حیات طیبه نگاههای دیگران به انتخابات ۱۴۰۳ را بازتاب میدهد؛ روشن است که این بازتاب به معنای تأیید این نگاهها نیست.
انتخابات ۴۰۳ امتحان عجیبی بود و کمی قابل پیش بینی. سه روزی هست که به این متن فکر میکنم. پزشکیان مجموع توصیفهایی است که اصلاحات از مخالفانش میکرد، مثل احمدی نژاد کاپشن پوش و پوپولیست و ساده نما و عوامانه است، خیلی بیشتر از رییسی سوتی میدهد و خیلی کمتر از رییسی رای اورده است، چند برابر علم الهدی و ائمه جماعات از نهج البلاغه و آیه و روایات خرج میکند، و به علاوه رسما آلت دست دیگران است اینقدر که برایش شاخ میگذارند، پر از تناقض و خلافگویی است، به شدت گردن نگیر است، ادب و شخصیت مناسبی ندارد، نسبتا به آسانی از کوره در میرود، هیچ برنامهای ندارد، جز شعار چیزی نمیگوید، هیچ ایده و چشم اندازی ندارد، و اصلا و اساسا اندازه ریاست جمهوری نیست. چرا چنین کسی رای میآورد؟
ما باید به حق رای دیگران احترام بگذاریم اما نه به این معنا که منتخب مقدس شود. حتی خود انتخاب را هم میشود نقد کرد. صریح بگویم، اصل انتخاب شخصی مثل پزشکیان به عنوان رییس جمهور ایران در حساسترین زمان توهین به تمدن ایرانی است. خصوصا پس از تجربه دو دوره روحانی! پس از دیدن فاجعه ۹۸. ما به کسانی که پزشکیان را انتخاب کردهاند بیاحترامی نمیکنیم، آنها هستند با انتخابشان به ما و آیندگان بیاحترامی کردهاند!
نفس انتخاب است که احترام دارد نه هر نتیجهای. دقیقتر اینکه «انتخاب هزینه دارد». انتخاب حسن روحانی هزینه یک دهه رشد اقتصادی صفر، آبان ۹۸، ترور سردار، ترور دانشمند، شکاف اجتماعی، ریزش به براندازی، گسترش فقر و افسردگی، کاهش زاد و ولد و انبوهی هزینه دیگر دارد. انتخاب عدم استیضاح روحانی هزینه ریزش مشارکت تا همین امروز را دارد، انتخاب تایید صلاحیت پزشکیان هزینه تحریک قومی را دارد، انتخاب حذف ارز ترجیحی بدون جبران یا انتخاب زارع پور هزینه دارد، انتخاب دوگانه سازی جلیلی-قالیباف هزینه دارد، انتخاب پزشکیان هم هزینههایی دارد که قابل حدس است… اما چرا چنین کسی رای میآورد؟ توده را میتوان از لولویی ترساند و عقلش را زیر احساس آورد
بخش مهمی از رای پزشکیان قومی است، یعنی صرفا وضعیت تولد یک نفر! بخش مهم دیگر سلبی است، برای رای نیاوردن گشت ارشاد و فیلترینگ و چیز موهومی به نام طالبان! یک بخش بزرگی از رای پزشکیان هم به دلیل تغییر وضع موجود است، یعنی رای به عاملین ایجاد وضع موجود در دهه نود برای تغییر وضع موجود! هر سه این دلایل غیر منطقی، احساسی و جوگرفته است. اینها خصوصیت توده است.
