mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left بیانیه ستاد مردمی دعوت از دکترجلیلی در استان خوزستان بازگشت

بیانیه ستاد مردمی دعوت از دکترجلیلی در استان خوزستان

جمعی از مردم استان خوزستان با صدور بیانیه ای حمایت خود را از حضور دکتر جلیلی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اعلام کردند.
مدت زمان تقریبی مطالعه:5 دقیقه و 36 ثانیه
mdi-calendar06 اردیبهشت 1392 - 10:46
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب
     به گزارش ستاد مردمی حیات طیبه  - دعوت از دکتر جلیلی برای انتخابات، جمعی از طلاب و دانشجویان استان خوزستان با صدور بیانیه ای حمایت خود را از حضور دکتر جلیلی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اعلام کردند.
     متن کامل این بیانیه در ادامه آمده است:
 
     جناب دکتر سعید جلیلی
     سلام
     بی­ شک در این مدت نامه­ های زیادی برای دعوت در انتخابات ریاست جمهوری به دست تان رسیده است. نامه­ هایی که از شما می­ خواهد داوطلب قرار گرفتن بر مسند ریاست جمهوری باشید. این نامه هم یک نامه­ ی دعوت است اما دعوت به امری متفاوت.
     مدت­ هاست سیاست بازانِ انقلابی شعار، که همه­ ی انقلابی­ گری را تنها در سیاست خلاصه کرده اند و از سیاست تنها لابی زدن و تلاش برای کسب قدرت را آموخته اند، آموزگار حزب الله در صحنه­ ی انتخابات شده اند. آن­ها به ما  آموخته­ اند انتخابات، صحنه­ ی کسب قدرت است و در آن تنها مسئله این است که «فرد منتخب» چه کسی باشد، پس تنها کاری که می­ توان کرد این است که هر طور شده در انتخابات پیروز شویم، حتی اگر شده با دفع اصلح، به وسیله اجماع بر روی فردی با صلاحیت کمتر. آن­ها به ما می­ گفتند و می­ گویند تکلیف پیروزی است، و در این راه هر چقدر هم پول خرج شود به «مصلحت» است!
     آن­ها با قیافه­ ی حق به جانب و قیم مآبانه به ما می­ فهماندند که باید منتظر باشیم تا «عقلای قوم» در اتاقی در بسته­ ای بنشینند و بر روی یک نفر اجماع کنند و بعد از آن­که دود سفید از دود کش اصولگرایان بیرون آمد، تنها نقش ما مردم و حزب الله این است که با تمام توان، فردِ با صلاحیت کمتر نسبت به فرد اصلح را تبلیغ کنیم. کافی است کمی به خاطرات ماقبل 84 و حتی آرشیو روزنامه­ ها رجوع کنیم، این­ها مفروضاتی بود که سال­ها به وسیله سران جناح راست به حزب الله حقنهمی­شد. ایام گذشت و دوران انتخابات 84 رسید. همه­ ی کامیابی ما حزب­ اللهی ها در آن دوران این بود که فقط کمی خودمان را از زیر یوغ مفروضات محافظه­ کارها بیرون کشیدیم. دیگر انتخابات را صرفا انتخاب فردِ منتخب نمی­ دانستیم و بلکه فرآیند انتخابات را فرصتی می­ دانستیم برای بسط گفتمان انقلاب اسلامی. برای ذکر ارزش­ های فراموش شده انقلاب. انتخابات شده بود فرصتی برای مبارزه، اما نه مبارزه­ ی تبلیغاتی، که مبارزه با تأسی به او که گفت«تا مبارزه هست ما هستیم».
     انتخابات برای ما شد فرصتی برای عدالت­خواهی در مبارزه با سرمایه داران زالو صفت و طبقه­ ی مرفه برآمده از دل انقلاب. برای آزادی خواهی در مبارزه با  پدرخواندگان سیاسی و احزاب متصلبی که خودشان را  استوانه­ و همه­ ی نظام می­ دانستند و منتقدانشان را ضد انقلاب. و بالاخره فرصتی شد برای معنویت­ خواهی در مبارزه با متحجر مآبانی که سال­ها بود دین بدون عدالت را ترویج می­ کردند. به اهل سنت که می­رسیدند یادِ علی(ع) می­افتادند اما یادشان می­رفت این همان علی(ع) است که حیات ­احکام را به عدالت می­ دانست. و فراموش کرده بودند روش امیرالمومنین(ع) در مبارزه با اشرافی که روزی درکنارش از مبارزان انقلاب صدر اسلام و رزمنده­­ی جبهه­ ها بودند، چه بوده است.
     ما  از منظر انقلاب اسلامی به انتخابات نگاه می­ کردیم و انتخابات برای ما فرصتی شده بود برای مبارزه. آن­ها که از روی شیفتگی قدرت می­ دیدند مبارزات تبلیغاتی­ شان را از روی دست تونی بلر مشق می­ کردند و ما نیز سرمشق مبارزه­ مان را از امامان خمینی و خامنه­ ای می­ گرفتیم. هشت سال پیش این روزها را که به یاد می­ آوریم، به خدا سوگند از نظر زمینه­ های مادی برای خلق انقلاب سوم تیر، هیچ نداشتیم. به جرأت می­ توانیم بگوییم در داشتن ستاد و چه و چه از همه­ ی نامزدهای بالفعل و بالقوه موجود عقب­ تر بودیم و با این که از طرفدارانِ همه نامزدها بیشتر تلاش می­ کردیم حتی به ذهن مان هم خطور نمی­ کرد که نامزد مورد نظر ما رأی بیاورد. هرگز؛ اما نتیجه چه شد؟ ما پیروز شدیم، پیروز واقعی. فکر می­ کنید چرا می­ گوییم پیروز شدیم؟ چون نامزد ما ده برابر «صالح مقبولِ» محافظه­ کاران رأی آورد؟ نه. ما پیروز شدیم چون امام­ مان خامنه­ ای به خانواده­ اش گفته بود که ما اگر رأی هم نمی­ آوردیم، این کار را کردیم که ارزش­ های انقلاب را، عدالت را، ساده زیستی را احیا کردیم. همین ما را بس است.
اما آیا این پایان کار بود؟ آیا امثال مهندس باهنر و آدم­ های او در کشور و از جمله در خوزستان  ما، به روی خود آوردند که با قیم­ مآبی­ هاشان در تغییر مسائل اصلی و فرعی چه بر سر امت حزب الله آورده­ اند؟ آیا حرف و پیام انقلاب سوم تیر ما را درک کردند؟ می­دانیم که انتظاری زیادی است از اهالی قدرت. آن­ها فقط انتخابات را می­ شناسند، قبله­ ی ما لبخند امام خامنه­ ای و رضایت دل اوست که اگر هزار بار هم به دست آوریم باز هم برای مان کم  است و قبله­ ی این جماعت انتخابات است که اگر هزار بار هم در آن رأی نیاورند باز هم برای شان کم است!!
     افسوس ما از این است که عمری است این جماعت انتخابات­ باز بر مسند تعیین مسئله­ های اصلی و فرعی حزب الله نشسته­ اند و همیشه صحنه را طوری می­ چینند که حزب الله چاره­ ای جز اجماع بر آن­ها و رأی دادن به آن­ ها نداشته باشند.
 
