سلام عرض میکنم خدمت همه شما عزیزان
در سطح دنیا و در طول تاریخ کسانی که در اندیشه سیاسی اندیشه ورزی کردند،در موضوعات اساسی و محوری مبناهایی داشتند که اندیشه ورزی آنها بر آن اصول شکل گرفته است. که در کتاب بنیان اندیشه سیاسی اسلام در قرآن در فصول مختلف این بحث تا حدی توضیح داده شده است.یعنی شما در عرصه سیاست اگر میخواهید اندیشه ورزی کنید باید نظر خود را درباره برخی از اصول و محورهای اساسی مانند هستی ،انسان ، معرفت ،فرجام ، خوشبختی و .....بیان کنید. اگر نگاه شما در این اصول تفاوتهایی با دیگران داشته باشد به همان نسبت در موضوعات بعدی که فرع بر این هاست هم نگاه متفاوتی خواهید داشت این که حرفها و اندیشه شما چارچوبی داشته باشد در اندیشه ورزانی که در این زمینه ادعایی داشتند معمولا سعی شده رعایت بشود فارغ از این که مطالب آن ها درست است یا غلط. مثلاً اگر کسی درباره انسان یا هستی نگاهی دارد که با دیگران متفاوت هست این به طور اساسی نگاهش در موضوعات مختلف علوم انسانی از جمله اندیشه سیاسی و موضوعات ان هم متفاوت میشود.
نکته دوم اینه که اگر شما به یک منظومه و چهارچوب فکری رسیدید این تفاوت نگاه شما فقط در حوزه نظر نیست به ویژه در اندیشه سیاسی چرا که سیاست به مناسبات رفتاری بین پدیدههای مهم اجتماعی و سیاسی امتداد پیدا می کند و این امتداد رفتارهایی را بروز میدهد که این رفتارها میتواند با هم خیلی متفاوت باشد و مبنای عمل و نقشه عمل شما بر مبنا ی فهمی است که از مسائل اساسی دارید..
اینکه ما به فرمایشات و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام حکمت میگوییم براین مبناست که با توجه به همین اصول و مبناهاا یک جمله حکمت آمیز بیان میشود که راهنمای عمل می شود. کار بزرگ حضرت امام این بود که هم بنیان اندیشه سیاسی را شکل داد و هم ان را به عرصه عمل سیاسی با انقلاب بزرگ انقلاب اسلامی امتداد داد. این یک حرکت بسیار ارزشمند بود که فقط دیگر ان مبناها و اصول در جنبه نظری متوقف نماند و امتداد پیدا کرد در عرصه عمل شد انقلاب اسلامی و به دنبال آن یک نظام اسلامی مبتنی بر اون اندیشه یعنی جمهوری اسلامی شکل گرفت که در عرصههای مختلف حکمرانی چارچوبهای خودش راداشت اگر امام شهید ما حضرت آیتالله خامنهای در دهه ۵۰ کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی را مینویسند بر این مبناست. در این کتاب مبناهای کلی و پایههای اساسی اندیشه معرفی میشود بعد در سالهای انقلاب و پس از انقلاب و چه دوران ریاست جمهوری ایشان و چه در ۳۶ سال دوران رهبری این اندیشه در عرصه عمل ظهور و بروز پیدا میکند اون طرح کلی اندیشه اسلامی میآید و در عرصه رفتار سیاسی و عمل سیاسی جلوه های خودش را بروز میدهد.
