لحن بود که در کهنوج دیده بودیم و همان که در روستای کپرنشین، هیچ تغییری نکرده بود انگار که اصلاً جمعیت برایش مهم نیست. فقط عمل به آن وظیفه است که برایش اولویت دارد. از مسجد که خارج شدیم مردم تا وسط خیابان جایی که ماشین بود او را بدرقه کردند.

 پایان سفر به جنوب با خبرنگاران

بعد از صرف نهار در یک رستوران در شهر جیرفت این خبرنگاران بودند که دست بردار نبودند.

خبرنگاری پرسید آیا شما به نفع کسی کنار می روید؟ در جوابش گفت : وقتی من میام ثبت نام می کنم این تکلیفه و این مسئله تعارف بردار نیست. خبرنگاری از استقلال جنوب کرمان پرسید که ایشان از اولویت طرح آمایش ملی گفت و سوالات متعدد خبرنگاران را بی جواب نگذاشت و بعد که سوالات خبرنگاران تکراری شد با خنده ای گفت این سوالات را که همین الان جواب دادم.

قبل از اینکه جیرفت را ترک کند یکی از دوستان درب ماشین بهش گفت ما با جان و دل ایستاده ایم شما هم محکم بایست که باز هم با همان لبخند همیشگی گفت: مهم این است که ما به وظیفه عمل کنیم نتیجه فرع آن است!

استان کرمان

پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصرافارسال دیدگاهدیدگاه‌های ارزشمند شما 5 دیدگاه
سید هاشمی 14 خرداد 1392 - 13:54 ارسال پاسخ
با سلام بهترین راه این است که به جای ساخت فرهنگه سراها و کتابخانه ها و خرج بودجه های انچنانی
طراحی کنند و مسجد بسازند و قسمت کتابخانه و دفتر کانون فرهنگی و بسیج و.... را هم در ان راه اندازی و مدیریت انها را به جوانان متعهد بسازند خواهید دید که با هزینه بسیار کتر چه جهش فرهنگی ایجاد خواهد شد
http://jalele1392.blogfa.com/
صادق 14 خرداد 1392 - 16:55 ارسال پاسخ
مدیریت ما باید مدیریت از طریق مسجد باشد، مسجد از بدو اسلام محل تصمیم گیری های مهم و همدلی مردم و کارگزاران اسلامی بوده است.
مسجد خانه خداست و و مدیریت آقامون امام زمان هم که فرجش گشایش همه ماست از طریق مسجد خواهد بود.
مساجد را باید احیاء کرد.
زهراه از خراسان رضوی 14 خرداد 1392 - 18:21 ارسال پاسخ
سلام خدا پشت و پناهت دکتر عزیز.کاش به استان ما هم بیاین تا مردم بیشتر با ایشون آشنا بشن.با تشکر .فقط دکترجلیلی جلیلی....
سیدحامد 15 خرداد 1392 - 04:03 ارسال پاسخ
با دوست عزیزم کاملا موافقم متاسفانه فرهنگسرا ها جای مساجد رو گرفتن در حالی که اصلا کارایی مسجد رو ندارند.
به امید پیروزی دکتر جلیلی عزیز
مصطفی 15 خرداد 1392 - 14:03 ارسال پاسخ
مردم مشهد منتظرتن دکتر جون بیا
تبلیغات خیلی کمه مردم به زور عکسهای شمارو گیر میارن میزنن پشت شیشه ماشیناشون