mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left نصحیت دولت، هم حق هم وظیفه مردم بازگشت
گزارش خبری؛

نصحیت دولت، هم حق هم وظیفه مردم

می‌گویند «نصیحت نکن!»، مگر خیرخواهی‌کردن با بخشنامه آمده که با بخشنامه برود؟ نصحیت دولت هم حق مردم هم وظیفۀ مردم است.
مدت زمان تقریبی مطالعه:10 دقیقه و 22 ثانیه
mdi-calendar05 شهریور 1405 - 10:58
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب

حکمت نصیحت مردم علیه تکصدایی محافل

نصحیت دولت، هم حق هم وظیفۀ مردم 

نگو نصیحت نکن!

روایت وحدت در عین چندصدایی، در برابر بدافزار نصیحت‌ناپذیری

 

1 حق خیرخواهی مردم در برابر نصیحت ناپذیری برخی

می‌گویند «نصیحت نکن!»، مگر خیرخواهی‌کردن با بخشنامه آمده که با بخشنامه برود؟ نصحیت دولت هم حق مردم هم وظیفۀ مردم است. جلیلی در جلسۀ 151 حکمت سیاسی در هفتۀ دولت و هفتۀ وحدت، از حکمت نصیحت و خیرخواهی گفت؛ از امتیاز اندیشۀ دینی برای وحدت درعین چندصدایی، هرچند نصیحت‌ناپذیرها صدای بقیه را نخواهند بشنوند!

جلیلی از اندیشۀ معاصر غرب آغاز کرد که به فرد می‌نگرد، نه به پیوند انسان‌ها، نه به حق و راستی. غرب در همین فردگرایی، انسان را گرگ انسان می‌بیند، دولت را یک هیولا و بحث از حق فرد صرفاً می‌شود پاسبانی از هر فرد در برابر دیگران، یا فوقش حفاظت از مالکیت، نه ایستادن سر راستی و درستی. در چنین گرگساری، خیرخواهی دیگر معنا ندارد. این گونه است که فاسدی چون ترامپ حاکم می‌شود، چراکه خیرخواهی افراد پشت ادبیات حقوق فردی حبس می‌شود و به کمک اصلاح جامعه و دولت نمی‌آید. 

جلیلی از خیرخواهی گفت که امتیاز اندیشۀ سیاسی اسلام است. اسلام از نقش مشترک و حق متقابل سخن می‌گوید. اینجا دیگر انسان گرگ انسان نیست، خیرخواه دیگران است؛ اینجا دولت هیولای لویاتان نیست، بلکه حاکم به مثابۀ ولی هم سرپرست است و هم دوست. پس اتفاقا زمینه را برای نقش‌آفرینی مردم برای خیرخواهی فراهم می‌کند. اینگونه، مشارکت و نظارت فقط محدود به مجلس و رسانه و احزاب نیست، بلکه همه مردم و حکومت وظیفه متقابل دارند که یکدیگر را نصیحت کنند. نصیحت یعنی خیرخواهی با اخلاص تمام، نه با نه غرض سیاسی و فردی. آنچنان که پیامبران می‌کردند، حتی اگر با لجاجت نصیحت‌ناپذیران روبه‌رو می‌شدند.

جلیلی گریزی به نصحیت‌ناپذیران زد. قرآن به زیبایی منطق آنان را به تصویر کشیده است؛ آنان که در برابر نصیحت، یکجا میگویند «زیاد حرف میزنی: فاکثرت جدالنا» یکجا میگویند «حرفهایت غیرعلمی است: انا لنراک فی سفاهة»، یکجا می‌گویند: «آگاهی نداری: انا لنراک فی ضلالة» آخر هم تهدید می‌کنند «لنخرجنک من قریتنا او لتعودن فی ملتنا» اگر هم حرفی برای گفتن نداشته باشند، با فرار رو به جلو لجاجت می کنند «فأتنا بما تعدنا»، حال آنکه نصیحت، نه ضلالت است و نه سفاهت «قال یا قوم لیس بی سفاهة» بلکه دلسوزی و خیر خواهی است «انا لکم ناصح امین» ولی چه سود! «ولا ینفعکم نصحی» 

جالب آن که این لجاجت در برابر نصیحت به قدمت تاریخ انبیا است؛ یعنی آسیب «نصیحت‌ناپذیری» مخصوص یک قوم و دو قوم نیست، بلکه «بدافزاری» است که هرزمان ممکن است در «ملأ مستکبر» جوامع شکل بگیرد. در منطق اسلامی، جامعۀ سالم جامعه‌ای است که با حفظ وحدت و با پذیرش محورهای مشترک، مردم بتوانند خیرخواهانه درباره مسائل عمومی سخن بگویند، مشورت کنند، دعوت به خیر کنند، امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند و نسبت به عملکرد کارگزاران نیز در چارچوب خیرخواهی و اخلاص، مسئولانه برخورد کنند. چنین جامعه‌ای است که هم حقوق شهروندی در آن معنا پیدا می‌کند و هم مسئولیت شهروندی. 