شش کتاب بسیار ارزشمند و عمیق حضرت امام که در دوران جوانی نوشتند پایههای عمیق اندیشه حضرت امام در این کتاب ها وجود دارد از سرصلات و آداب الصلالات و شرح دعای سحر و کتاب مصباح الهدایه اینها کتابهاییست که بنیانهای اندیشه حضرت امام را نشون میده بعد اگر شما در طی انقلاب بعد از انقلاب بیش از ۲۰ جلد کتاب صحیفه نور دارید که نشانگر عمل سیاسی حضرت امام هست اینها در حقیقت بازتابیست از ان شش کتاب. یعنی اگر امام کتاب جنود عقل و جهل را نوشتند کتاب ۴۰ حدیث را نوشتند رفتار سیاسی حضرت امام چه در انقلاب چه در برپایی نظام اسلامی چه در ۱۰ سال رهبری ایشان که ۱۰ سال آخر حیات شریف ایشان بود اینها در حقیقت امتداد همان بود اگر حضرت امام شهید ما کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی ، انسان ۲۵۰ ساله و ....را مینویسند ان اندیشه در دوران رهبری امتداد پیدا میکند در رفتار سیاسی .
پس اندیشه سیاسی با رفتار سیاسی پیوستگی دارد و رفتار سیاسی بازتاب و امتدادی از اندیشه است.این بسیار مهم است که امامین انقلاب حضرت امام و حضرت امام شهید اعلی الله مقامهما که اندیشه آن ها برگرفته از مبانی ناب اسلام از قرآن از اهل بیت علیهم السلام معارف اهل بیت علیهم السلام است به یک منظومه فکری میرسند که در رفتار سیاسی انها امتداد پیدا میکند و ثبات و استواری بسیار ارزشمندی که شما در این اندیشه و این رفتار میبینید به خاطر اساس محکم و اتقانیست که دارد.اندیشه هر قدر قویتر باشدو یک انسجام درونی داشته باشد ان قوت را در رفتار سیاسی هم میبینید در یک سال آخر عمر شریف حضرت امام ایشان تاکید فراوان روی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم داشتند. امام برای چه این قدر تاکید داشتند که این اندیشه از چیزهای دیگر پیراسته باشد. لذا خطر اسلام های انحرافی مانند اسلام التقاط و اسلام تحجر را بیان می کردند چون این آسیب ها انسجام و اتقان اندیشه را خدشهدار میکند و به همان نسبت رفتار سیاسی ناشی از آن را دچار مشکل می کندامام اسلام التقاط اسلام تحجر را اسلام آمریکایی مینامیدند که اعوجاجهایی دارد که در رفتار سیاسی خودش را نشان می دهد و در عمل سیاسی چیز دیگری می شود. همان زمان امام مثال برخی از همین کشورهای منطقه را می زدند که ظاهرش اسلام بود اما اسلام ناب نبود. بعد از حیات شریف امام ، برخی جریانهای مثل داعش که ادعای اسلام داشتند اما چون بنیانهای انها اسلام ناب نبود در عمل سیاسی شما میدیدید چه رفتارهای متفاوت و غلطی داشتند که لازم میشد با آن مبارزه و مقابله کرد .سال ۲۰۰۲ رئیس شورای روابط خارجی امریکا مقالهای به اسم به سوی یک دموکراسی بزرگ در جهان اسلام نوشت که ما باید جهان اسلام را بین دو تا اسلام مخیر کنیم یکی همین اسلامی از جنس داعش که البته اون زمان داعش نبود شکلهای دیگرش بود که بتوان راحت ان را به اصطلاح سرکوب کرد چون شکلی دارد که قابل دفاع نیست و یکی هم اسلام لیبرال که برای امریکا خطری ندارد.که در حقیقت حصر اسلام در این دو به خاطر مقابله با اسلام ناب بود که میتواند یک رقیب جدی در عرصه تمدنی باشد و در عرصههای مختلف مدعیست. این اسلام وقتی طرح و دنبال میشود الزامات و اقتضائاتی دارد و حرکتی را شکل میدهد که مبناهای آن از اندیشههای غربی و شرقی و یا اندیشههایی که به تعبیر حضرت امام اندیشههای تحجر و التقاط است متمایز است و این تمایزات اتفاقاً امتیازاتش هم هست که به او قدرت و امکان تمدن سازی و پیشرفت میدهد و به همین دلیل امریکا این را برنمیتابد و ۴۷ سال و بلکه از ابتدای شکل گیری نهضت اسلامی از همان سال ۴۲ با آن مقابله می کند .چون می داند این اندیشهایست که یک اتقان و مبنای صحیحی دارد و وقتی که در عرصه عمل و رفتار سیاسی امتداد پیدا میکند جلوههایی دارد که این جلوه ها صرفا متمایز از دیگران نیست بلکه در این تمایز،امتیازاتی دارد که در این سالها با انقلاب اسلامی به شکل موثر در مناسبات جهانی مطرح شده است.
