mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left تردید؛ آفت جبهه خودی بازگشت
گزارش خبری؛

تردید؛ آفت جبهه خودی

قرآن راه عبور از آسیبِ سستی و بی‌فرجام ماندن حرکت را در «اطاعت از خدا و رسول» و ولایت‌پذیری معرفی می‌کند و با تعبیر «وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ» هشدار می‌دهد که عمل نباید در میانه راه رها شود. در میدان جنگ نیز این منطق دو بُعد دارد: در بُعد سخت‌افزاری باید محکم و جدی ایستاد و جنگید و در بُعد نرم‌افزاری نباید دچار سستی و عقب‌نشینی شد؛ «وَلَا تَهِنُوا». این استقامت با منطق «وَاللَّهُ مَعَكُمْ» پیوند دارد؛ یعنی معیت و نصرت الهی، و بر اساس تعبیر مرحوم علامه طباطبایی، خداوند مؤمنی را که در این مسیر درست حرکت کرده، رها نمی‌کند و عمل او را ناقص نمی‌گذارد. این‌طور نیست که انسان وسط جنگ، وقتی شرایط سخت شد، سست شود و بگوید رفراندوم بگذاریم و ببینیم چه کار کنیم که این مسئله تمام شود. طرف مقابل آمده و با شما می‌جنگد و همچنان تهدید می‌کند؛ قرآن می‌گوید سست نشوید و چنین رویکردی نداشته باشید. دشمنی که با همه وجود در برابر شما قرار گرفته، در شرایطی که شما در موقعیت برتر قرار دارید، نباید موجب سستی شما شود.
مدت زمان تقریبی مطالعه:8 دقیقه و 32 ثانیه
mdi-calendar04 آبان 1405 - 10:08
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب

همانطور که رهبر انقلاب فرموند، ایران با محاسبات الهی، قدرت اول جهان است

در قرآن‌پژوهی، علاوه بر بررسی موضوعی آیات مختلف، باید به خود سوره‌ها نیز به عنوان یک مجموعه منسجم توجه کرد؛ چراکه هر سوره دارای پیام، هدف و حکمتی است و قرار گرفتن آیات در کنار یکدیگر، مفهومی فراتر از تک‌تک آیات را شکل می‌دهد. قرآن کریم در قالب ۱۱۴ سوره تنظیم شده و همان‌گونه که میان آیات هر سوره ارتباط وجود دارد، ترتیب سوره‌ها و نسبت هر سوره با سوره‌های قبل و بعد نیز می‌تواند دارای حکمت و موضوعیت باشد.

با توجه به شرایطی که امروز در یک جنگ تمام‌عیار با دشمن قرار داریم، توجه به سوره‌هایی که سراسر حکمت و می‌توانند برای ما راهگشا باشند، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در همین چارچوب، پس از توصیه امام شهید به خواندن سوره فتح، تأکید بر این است که خود سوره به صورت یک مجموعه منسجم مورد توجه قرار گیرد، نه صرفاً یک آیه از آن؛ چراکه وقتی سوره را به صورت کامل مطالعه می‌کنیم، مفاهیمی فراتر از تک‌تک آیات برای ما آشکار می‌شود. از همین زاویه، سوره محمد(ص) که به نام پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مزین شده و در ترتیب قرآن پیش از سوره فتح قرار گرفته است، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و در کنار سوره احقاف، که پیش از سوره محمد(ص) آمده، می‌توان به ارتباط و پیوستگی میان این سوره‌ها و پیام‌هایی که در این ترتیب دنبال می‌شود توجه کرد.

