
حیات طیبه؛ محمد آقابیگی کلاکی[1]
گفتمان انقلاب اسلامی در چند دههی اخیر شاهد تحولاتی چند و افزودن زنجیرههای سلبی و ایجابی متعددی برای تعین بخشی به هسته مرکزی و نیل به اهداف خویش به ویژه با گفتمان سازیهای رهبر معظم انقلاب بوده است. این الزامات گفتمانی عمدتاً از سوی گفتمانهای رقیب از جمله گفتمانهای سازندگی و اصلاحات یا نادیده گرفته شده و یا در چارچوب پارادایم معرفتی و متناسب با مقتضیات گفتمانیشان، مصادره به مطلوب شده است. از جملهی این موارد در بیش از دو دههی اخیر میتوان موارد زیر را مورد اشاره قرار داد:
1- مسالهی «تهاجم فرهنگی» به عنوان زنجیرهی سلبی در مقابله با فرهنگ غربی
2- طرح گفتمان عدالت در ابتدای دههی هفتاد در مقابل رویکرد ضدعدالت و توسعهگرای دولت سازندگی به ویژه مبتنی بر سیاستهای تعدیل اقتصادی که مفهوم عدالت را به حاشیه رانده و توسعه را مقدم بر آن میشمرد؛ این گفتمان بر همگامی و همزمانی و حتی تقدم عدالت - و البته در مفهومی بسیار گستردهتر از آن چه در اندیشه مادی غرب در این باره تصور میشود – بر توسعه تاکید داشت.[2]
3- طرح گفتمان «مردمسالاری دینی» به عنوان نقیض لیبرال دموکراسی مورد تاکید گفتمان اصلاح طلبی، به عنوان یکی از زنجیرههای ایجابی گفتمان انقلاب اسلامی
4- طرح مفهوم «جنبش نرمافزاری» به ویژه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی برای نظریهپردازی در جهت عینیتبخشی و به عمل در آوردن مقاصد و اهداف اجتماعی گفتمان انقلاب اسلامی و در پی آن مفهوم «نهضت تولید علم» در سالهای آخر دههی هفتاد به عنوان یکی دیگر از زنجیرههای ایجابی
5- طرح مراحل تکامل انقلاب اسلامی در پنج مرحلهی انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و تمدن اسلامی؛ و تاکید بر لزوم تشکیل دولت اسلامی به عنوان گام سوم تحول و تکامل این گفتمان و تبیین شاخصهای آن به ویژه متناسب با نهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری
6- طرح مفهوم «الگوی ایرانی – اسلامی پیشرفت» در مقابل تاکید گفتمانهای معارض بر توسعهی غربی به عنوان یکی از مفاهیم و اصول اساسی آنها، و معرفی دههی چهارم انقلاب به عنوان دههی پیشرفت و عدالت و لزوم حرکت نهادهای مختلف جامعه در این راستا.
تحلیل فضای گفتمانی انتخابات پیش روی ریاست جمهوری:
از یک سو با به اقبال عمومی به گفتمان انقلاب اسلامی و روی گردانی از گفتمانهای غیر در بیش از یک دههی اخیر، انتظار بر این است که نامزدهای متعلق به گفتمانهای مغایر با گفتمان انقلاب اسلامی از آشکارسازی منویات گفتمانی خویش پرهیز داشته و اساساً به همین دلیل مواضعی معتدل و دوگانه را اتخاذ کنند. ویژگی بارزی که در تشخیص تضاد آنها با گفتمان انقلاب اسلامی را علیرغم محافظهکاری آنها آشکار میسازد، در دو نکته نهفته است. اولین نکته پرهیز این افراد از هر گونه آرمانگرایی و در عوض نقد این آرمانگرایی و تعرض به آن با عناوینی چون بلندپروازی، تندروی و رادیکالیسم است. آنها زندگی مطلوب انسان مسلمان را بدون هیچ تفاوت ماهوی، در تامین نیازهای مادی انسان مبتنی بر الگوهای توسعهی غربی و در ذیل مفاهیمی چون رفاه تعریف میکنند. از این روی با توجه به مسایل و مشکلات اقتصادی موجود در جامعه این عده با تمرکز روی آن و انتساب آن به عملکرد گفتمان انقلاب، سعی در نفوذ در جامعه و کسب آرای مردم دارند.[3] این مساله خود دومین نکتهی اتکایی آنها را بارز و مشخص میسازد و آن این که در سایهی سیاستی که آن را اعتدال مینامند و با فاصلهگیری از ایدهآلها و آرمانگراییهای انقلابی، راهحل مشکلات موجود را در پیوند با نظام سلطه و از در آشتی در آمدن با نظام سرمایهداری و سردمداران آن جستوجو میکنند. این عده با تاکید بر مسایل و مشکلات اقتصادی موجود و بزرگ نمایی و نیز انتساب آن به حاکمیت گفتمان انقلاب اسلامی از یک سو تحت عناوینی چون بی تدبیری و سوءمدیریت و از سوی دیگر و مهم تر تعارض و درگیری با نظام سلطه که این عده آن را تندروی و تنشزایی معرفی میکنند، راه برون رفت از این مسایل را ارتجاع گفتمانی و آشتی با نظام سرمایهداری معرفی میکنند. در این میان آنها یا غافل از تعارض گفتمانی میان انقلاب اسلامی و غرب مدرن که آشتی میان آن دو را در سیاست و معرفت غیرممکن میسازد، و یا عامداً و به قصد استحالهی گفتمان انقلاب اسلامی، از مصالحه و تنشزدایی سخن به میان میآورند؛ سیاستی که پیگیری آن در حداقل هشت سال حاکمیت اصلاحطلبان و عقبنشینیها و باج دادنهای مختلف در عرصهی سیاست خارجی، هیچ ره آورد مثبتی برای انقلاب نداشت، و در مقابل منجر به گستاخی و امتیازگیریها و زیاده خواهیهای بیشتر غرب و سردمداران نظام سلطه نیز شد.[4]