نزدیک به عاشورای حسینی هستیم اندیشه اسلام در زمان خود پیامبر اکرم(ص) در زمان حضرت امیر علیه السلام در زمان امام حسین علیه السلام ، سایر ائمه معصومین جلوه های خودش را نشان میدهد این تعبیر مشهور در عرصه رفتار سیاسی، که هم از امام علی علیهالسلام نقل شده و هم امام حسین علیه السلام که بیان میفرمایند اگر ما یک رفتار سیاسی داریم خدا را گواه میگیرند که اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا که خدایا تو شاهدی که آنچه که از جانب ما صورت گرفت صرفا یک رقابت برای کسب قدرت نبود لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان یک حرکتی هم برای ثروت اندوزی نبود که مال اندوزی کنیم مانند نظام های سرمایهداری ولا التماس شی من فضول الحطام بلکه یک نگاه متفاوت است بل نرد المعالم من دینک بلکه ما میخواهیم نشانه های دین تو را برگردانیم و آشکار کنیم که این نشانههای دین فقط یه بحث های نظری نیست و نظهر الاصلاح فی بلادک وقتی که امتداد پیدا میکند.آبادی و آبادانی و آن اصلاح واقعی و آن پیشرفت و تعالی را در سرزمینها و زمین خدا بروز میدهد .این امتداد واقعیست حتی یامن المظلومون من عبادک امتداد این است که بندگان مظلوم خدا احساس امنیت کنند و تقام المعطله من حدودک و مرزهای اندیشه روشن و برپا شود. انقلاب اسلامی هم بر همین مبنا به عنوان انقلابی که خودش را امتداد حرکت بزرگ بعثت پیامبر و ائمه معصومین علیه السلام میداند و در حرکت حضرت امام و حضرت آقای شهید و مقام معظم رهبری این بحثها به جد مطرح است.و مهم است که این نگاه و این اصول ابعادش تبیین و روشن بشود و آثار و برکات آن در عرصههای مختلف ظهور و بروز پیدا کند. لذا در تمام رهبریهای حضرت امام ، رهبریهای امام شهید و امروز رهبریهای رهبر معظم انقلاب تبیین این اصول ظهور و بروز دارد. شما در همین پیامها و فرمایشات رهبری معظم انقلاب در همین چند ماه که نگاه میکنید مرتب صحبت از یک تمدن جدید اسلامی و شکل گیری آن بروز و ظهور دارد. حالا اگر شرایطی فراهم میشود مانند وجود ملت مبعوث و جان فدا برای اینکه شما در این تراز حرکت کنید و به عنوان یک اندیشه جدی و رقیب در برابر دشمن ظهور پیدا کنید. یک اندیشه تمدن ساز که در این شرایط جلوه های عمل سیاسی آن امکان کنشگری فعال و موثر در سطح جهان به عنوان یک قدرت از چهار قدرت را پیدا می کند که در همین جنگ تحمیلی سوم حتی دشمنان ما اعتراف کردند که با این جنگ یک قدرت جدید بروز پیدا کرد که این قدرت چهارم در برخی از عرصهها چه بسا از قدرتهای دیگر ممتازتر هست حرفهای خودش را دارد تمدن خودش را دارد علی الاصول انتظار است که رفتار و عمل سیاسی در این تراز باشد و در این تراز به موضوعات پرداخت.وقتی اندیشه چنین بنیان محکمی دارد که در عرصه عمل با قدرت وموثر ظاهر می شود باید فرصتها را خوب دریابد و از آن ها بهره حداکثری ببرد.این یک بعد سلبی و یک بعد ایجابی دارد. یک سری چیزهایی نباید باشد یه چیزهایی باید باشد البته این یک طیف است هرقدر شما به اون مبنای مستحکم و نقطه کانونی این اندیشه نزدیکتر بشوید حتماً کار شما قوت بیشتری خواهد داشت.
