mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left پیروزی حق در برابر اتحاد یهود و نفاق بازگشت
گزارش خبری؛

پیروزی حق در برابر اتحاد یهود و نفاق

اصل درگیری میان بنی‌نضیر و سپاه اسلام، به خاطر یک ارتباط، هماهنگی و هم‌افزایی بود که میان جبهه یهود بنی‌نضیر و برخی عناصر درون جامعه اسلامی شکل گرفته بود. این‌ها به هم متصل شده بودند؛ یعنی از درون امت اسلامی، افرادی با جبهه مقابل ارتباط برقرار کردند. نمونه چنین وضعیتی را امروز هم می‌توان مشاهده کرد؛ اینکه دشمن از پایگاه‌هایی در درون منطقه استفاده می‌کند؛ از امارات، بحرین، عربستان سعودی یا کویت. تعبیر قرآن در این‌باره بسیار قابل تأمل است:«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ... (آیه ۱۱ سوره حشر»؛ یعنی آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند و به برادران خود از اهل کتاب که کافر شدند.
مدت زمان تقریبی مطالعه:10 دقیقه و 9 ثانیه
mdi-calendar29 اردیبهشت 1405 - 19:22
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب

روز سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت، دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی در صد و چهل و دومین جلسه از سلسله جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن به تبیین عبرت‌های قرآنی در سوره مبارکه حشر پرداخت که چگونه ترس، محاسبات غلط، اختلافات پنهان و اتکای بیش از حد به قدرت ظاهری سرنوشت جبهه‌های کفر را تغییر داده و سپاه حق را یاری کرده است.

جنگ‌ها، در اندیشه اسلامی، دارای برخی قواعد و سنت‌های مشترک‌اند؛ مانند سنت یاری الهی در میدان نبرد که در جلسات گذشته نیز به آن پرداختیم. اما در کنار این قواعد کلی، برخی جنگ‌ها به‌دلیل شرایط خاص خود، حامل یک درس ویژه یا یک عبرت خاص هستند. نمونه روشن آن، ماجرای حفظ تنگه در جنگ احد است. این حادثه نشان می‌دهد که چگونه ممکن است یک پیروزی بزرگ، بر اثر غفلت و بی‌توجهی، به شکست تبدیل شود و چه عواملی می‌تواند مسیر یک موفقیت را تغییر دهد. در چنین مواردی، دقت در رویکرد آیات قرآن و راهنمایی‌هایی که ارائه می‌کنند، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.

نکته جالب اینجاست که در قرآن نیز نمونه‌ای بسیار مشابه جنگ امروز ما با آمریکا و رژیم صهیونی وجود دارد؛ از جنگ‌های پیامبر اسلام(ص) که یک سوره کامل به آن پرداخته است. آن جنگ، نبرد پیامبر با یهود بنی‌نضیر است؛ یکی از غزواتی که پیامبر شخصاً در آن حضور داشتند و با گروهی از یهودیان جنگیدند.

قرآن درباره یهود بنی‌نضیر می‌فرماید این‌ها وقتی جنگ را آغاز کردند، بر امکانات و تجهیزات خود تکیه داشتند. تعبیر قرآن این است: «مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا ۖ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ۖ»(سوره حشر آیه ۲) ؛ یعنی گمان می‌کردند دژها و امکاناتشان می‌تواند آن‌ها را از قدرت الهی حفظ کند. دقیقاً همان تصوری است که دشمن امروز ما دارد؛ اینکه ما تجهیزات پیشرفته داریم، سامانه‌های دفاعی داریم، فناوری نظامی داریم، ابزار اطلاعاتی و امنیتی داریم و این‌ها ما را حفظ می‌کند و آسیب‌پذیری ما را به حداقل می‌رساند.

اما قرآن می‌گوید مشکل دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که انسان به ابزار و قدرت ظاهری تکیه می‌کند و خیال می‌کند این‌ها او را از اراده الهی بی‌نیاز می‌کند. می‌فرماید این‌ها گمان نمی‌کردند شکست بخورند: «ما ظَنَنتُم أَن یَخرُجوا». نه خودشان تصور می‌کردند شکست می‌خورند و نه دیگران احتمال می‌دادند چنین قدرتی فرو بریزد. چون آن‌ها ثروت داشتند، موقعیت داشتند، استحکامات داشتند، تبلیغات داشتند و در نگاه ظاهری، شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسیدند.

اما سنت الهی چیز دیگری است.
قرآن توضیح می‌دهد که وقتی جبهه حق در میدان حاضر می‌شود، ماجرا فقط یک درگیری مادی نیست. آن آیه معروف را به یاد بیاورید: «وَما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَلٰكِنَّ اللَّهَ رَمى» (سوره انفال آیه ۱۷). یعنی وقتی سپاه حق در مسیر الهی می‌جنگد، حقیقت ماجرا این است که خداوند دین خود را به وسیله بندگانش یاری می‌کند.

