مقاومت، شرط تحقق سنت الهی در پیروزی
روز سه شنبه ۲۵ فروردینماه، دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، در صد و چهل و یکمین جلسه از سلسه جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن، به تبیین سنتهای الهی در قرآن در بعثت اقوام در مبارزه با طغیان و سرکشی قوم بنیاسرائیل پرداخت.
در آیه ۵۴ سوره مائده از قرآن کریم خداوند از قومی سخن میگوید که آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضعاند، در برابر کافران با عزت میایستند، در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ سرزنشگری هراس ندارند. امام صادق (ع) در ذیل این آیه، در حدیثی ابتدا به مومنان هشدار میدهند؛ اگر دیدی حق از میان رفته و اهل آن نابود شدهاند، ظلم و ستم همهجا را فرا میگیرد، ارزشها دگرگون میشوند، و معیارهای حق و باطل در جامعه وارونه جلوه داده میشود. و در ادامه وظایف مومنان را در این شرایط عنوان میکنند؛ در مواجهه با این وضعیت باید «بر حذر بود»؛ یعنی انسان مؤمن باید هوشیارانه عمل کند، فریب ظواهر را نخورد و با دقت مسیر خود را انتخاب کند، «فَکُنْ عَلَى حَذَر». در کنار این هوشیاری، سفارش میکنند که انسان از خداوند طلب نجات کند: «وَاسْأَلِ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ النَّجَاةَ». حضرت در ادامه میفرمایند که اگر مؤمنان در چنین شرایطی وظایف خود را بهدرستی انجام دهند، باید اطمینان داشته باشند که «إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ»؛ خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد کرد. این وعده الهی، پشتوانهای است برای ایستادگی در مسیر حق، حتی در زمانی که باطل غلبه ظاهری دارد.
بر اساس این بیان، همان قومی که در آیه ۵۴ سوره مائده یاد شده، در چنین شرایطی ظهور میکنند؛ مردمی که وضعیت موجود را برنمیتابند، در برابر انحرافات سکوت نمیکنند، و با حفظ عزت و ایمان، در مسیر الهی مجاهده میکنند.
امروز در جهان، سالها و بلکه دهههاست که «نظام سلطه» حاکم شده است. نظمی ناکارآمد و منحرف است؛ نظمی که نتوانسته برای بشریت دستاوردی واقعی به همراه داشته باشد. نه امنیتی پایدار ایجاد کرده، نه فرهنگی صحیح و نه زمینهای برای سعادت انسانها فراهم آورده است. امروز میبینیم که اهل این نظم در پی سلطه و سیادت بر جامعه هستند و شر و فساد بهصورت آشکار بروز مییابد، بدون آنکه نهی و بازدارندگی جدی در برابر آن وجود داشته باشد؛ بلکه حتی از اهل شر دفاع نیز میشود. برای نمونه، مردم غزه نزدیک به سه سال تحت شدیدترین فشارها و ظلمها قرار دارند. با این حال، نهتنها اقدام مؤثری برای جلوگیری از آن صورت نمیگیرد، بلکه برخی از جریانها و رسانهها بهراحتی از این رفتارهای خشونتآمیز و غیرانسانی دفاع میکنند.
امام صادق علیهالسلام در ادامه میفرمایند که در چنین زمانی، خونریزی امری عادی و پیشپاافتاده تلقی میشود. این همان چیزی است که امروز شاهد آن هستیم. کسانی که زمانی برای فوت یک خانم در ایران هیاهو و جنجال بهپا میکردند و اشک تمساح میریختند، اکنون در برابر کشته شدن ۱۶۸ کودک دانشآموز در مدرسه میناب، سکوت اختیار کردهاند و هیچ واکنش جدی از سوی آنان دیده نمیشود.
در بعد اجتماعی نیز امام میفرمایند که دروغ پذیرفته میشود و کسی در برابر آن ایستادگی نمیکند. در حوزه اقتصاد نیز شرایط بهگونهای رقم میخورد که تنها ثروتمندان مورد تبعیت قرار میگیرند و ساختارها بهگونهای شکل میگیرد که فساد، خیانت در معاملات، ربا و روشهای نادرست اقتصادی رواج مییابد. عمران و آبادانی جای خود را به تخریب و بینظمی میدهد و معیار موفقیت، نه عدالت بلکه ثروت و قدرت میشود. در عرصه سیاست، مردم از کسانی پیروی میکنند که ثروت و امکانات بیشتری دارند. در چنین فضایی، ملاک حق و باطل بودن یک جریان از بین میرود و مردم بهسمت آنچه غالب است گرایش پیدا میکنند، فارغ از اینکه حق باشد یا باطل.