جلیلی از نهج البلاغه گفت؛ از هشدار مهم خطبۀ 121. در دوره‌ای که شیطان با هر ترفند دنبال تفرقه است تا فتنه به پا کند، این نصحیت و خیرخواهی است که وحدت خواهد آورد. برای چنین شرایطی امام علی فرمود: «نصیحت را از هر که به شما هدیه کرد بپذیرید و به جان بخرید». نه این که کارگزاری بگوید «نصیحت نکن!» فقط صدای برخی محافل باشد و بقیه هیچی؟ آنجا که امیر المومنین فرمود «فلا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل» نمی‌فرمایند فقط در جایی که کارگزاران از شما مشورت خواستند صحبت کنید، بلکه اصلِ بیان سخن حق و ارائه مشورت عادلانه را مسئولیت آحاد جامعه می‌دانند.

قرآن بعد از واعتصموا بحبل الله از دعوت به خیر سخن می‌گوید؛ از حرکت بزرگ خیرخواهی، با محوریت ولایت. خیرخواهی چیست؟ همین 180 شب حضور مردم در خیابان که میگویند «ما هستیم!». ببینید قیام مردم برای این حق و وظیفه چه برکاتی دارد. اینکه رهبر معظم انقلاب اخیراً فرمودند هر یک از آحاد جامعه باید به عنوان یک بسیجی وارد میدان شود و نقش خود را ایفا کند، یک تعارف نیست؛ بلکه یک کار واقعی و یک مسئولیت واقعی است. نباید اجازه داد این جایگاه تضعیف شود. باید قدر آن را دانست. این امتیاز این جامعه است. این از برکات اندیشۀ دینی است.

 

2 نصیحت گوش کن جانا

(سایر جملات از سخنرانی)

موضوع نقش مردم صرفاً این نیست که بگوییم «بله، مردم هم نقش دارند». این نباید یک بحث شعاری باشد.

گاهی گفته می‌شود: «آقا، نصیحت نکن»، یا «نصیحت نکنید». تعبیرهایی از این دست مطرح می‌شود که مثلاً نصیحت لازم نیست یا نباید افراد را نصیحت کرد. در حالی که نصیحت‌کردن مبتنی بر سلیقه یک فرد نیست و یک بخشنامه هم نیست که یک روز گفته شود «نصیحت کنید» و روز دیگر گفته شود «نصیحت نکنید».

نصیحت یک حق برای مردم است و کسی نمی‌تواند مانع این حق شود. در عین حال، نصیحت یک وظیفه نیز هست. یعنی مردم هم حق نصیحت دارند و هم مسئولیت نصیحت‌کردن.

آدم در صحبت بعضی افراد تعجب می‌کند که می‌گویند: «نصیحت نکنید.» این یعنی چه؟ اگر نصیحت‌کردن یا نکردن، انجام‌دادن یا ندادن آن، مبتنی بر نگاه و سلیقه یک فرد یا یک بخشنامه باشد که مثلاً بگوید «از امروز نصیحت کنید» و از فردا بگوید «از امروز نصیحت نکنید»، دیگر چه معنایی خواهد داشت؟

شهروند، در حد وسع و توان خود، نسبت به سلامت اخلاقی و سیاسی جامعه و همچنین نسبت به عملکرد کارگزاران مسئولیت دارد

دولت علاوه بر اینکه خودش وظایفی دارد، باید بستری را فراهم کند که مردم بتوانند از حق خود استفاده کنند و به تکلیف اجتماعی خود نیز عمل کنند. نمی‌شود به مردم گفت: «ما نصیحت نمی‌خواهیم؛ نصیحت نکنید.» اتفاقاً نصیحت، هم حق مردم است و هم یک مسئولیت بزرگ اجتماعی، به‌ویژه در قبال کارگزاران حکومت.

نصیحت، در این نگاه، یک امر حاشیه‌ای یا صرفاً اخلاقی و فردی نیست؛ بلکه یک مفهوم مهم در حیات سیاسی و اجتماعی است

، اینکه گفته شود «نصیحت نکنیم» یا «مردم وارد این مسائل نشوند»، با این مبانی سازگار نیست. نصیحت، حق مردم است؛ به‌ویژه نسبت به کارگزاران حکومت. اما فقط حق نیست؛ مسئولیت مردم نیز هست.

