سایت حیات طیبه، علی محمد مودب، شاعر و محقق
وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّـهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ إِنَّمَا عِندَ اللَّـهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٩٥﴾ مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ ۖ وَمَا عِندَ اللَّـهِ بَاقٍ ۗ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴿٩٦﴾ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٩٧﴾
انقلاب اسلامی بیش از هر چیز، تحولی بر مبنای قرآن کریم و با توسل به اهل بیت علیهم السلام بود و هر جا که موفقیتی متمایز به دست آورد، با تکیه بر آیات و روایات و با محور قرار دادن محبت اهل بیت بود. سپاه یک آیه قرآن را سرلوحه و نیز روش کار خویش قرار داد و جهاد سازندگی آیه ای دیگر را، بسیج با محوریت آیات و روایات پیش رفت و به همین گونه هر جا انقلاب، انقلاب شد، به قرآن و فرهنگ عاشورا رجوع کرد.
یکی از شاخصه های متمایز کننده سعید جلیلی، ادبیات درست و ایمانی ایشان است که از مطالعات و تفکر عمیق مذهبی برخاسته است. انتخاب شعار قرآنی حیات طیبه، نشان دهنده ی دقت علمی و آغاز درست سعید جلیلی است. وقتی کسی در انتخاب کلمه ی نخست خویش، درست عمل کند، می توان به او امید داشت که حرف آخر را هم به درستی بزند .
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ﴿٢٤﴾تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا ۗ وَيَضْرِبُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿٢٥﴾ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ ﴿٢٦﴾ يُثَبِّتُ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ ۖ وَيُضِلُّ اللَّـهُ الظَّالِمِينَ ۚ وَيَفْعَلُ اللَّـهُ مَا يَشَاءُ ﴿٢٧﴾
کلمه ی طیبه در قرآن، درختی دانسته شده است که میوه اش را به توفیق پروردگارش، زمان به زمان می دهد و مثل کلمه ی پلید|(شرک) همانند درختی است پلید که بیخ آن برکنده باشد و روی زمین استوار نباشد. زمان به زمان میوه دادن که در آیه ی مبارکه ی قرآن ذکر شده است، نشانه ی برکت است و استمرار منافع از نسلی به نسلی در صورت تمسک به کلمه طیبه، در مقابل کلمه ی خبیثه یا شرک چنین است که چون ریشه ی درستی ندارد، بر خلاف ظاهرش حتی منافع کوتاه مدت هم نخواهد داشت. در موقعیت امروز انقلاب ما نیز این ماجرا به وضوح قابل مشاهده است، چنانکه فهمی هویدی، نویسنده ی برجسته ی مصری گفته است: قدرتهای جهانی ۳۴ سال با ایران مقابله کردند و همان سالی که انقلاب ایران به پیروزی رسید، مصر با آمریکا همپیمان شد و پیمان کمپ دیوید را امضا کرد و امروز ایران ماهواره به فضا میفرستد و ما مشکل نان داریم!
فرد یا گروهی که عهد خدا را به بهای زندگی دنیا نفروشد و به جای چشم داشتن به ناخدایان و کدخدایان به خدا چشم داشته باشد، و بداند که بقا و ثبات و ثروت درست و مشروع و حقیقی تنها با پیوند ایمانی با خداوند ممکن است و صبر و پشتکار داشته باشد و کار درست را انجام بدهد، در دنیا به حیات طیبه خواهد رسید. برای تقریب به فهم، حیات طیبه را می توان به زندگانی دلچسب و گوارا ، یا پاکیزه و پسندیده ترجمه کرد.
حضرت امیر در نهج البلاغه، قریب به این مضمون می فرمایند: شما در همه ی لذت ها و برخورداریهایی که اهل دنیا دارند، با آنان شریک هستید و چیزی هم علاوه بر آن دارید که آنان از آن بی بهره اند و آن برخورداری از نعمتهای اخروی و رضوان الهی است. نکته ی کلیدی این است که مومنان به شرط ثبات و استقامت بر ایمان و عمل صالح و صبر و نیز تن ندادن به هواها، از دنیا به بهترین نحو برخوردارند، و علاوه بر آن از آخرت نیز بهره مند هستند.
جمهوری شیوه ای از حکومت است که مثل هر پدیده ی دیگری که با انسان، ارتباطی دارد می تواند از "فیها خالدون" و شقاوت تا "قاب قوسین" و سعادت در نوسان باشد.جمهوری اگر با تسلیم شدن غریزی به وسوسه ها و ترس ها و با توهم شیطانی منابع و خیر محدود شکل بگیرد، جمهوری حرص و ترس و رقابتسوداگرانه خواهد بود و ساکنان آن بردگانی که به تعبیر قرآن عزیز، چندین صاحب دارند به امید لقمه و قراضه ی ناچیز دنیا به این سو و آن سو قبله می گردانند، اما اگر با عبودیت و بندگی خداوند و پیوند فطری با ارزشهای الهی و قبول ولایت الله شکل بگیرد، با تقرب به امام و ولی، جمهوری به مفهوم امت نزدیک خواهد شد. و بندگان خوب خدا با اعتقاد به برکت و خیر نامحدود ورفاقت و یاریگری مومنانه در جمهوری شجاعان از هیچکس جز خدا نخواهند هراسید . و عزت و سعادت دوجهانی خواهند داشت.
* برای مطالعه بیشتر در باب رقابت و رفاقت رجوع کنید به آثار ارزشمند استاد گرانمایه مرتضی فرهادی و به ویژه مقدمه ی کتاب مستطاب "انسان شناسی یاریگری"
