
حیات طیبه؛ میثم شاهدی
دکتر سعید جلیلی درسخوانده دانشگاه امام صادق علیه السلام اولین چیزی را که آموخته است، طمأنینه در رفتار و پرهیز از شتابزدگی در گفتار و کردار است. وی علیرغم اصرارهای مکرر و متنوعی که در چند ماه پیش از انتخابات انجام گرفت، انتظار تا موعد ثبت نام را در انتخابات را در پیش گرفت. حتی زمانی که نزدیکترین گروههای فکری و گفتمانی به وی از ایشان درخواست اعلام حضور در صحنه انتخابات داشتند، عدول از این خط مشی قانونیِ ساده، حتی در بیان لفظی و کلامی نیز خودداری کردند. حضور ایشان در محل ثبت نام نیز با کمترین حواشی نشان دهنده عزم جدی ایشان برای حضور در انتخابات به صورت منطقی و عادی بود. این در حالی بود که امواج درخواستهای مردمی-انقلابی برای ورود ایشان به صحنه انتخابات، موجب تمرکز بالاترین انرژی سیاسی-اجتماعی انقلابی را در یک کاندیدا متمرکز کرده بود.
اما اگر بخواهیم تجلی عقلانیت را در رفتار دکتر جلیلی ببینیم، باید مواجه منطقی ایشان در مذاکرات ایران و 5+1 ملاحظه کرد. در ادبیات روابط بین الملل جهان، ویژگی رفتارهای انقلابی و ضدامپریالیستی را ساختارشکنی کلامی و رفتاری نقشآفرینان، امتناع از پذیرش قانونهای بین المللی مرسوم و در نهایت حاضر نشدن در میادین بینالمللی ذکر می کنند. نمونه چنین کنش هایی در تاریخ دیپلماسی اولیه جمهوری اسلامی وجود دارد. چنین سابقه ای در برخی دیگر از کشورها و سیاستمداران نیز دیده شده است. لذا نظام رسانه ای و دیپلماتیک و علمی غرب بر همین مبنا فرصت را غنیمت شمرده و کشورهای انقلابی را کشورهایی منزوی و قانون شکن و غیرمنطقی جلوه داده است.
مبنا و ساختار اکثر مجامع بینالمللی با خواست و به سود کشورهای ابرقدرت نوشته شده است. بالتبع قوانینی که در این نهادهای به ظاهر «بینالملل»ی تصویب میشود، در راستای عقب نگه داشتن کشورهای مستضعف و حفظ سیادت کشورهای قدرتمند است. یکی از ظالمانه ترین نهادها شورای امنیتِ سازمان ملل متحد، با حق وتویِ اختصاصیِ 5 کشور خاص است. قانون N.P.T نیز از این دسته قوانین است که در آن 5 کشوری که دارای سلاح هستهای هستند از بقیه کشورها مستثنی شدهاند و برای مابقی کشورها قوانین نظارتی خاص، سطح غنیسازی محدود و تضییقات متنوعی پیش بینی شده است.
نماینده جمهوری اسلامی ایران در مذاکراتی که با 6 قدرت اصلی اقتصادی-سیاسی و نظامی جهان شرکت می کند، روش دیگری را در پیش گرفته است. وی بدون اینکه بخواهد به استناد این ناعدالتیها مذاکرات بی فایده بداند و عرصه را برای اتهام «بی مسئولیت»ی و «غیرمنطقی» بودن جمهوری اسلامی خالی کند، بر اساس مبانی دشمن با آنها وارد محاجه می شود. زیاده طلبی غربی ها بر کسی پوشیده نیست، اما دکتر جلیلی بدون اینکه بخواهد در مقابل زیاده طلبی کوتاه بیاید و یا اینکه آن را بهانه کند تا مذاکرات را به بن بست بکشاند، به بازکردن موضوعات گفتگو بر اساس همکاری های متقابل دست زده است.
ایشان با تسلط و توانمندی بر امور دیپلماتیک و مسائل بینالملل، اصول مورد استناد غربیها را مبنا قرارداده و با طراحی بستههای پیشنهادی تفصیلی و متقابل یک مذاکره واقعی و عقلانی را با غربی ها رقم زده است. استفاده از ادبیات مومنانه و عقلانی و علمی ایشان در مذاکرات موجب تحسین مذاکره کنندگان ارشد طرف مقابل شده است و بالاتر از آن ضعف و عدم توانمندی پاسخگویی غربی ها به پیشنهادات ایران به امری تکراری و رایج تبدیل شده است. به همین دلیل دکتر جلیلی با ایمان به وجود همین عقلانیت در ملت ایران، از انجام هر گونه گفتگویی در هر زمانی استقبال میکنند و به نوعی آنها را به مناظره و محاکمه علمی و منطقی در منظر سایر ملتها کشاندهاند. از سوی دیگر گفتگو مبتنی بر همکاریهای متقابل نیز باعث شده است تا عموما این غربیها باشند که باید در قبال بسته های پیشنهادی ایران پاسخگو باشند.
اما این منطق رفتاری عقلانی از سوی ایشان، نشأت گرفته از کجاست؟ توجه دکتر جلیلی به معارف قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام به آموخته است که در برابر سختترین شرایط و ظالمانهترین شرایط نباید صبر و بصیرت را از دست داد. بلکه تاریخ ملت ایران و تاریخ اسلام، نشانگر به پیروزی رسیدن این سلوک حسنه است.
دکتر جلیلی مرد نبرد هسته ای است. نبردی که در آن به جای استفاده از صدای ضخیم و کلمات شگفت آور و اداهای غیرمعمول؛ ادب، متانت، عقلانیت انقلابی، حلم و علم را ابزار همآوردی با ابرقدرتها کرده است.