شما را دعوت می­ کنیم تا ما حزب اللهی­ ها کسی را داشته باشد که به بهانه­ ی او گفتمان انقلاب را تبلیغ کنیم
      جناب آقای دکتر سعید جلیلی
     اهالی قدرت و انتخابات­ بازها، باز هم آمده­ اند. و ما شما را دعوت نمی­ کنیم تا نامزد ریاست جمهوری شوید. شما را دعوت می­ کنیم تا ما حزب اللهی­ ها کسی را داشته باشد که به بهانه­ ی او گفتمان انقلاب را تبلیغ کنیم، تجربه حضور شما در انتخابات مجلس هفتم در مشهد به ما می­ گوید که اهل این کار هستید که بدون نگاه به نتیجه برای تبلیغ گفتمان انقلاب به میدان بیایید. شما آن موقع مستقل و خارج از دو جریان راست و اصولگرایی و چپ و اصلاح طلبی بودید، حالا که تشت های رسوایی­ از بام بر افتاده، چرا بی توجه به این شبه حزب­ ها، برای حضور مستقل حزب الله نیایید؟ 
 
 
 
     جناب آقای دکتر سعید جلیلی
     اهالی قدرت و انتخابات­ بازها، باز هم آمده­ اند و چقدر هم  پر و پیمون آمده­ اند. مدت­ هاست چشم مان به درِ صحنه­ ی انتخابات است تا کسی بیاید که تفکرش گفتمان انقلاب اسلامی باشد برای ذات گفتمان انقلاب اسلامی، نه برای...؛ السلام علی من یخدم الحق لذات الحق. مانند دفعه­ ی قبل تا هفته­ ی آخر قبل از انتخابات همچنان چشم­ مان به در است.
 
جمعی از طلاب و دانشجویان حامی حضور مستقل و آزاد حزب الله
پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار
mdi-tag-multipleبرچسب‌ها: خوزستان انتخابات ۹۲
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.