این مسئله را نمی‌توان صرفاً با بخشنامه و دستور اداری حل کرد. جامعه‌ای که قرار است در چارچوب اندیشه اسلامی حرکت کند، باید شهروندانی داشته باشد که هم حقوق خود را بشناسند و مطالبه کنند و هم نسبت به امر عمومی، خیر جامعه، سلامت اخلاقی و سیاسی و عملکرد کارگزاران احساس مسئولیت کنند. از سوی دیگر، دولت نیز باید زمینه‌ای را فراهم کند که این حق و مسئولیت اجتماعی امکان تحقق پیدا کند.

نمی‌توان گفت که وقتی فردی مسئولیتی پیدا کرد، دیگر مردم نباید او را نصیحت کنند یا نسبت به عملکرد او خیرخواهانه تذکر دهند. نصیحت، از این منظر، هم حق مردم است و هم وظیفه آنان.

. وحدت واقعی این نیست که همه یک صدا داشته باشند و دیگران هیچ سخنی نگویند. وحدت واقعی آن است که همه افراد، با وجود نگاه‌ها، دیدگاه‌ها و حتی اختلاف‌نظرهای مختلف، برای تحقق حقیقت، راستی و درستی در عرصه‌های گوناگون به یکدیگر کمک کنند.

اگر جامعه‌ای بخواهد در مسیر صحیح حرکت کند، باید در کنار پذیرش ولایت، زمینه مشارکت، مشورت، نصیحت، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر را نیز فراهم کند.

در منطق اسلامی، جامعه سالم جامعه‌ای نیست که در آن فقط یک صدا شنیده شود؛ بلکه جامعه سالم جامعه‌ای است که افراد آن، با حفظ وحدت و با پذیرش محورهای مشترک، بتوانند خیرخواهانه درباره مسائل عمومی سخن بگویند، مشورت کنند، دعوت به خیر کنند، امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند و نسبت به عملکرد مسئولان نیز در چارچوب خیرخواهی و اخلاص، مسئولانه برخورد کنند. چنین جامعه‌ای است که هم حقوق شهروندی در آن معنا پیدا می‌کند و هم مسئولیت شهروندی؛

«نصیحت‌ناپذیری» یک آسیب و بدفرهنگی است که اگر در یک جامعه انسانی شکل بگیرد، محدود به یک دوره تاریخی نیست؛ در گذشته بوده و در آینده نیز می‌تواند وجود داشته باشد.

جامعه اسلامی جامعه‌ای نیست که در آن مردم نسبت به امر عمومی بی‌تفاوت باشند و تصور کنند مسئولیت فقط بر عهده حکومت است. خیرخواهی، نصیحت، دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد جاهل و تنبیه غافل، همه بخشی از همین منظومه هستند.

اگر شیطان به دنبال ایجاد اختلاف و فتنه است، جامعه باید با وحدت، خیرخواهی و نصیحت در برابر آن بایستد. اگر کسی در جایگاه کارگزاری قرار دارد و فردی نسبت به عملکرد او نقد و نصیحتی دارد، باید آن را به عنوان یک هدیه بپذیرد، نه اینکه اصل نصیحت را نفی کند.

این‌طور نیست که نصیحت کردن مردم یک امر دستوری و بخشنامه‌ای باشد که بتوان گفت «نصیحت بکنید» یا «نصیحت نکنید». نصیحت یک حق برای مردم و در عین حال یک وظیفه برای آنان است. مردم حق دارند نسبت به عملکرد مسئولان خیرخواه باشند و مسئولان نیز باید ظرفیت شنیدن این خیرخواهی را داشته باشند.

سخن از وحدت و پرهیز از تفرقه، در کنار دعوت به خیر مطرح شده است.

در واقع، وحدت و دوری از تفرقه زمانی می‌تواند شکل صحیح و واقعی پیدا کند که جامعه به سمت خیرخواهی حرکت کند. یعنی همه در یک حرکت بزرگ خیرخواهانه برای اصلاح و پیشرفت جامعه مشارکت داشته باشند.

وقتی از «اندیشه سیاسی اسلام» سخن می‌گوییم و سپس آن را به «رفتار سیاسی» و «حکمرانی سیاسی» امتداد می‌دهیم، یکی از مفاهیمی که باید در رفتار سیاسی یک جامعه دینی تبلور پیدا کند، همین «نصیحت» و «خیرخواهی» است.

خیرخواهی فقط از سوی مسئولان نسبت به مردم نیست. مردم نیز نسبت به مسئولان وظیفه خیرخواهی دارند و مردم نسبت به یکدیگر نیز باید خیرخواه باشند. بنابراین این خیرخواهی را می‌توان در هر سه وجه مشاهده کرد: مسئولان نسبت به مردم، مردم نسبت به مسئولان و مردم نسبت به یکدیگر.