به همین دلیل است که قرآن درباره بنی‌نضیر نمی‌گوید آن‌ها خیال می‌کردند از مسلمانان شکست نمی‌خورند؛ می‌گوید گمان می‌کردند دژهایشان آن‌ها را «از خدا» حفظ می‌کند. یعنی در حقیقت، رویارویی اصلی، رویارویی با اراده الهی است. قرآن در ماجرای بنی‌نضیر نشان می‌دهد که آن تصویری که از قدرت خود ساخته بودند، فرو ریخت. همان کسانی که تصور می‌کردند هرگز مجبور به عقب‌نشینی نمی‌شوند، حتی در میان سپاه پیامبر و جبهه اسلام نیز این تصور وجود داشت که بعید است این‌ها شکست بخورند یا مجبور به عقب‌نشینی شوند. اما قرآن می‌فرماید: «ما ظننتم أن یخرجوا»؛ یعنی شما هم باور نمی‌کردید که این‌ها با چنین ذلتی تن به شکست بدهند و ناچار شوند آن منطقه را ترک کنند.

نمونه مشابه این مسئله را امروز نیز در دنیا مشاهده می‌کنیم. بعد از چهل روز مقاومت جانانه ملت ما و مردم مؤمن و استوار، دیدید که بسیاری می‌گفتند: این آمریکا است، قدرت بزرگ دنیاست، با همه توانش آمده، از آخرین امکاناتش استفاده کرده، هیچ خط قرمزی هم برای خود قائل نیست. حتی اقداماتی مانند هدف قرار دادن فرماندهان و شخصیت‌های بزرگ جبهه مقاومت را انجام دادند. تحلیلشان این بود که وقتی آمریکا با تمام ظرفیت وارد میدان شده و همه ابزارهایش را به کار گرفته، دیگر شکست نخواهد خورد.
اما واقعیت این‌گونه نبود. امروز تقریباً همه تحلیلگران، حتی در خود آمریکا و اروپا، اعتراف می‌کنند که آمریکا پیروز نشد. دست‌کم می‌گویند ناکام ماند؛ بعضی‌ها صریح‌تر می‌گویند شکست خورد و برخی تعبیر می‌کنند که شکست سنگینی خورد. این همان معنای «ما ظننتم أن یخرجوا» است؛ یعنی تصور می‌شد چنین قدرتی شکست‌ناپذیر است، اما خلاف آن ثابت شد.

نکته مهم دیگری که قرآن در ادامه بیان می‌کند، این است که آن‌ها هم درباره خودشان دچار توهم بودند و هم این تصویر را برای دیگران ساخته بودند. قرآن می‌فرماید: «و ظنوا أن حصونهم مانعتهم من الله»؛ آن‌ها گمان می‌کردند دژها، امکانات، تجهیزات و قدرتشان می‌تواند آنان را از اراده الهی حفظ کند. اما قرآن می‌گوید این محاسبه غلط است. تصویری که از قدرت مطلق خود ساخته‌اند، باعث می‌شود واقعیت را نبینند. قرآن می‌فرماید: «فأتاهم الله من حیث لم یحتسبوا»؛ خداوند از جایی که تصورش را نمی‌کردند بر آن‌ها وارد شد. یعنی ضربه را از مسیری خوردند که اصلاً در محاسباتشان نبود.

امروز نیز همین وضعیت را در رفتار حاکمان آمریکا مشاهده می‌کنید. تمام تحلیل و ادعایشان این بود که ما اهل جنگ‌های طولانی نیستیم؛ جنگ‌های سریع و برق‌آسا انجام می‌دهیم. حتی برای عملیات‌های خود نام‌هایی مانند «چکش نیمه‌شب» یا «خشم حماسی» انتخاب می‌کردند و می‌گفتند کار در یکی دو روز تمام می‌شود. مدتی پیش از جنگ، راهبردی را مطرح می‌کردند؛ گفته می‌شد الگویی را که در ونزوئلا آزمایش کرده‌اند و حالا می‌خواهند در ایران به‌صورت گسترده‌تر اجرا کنند؛ یعنی در روز اول رأس نظام را هدف بگیرند و بعد کار را تمام‌شده بدانند. بر همین اساس هم می‌گفتند جنگ طولانی نخواهد شد. اما در واقعیت تمام محاسباتشان به هم خورد. همان چیزی رخ داد که قرآن می‌فرماید: «فأتاهم الله من حیث لم یحتسبوا».

