به گزارش سایت حیات طیبه، به نقل از وبلاگ نبات نخل
دیروز ظهر برای اولین بار دکتر جلیلی را از نزدیک دیدم. قرار نبود دکتر جلیلی به ستاد بیایند. دور هم نشسته بودیم که ابتدا حاج آقای ماندگاری آمد. و دقایقی بعد دکتر جلیلی؛ به همراه چند تن از دوستان. بسیار صمیمی و بدون تکلف. هر چند که او را انقلابی میدانستم اما توقع رفتاری دیپلماتیک داشتم. اما خلاف آن مشاهده کردم. خیلی متواضعانه با همه ی بچه ها دست دادند و احوال پرسی کردند. تنها وسیله پذیرایی در ستاد چای بود و هست. رفتم سراغ چای. اما دریغ از چند عدد قند. سریع یکی از بچه ها را فرستادیم تا قند بگیرد. سید حسین با یک جعبه شیرینی سر رسید.پذیرایی شد چای و شیرینی.
ستاد خواهران زیرزمین است. خواهران درخواست کردند که دکتر سری هم به ستاد آنها بزند. ایشان چند دقیقه ای مهمان ستاد خواهران شد. کم کم ستاد شلوغ شد. دوستان و رفقا شروع کردند به پرسیدن سوالات خود از دکتر. فضایی کاملا صمیمی. هر از گاهی صدای خنده جمع از لفاظی های افراد یا جواب های دکتر بلند میشد. سفره ناهار پهن شد. ناهار کم بود. بچه ها هر کدام به دیگری اصرار میکرد که سر سفره بشیند. چند دقیقه بعد دکتر قرار شد صحبت عمومی کوتاهی داشته باشند. دکتر روی صندلی نشست و بچه ها هم یکی یکی دور ایشان. فیلم بردار به زمین و هوا میرفت که جای نشستن آقای جلیلی ضد نور است. قرار شد جای صحبت را عوض کنند. اما دکتر زیر بار نرفت. صحبت های ایشان در مورد تبلیغات حول محور گفتمان انقلاب بود. که اگر ما گفتمان محور عمل کنیم فارغ از اینکه چه نتیجه ای در انتخابات رقم بخورد،پیروز خواهیم بود. 
دکتر در خطابه توانایی تهییج نداشت. یا ضرورتی بر ایجاد این کار نمیدید. اما صحبتهایشان کاملا اقناعی بود. به نظرم در ایجاد گفتمان بسیار موفق خواهند بود.