در ارتباط با موقعیت گفتمان انقلاب اسلامی نیز با توجه به اقبال عمومی جامعه به آن، در عرصهی پیش رو مدعیان چندی خواهد داشت؛ اما آن چه اکنون نیاز جامعه و شرط بالندگی این گفتمان میباشد و باید برای تحقق آن اهتمام ویژهای داشت، حرکت رو به جلو و برداشتن گام بعدی در این مسیر برای نیل به اهداف آن میباشد. اگر چه ممکن است همهی این مدعیان ویژگیهایی از ملزومات این گفتمان را داشته و برخی از مقاصد آن را بر اساس فهم و تفسیر خود از آنها مورد توجه قرار دهند، اما شرط گسترش این گفتمان و نیل به مقاصد اجتماعی بهرهگیری از افرادی با حداکثر قابلیت و دارا بودن ویژگیهایی است که علاوه بر آن چه تاکنون در این گفتمان محقق شده است، با تشخیص مسیر صحیح حرکت انقلاب اسلامی به سوی افق آیندهی آن در لوای جامعهی مهدوی و تمدن اسلامی، نیروی محرکهی این صیرورت را با تکیه بر منابع موجود در جامعه اعم از منابع طبیعی و نیروی انسانی فراهم آورد. در راستا علاوه بر آن که ویژگیهایی چون مردمی بودن، ساده زیستی، پرکاری، عدالت محوری، استکبارستیزی، قانونمندی، پرهیز از حاشیهسازی، توجه به فرهنگ جامعه و ... که برخی از آنها تاکنون محقق شده است و لزوم ادامه آن نیز حداقل انتظاری است که از رئیس جمهور آینده میرود، مهمترین خصلتی که با گام گذاشتن در دههی چهارم عمر انقلاب اسلامی مورد نیاز مدیران و دست اندرکاران سطح اول جامعه میباشد، فهم و شناخت موقعیت و جایگاه انقلاب اسلامی در جهان امروز و در افق پیش رو و تفتن به «غیریت» آن با فرهنگ و تمدن غرب مدرن حتی در وجوه علمی و تکنولوژیک آن میباشد. به عبارت دیگر علاوه بر آن که انتظار میرود رئیس جمهور ایدهآل جمهوری اسلامی در دههی چهارم آن، باید از حیث اجرایی دارای خصوصیات مناسب و ویژگیهای گفته شده باشد، به لحاظ تئوریک و نظریهپردازی نیز با نگاهی فرهنگی و تمدنی به انقلاب و جایگاه آن در جهان و الگو بودن آن برای بسیاری از ملل، و حرکتها و جنبشهای موجود علیه نظامهای سلطهگر و ظالمانه، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، به ملزومات آن چون تحول در علوم انسانی و اجتماعی با رویکرد تغییر در نهادها و سیستمهای اجتماعیای که رهآورد غرب برای جامعهی ما بوده و به سبب اقتضائات آنها شوون مختلفی از زیست مسلمانان را در جهتی مغایر و متضاد با دینداری شان تغییر داده است و اساساً کارآیی آنها علاوه بر آن که در جهت بنای جامعه دینی مناسب نیست، بلکه با آن در تعارض و تخاصم قرار دارد، و نیز توجه به مسایلی چون طرح الگوی ایرانی – اسلامی پیشرفت و گفتمانسازی پیرامون آن برای تغییر مسیر حرکت جامعه که به علت انحراف گفتمانهای سازندگی و اصلاحات و نیز برنامههای التقاطیِ بر گرفته شده از الگوهای تمدنی غرب، در همان مسیر توسعهی غربی قرار گرفته و ریلهای جامعه در شوون مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تحت عناوینی چون توسعهی فرهنگی، توسعهی اقتصادی و توسعه ی سیاسی در آن راستا گذاشته شده است، و فراهم آوردن سازوکارهای مناسب و هماهنگی نهادها و منابع موجود برای انجام این مقصود، پایبند باشند. بر این اساس به نظر میرسد باید در طرح و ارایهی معیارها و ویژگیهای رئیس جمهور دههی چهارم انقلاب علاوه بر مسایل و مشکلات موجود جامعه که عمدتاً اقتصادی پنداشته میشوند، آینده و افق حرکت انقلاب اسلامی و نقش و جایگاه آن را در معادلات جهانی به دقت به حساب آورده شود.
[1] - دانشجوی دکتری جامعهشناسی فرهنگی – دانشگاه علامه طباطبایی
[2] - البته باید توجه نمود که گفتمان انقلاب اسلامی حتی توسعه را نیز مورد نقد قرار داده و معتقد به توسعه بر مبنای ارزش های اسلامی و آرمان های انقلاب اسلامی بود؛ مساله ای که در ادامه خود را به صورت بارزتری نشان داد.
[3] - نکته ی اساسی این است که توجه به مسایل و مشکلات اقتصادی اوج اهداف این عده را تشکیل داده و هدفی ورای آن مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی تشخیص داده نمی شود.
[4] - این مساله به خوبی آشکار می سازد که تعارض گفتمانی میان انقلاب اسلامی و غرب مدرن، جز با استحالهی یکی به نفع دیگری به پایان نخواهد رسید و گفتمان هایی چون سازندگی و اصلاحات که گرایش آن ها به غرب در مفاهیم و بنیان های گفتمانی شان آشکار است، در این تعارض جز به نفع غرب و در جهت استحاله ی گفتمان انقلاب اسلامی عمل نخواهد کرد.