در این اندیشه نقش مردم بسیار اهمیت دارد.حضرت امام ابتدای انقلاب بیان فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر. جمهوری اسلامی دو مولفه اصلی داشت جمهوریت و اسلامیت . اسلامیت نظام همان اسلام ناب برگرفته از قرآن و اهل بیت علیهم السلام بود که امتدادش درچهارچوب های دینی تحت عنوان ولایت فقیه ظهور و بروز پیدا میکند.اما این اندیشه باید در عرصه عمل ظهور و بروز پیدا کنده اینجاست که باید مردمی برای این حرکت قیام کنند و با انتخاب این اندیشه آن را در عرصه عمل عینیت ببخشند. شما میبینید ما در زمان بسیاری از ائمه معصومین علیهم السلام وقتی مردم نمیآمدند و پای کار نمیایستادند این حرکت شکل نمیگرفت . نقش مردم در این نگاه یک نقش تشریفاتی نیست اگر امام فرمودند جمهوری این یک تعارف نبود حضرت امام شهید ما بارها این را بیان فرمودند که امام تعارف نداشت امام وقتی میگفت جمهوریت نظام این را باور داشت این مبتنی بر یک مبنای دینی بود اون مبنای دینی چیست یعنی مردم باید با ایمان وباور بیایند پای کار تا ان اهداف محقق شود. در قرآن شما آیات فراوانی دارید که همین مبنا را مفصل توضیح میدهد این تعبیر که ان الله لا یغیر به قوم حتی یغیرو ما به انفسهم این همین حقیقت و سنت الهی است. در همین پیام اخیر رهبری معظم انقلاب فرمودند ما یعنی شما مردم و رهبری با هم. این نشان میدهد که این نقش مردم یک نقش واقعیست .تعارف نیست یک نقش تشریفاتی نیست بلکه نقش مردم باید یک نقش موثر و نقش واقعی باید باشد. بسیاری از کار ویژههایی که برای دولت اسلامی بیان میشود مسئولیت های مشترک دولت و مردم است که حدود و شکل آن متفاوت است. اما همه باید نسبت به انجام آن اهتمام داشته باشند .جبههای شکل میگیرد برای قیام به یک حرکت بزرگ مثلاً عدالت. قل امر ربی بالقسط این وظیفه مسئولین است اما چه وقت عدالت محقق میشود لیقوم الناس بالقسط که اینجا مردم هم به قسط قیام کنند و آحاد مردم هم این را برای خود وظیفه بدانند ، عدالت پذیری داشته باشند ، دنبال عدالت باشند و در حد وسع برای این تحقق قسط قیام کند لیقوم الناس بالقسط.
