ستاد حیات طیبه؛ جواد شيخ الاسلامی
در مورد ويژگيهاي سعيد جليلي حرف بسيار زياد است. البته خلاصهي اين ويژگيها را ميتوانيد در مطلب 22 ويژگي سعيد جليلي بخوانيد. درواقع ويژگياي که بنده ميخواهم مقداري کوتاه دربارهي آن بنويسم هم در آن 22 ويژگي آمده است، اما من ميخواهم از در جديدي واد اين بحث بشوم. ضمن اينکه سعي ميکنم بسيار کوتاه مطلب را به عرض دوستان برسانم تا طولاني بودنِ آن باعث گرفتن وقت نشود.
مقام معظم رهبري در تمام سالهايي که دربارهي انتخابات و مسائل کشور به روشنگري و بصيرتدهي و رهبري مردم مشغول بوده اند روي نکتهاي بسيار کليدي بارها و بارها و شايد بيش از صدها بار دست گذاشته اند و آن رعايت کامل و احترام همهجانبه نسبت به «قانون» بوده است. دربارهي فتنه ي سال 88 حضرت ايشان بارها و بارها ريشهي تمام فتنهگريها را رعايت نکردن قانون دانستند و فرمودند اگر همه به قنون التزام و احترام ميداشتند چنين ضرر و زيانهايي به کشور وارد نميشد. در اين چندماهه که به انتخابات نزديک ميشديم ايشان بارها و بارها به کانديدها و شوراي نگهبان و مردم و سياسيون اعلام فرمودند که قانون را به هيچ وجه از ياد نبريد و عملِ کامل به آن را در دستور کار خودتان قرار دهيد.
مسلماً وقتي بحث "رعايت قانون" مي شود بايد دقت کرد که قانون دربارهي تبليغات کانديدهاي "احتمالي" رياست جمهوري چه حيطهاي را مشخص کرده است و چه گفته است. طبق قانون انتخابات، کانديدهاي احتمالي رياست جمهوري بايد بعد از اسم نويسي در وزارت کشور صبر کنند تا صلاحيتها بررسي شود و آنها که صلاحيت کانديداتوري را دارند اعلام شوند. طبيعتاً وقتي هنوز کانديدي معلوم نيست که تأييد مي شود يا نه، تبليغات و حضور در شهرهاي مختلف و جلسات پرسش و پاسخ و اعلام برنامهها و ديگر رفتارهاي تبليغلاتيِ او خيلي معقولانه و بر اساس قانون نشان نميدهد.
من اينجا ميخواهم به يکي دو نکته اشاره کنم و عيب اين نوع تبليغات را نشان دهم. وقتي کانديدي هنوز از سمت شوراي نگهبان تأييد نشده است يعني ايشان هنوز به عنوان يک "کانديد" شناخته نمي شوند و در نتيجه تبليغاتِ اين کانديد اصلاً وجههي عقلاني ندارد. يعني کسي که هنوز کانديداتوري او مورد قبول واقع نشده است، خودش به صورت خودجوش(!) خودش را تأييد صلاحيت کرده و کانديد شدن را حق خودش ميداند! کسي که پيش از اعلام شوراي نگهبان دست به کارهاي تبليغي و انتخاباتي زده است، و همچنين خودش را جزء نيروهاي ارزشي و اصولگرا ميداند، به طور معمول از شوراي نگهبان هم اين انتظار را دارد که او را بدون چون و چرا تأييد کنند. اين قانونگريزي وقتي بدتر مي شود که چهرههاي مذهبي و مورد اعتماد مردم قبل از اعلام شوراي نگهبان دست به حمايت از آن فرد بزنند و در کشور اين توقع ايجاد بشود که او حتماً بايد تأييد شود. اين کار صد در صد دست شوراي نگهبان را براي بررسي کانديدها ميبندد و کار اين شورا را وارد مرحلهي سختي ميکند. حال، اگر آن فرد از نظر اين شورا صلاحيت رياست جمهوري را نداشته باشد، بايد ديد که با اعلام عدم صلاحيت آن فرد چه فتنهاي در کشور اتفاق ميافتد؟ بهتر نيست که همه صبر کنيم تا بدعت تازهاي براي سالهاي بعد بوجود نياوريم؟
اصولگراياني که همچون اصلاحطلبان و همچنين مثل فتنهگران، قبل از اينکه شوراي نگهبان نظر خودش را اعلام کند دست به کارهاي عظيم تبليغاتي زده اند و هر روز در شهر و دانشگاه و محفلي به ايراد سخنراني و اعلام نظراتشان ميپردازند دقيقا کاري را ميکنند که مقام معظم رهبري بارها و بارها همه را از انجام آن نهي کرده اند. رعايت قانون حداقليترين انتظاري است که ما از چهرههاي اصولگرا داريم که متأسفانه اين انتظار تا الآن که اين يادداشت را دارم مينويسم ذرهاي مگر از جانب يک کانديد اصولگرا رعايت نشده است. و همين ميتواند دليلي باشد بر شخصيت ولايتمدار و قانونمند او.
توجيهي که دوستان براي اين کار غيرقانوني ميآوردند اين است که «ما ميخواهيم از جريان فقته و انحراف که از ماهها پيش دارند براي انتخابات کار ميکنند عقب نمانيم و از آنها شکست نخوريم.». که اين توجيهي است که از گناه هم بدتر است. يعني دوستان ميگويند ما براي اينکه از اشتباه آنها عقب نمانيم از آنها پيشي گرفتهايم! يعني ميخواهيم از اشتباه آنان جلو بيفتيم!