پیامبر اکرم فرموده‌اند شیوه‌ی افکندنِ ترس و رعب بر دل دشمنان، از سنت‌های الهی در یاری سپاه حق است. امروز همان کسانی که در آغاز با غرور می‌گفتند «دو روزه» یا «سه روزه» کار را تمام می‌کنیم، در روزهای پایانی، به استیصال و درماندگی افتادند. همان‌ها که دم از جنگ و نابودی می‌زدند، ناگهان پیام می‌فرستادند که آتش‌بس شود و جنگ پایان یابد. این ترس، اضطراب و درماندگی‌ای که در رفتار و گفتار آنان آشکار شد، همان وعده قرآن در آیه ۲۶ سوره احزاب است؛ «وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» دل هایشان ترس و بیم افکندیم.

این آیاتی که درباره این جنگ سخن می‌گویند، در سوره حشر آمده‌اند. اساساً نام این سوره نیز با همین موضوع مرتبط است. در آغاز سوره، خداوند می‌فرماید: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ». مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه توضیح می‌دهند که سوره، پیش از ورود به ماجرای جنگ، با تسبیح خداوند آغاز می‌شود؛ خدایی که فراتر از همه قدرت‌هاست، همان خدایی که رعب را در دل دشمنان می‌افکند و عزیز و حکیم مطلق است؛ خدایی که همه موجودات آسمان و زمین در برابر او تسبیح‌گو هستند.

سپس در آیه دوم سوره حشر می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ». یعنی همان خداوند، کسانی از اهل کتاب ـ که در اینجا مقصود یهود بنی‌نضیر هستند ـ را از سرزمینشان بیرون راند. مرحوم علامه طباطبایی در توضیح تعبیر «أَوَّلِ الْحَشْرِ» نکته لطیفی را مطرح می‌کنند. ایشان می‌فرمایند «حشر» به معنای اخراج و کوچاندن جمعی است؛ آن هم نه به اختیار، بلکه از روی اجبار. در این آیه قرآن نمی‌گوید «الحشر» بلکه می‌گوید «أَوَّلِ الْحَشْرِ»؛ یعنی نخستین حشر و اخراج. مرحوم علامه می‌فرمایند همین تعبیر نشان می‌دهد که این ماجرا منحصر به همان واقعه نیست؛ وقتی گفته می‌شود «اول»، یعنی ممکن است حشر دوم و سوم نیز وجود داشته باشد. به تعبیر دیگر، این یک سنت تاریخی و الهی است که می‌تواند در زمان‌های دیگر نیز تکرار شود. از همین رو قرآن در پایان می‌فرماید: «فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ». یعنی با دقت در این وقایع بیندیشید و از آن عبرت بگیرید.

یکی از ویژگی‌های این سوره، با وجود کوتاه بودن آن، این است که تقریباً در هر چند آیه، پس از بیان یک توصیف یا حادثه، علت آن را نیز توضیح می‌دهد.  بیان می‌کند: «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ»؛ یعنی این به سبب آن بود که با خدا و رسول او به مخالفت برخاستند. دوباره می‌فرماید: «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ»؛ یعنی علت این بود که اهل فهم و تفقه نبودند. در جای دیگر می‌گوید: «ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْقِلُونَ»؛ یعنی چون تعقل لازم را نداشتند. یا می‌فرماید: «ذَلِکَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ».
یعنی قرآن فقط به توصیف حوادث اکتفا نمی‌کند، بلکه ریشه‌ها و علت‌ها را هم بیان می‌کند.

در ادامه همین توصیف‌ها، یکی از نکاتی که قرآن به آن اشاره می‌کند این است که در جریان جنگ، گاهی کار به جایی می‌رسد که آنچه امروز از آن به عنوان «جنگ زیرساختی» یاد می‌شود نیز مطرح می‌شود.

قرآن می‌فرماید: «مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا...»؛ یعنی گاهی در شرایط جنگ ناچار می‌شوید درختی را از ریشه قطع کنید یا برعکس، آن را باقی بگذارید. اما قرآن تأکید می‌کند که همه این‌ها در چارچوب نگاه دینی و «بِإِذْنِ اللَّهِ» انجام می‌شود. هدف چیست؟ «وَلِیُخْزِیَ الْفَاسِقِینَ»؛ برای اینکه کسانی که در برابر جبهه حق صف‌آرایی کرده‌اند، خوار و رسوا شوند.

نکته مهم دیگری که در این سوره مطرح می‌شود و شباهت قابل توجهی با برخی واقعیت‌های امروز دارد، این است که اصل این درگیری میان بنی‌نضیر و سپاه اسلام، به خاطر یک ارتباط، هماهنگی و هم‌افزایی بود که میان جبهه یهود بنی‌نضیر و برخی عناصر درون جامعه اسلامی شکل گرفته بود. این‌ها به هم متصل شده بودند؛ یعنی از درون امت اسلامی، افرادی با جبهه مقابل ارتباط برقرار کردند. نمونه چنین وضعیتی را امروز هم می‌توان مشاهده کرد؛ اینکه دشمن از پایگاه‌هایی در درون منطقه استفاده می‌کند؛ از امارات، بحرین، عربستان سعودی یا کویت. تعبیر قرآن در این‌باره بسیار قابل تأمل است:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ... (آیه ۱۱ سوره حشر»؛ یعنی آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند و به برادران خود از اهل کتاب که کافر شدند...