یکی از بحثهای مهم در عرصه سیاست بحث همین جنگهاست که یک جامعه ، و واحد سیاسی را به شدت متاثر میکندو پیامدهایی دارد.به خود پیامبر دستور داده میشود جاهد الکفار وا المنافقین ا اما همین بحث را برای آحاد مردم هم دارد که ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله یک جبهه تشکیل میشه هرکس یه وظیفهای داردیه تقسیم کاری میشود همین تعبیری که امروزها داریم مثلاً میدان خیابان عرصههای دیگر هر کدام یک عرصهای است اما این حضور مردم یک حضور مهم است یک حضور جدی است و تشریفاتی نیست. امروز این که میفرمایند مثلاً اینجا ما باید نظارت داشته باشیم ما یعنی شما مردم و رهبری این یک کار بسیار مهم است یک مؤلفه بسیار مهم است که در این عرصه چگونه باید نقش آفرینی کرد .لازمه استفاده حداکثری از فرصتها و این به اصطلاح نقش آفرینی دقیق و موثر چیست این که آن اندیشه و مبناها و اصول امتداد پیدا کند و آثار خود را داشته باشد.یک طیف است که نقطه قوت و اتقان و کمال داره که هرچقدر شما به اون نقطه کمال نزدیک بشوید ان موقع میتوانید آثار و پیامدهای ان کمال را بهتر درک کنید و بهتر در عرصههای سیاسی و موضوعات سیاسی مثل همین جنگ آثار ان را ببینید.در ۴۰ روز ابتدای این جنگ تحمیلی سوم شما دیدید چه آثار و چه برکات و چه پیامدها و نتیجههایی را بروز این اندیشه داشت که همه دشمنان را به اعجاب وا داشت و چه قدرتی بروز کرد .چرا چون این اندیشه در همه عرصههای خودش ظهور و بروز پیدا کرد دشمن را به استیصال انداخت دشمن را به نقطهای رساند که به قول خودشان تعبیر میکردند از باتلاقی که در ان گرفتار شده بودند بخواهند نجات پیدا کنند. این اندیشهاست که حاصلش میشود یک ملت مبعوث ملتی که اینطوری نقش آفرینی میکند.حاصلش می شود یک نظام مقتدر و ریشه دار که اینطوری میتواند نقش آفرینی کند اینطوری میتواند از خودش دفاع کند .جنگ در این اندیشه یک اهداف متعالی دارد برای این نیست که شما قدرت به دست بیاورید ،ثروت اندوزی نیست گسترش اون منافع مادی نیست اون چیزهایی که مستکبرین داشتند و اینا نه این یک نگاه متعالی داره نگاه متعالیش چیست اینه که میخواد دفاع کنه از فطرت انسانها از حقوق انسانها از اون حقیقتی که انسانها اگر در اون مسیر حرکت کنند به صلاح و کمال میرسند اگر گفته میشود مثلاً دفاع از دین این دین چیست همون فطرت الله التی فطر الناس علیها همون فطرتی است که تکوین انسانها بر این اساس شکل گرفته تشریع ان تکوی است لذا اگر شما در اینجا دفاع از دین میکنید اقامه دین میکنید برای چیست برای این است که اون مسیر صحیحی که فطرت انسانها بر اون شکل گرفته و اون را به هدایت میرسونه به اون نقطه کمال میرسونه اون را ازش دفاع کنید و به تبعش انسانها ازشون دفاع میشه حق هدایت انسانها حق به اصطلاح سعادت انسانها ازش دفاع میشه که به سرنوشتی دچار نشوند که امروز شما میبینید کسانی که کاملا در نقطه مقابل فطرت انسانها هستند این رفتارهایی که امروز ما میبینیم در عرصههای مختلف از سوی دشمنان بشریت شما دیدید دیگه بحثهای نظامی و اقتصادی و اینها تا حتی بحثهای بسیار تاسف بار اخلاقی که این هیچ کدام در جهت اون فطرت انسانها و هدایت انسانها نیست لذا اینجا اگر شما حرکتی میکنید اقامه دین میکنید دفاع از دین میکنید جنگ در این مسیر میکنید این جنگ در حقیقت دفاع از حقوق انسانهاست دفاع از سعادت انسانهاست اصلاً این ماه محرم که امام حسین علیه السلام میفرمایند اون برای به طلب الاصلاح فی امت جدی.