سوره محمد(ص) که از نام‌های دیگر آن «سوره قتال» است، با وجود کوتاهی و ۳۸ آیه، مجموعه‌ای از معارف و حکمت‌های مهم درباره عرصه جنگ و رویارویی جبهه حق و باطل را بیان می‌کند. تفاوت اساسی قرآن با دیگر کتاب‌ها این است که توصیف، تحلیل و تجویز آن از جانب خداوند متعال و مبتنی بر علم لایزال الهی است؛ بنابراین وقتی قرآن صحنه جنگ را توصیف و تحلیل می‌کند و برای آن راهکار ارائه می‌دهد، این هدایت یک فرصت و غنیمت برای انسان است. به‌ویژه در عرصه‌های سختی مانند جنگ که انسان ممکن است دچار تردید شود، این هدایت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. از امام صادق علیه‌السلام نیز نقل شده است که هر کس سوره محمد(ص) را بخواند، تا همیشه به شک و تردید دچار نمی‌شود و در دین خود شک نمی‌کند.

در همین سوره، یکی از مسائل مهم، تبیین وضعیت انسان‌ها در صحنه جنگ و تفاوت مختصات جبهه حق و جبهه باطل است. این تردید، صرفاً یک تردید تاکتیکی و مربوط به انتخاب میان دو راه نیست، بلکه می‌تواند به یک تردید راهبردی و اصولی تبدیل شود که انسان را از مسیر هدایت بازگرداند. سوره محمد(ص) صحنه را برای انسان توصیف و تحلیل می‌کند و ویژگی‌های هر دو طرف را نشان می‌دهد؛ بنابراین این سوره صرفاً بیان یک واقعه تاریخی نیست، بلکه تبیین سنت‌های الهی در صحنه رویارویی جبهه حق و باطل است.

سوره محمد(ص) که یکی از عناوین آن «سوره قتال» است، تنها به توصیف صحنه جنگ میان جبهه حق و باطل نمی‌پردازد، بلکه آرایش و رویکرد دو طرف، وضعیت درونی جبهه خودی و آسیب‌های احتمالی آن را نیز تبیین می‌کند. قرآن در آغاز، دو طرف را معرفی می‌کند: «الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ» و در مقابل، «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ». سپس علت تفاوت این دو وضعیت را نیز بیان می‌کند: یک طرف «اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ» و طرف دیگر «اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ». بنابراین، قرآن هم صحنه را توصیف می‌کند، هم آن را تحلیل می‌کند و هم بر اساس این تحلیل، برای مواجهه با شرایط جنگ تجویز ارائه می‌دهد.

از مهم‌ترین نکات این سوره، مسئله تردید در عرصه جنگ است. وقتی جنگ شکل می‌گیرد، نمی‌توان در اصل ایستادگی و انجام وظیفه دچار تردید و سستی شد؛ قرآن در بخش سخت‌افزاری جنگ بر ایستادگی تا زمانی که «حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا» تأکید می‌کند. اما جنگ فقط یک مواجهه نظامی نیست؛ بلکه یکی از صحنه‌های مهم آزمایش انسان در دنیاست. در چنین عرصه‌ای ایمان، صبر، ثبات، تشخیص حق از باطل و میزان پایبندی انسان به مسیر هدایت الهی مورد آزمون قرار می‌گیرد و به همین دلیل، تدبر در هدایت‌های این سوره برای شناخت درست صحنه اهمیت ویژه‌ای دارد.

آزمون انسان در عرصه هستی، در صحنه‌های سختی مانند جنگ آشکار می‌شود؛ جایی که باید مشخص شود چه کسانی وارد میدان مجاهدت می‌شوند و وظیفه خود را انجام می‌دهند. قرآن این صحنه را صرفاً توصیف رفتار دو طرف نمی‌داند، بلکه آن را جلوه‌ای از سنت الهی معرفی می‌کند: مؤمنان از نصرت و ولایت الهی برخوردارند و در مقابل، کافران از چنین ولایتی محروم‌اند. بنابراین، این دو جبهه صرفاً دو طرف یک درگیری نیستند، بلکه دو سبک، دو رویکرد و دو مسیر متفاوت‌اند؛ یک مسیر مبتنی بر ایمان و عمل صالح و مسیر دیگر مبتنی بر بهره‌برداری مادی و پیروی از خواهش‌های دنیایی.

