پشیمانی در سرکشی از خیرخواهی رهبر
ملأ مستکبر نصیحت دوست ندارد
این حق کارگزار است که نصیحت بشود، چه از سمت مردم، چه از سمت ولی جامعه؛ هرچند که ملأ، نصحیتکنندگان را هر قدر هم دلسوز و خیرخواه باشند دوست ندارند. اینگونه، با سرپیچی از نصحیت خیرخواه، افسوس و پشیمانی به ارث میبرند؛ مثل عبرت حکمیت، عبرت برجام، عبرتهای دیگر… این سخن جلیلی در جلسهٔ ۱۵۲ حکمت سیاسی بود، جلسهٔ دوم حکمت نصیحت.
جلیلی در این جلسه نیز از مقایسهٔ اندیشههای سیاسی گفت؛ از تمایز ممتاز اسلام. بحث از حق در غرب فردی است. اما بحث از حق در اسلام یک ظرافت بیشتری دارد؛ آنجا که امیر المومنین(ع) خطاب به همهٔ مردم اینگونه بحث حق را پیش میکشد: «ایها الناس، ان لی علیکم حقاً و لکم علی حق» اینجا بحث از حق من و حق شما نیست، بلکه از «حق من بر گردن شما» و «حق شما بر گردن من» است. این طرح بحث از «حق» از یک «نسبت» سخن میگوید. نسبتی که تعلق و مسئولیت میآورد. مناسبات میسازد. جامعه میسازد. تمدن میسازد. رسالهٔ حقوق امام سجاد(ع) و این خطبهٔ امیرالمومنین را حالا دوباره بنگرید.
جلیلی از رسالهٔ حقوق امام سجاد(ع) گفت. رسالهٔ حقوق از حق ناصح و مستنصح نیز یاد میکند. حق ناصح آن است که در برابر نصیحتش با فروتنی گوش فرادهی و سپس در پند او بیندیشی، اگر درست بود خدا را شکر کنی و بپذیری؛ اگر هم درست نبود، با سپاس و مهربانی از کنار او بگذری. این فضایی است که اندیشهٔ سیاسی اسلام میسازد. در چنین فضایی است که امام علی در رأس حکومت میگوید با من آن طور سخن نگویید که با زورگویان میگویید، مباد دچار محافظهکاریهایی شوید که از گفتن حق خودداری کنید. بدین ترتیب، تنها حق مردم نیست که نصیحت کنند، بلکه این حق کارگزار است که مردم نصیحتش کنند!
جلیلی گریزی هم به جامعهشناسی نصیحتناپذیری زد. آنجا که قرآن از «ملأ» یاد میکند. ملأ کیست؟ چهرهها و گروههای مرجعی که توی چشماند. ملأ کافر و مستکبر نصیحت دوست ندارد. همین است که با خیرخواهی پیامبران با انواع برچسبزنیها مقابله میکند. اما به تعبیر امیرالمومنین، آن که «شنیدن» از حق و عدل برایش گران بیاید، «عمل» به حق و عدل حتما برایش گرانتر است. امیر المومنین نقطهٔ مقابل این کبر و کفر است که فرمود: «مپندارید شنیدن حق برایم سخت است». همان که فرمود: «نصیحت را از آن که به شما هدیه میدهد بپذیرید». باز یک عده میگویند: «نصیحت نکن! »
پرهیز دادن از کژراهه یک فرصت برای کارگزار است؛ حالا چه از مردم این نصیحت را بشنود، چه ولی جامعه با دلسوزی برای او خیرخواهی کند. حیف که نمیپذیرند، حیف که سرپیچی میکنند: «فَإِنَّ مَعْصِیَةَ النَّاصِحِ الشَّفِیقِ الْعَالِمِ الْمُجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ، وَ تُعْقِبُ النَّدَامَةَ. » این را امام علی(ع) پس از ماجرای حکمیت فرمود. آنجا که امام با همهٔ خیرخواهی نظرش را گفت، ولی چنان نافرمانی شد که در خیرخواهیاش تردید افتاد «حَتَّی ارْتَابَ النَاصِحُ بِنُصْحِهِ». مثل خیرخواهی رهبر شهید در ابتدای کژراههٔ برجام، صریح و روشن، ده سال زودتر. مثل خیرخواهی ایشان در ۱۳ دی، دو ماه پیش از شهادت.