بنده ميگويم اگر فلان کانديد حتي اصلح هم باشد نبايد قبل از شوراي نگهبان خودمان به صورت خودجوش او را تأييد کنيم و عملاً جايگاه شوراي نگهبان را خدشهدار کنيم و آن شورا را از جايگاهي که هست پايين بياوريم. اگر شوراي نگهبان براي احراز صلاحيت کانديدها تشکبل شده است بگذاريم کار خودش را بکند. نه اينکه پيش از شورا ما خودمان تصميم بگيريم و خودمان را جاي اين شورا فرض کنيم. "اصلح"ي که از همين ابتدا بخواهد کار خلاف قانون انجام دهد در ادامه ميخواهد چه کند؟ يادمان باشد که رأي جمع کردن بر خلاف قاون يقيناً مورد قبول شرع هم نيست. يعني آن رأيي که با کار غيرقانوني جمع بشود ديگر نه ثواب دارد و نه برکت. اگر کسي واقعا بر اساس تکليف اسم نويسي کرده حالا کاري نکند که تکليفش را ضايع کند...
اما اين رعايت قانون را بايد تطبيق داد با چهرهاي که از همان ابتداي حضورش در گود انتخابات التزامِ عملياش به قانون براي خودِ بنده بسيار عجيب و جالب بود. سعيد جليلي قبل از ورودش به وزارت کشور و اسم نويسياش براي انتخابات هيچ سخنراني و تبليغي براي خودش نداشت. او همچنين بعد از اينکه اسم خودش را به عنوان کانديد رياست جمهوري در وزات کشور ثبت کرد هيچ کار تبليغاتي براي خودش نداشت و همچنين به نقد هيچکدام از کساني که در انتخابات ثبت نام کرده اند نپرداخت. او از ابتدا سعي داشت در سال حماسه سياسي گفتماني را درباره ي انتخابات مطرح کند که هيچ کدام از کانديدها آن را مورد توجه قرار نداده بودند و ندادهاند. تأکيد بسيار زياد او بر رعايت قانون تا جايي بود که به ستاد حاميانش اعلام کرد تا اعلام صلاحيت کانديدها توسط شوراي نگهبان و تا زماني که مهلت قانوني تبليغات کانديدها فرا نرسيده است حق ندارند هيچ کار تبليغاتي براي او انجام دهند. نوشتن و قرار دادن "مرامنامه ي تبيلغاتي» در سايت حاميان دکتر جليلي کاري بود که تا به حال در هيچ کدام از انتخاباتهاي کشور توسط هيچ کانديدي انجام نشده است؛ در حالي که سعيد جليلي اين را به حاميانش امر کرد و گفت همهي کارها بايد در چهارچوب همين مرامنامه باشد؛مرامنامهاي که خودش ايجاد يک گفتمان جديد در بحث انتخابات و مسائل مربوط به آن است. مرامنامه اي که مهمترين اصل آن رعايت دقيق و جزء به جزء قانون است. خود او ميگويد اگر ادعا مي کنيم که ميخواهيم در سياست و فرهنگ و اقتصاد فلان کار را بکنيم و کشور را به جلو ببريم اول بايد در همين انتخابات و در همين تبليغها و رفتارهاي انتخاباتي صدق نيتمان را نشان دهيم.
سعيد جليلي در کنار تمام ويژگيهاي بسيار مثبت و زيادي که با خودش دارد و با تمام تجربههاي اجرايياي که در اين سالها در بالاترين مراتب سياسي و اجرايي کشور و همچنين در بالاترين سطح از بحثهاي بين المللي -موضوع هستهاي- به دست آورده داراي ويژگي بسيار مهم و بسيار کليدياي است که هيچ کدام از کانديدها تا به حال آن را به قوت جليلي نداشته اند و جليلي بارها و بارها به طرق گوناگون نشان داده است. التزام او به قانون و توصيههاي مشفقانهي رهبري در نهايت خودش قرار دارد.
يادآوري اين نکته هم بسيار مهم است و از اين منظر نگاه کردن هم بسيار مهم است که که او برخلاف ديگر کانديدها که تبليغات غيرقانوني را محملي براي معرفي کردن "اصلح" در مقابل "افسد" ميدانند و اين اعتقاد را دارند که نبايد از ديگران عقب افتاد، اين اعتقاد را به صورت عميق دارد که همهي امور به دست خداست و اگر ما به صورت قانوني عمل کنيم و از رأي نياوردن نترسيم و فقط و فقط بر خلاف ديگر تصورها به تکليف خود و در چهارچوب قانون حرکت کنيم، وظيفه و کار و تکليف خود را انجام دادهايم و ما را از نتيجه ي آن باکي نيست. درواقع اتکال و اعتماد او به خداوند احد و واحد ويژگياي است که بسيار قابل توجه و تأمل است. او از رأي نياوردن نميترسد؛ او از کار خلاف قانون ميترسد...
ضمنا اين يادداشت ذهنيت يک شاعر 21ساله است و هيچ ادعا ندارد که قلم خوبي دارد. ضمن اينکه تا به حال هيچ يادداشت سياسياي ننوشته است و اين يادداشت فقط و فقط از سر انجام تکليف و در راستاي تبيين شرايط "اصلح" است. اگر خوب از عهده ي بحث برنيامده بودم ببخشيد. فقط تقاضا دارم که خودتان درباره ي اين بحث تحقيق کنيد و از کنار اين ويژگي مهم نگذريد. من نميگويم حتماً به سعيد جليلي رأي بدهيد. من ميگويم اين ويژگي ها را در ديگران هم جستجو کنيد و به گفتمان صحيح و مبتني بر قانون رأي دهيد. هرکس ملاکهاي رهبري را ملاک خودش قرار دهد قطعا به اصلح خواهد رسيد...