قرآن در عین توصیف جبهه مؤمنان، آسیب‌های درونی این جبهه را نیز در صحنه‌های سخت بیان می‌کند؛ از تردید و تشکیک گرفته تا مسئله تبعیت، پیروی از ولایت و مواجهه با تکلیف. به همین دلیل، اجازه گرفتن نیز در قرآن گاهی مورد تأیید و گاهی مورد عتاب قرار می‌گیرد؛ آنجا که اجازه گرفتن برای رعایت نظم و هماهنگی است، ارزشمند است، اما وقتی بهانه‌ای برای فرار از تکلیف باشد، مذموم است. در چنین صحنه‌ای است که ادعای ایمان در مقام عمل آزموده می‌شود و روشن می‌شود چه کسانی واقعاً به تکلیف خود پایبند می‌مانند.

در ادامه قرآن از وجود «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» در قلب برخی افراد در جبهه خودی سخن می‌گوید؛ مرضی که به معنای اختلال در دستگاه ادراک و تصمیم‌گیری انسان است و موجب شک و تردید در تصمیم‌های روشن می‌شود. وقتی این «بدافزار» در دستگاه محاسباتی انسان شکل بگیرد، قدرت درست دیدن، شنیدن و تحلیل کردن را از او می‌گیرد. از همین رو قرآن با تعبیر «أفلا یتدبرون القرآن أم علی قلوب أقفالها» هشدار می‌دهد که انسان باید با تدبر در قرآن و بررسی مسائل در محضر عالمان، مراقب قفل شدن قلب و خطا در تصمیم‌گیری باشد. در همین چارچوب، دفاع در برابر حمله دشمن یک امر عقلانی و بدیهی معرفی می‌شود و جای تردید و تشکیک در اصل دفاع باقی نمی‌ماند.

در ادامه، قرآن درباره کسانی هشدار می‌دهد که پس از روشن شدن حقیقت و «تبین الهدی» باز هم از موضع خود عقب‌نشینی می‌کنند: «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى». عامل این عقبگرد نیز «الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ» معرفی می‌شود؛ یعنی شیطان واقعیت را برای آنها تزیین و محاسبات نادرست را القا می‌کند. در این بخش، آمریکا نیز به‌عنوان مصداقی برای شیاطین مطرح می‌شود که می‌تواند با وارونه جلوه دادن واقعیت و ایجاد امیدها و وعده‌های طولانی، انسان را از دیدن حقیقت و اتخاذ تصمیم صحیح بازدارد. همچنین مرحوم علامه درباره «وَأَمْلَىٰ لَهُمْ» دو معنا را مطرح می‌کنند: دیکته و القای مطالب به آنان، و نیز مهلت دادن و گرفتار شدن آنها در آرزوهای طولانی.

قرآن در این بخش فقط یک رفتار فردی را توصیف نمی‌کند، بلکه سازوکار عقبگرد از جبهه حق را آسیب‌شناسی می‌کند: انسان ممکن است پس از آنکه هدایت برایش روشن شده، به‌دلیل تأثیرپذیری از جبهه‌ای که اساساً با «ما نَزَّلَ اللَّهُ» و تحقق یک نظام و تمدن مبتنی بر وحی مخالف است، دچار تردید شود. مسئله برای این جبهه صرفاً یک موضوع مقطعی مانند هسته‌ای نیست؛ مخالفت عمیق‌تر با اصل شکل‌گیری نظم و تمدنی است که مبنای آن حقانیت، وحی الهی، اسلام، قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام باشد. از همین‌جاست که برخی افراد درون جبهه حق، به‌جای ایستادگی، با مخالفان وارد گفت‌وگو و همراهی می‌شوند و می‌گویند: «سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ». قرآن هشدار می‌دهد که این عقبگرد حتی اگر در ظاهر پنهان بماند، از خداوند پنهان نیست؛ «وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ» و در نهایت حقیقت درونی انسان آشکار خواهد شد.

نکته عمیق‌تر این است که قرآن صحنه جنگ را صرفاً عرصه رویارویی با دشمن نمی‌داند، بلکه آن را صحنه آزمون درون جبهه خودی نیز معرفی می‌کند. تعبیر «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» به تعبیر علامه طباطبایی ناظر به کسانی است که اصل ایمان را دارند، اما ایمانشان دچار ضعف و آسیب شده و همین ضعف می‌تواند آنان را به تردید، ظاهرسازی و عقبگرد بکشاند.