از دیگر نشانههایی که امام علیهالسلام بیان میفرمایند، این است که جنگها و خونریزیها گاه با یک اتهام یا بهانه آغاز میشوند. همان چیزی که امروز در رفتار برخی قدرتها مشاهده میکنیم؛ حمله به کشورها و کشتار انسانها بر اساس ادعاها و گمانهایی که بعدها نیز بیاساس بودنشان روشن میشود. در حوزه اخلاقی و اجتماعی نیز انحرافات و رفتارهای ناپسند بهگونهای گسترش مییابد که قبح آنها از بین میرود و حتی به امری عادی تبدیل میشود. نمونههایی از آن را میتوان در پروندههایی مانند «اپستین» مشاهده کرد؛ مسائلی که نشاندهنده گسترش رفتارهای خارج از فطرت انسانی است.
از فرمایشات شریف امام صادق علیهالسلام چنین استفاده میشود که اگر در جامعه، وضعیت نادرستی غالب شد، انسان نباید با خود بگوید «این مناسبات جهانی است و گریزی از آن نیست» یا «همه همین مسیر را میروند، من هم تبعیت میکنم». بلکه باید تلاش کند تا خداوند او را در حالتی ببیند که خلاف جریان انحرافی حاکم حرکت میکند. یعنی انسان مؤمن نباید در مسیر خلاف فطرت، حقیقت و مسیر الهی قرار بگیرد، حتی اگر آن مسیر، مسیر رایج و غالب باشد. این مقاومت فقط در برابر فشارهای سختافزاری مانند جنگ، ترور و تهدیدهای فیزیکی نیست، بلکه در برابر فشارهای نرمافزاری و روانی نیز هست؛ مانند تمسخر، تخریب رسانهای، تهمتهایی از قبیل نقض حقوق بشر، نادیده گرفتن حقوق زنان، نبود آزادی یا دموکراسی. این افراد در برابر چنین فضاسازیهایی نیز استقامت میکنند و از مسیر خود عقبنشینی نمیکنند.
در پیرو این نکات، به این نوید رهبر شهید انقلاب میرسیم که که فرمودند: اگر روزی حادثهای رخ دهد، خداوند این مردم را برخواهد انگیخت. نویدی که به سرعت تحقق یافت؛ بهگونهای که پس از شهادت آن امام، همان اتفاقی که پیشبینی شده بود رخ داد و مردم بهطور گسترده به صحنه آمدند. امروز نیز نمونههای این برانگیختگی دیده میشود؛ از جمله اعلام آمادگی بیش از ۲۴ میلیون نفر در طرح جانفدا؛ برای فدا کردن جان در راه اسلام، انقلاب و کشور. در تاریخ بهسختی میتوان نمونهای یافت که میلیونها نفر، در مدت کوتاهی، چنین فعال و پیگیر در صحنه حاضر شوند و خود را برای انجام یک رسالت بزرگ آماده کنند.
همانطور که در حکمت سیاسی یکصد و چهل اشاره شد که قرآن بحث «بعث» را مطرح میکند؛ واژه «بعث» در قرآن معانی متعددی دارد: بعثت پیامبران (برانگیختن برای هدایت)، بعثت در قیامت (زنده شدن پس از مرگ)، احیای معنوی انسانها (حیات طیبه). اما در این مورد در سوره سوره اسراء از بعث دیگری سخن به میان آورده است؛ در ابتدای این سوره، خداوند درباره بنیاسرائیل میفرماید: «و قضینا إلی بنی اسرائیل فی الکتاب لتفسدن فی الأرض مرتین و لتعلنّ علواً کبیراً»؛ یعنی به بنیاسرائیل اعلام کردیم که شما دو بار در زمین فساد خواهید کرد و برتریجویی بزرگی خواهید داشت. در اینجا «فساد» به معنای تباهی و از هم پاشیدن نظم و استحکام جامعه است. در برخی تفاسیر، از جمله تفسیر حضرت آیت الله جوادی آملی، این فساد به فساد سیاسی و حکومتی تفسیر شده است؛ یعنی نوعی سلطه و حاکمیت که به ویرانی ملتها میانجامد. تعبیر «علواً کبیراً» نیز نشاندهنده نوعی استیلا و برتریطلبی شدید در قالب قدرت سیاسی است.