مرحوم علامه طباطبایی در کتاب المیزان و مرحوم فضل بن حسن طبرسی در مجمع البیان توضیح می‌دهند که تعبیر «إخوان» در این آیه، صرفاً به معنای برادر نسبی نیست. منظور این است که وقتی پیوند و هماهنگی میان دو جریان بسیار عمیق شود، قرآن از آن‌ها با تعبیر «برادران» یاد می‌کند؛ یعنی آن‌چنان به هم متصل می‌شوند که گویا یک جبهه واحد هستند. مشابه همین فضا را امروز نیز می‌توان دید؛ افرادی که با زبان فارسی سخن می‌گویند و خود را وابسته به این ملت معرفی می‌کنند، اما از دشمن دعوت می‌کنند که حمله کند؛ می‌گویند: «چرا شروع نمی‌کنید؟ جلو بیایید، ما با شماییم.» همان منطقی که قرآن از آن سخن می‌گوید.

یکی از این ویژگی‌های جبهه‌ای که با مسلمانان وارد جنگ می‌شود این است که تا مطمئن نشوند آسیبی جدی به خودشان نمی‌رسد، وارد درگیری مستقیم نمی‌شوند. تعبیر قرآن این است: «لا یقاتلونکم جمیعاً الا فی قریً محصنة». یعنی جز در پناه دژهای مستحکم یا مواضع امن، حاضر به جنگ رو در رو نیستند. سال‌ها بود که مرتب می‌گفتند «گزینه نظامی روی میز است»، اما چرا آغاز نمی‌کردند؟ چون می‌ترسیدند هزینه بدهند و آسیب ببینند. همان‌هایی هم که آن‌ها را تشویق می‌کردند، همین تحلیل را مطرح می‌کردند؛ می‌گفتند تا وقتی جبهه مقاومت در غزه، لبنان، سوریه و فلسطین وجود دارد، نمی‌شود به‌راحتی به سمت ایران رفت. شعار «نه غزه، نه لبنان» هم دقیقاً از همین زاویه مطرح می‌شد؛ یعنی این جبهه‌ها را مانع تحقق اهداف آن‌ها می‌دانستند.

توصیف دیگری که قرآن از جبهه‌ای که با مسلمانان وارد جنگ می‌شود دارد، درباره اختلافات درونی این جبهه است: «بأسهم بینهم شدید». در ظاهر ممکن است یکپارچه و متحد به نظر برسند؛ از ناتو، اتحاد غرب و جبهه واحد حرف بزنند، اما وقتی وارد میدان واقعی و شرایط سخت می‌شوند، آن انسجام ظاهری ترک برمی‌دارد. در همین جنگ چهل‌روزه هم بارها دیده شد که پیش از درگیری، از اتحاد کامل سخن می‌گفتند، اما وقتی شرایط جدی شد، هرکدام سعی کردند مسئولیت را به گردن دیگری بیندازند؛ یکی می‌گفت خودتان اقدام کنید، دیگری عقب می‌کشید و حاضر نبود هزینه مستقیم بدهد.

هدف از طرح این مباحث، صرفاً نقل یک روایت تاریخی نیست. ماجراهایی مثل جنگ احد، احزاب و غزوه بنی‌نضیر، قرآن فقط تاریخ تعریف نمی‌کند؛ بلکه تاکید می‌کند؛ «فاعتبروا یا اولی الابصار»؛ یعنی از این صحنه‌ها عبرت بگیرید. قرآن می‌خواهد الگوها و قواعدی را نشان دهد که در تحولات سیاسی و جنگ‌ها تکرار می‌شوند؛ اینکه چگونه ترس، محاسبات غلط، اختلافات پنهان و اتکای بیش از حد به قدرت ظاهری، می‌تواند سرنوشت یک جبهه را تغییر دهد.

پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار جلسه‌ها
mdi-tag-multipleبرچسب‌ها: دکتر سعید جلیلی دکتر جلیلی سعید جلیلی جلیلی جنگ رمضان جنگ دوازده روزه کودتای دی‌ماه رهبر شهید انقلاب شهید امام خامنه‌ای امام خامنه‌ای حکمت سیاسی اسلام در قرآن سوره حشر نفاق مرگ بر اسرائیل مرگ بر آمریکا
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.