روز سه شنبه ۲۶ خردادماه دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، در صد و چهل و پنجمین جلسه از سلسله جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن به تبیین نگاه قرآن کریم درباره علل جهاد با مشرکین و یهود پرداخت.
در جنگ، هنگامی که صف حق و باطل در برابر یکدیگر قرار میگیرد و جبهه اسلام با دشمنان خود مواجه میشود، قرآن افزون بر بیان احکام قتال، رفتارهای گوناگونی را که ممکن است در این عرصه شکل بگیرد توصیف میکند. از جمله به این مسئله میپردازد که اگر افرادی در درون جامعه اسلامی یا حتی در درون سپاه مسلمانان با دشمن ارتباط برقرار کنند یا نوعی همکاری و همراهی با او داشته باشند، چه پیامدهایی به دنبال خواهد داشت.
نمونه روشن این مسئله را در بحث جنگهای پیامبر اکرم(ص) با یهودیان مدینه مشاهده میکنیم. برخی از قبایل یهودی، در حالی که در درون جامعه مدینه زندگی میکردند، با دشمنان پیامبر از مشرکان قریش ارتباط و همکاری برقرار کرده بودند. پرسش اساسی این است که این همکاری چه ماهیتی داشت و چگونه به مرحلهای رسید که در نهایت پیامبر(ص) با خود آنان نیز وارد جنگ شد.
مرحوم علامه طباطبایی(رحمةاللهعلیه) در کتاب ارزشمند «تفسیر المیزان» بحثهای بسیار عمیق و گستردهای را درباره این آیات مطرح کردهاند. از جمله پرسشهای مهمی که علامه طباطبایی به آن پرداختهاند، این است که در قتال، هر طرف قصد غلبه و شکست طرف مقابل را دارد و در نهایت این رویارویی با مسئله قتل و کشتن گره خورده است. بنابراین این پرسش مطرح میشود که چنین پدیدهای چه نسبتی با دینی دارد که بر هدایت، رحمت، عدالت و کمال انسان تأکید میکند.
مرحوم علامه طباطبایی ذیل آیه ۲۵۱ سوره بقره «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ» توضیح میدهند که این آیه دقیقاً ناظر به دفاع از همین حق است. اگر در برابر کسانی که میخواهند انسانها را از مسیر حق و فطرت بازدارند ایستادگی نشود، اگر اجازه داده شود که مانع اقامه دین و تحقق آنچه به صلاح انسانیت است شوند، زیان آن متوجه همه بشریت خواهد شد. به همین دلیل است که در برخی موارد دستور قتال و جنگ صادر میشود.
امروز اگر ملت ایران مورد تحسین بسیاری از مردم دنیا قرار گرفته است، به این دلیل است که ایستادگی کرده و در برابر زیادهخواهی تسلیم نشده است. بر اساس همان روحیه استکباری که قرآن کریم از آن یاد میکند، عدهای میگویند چون قدرت بیشتری دارند، باید سهم بیشتری نیز داشته باشند. قرآن درباره آنان میفرماید: «استکبروا فی الارض بغیر الحق و قالوا من اشد منا قوة». آنان به سبب همین استکبار به جنگ و تجاوز روی آوردند و میگفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است؟
در مقابل، هنگامی که ملتی از سرزمین، حقوق، منافع و استقلال خود دفاع میکند، در حقیقت از یک حقیقت انسانی دفاع کرده است. اهمیت این ایستادگی در همین نکته نهفته است؛ اینکه از حقوق همه انسانها دفاع میشود. این مقاومت نشان میدهد که در برابر استکبار و در برابر کسانی که میخواهند به حقوق ملتها تعرض کنند، نباید تسلیم شد. این ایستادگی نشان میدهد که در برابر استکبار و در برابر کسی که میخواهد به حقوق انسانها تعرض کند، نباید تسلیم شد. اگر چنین حقی برای یک قدرت مستکبر به رسمیت شناخته شود، اینگونه نیست که امروز تنها یک کشور هدف قرار گیرد؛ امروز ممکن است فلان کشور باشد، فردا ونزوئلا، پسفردا ایران و روزی دیگر نقطهای دیگر از جهان.
در همین چارچوب، قرآن در آیه ۳۳ سوره توبه از «دین حق» سخن میگوید؛ دینی که باید بر همه راهها و گرایشهای باطل غلبه پیدا کند: «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ». هر کس بخواهد در این مسیر انحراف ایجاد کند یا از زاویهای در برابر آن بایستد، مورد تأیید قرآن نیست. از این رو، آیه «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» بیانگر آن است که فرجام جهان به سمتی خواهد رفت که همه موانع کنار زده شوند و آن فطرت مشترک انسانی که با حقیقت دین هماهنگ است، ظهور و بروز پیدا کند؛ هرچند مشرکان و مخالفان از آن ناخشنود باشند: «وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».