از حضرت امیرالمؤمنین(ع) داریم که می‌فرمایند: «لا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل»؛ یعنی از گفتن سخن حق و ارائه مشورت عادلانه خودداری نکنید. این تعبیر بسیار مهم است؛ چراکه حضرت نمی‌فرمایند فقط در جایی که مسئولان از شما مشورت خواستند صحبت کنید، بلکه اصلِ بیان سخن حق و ارائه مشورت عادلانه را برای جامعه به رسمیت می‌شناسند.

جامعه‌ای که در آن سخن حق، نقد خیرخواهانه و مشورت عادلانه وجود داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای اصلاح امور و مقابله با تفرقه و فتنه خواهد داشت.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۲۱ نهج‌البلاغه نیز هشدار مهمی درباره این موضوع می‌دهند. شیطان تلاش می‌کند مسیرهای انحرافی را پیش پای مردم قرار دهد می‌خواهد به جای وحدت، «الفرقة» و تفرقه را میان شما ایجاد کند و با این تفرقه، فتنه به وجود بیاورد.

اگر شیطان به دنبال این است که وحدت جامعه را از بین ببرد، جامعه را تکه‌تکه کند و میان مردم اختلاف ایجاد کند و از دل این اختلاف، فتنه شکل بگیرد، راه مقابله با این توطئه چیست؟ 

تقویت دولت صرفاً به این معنا نیست که هر کاری انجام شد، بدون توجه به درست یا نادرست بودن آن تأیید شود. کار خوب را باید تأیید کرد و اگر جایی خطایی رخ داده است، باید از سر خیرخواهی گفت که اینجا اشتباه بوده، این تصمیم دقیق نبوده یا این اقدام نیاز به اصلاح دارد.

این همان چیزی است که حضرت امیرالمؤمنین(ع) نیز بر آن تأکید می‌کنند. اگر شیطان به دنبال ایجاد اختلاف و فتنه است، جامعه باید با وحدت، خیرخواهی و نصیحت در برابر آن بایستد. اگر کسی در جایگاه کارگزاری قرار دارد و فردی نسبت به عملکرد او نقد و نصیحتی دارد، باید آن را به عنوان یک هدیه بپذیرد، نه اینکه اصل نصیحت را نفی کند.

این‌طور نیست که نصیحت کردن مردم یک امر دستوری و بخشنامه‌ای باشد که بتوان گفت «نصیحت بکنید» یا «نصیحت نکنید». نصیحت یک حق برای مردم و در عین حال یک وظیفه برای آنان است. مردم حق دارند نسبت به عملکرد مسئولان خیرخواه باشند و مسئولان نیز باید ظرفیت شنیدن این خیرخواهی را داشته باشند.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) درباره این موضوع تعابیر دیگری دارند و تأکید می‌کنند که نصیحت را باید دید، شنید و از آن استفاده کرد. 

وقتی از «اندیشه سیاسی اسلام» سخن می‌گوییم و سپس آن را به «رفتار سیاسی» و «حکمرانی سیاسی» امتداد می‌دهیم، یکی از مفاهیمی که باید در رفتار سیاسی یک جامعه دینی تبلور پیدا کند، همین «نصیحت» و «خیرخواهی» است.

این خیرخواهی را می‌توان در هر سه وجه مشاهده کرد: مسئولان نسبت به مردم، مردم نسبت به مسئولان و مردم نسبت به یکدیگر.

این تعبیر را از حضرت امیرالمؤمنین(ع) داریم که می‌فرمایند: «لا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل»؛ حضرت نمی‌فرمایند فقط در جایی که مسئولان از شما مشورت خواستند صحبت کنید، بلکه اصلِ بیان سخن حق و ارائه مشورت عادلانه را برای جامعه به رسمیت می‌شناسند.

بنابراین، نصیحت در اندیشه سیاسی اسلام به معنای تخریب، تضعیف یا ایجاد اختلاف نیست؛ بلکه یک سازوکار برای خیرخواهی، اصلاح، جلوگیری از خطا و حرکت دادن جامعه در مسیر صحیح است. جامعه‌ای که در آن سخن حق، نقد خیرخواهانه و مشورت عادلانه وجود داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای اصلاح امور و مقابله با تفرقه و فتنه خواهد داشت.

 

پایان
mdi-camera گزارش تصویری
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار جلسه‌ها
mdi-tag-multipleبرچسب‌ها: دکتر سعید جلیلی دکتر جلیلی سعید جلیلی نصیحت ابتکار وحدت جنگ چهل روزه جنگ رمضان جنگ شناختی جنگ فقر و غنا جنگ روایت‌ها انتقاد حق مردم تکلیف مردم
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.