اینکه نگران تحریف دین بودند برای اینه که دین را مایه سعادت انسانها میدانستند میخواهد انسانها اتفاقاً به اون نقطه کمالشون برسند و وجود وجود مقدس امام حسین علیه السلام جان خودش را در این باره فدا میکند در راه خدا برای اینکه اون دین و اون حقیقت بتونه ظهور را بروز پیدا کنه عرض من اینه که اگر چنین چیزی شکل پیدا میکنه و چنین حرکتی میاد صورت میگیره فقط این نیست که بگیم خب حالا یه حرکتی بود تمام شد نه این یه حرکت مستمر هست یه حرکت جدیست لذاست که شما امام شهید ما دیدید چند روز قبل از شهادتشون فرمودند مثلی لا یبایع مثله این حرکتی که دشمنان بشریت و هدایت و سعادت انسان بخواهند با قلدری با قدرت با زور با حقیقت مقابله کنندو آن ها بخواهند به جای شما تصمیم بگیرند نه این پذیرفته نمیشود به صراحت فرمودند چند روز قبل از شهادتشون که اینطوری نیست که ما اگر یه حرکتی را شروع کردیم برای یه همچین هدف مقدسی برای یه همچین هدف متعالی بخواهیم در این باره کوتاه بیاییم نه این حرکت را باید با قدرت ادامه بدیم این تعبیر امام حسین علیه السلام را تکرار فرمودند و اینکه امسال عاشورای حسینی ما واقعاً با این حماسه بزرگ انقلاب اسلامی که رهبری شهید ما در این مسیر ایستادند این پرچم را دستشون گرفتن و با دست و مشت گره کرده به شهادت رسیدند سوگ حسینی برای ما زنده شد این حرکت امام حسین ع در یکی از فرزندان و شاگردان ایشان که رهبری امت اسلام را داشت دیدیم که با همه وجود ایستاد گفت مثلی لا یبایع مثله حماسه عاشورا را شما اینجا دوباره میبینید و همین طور سوگ آن را شیب خضیب و خد تریب دوباره دیده شد این حرکت ایستاد با همه توان خودش این یک چوبهایی داره یه اصولی داره این باید حفظ بشود باید پاسداری بشود اتفاقاً یکی از اصولش همین حضور مردم در صحنه همراهی مردم با این حرکت هست که اتفاقاً رمز موفقیتش این هست که حضرت امیر علیه السلام فرمودند لولا حضور الحاظر حضرت امام هم امام شهید ما بارها اینو بیان فرمودند که مردم ما بهتر از مردم دوران پیامبرن بهتر از دوران حضرت امیر هستند الان شما میبینید بیش از ۱۱۶ شب این حرکت را دارن دنبال میکنن میان پای کار این حضور ارزشمند باید مغتنم و قدر دانسته شود اینجا باید اون نقش اساسی که داره را ایفا کند که رهبری معظم انقلاب برای مردم نقش تعریف کردند فرمودند ما یعنی شما مردم در کنار رهبری همراه رهبری این نقش را ایفا میکنند حالا اینو باید براش کار تعریف کرد این لازمه اش چیست و اینکه این اصول و چهارچوبها را دونست اون مبناهای اساسی را دونست و بر این اساس حرکت را انشالله ادامه داد با قوت ادامه داد این اون چیزیست که انشالله در این ایام به برکت عزاداری هایی که برای سیدالشهدا علیه السلام و انشالله عنایت ایشان به این ملت حسینی به این امت حسینی در این ایام محرم انشالله شکل بگیره این حرکت بتونه با قوت و انشاالله اون صلابت لازم خودش را ادامه بده اون حرکت خودش را ادامه بدهد انشالله که همه ما بتونیم در این زمینه هر کدام اون نقشی را که بر عهده ماست در پیشگاه الهی بتونیم وظیفه خودمون را به بهترین شکل انجام داده باشیم و انشالله با کمترین قصور و تقصیر باشه والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
