تاکید چندباره ی رهبر عظیم الشان انقلاب بر « مردمی بودن» رئیس جمهور آینده، ما را برآن داشت تا به بررسی مبانیِ دینیِ این مهم بپردازیم.مردمى بودن، ارزشى بالاتر از انتخاب شدن به وسیله مردم است. بعضى افراد ممکن است در یک نظام دمکراتیک، به شکل دمکراتیک هم انتخاب شوند، اما با مردم رابطهاى نداشته باشند. اینها مردمى نیستند. در کشور اسلامى ما، مردمى بودن یک ارزش است. رئیس جمهور مردمى است؛ مسؤولان مردمیند و مىخواهند مردمى باشند. هر کس بیشتر به مردم نزدیک باشد، بیشتر احساسات مردم را درک کند و بیشتر با مردم احساس و ابراز همدردى کند، مردم به او علاقه بیشترى نشان مىدهند. این هم یکى از امتیازات بزرگ وضع کنونى ماست.(رهبر معظم انقلاب 1379/2/1)
ثمره ى مردمى بودن و مفاسد جدایى از آنها
در مورد ویژگیهاى حاکم مردمى گفته شد که این نوع حاکم همیشه با مردم است و حاضر نیست بین خود و مردم حاجب و مانع ایجاد کند.
امام على علیه السلام در این بخش از فرمان، ضمن بیان مفاسد جدایى حاکم از مردم، ثمره و نتایج حیاتى مردمى بودن را نیز چنین مطرح مى فرماید:
و اما بعد، فلا تطولن احتجابک عن رعیتک، فان احتجاب الولاه عن الرعیه شعبه من الضیق و قله علم بالامور و الاحتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فیصغر عندهم الکبیر و یعظیم الصغیر و یقبح الحسن و یحسن القبیح و یشاب الحق بالباطل و انما الوالى بشر لا یعرف ما توارى عنه الناس به من الامور و لیس على الحق سمات تعرف بها ضروب الصدق من الکذب .
و انما انت احد رجلین: اما امرو سخت نفسک بالبذل فى الحق، ففیم احتجابک من واجب حق تعطیه، او فعل کریم تسدیه؟ او مبتلى بالمنع فما اسرع کف الناس عن مسالتک اذا ایسوا من بذلک، مع ان اکثر حاجات الناس الیک مما لا موونه فیه علیک: من شکاه مظلمه، او طلب انصاف فى معامله.
اما بعد، مبادا پرده نشینى و رونشان ندادنت به رعیت طولانى شود، چرا که غیبت زمامداران از مردم نوعى تنگنا "براى خود یا براى مردم" و آگاه نبودن به امور است. از اینها گذشته در حجاب بودن، رعیت را از آنچه دور از آنان مى گذرد بى خبر مى دارد و این سبب مى شود که در نظرشان بزرگ، کوچک و کوچک، بزرگ و نیکو، زشت و زشت، نیکو آید و حق با باطل مخلوط گردد. والى هم بشر است و به کارهایى که مردم از او پنهان مى دارند، نمى تواند پى ببرد و حق هم نشانه هاى خاصى ندارد که بشود با آنها راست را از دروغ بازشناخت.
تو از دو حال بیرون نیستى: یا مردى هستى بخشنده در راه حق، در این صورت چرا از حق واجبى که مى بخشى و کار نیکویى که انجام مى دهى، خود را پنهان مى دارى؟ و یا مردى هستى بخیل "و از تو خیرى به مردم نمى رسد"، پس به زودى مردم از تو ناامید شوند و دیگر از پیشگاهت درخواستى نکنند. وانگهى، بیشتر نیازهاى مردم به تو از چیزهایى است که برآوردنش هزینه اى ندارد. نیازشان یا شکایت از ستمى است که به ایشان رسیده است و یا اینکه خواهان عدالت و انصاف تو در معامله یا کارى هستند.
در این قسمت از سخنان مولا، نکات زیر مورد توجه اساسى قرار گرفته است:
1. براى به دست آوردن 'اطلاعات' دو راه متصور است: اولین راه این است که حاکم با بسیج نیروهاى مخفى و آشکار و از طریق کانالهاى مختلف، در جریان رخدادها و مسائل مملکتى قرار مى گیرد، دومین راه این است که حاکم گهگاه به طور مستقیم با مردم رابطه داشته باشد و از طریق خود مردم "که طبعا نیروهاى موافق و مخالف را تشکیل مى دهند"، نسبت به رخدادها و جریانها آگاهى پیدا کند. از دیدگاه امام على علیه السلام بهترین راه، راه ارتباط مستقیم با مردم است، چرا که مردم با دیدن والى "البته با رعایت شرایط و خصوصیاتى که قبلا در مورد ویژگیهاى حاکم مردمى گفته شد"، حقایق را گفته و از واقعیات پرده برخواهند داشت و این خود وسیله اى خواهد بود که حاکم بتواند نسبت به اطلاعات جمع آورى شده "از طریق نیروهاى مخفى و آشکار"، ارزیابى صحیح و نتیجه گیرى منطبق با واقعیات داشته باشد.
2. شناخت جریانهاى حق از باطل "بالاخص در مسائل اجتماعى" بدون رویارویى با افکار و اندیشه هاى مردم و تنها از راه تفکر، یا از طریق اطلاعات جمع آورى شده و یا از مسیر تلفیق ایندو ممکن نیست، زیرا انسانها به دلیل پیچیدگیهایى که دارند، حاضر نخواهند شد مسائل را به گونه اى که در درونشان مى گذرد بازگو کرده و در اختیار مخبران قرار دهند، اما به هنگام رویارویى با حاکم به خاطر اعتمادى که به اودارند، مسائل را خواهند گفت و واقعیات را آنچنانکه هست، معرفى خواهند کرد.