توده میتواند بخاطر ترک و کرد و بلوچ و گیلک بودن رای بدهد، توده را میتوان از لولویی ترساند و عقلش را زیر احساس آورد، توده است که میتوان نگاهش را سه ساله کرد و جای مقصر و منجی را عوض کرد. (نه اینکه هر کسی به فلانی رای داده توده وار عمل کرده یا برعکس، براساس ویژگیهای نامزدها و درباره کلیت صحبت میکنیم)
جبهه امنیتی اصلاحات به خوبی لزوم تودگی مخاطبشان را درک کردهاند. آنها نیاز به مخاطبی حسی دارند. یک روز تا مرز ناامیدی ببرندش و فردا امیدوارش کنند. یک روز پای فحش دادن به هاشمی بیاورندش و فردا پای تقدیس هاشمی و رای دادن به روحانی! یک روز پای مشارکت در جمهوری اسلامی بیاورندش و فردا کف خیابان تبدیلش کنند به عامل فشار از پایین برای امتیاز گیری از بالا. اصلاحات به طبقه متوسط باهوش، توانا، خودباور، هویت مند نیاز ندارد، یک طبقه متوسط ملنگ، جو زده، حسی و بیحافظه میخواهد که با نسیمی هدایتش کند: همج رعاء. با ویدیوی خاتمی بغض کند، و با عکس ظریف اکلیلی شود. بدنهای که منافع ملی نفهمد، ته اکت اجتماعیش بشود غذا دادن به سگ و گربه. فردگرا باشد و با فرهنگ «به تو چه؟ » سرش به کار خودش باشد. لایک بکند و رای بدهد و مصرف کند. به جای مسئولیت پذیری طلبکار باشد. و به جای فداکاری منفعت طلب. اصلاحات از (بخشی) طبقه متوسط ایران توده ساخت که حجم زیادی از آنها هم به براندازی رسیدند و این خسارتی عظیم به آینده ما بود. و حالا دارند همین کار را با طبقه فرودست میکنند.

جریانی از مقابل هم به تبع مشی کپیکارانه، به دنبال سلبریتی افتاد، از رهبر خرج کرد، لشکر از خبرنگار و رسانه و پروژه بگیر ساخت، بدشان نیامد مخاطب را توده وار کنترل کنند. غافل از اینکه اگر چه مخاطبشان در مواردی همراهی کرد اما به دلیل اشتراک مقصد بود نه سیاه لشکری. اینها حتی با توهمی وسیع فکر میکردند قشر خاکستری را هم میتوانند مهار کنند. (اشتباه احمدی نژاد)
۱۴۰۳ به سیاست ایران یک درس داد: این بخش مردم توده نیستند. اینطور نیست که اراده کنید کسی را بالا بکشید و همه سرمایهها را از بیت تا نصرالله خرجش کنید و توده وار بیایند «پای کار»! نه اینها مثل اصلاحات نیستند که از چوب خشک برایشان رییس جمهور بتراشند. اراده دارند و ارادهشان را تحمیل میکنند. اما متاسفانه بالانشینان پیام انتخابات مجلس را درک نکردند. چرا که نفهمیدند اینها توده نیستند. اینها اصلاح طلب نیستند. معیار دارند، ایجابیاند و نه سلبی، باید قانع شوند نه توجیه.
اما آنها فکر میکردند اگر بگویند رای رهبر فلانی است همه ربات وار مینویسند فلانی. دقیقا همان برساختی که اصلاحات از جبهه مقابلش داشت را باور کردهاند. اصلا اگر خوب نگاه کنید عموما خودشان را از دریچه چشم طبقه متوسط نگاه میکنند. و حتی بعضا تلاش میکنند خودشان را به آنها ثابت کنند. رفتاری شبیه غربزدهها مقابل غرب، در مقیاسی کوچک. به جای اینکه هسته سخت قدرتشان را بشناسند و آن را بزرگ کنند مثل نقطه ضعف با آن برخورد میکنند. خود باوری ندارند. نفهمیدند این مردم توده نیستند، باید قانع شوند نه توجیه!
منظور رای دهندگان به قالیباف نیست، اتفاقا تقریبا تمام کسانی که در دور اول به قالیباف رای دادند آگاهانه بود و حتی بسیاری دور بعد علی رغم میلشان به جلیلی رای دادند، بلکه به این معنا که نزدیک ۱۰ میلیونی که به جلیلی رای دادند در مقابل موج شدیدی از تبلیغات، رقیب هراسی، خرج کردن سرمایههای انقلاب با دوگانهای اشتباه، ایستادند و انتخاب کردند که نه بگویند.
