دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت، روز سهشنبه 14بهمنماه، در صد و سی و دومین جلسه از سلسه جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن، به تبیین نگاه قرآن به فرجام زندگی انسان در دنیا و آخرت پرداخت.
در قرآن کریم خداوند انسان را جانشین خود در زمین معرفی میکند و میفرماید: «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» به یقین جانشینی در زمین قرار می دهم. وقتی خداوند بحث جانشینی را مطرح میکند بدین معناست که انسان باید در چارچوب اهداف، مأموریتها و مسئولیتهایی که خداوند تعریف کرده حرکت کند.
از همینجا میتوان به هدایت در قرآن کریم توجه کرد؛ از جمله هدایت به سوی حیات طیبه. خداوند در قرآن به حضرت ابراهیم (ع) میفرماید: «وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» من تو را امام مردم قرار دادم. حضرت ابراهیم(ع) پیش از این، پیامبر بودند؛ اما مقام امامت در اواخر عمر به ایشان اعطا میشود.
خداوند متعال علاوه بر آخرت، به تحقق نیک فرجامی در دنیا نیر تاکید دارد و در آیهی شریفهی: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ» بهروشنی بیان میکند که، وعده.های قطعی الهی است. همان خلافت، همان امامت، همان حیات طیبه، باید در این عالم و در قالبی عینی، اجتماعی و کامل ظهور پیدا کند.
آیاتی مانند «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» نشان میدهد که این تحقق قطعی، نعمتی است که خداوند آن را از شئون ربوبیت خود میداند. ربوبیت الهی به این معناست که:
«رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ». هر موجودی که خداوند به او وجود و هستی میدهد، مسیر هدایت او را نیز تعیین میکند.
گاهی در برخی تعابیر یا القائات مغالطهآمیز، چنین وانمود میشود که گویا دین بهزور میخواهد انسان را به مسیری بکشاند و میگویند «ما را به زور میخواهند به بهشت ببرند»، در حالی که هدایت، در منطق قرآن، یک فرصت و در حقیقت یک منت الهی است، نه یک تکلیف تحمیلی یا بار اضافی.
در همین راستا، قرآن کریم میفرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ» وعده داده شده که اهل ایمان و عمل صالح، جانشینان در زمین خواهند شد. قرآن میفرماید: ما جوامع انسانی را به سمتی میبریم که ایمان و عمل صالح در زمین مستقر شود و به تعبیر دقیقتر، حیات طیبه در متن زندگی بشر تحقق یابد. در نگاه قرآنی مسیر زندگی انسان در دنیا به سمت رهاشدگی، تحمیل یا اجبار نیست؛ بلکه سخن از یک هدف روشن، متناسب با فطرت انسان است.
قرآن کریم در تبیین هدایت انسان میفرماید: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق». خداوند پیامبران برای هدایت فرستاد و دینِ حق را نازل کرد و این هدایت، به سمت یک هدف است. در ادامه تصریح میکند: «لیُظهره علی الدین کله» این دین قرار است آن وعدههایی را که داده و آن حقیقتی را که در خود دارد، بهصورت عینی نشان بدهد.
اما قبل از این آیات، خداوند به نکته جالبی اشاره میکند. میفرماید: «یریدون أن یُطفئوا نور الله بأفواههم» عدهای میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند. در «مجمعالبیان» آمده است که این آیه، در واقع تحقیر این افراد است. چون انگار فکر میکنند نور خدا مثل یک شمع است که با یک فوت خاموش میشود. تعبیر «بأفواههم» دقیقاً همین تحقیر را میرساند؛ یعنی خیال میکنند با تبلیغ و تهدید؛ ناو و جنگنده آوردن به منطقه، میشود نور خدا را خاموش کرد.
خداوند در ادامه حفظ نور هدایت خود را بعنوان سنتالهی معرفی میکند و میفرماید: وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ؛ خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمی خواهد، هر چند کافران خوش نداشته باشند.
اسلام بعد از دوران جاهلیت آمد؛ جاهلیتی که در آن منطق وجود نداشت. در آن زمان هر کسی که بهتر میتوانست شعر بگوید، میتوانست دیگری را حذف کند. جاهلیت مدرن امروز هم دقیقاً همین است؛ در یکی از آثار پیتر بروکس، متفکر غربی آمده که امروز قویترین استدلالها در برابر روایتها مغلوب میشوند. نمونه روشن آن را در فتنه اخیر دیدیم؛ مزدورانشان مرتکب قتل، جنایت، سر بریدن و انواع خشونتها میشوند، اما در نهایت بانیان جنایت خود را مدعی و حتی مظلوم معرفی میکنند. چرا؟ چون میگویند ما روایت را زودتر ارائه کردهایم.
یکی از مهمترین ویژگیهای جاهلیت مدرن آن است که انسان از هدف اصلی خود، از تعالی، از کمالی که باید به آن برسد، بازمیماند. در زیارت اربعین ما در خطاب به امام حسین علیهالسلام بیان میکنیم؛ حضرت جان خود را فدا کرد «لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَة» برای آنکه انسانها را از جهل و سرگردانی و حیرت گمراهی نجات دهد. اساساً امامت برای نجات انسان از باتلاق جاهلیت است و تمام مباحث قرآن برای این است که انسان را به سمت هدف متعالی، یعنی امامت، سوق دهد. در شب نیمه شعبان، شب میلاد مسعود حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف قرار داریم و اهمیت این مباحث دوچندان میشود. همانطور که در مباحث اصلی دین، نبوت و امامت نیاز به دقت فراوان وجود دارد، در بحث مهدویت نیز باید نهایت دقت را داشت از این رو، توصیه میشود منابع معتبر، قابل اعتماد و قابل استناد در این حوزه استفاده شود؛
➖کتاب «منتخبالأثر فی الإمام الثانی عشر» اثر حضرت آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی رحمهاللهعلیه
➖کتاب «موعود موجود» از آثار حضرت آیتالله جوادی آملی حفظهاللهتعالی
➖کتاب منهاجالصالحین از حضرت آیتالله وحید خراسانی
➖کتاب قیام و انقلاب مهدی اثر شهید مطهری
معرفی این کتابها به معنای نادیده گرفتن سایر کتابها نیست؛ آنها نیز ارزشمندند اما تأکید بر این است که این آثار، از منشأ عالمان دینی و شخصیتهای وارستهای صادر شدهاند و مباحث را در این حوزه، بهخوبی تبیین کردهاند.