پس از این، قرآن تعبیر مهمی را بیان میکند که محل بحث ماست: «فإذا جاء وعد أولاهما بعثنا علیکم عباداً لنا أولی بأس شدید»؛ یعنی هنگامی که وعده نخست فرا رسد، ما بندگانی نیرومند و سختقدرت را بر شما برمیانگیزیم. در اینجا واژه «بعث» به کار رفته است به معنای برانگیختن گروهی از انسانها برای مقابله با گروهی دیگر است. این «عباداً لنا» یعنی بندگان خدا که دارای «بأس شدید» هستند؛ یعنی قدرت، صلابت و نفوذ بالایی دارند و علیه فساد و برتری جویی بهصورت گسترده و همهجانبه وارد عمل میشوند؛ به تعبیر قرآن «جاسوا خلال الدیار»؛ یعنی خانهبهخانه، کوچهبهکوچه، در دل دیار شما وارد میشوند و در میان شما نفوذ خواهند کرد و در ادامه آیه میفرماید: «وَکانَ وَعْدًا مَفْعولًا»؛ یعنی این وعده، یک وعده قطعی و تحققیافتنی است، نه یک احتمال یا تهدید غیرواقعی.
در تفسیر این آیات، درباره اینکه این «دو نابودی قوم بنیاسرائیل» که در آیات آمده چیست و در چه زمانی واقع شده، بحثهای مختلفی مطرح شده است. برخی از مفسران گفتهاند هر دو مربوط به قبل از اسلام بوده است، برخی دیگر گفتهاند یکی قبل از اسلام و دیگری بعد از اسلام واقع شده،است. اما نکته مهم این آیات این است که در صورت تکرار این طغیان و سرکشی سنت الهی تغییر نمیکند و بعث علیه طغیانها یک قاعده کلی است، نه صرف یک حادثه تاریخی محدود. برخی از مفسران معاصر از جمله آیتالله جوادی آملی ذیل این آیات تأکید دارند که نباید این مسئله را محدود به «دو بار» تاریخی دانست و گفت این اتفاقها مربوط به گذشته بوده و تمام شده است؛ بلکه اصل، یک سنت دائمی الهی است. در این چارچوب، قرآن نتیجه این تقابل را چنین بیان میکند که «لیتَبِّروا ما عَلَوا تتبیراً»؛ یعنی آنچه را که با برتریجویی و فساد بر آن تسلط یافتهاند، بهطور کامل نابود و متلاشی خواهند کرد.
همچنین در ادامه تعبیر «لیسو وجوهکم» مطرح میشود. یعنی چهرههای فاسدان را دگرگون و زشت خواهند کرد؛ در اینجا،. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل این آیه، این معنا را توضیح میدهند که مقصود، گرفتار شدن در اندوه، ذلت و وضعیت روانی و اجتماعی شکست است؛ بهگونهای که آثار آن در چهره و سیمای افراد آشکار میشود.
امروز نیز اگر در صحنههای اجتماعی و تاریخی، حرکتی از جنس مقاومت در برابر ظلم و فساد شکل بگیرد، همان وعده الهی در قالب «بعث عباداً لنا شدیداً» قابل تحقق است؛ یعنی خداوند بندگانی را برمیانگیزد که در برابر مفسدان و طغیانگران ایستادگی میکنند. در ذیل آیه مذکور، در تفسیر البرهان از امام صادق علیهالسلام چنین نقل شده است که «بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ وَجَاسُوا خِلَالَ الدِّیَارِ» به معنای آن است که پیش از قیام قائم آل محمد علیهمالسلام، گروهی برانگیخته میشوند که هیچ خونِ به ناحق ریختهشدهای از اهل بیت پیامبر صلیالله علیه و آله را بدون انتقام و دادخواهی باقی نمیگذارند و در مقام احقاق حق و انتقام از ستمها برمیآیند. تعبیر «وَکَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا» بیانگر همین روایت است که این وعده الهی، وعدهای قطعی و تحققیافتنی است.
امید است که حرکت ملت ما نیز بتواند مصداقی از این حرکت الهی و تاریخی باشد؛ حرکتی در برابر فساد، ظلم، برتریجویی ظالمان و کسانی که در برابر حقیقت و دین خدا ایستادهاند، مسئولانه و آگاهانه قیام کند و وظیفه خود را به درستی انجام دهد. این حرکت، همان مبعوث شدن در برابر فساد و ایستادگی در برابر جریانهای باطل است که امام شهید وعده آن را داده بود.