بنابراین مسئله فقط شناخت حق نیست؛ پس از «تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى»، مسئله اصلی حفظ موضع در برابر فشار و وسوسه است. قرآن راه این ایستادگی را در اطاعت از خدا و رسول، مجاهدت و صبر قرار می‌دهد؛ یعنی در میدان آزمون، مؤمن باید میان آنچه موجب رضوان الهی است و آنچه جبهه مخالف می‌پسندد، انتخاب خود را روشن نگه دارد و اجازه ندهد ضعف ایمان، او را از جبهه حق به عقب برگرداند.

قرآن راه عبور از آسیبِ سستی و بی‌فرجام ماندن حرکت را در «اطاعت از خدا و رسول» و ولایت‌پذیری معرفی می‌کند و با تعبیر «وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ» هشدار می‌دهد که عمل نباید در میانه راه رها شود. در میدان جنگ نیز این منطق دو بُعد دارد: در بُعد سخت‌افزاری باید محکم و جدی ایستاد و جنگید و در بُعد نرم‌افزاری نباید دچار سستی و عقب‌نشینی شد؛ «وَلَا تَهِنُوا». این استقامت با منطق «وَاللَّهُ مَعَكُمْ» پیوند دارد؛ یعنی معیت و نصرت الهی، و بر اساس تعبیر مرحوم علامه طباطبایی، خداوند مؤمنی را که در این مسیر درست حرکت کرده، رها نمی‌کند و عمل او را ناقص نمی‌گذارد. این‌طور نیست که انسان وسط جنگ، وقتی شرایط سخت شد، سست شود و بگوید رفراندوم بگذاریم و ببینیم چه کار کنیم که این مسئله تمام شود. طرف مقابل آمده و با شما می‌جنگد و همچنان تهدید می‌کند؛ قرآن می‌گوید سست نشوید و چنین رویکردی نداشته باشید. دشمنی که با همه وجود در برابر شما قرار گرفته، در شرایطی که شما در موقعیت برتر قرار دارید، نباید موجب سستی شما شود.

در پیام دیروز، رهبر معظم انقلاب فرمودند به اذعان دیگران ایران امروز به یکی از چهار قدرت مؤثر دنیا تبدیل شده است. در ده‌ها مقاله غربی، دشمنان ما به این مسئله اذعان می‌کنند. رهبر معظم انقلاب دیروز فرمودند که این محاسبه آنها با محاسبات مادی است، با محاسبات الهی، ایران قدرت اول دنیاست.

این سنت الهی، اختصاص به قوم یا سرزمین خاصی ندارد؛ اگر قومی از این مسیر روی برگرداند، «يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ» و قومی دیگر جایگزین می‌شود که حقیقت را می‌فهمد و به آن عمل می‌کند. در این چارچوب، انقلاب اسلامی و ملت ایران به‌عنوان نمونه‌ای از مردمی مطرح می‌شوند که پس از قرن‌ها این معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام را پذیرفتند و در مسیر آن حرکت کردند؛ مسیری که در تعبیر امام شهید، به شکل‌گیری «ملت مبعوث» انجامیده است. بنابراین، در حکمت سیاسی اسلام، مسئله فقط شناخت این معارف نیست؛ بلکه باید آنها را در حکمرانی، سیاست کشور و رفتار سیاسی به کار گرفت و با پرهیز از خطاهای محاسباتی و تصمیم‌گیری، مسیر اطاعت و عمل به این سنت‌های الهی را ادامه داد.

پایان
mdi-camera گزارش تصویری
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار جلسه‌ها
mdi-tag-multipleبرچسب‌ها: دکتر سعید جلیلی دکتر جلیلی سعید جلیلی سستی تردیدافکنی تردید جریان تردید مذاکره با آمریکا مقام معظم رهبری شهید امام خامنه‌ای قدرت ملت
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.