جلیلی چه داشت؟ قبلا مبهم گفتم «سعید جلیلی جذابیت ظاهری ندارد، بیان مردم پسند ندارد، زبان بازی نمیکند، ۱۱ سال طول کشید تا عصبانی شود، توهین بلد نیست، ساختمان و پل نساخته، کارهایش را به دلایل امنیتی نمیگوید، مصالح کشور را خرج خودش نمیکند، مبهم است، خسته کننده است، نخبگانی است. » و حالا صریح میگویم جلیلی هیچ جذابیت انتخاباتی ندارد و نداشت. جلیلی خودش را به آب و آتش نمیزند. مرزهای اخلاقی را رعایت میکند. در مناظره اسم داماد پزشکیان را نمیبرد. مادرش ترک است اما ترکی را خرج نمیکند. دنبال رای عبدالحمید نیست که باج بدهد. به دولت شهید رییسی نقد نمیکند، قومیتها را وظیفه میداند نه امتیاز، قیمت نفت را نمیگوید، مصالح امنیت ملی را در تک تک کلماتش میسنجد. زیاد فکر میکند. زن پزشکش را وسیله رای آوری نمیکند، پسرش را اقازاده نمیکند، سوادش را به رخ نمیکشد، از تسلطش بر منابع خرج نمیکند، به ستادش هم قول مقام نمیدهد، بیگدار نیست، وعده الکی نمیدهد. از همه بیشتر برای مسئولیت پذیری آماده شده اما از همه کمتر برای قدرت طلبی از اصولش میگذرد.

چرا ۱۳ میلیون نفر به کسی رای دادند که روی کاغذ شانسی ندارد؟ چون اینها توده نیستند. و این را در ۴۰۳ با صدای بلند اعلام کردند!
این نسخه به روز جلیلی را نگاه نکنید، سال ۹۲ جلیلی حتی همین مناظره دوم را هم بلد نبود. رسما نماینده احمدی نژاد بود و ۴ میلیون رای آورد. یک هسته سخت. امروز بعد از ده سال این هسته توانسته به حدود ۱۴ میلیون رای و ۴۴ درصد رای دهندگان برسد. در برابر تمام اصحاب زر و زور و همه توان اصلاحات. این یک پیروزی عظیم است.
من دختران و زنان بیحجابی دیدم که به جلیلی رای دادند. من دهه هشتادیهایی دیدم که برخلاف پدر مادرشان طرفدار جلیلی بودند، من دهه هفتادیهایی دیدم که مجانی و رایگان شبانه روز برای جلیلی نفس میزدند. من دهه پنجاهی و شصتیهایی دیدم که از زندگیشان زدند و مسافرکش و هماهنگ کننده رای دهندگان شدند. من انبوهی از پدران و مادران را دیدم که نذر و نیاز و ختم و صدقه و قربانی و زیارت راه انداختند. من بسیاری از دوستان چپ را دیدم که فحش خوردند و پای جلیلی ماندند. من کسی را دیدم که در خانوادهاش اعدامی داشت و خودش را خرج جلیلی کرد. چقدر دکتر و مهندس و طلبه دیدم که روستا به روستا برای متقاعد کردن مردم میگشتند. چقدر پیامک و تلفن زدند. چقدر از جیب دادند. چقدر کارگر. چقدر متوسط، چقدر پشتیبان مالی. و بسیاری از اینها جلیلی را کامل نمیدانستند!
چنین بدنهای در ایران بینظیر است. این همان امتداد بدنه ۵۷ است. این همان پشتوانه دفاع مقدس است. و آینده ایران را نه تودهها بلکه این ناتودهها میسازند. بله، خواهرم و برادرم، از «فعال» بودن شما میترسند، از صدای شما، از بلند فکر کردن شما، از دستهای عملگرای شما میترسند، از دعای سیاسی شما، از نگرانی شما میترسند. شما خطرناکید. شما حداقل ۱۴ میلیون انسان خطرناکید. بله، خواهرم و برادرم، از «فعال» بودن شما میترسند؛ شما حداقل ۱۴ میلیون انسان خطرناکید!
اما توده نبودن ابتدای زحمت است، ابتدای حرص خوردن است، ابتدای وظیفه است. باید دیگران را آگاهتر کنند و در عین حال در حجاب دانایی و غرور نیفتند. هوای برتری برشان ندارد. باید فقر را از بین ببرند که مادر تودگی است. باید هویت را تقویت کنند که پدر بیداری است. باید بیصدایان را صدا دار کنند.
نه شما را فریب نمیدهم، «انتخاب هزینه دارد». انتخاب پزشکیان یعنی عقبگرد، یعنی روزمرگی، یعنی هضم شدن. ما احتمالا ۴ سال مهم برای پیشرفت را از دست دادیم.
اما یک انتخاب ۱۳ میلیونی هم اینور هست. یک اقلیت بسیار قدرتمند. خیلی راه آمدهاید. خیلی زیاد شدهاید. شما سلبی نیستید، ایجابی هستید. ایده دارید، ایده میسازید. نگذارید دوباره تودهتان کنند.
