دکتر سعید جلیلی،نماینده رهبر انقلاب در شورایعالی امنیت ملی، ظهر دوشنبه در آخرین برنامه سفر به استان گیلان در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی با موضوع « استکبارستیزی؛ از نهضت جنگل تا جنبش دانشجویی» که در دانشگاه گیلان برگزار شد، حضور یافت و ضمن ایراد سخنرانی، به سوالات برخی دانشجویان پاسخ داد
دانشگاه جایی است برای اینکه موضوعات دقیق، علمی و فارغ از هیاهوهای بعضاً رسانه ای یا عوام زدگی مورد توجه قرار گیرد
تاریخ حرکت دانشجویی در این سال ها از سال ۳۲ تا الان نشانگر این بوده که وقتی دانشگاه هوشمند، هوشیار و بادقت مسائل کشور را دنبال کند، میتواند برای کشور برکات زیادی داشته باشد. از همان سال ۳۲، وقتی که سه دانشجوی دانشگاه تهران سکوت ماههای بعد از کودتا را شکستند و حرکتی را در برابر نیکسون شکل دادند که منشاء یک حرکت ارزشمند بود و نشان داد که دانشگاه در برابر وقایع منفعل نیست و در برابر آنچه که در کشور میخواهد جاری باشد، میتواند یک حرکت فعال داشته باشد.
چرا حرکت دانشجویی ارزشمند است؟ حداقل دو دلیل دارد: اول اینکه حرکت دانشجویی در یک بستر علمی یعنی دانشگاه شکل می گیرد. دانشگاه جایی است برای اینکه موضوعات دقیق، علمی و فارغ از هیاهوهای بعضاً رسانه ای یا عوام زدگی مورد توجه قرار گیرد. اما نکته دوم این است که گاهی اوقات شما ممکن است یک حرکت علمی را با مطالعه نسبتاً خوبی انجام دهید، اما در خروجی آن دچار محافظهکاری بشوید. ویژگی دوم حرکت دانشجویی این است که با آزادگی و آزادمنشی مباحث و یافته های خود را به صحنه میآورد و دچار محافظهکاری های غلط نمی شود.
انتظاری که از دانشگاه در این شرایط هست، این است که بتواند برای جامعه مختصات نقطه ای را که هستیم به خوبی مشاهده و تبیین کند. یکی از کارهای علم مشاهده است، اما مشاهده روشمند و عالمانه. اگر پزشک معاینه میکند با آن علامت هایی که می بیند، می تواند تشخیصهایی بدهد و تجویزهای بکند.این اهمیت دارد که مشاهده ما، یک مشاهده علمی، دقیق و درست باشد.
به هر میزان که جامعه حافظه خود را از دست بدهد، به همان میزان هزینههای آن بیشتر میشود
در پدیدههای اجتماعی، اگر بخواهید به موضوعی نگاه کنید، در ابتدا باید توجه داشت که این موضوع نمیتواند فارغ از تحولات محیطی باشد. تحولات محیطی، حداقل سه سطح دارد. سطح اول اینکه، محیط داخلی چیست؟ بعد باید توجه داشت که محیط منطقهای چیست؟ و سومین سطح این است که محیط بین المللی چیست؟
نکته بعدی که در نگاه به پدیده ها اهمیت دارد این است که این پدیده چه سیر تاریخی دارد؟ در سیر زمان چه گذشته ای دارد و چه آینده خواهد داشت؟
همانطور که در موضوعات فردی، اگر یک شخص دچار فراموشی شود؛ این شخص هرچقدر هم شخصیت ارزشمندی باشد، به اصطلاح از حیز انتفاع خارج میشود، از تاثیرگذاری خارج میشود. جامعه هم همینگونه است. اگر جامعه حافظه تاریخی خود را از دست بدهد، فراموش کند که چه گذشتهای داشته، میراث چه روندی و چه چیزی است، به هر میزان که فراموش کند به همان نسبت هزینههای آن بیشتر میشود. در زندگی فردی هم اگر یک تجربه تلخ یا مثبتی داشته باشید، آن تجربه برای شما یک اندوخته است. تجربه تلخ، برای اینکه این هزینه را مجدد تکرار نکنید. تجربه مثبت برای اینکه از آن استفاده کنید و آن را دوباره تکرار و مضاعف کنید.
استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت
مختصات نقطه ای که امروز در آن هستیم، چیست؟ اگر بخواهیم این حرکت را بر اساس مبدا جنبش دانشجویی شروع کنیم تقریباً نزدیک به ۷۰ سال از آن می گذرد. حافظه تاریخی ما باید آن را به خوبی حفظ کند. حرکتی که دانشجو آغاز و تکرار کرد، ایستادن در برابر برخی از تعرض هایی بود که به حقوق، منافع و ارزشهای یک ملت می شد. مبنای این حرکت چه بوده است؟ یک حرکتی در برابر جریان ضد آزادی و ضد استقلال این کشور بوده است. کسانی به خودشون اجازه می دهند که به جرم ملی شدن نفت، یک دولت مردمی را با کودتا سرنگون کنند و بعد ازچند ماه، معاون رئیس جمهور همان کشوری که رسما پذیرفت که این کار را کرده است، در دانشگاه ما حضور پیدا میکند و دکترای افتخاری به او میدهند. اما دانشجو که در آنجا آثار این حرکت را میفهمید و آن را رصد می کرد؛ ایستاد و آن فریاد را زد. ایستادن در برابر برخی از تعرض هایی که به حقوق، منافع و ارزشهای یک ملت می شد. این حرکت وقتی ادامه پیدا کرد، در سال ۵۷ در انقلاب اسلامی خود را در چند مفهوم تجلی داد؛ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت. یعنی بقیه نخواهند برای آن تعیین تکلیف کند.
در نقطهای هستیم که دشمن گزینههای اصلی را استفاده کرده و گزینه قابل دیگری هم ندارد
از ابتدایی هم که این حرکت شروع شد و با همت مردم به پیروزی رسید، برای آن فرش قرمز پهن نکردند. همان چند سال اول انقلاب فقط ۱۷ هزار نفر را ترور کردند. از رئیس جمهور و نخست وزیر که منتخبین مردم بود تا نماینده مجلس، وزیر و مردم کوچه و بازار.
جنگ را در سخت ترین شکل، با بدترین ابزار جنگی و طولانیترین مدت آن یعنی ۸سال، بر یک کشور تحمیل کردند. کسانی که امروز شما میبینید که میگویند راجع به این موضوع نگران هستیم، زمانی که در همین کردستان عزیزما، نه مناطق جنگی بلکه شهری از آن -سردشت- مردم کوچه و بازار از زن و مرد، بمباران شیمیایی میشوند، نهتنها یک قطعنامه هم صادر نکردند بلکه خود آنها، سلاح شیمیایی را در اختیارشان قرار دادند.
وقتی از نام سردشت و هفت تیر ۱۳۶۶ صحبت میشود، میگویند: «۱۱سپتامبر». همه می فهمند که در نیویورک در فلان سال همچین اتفاقی افتاده است اما اگر بگویید هفت تیر ۶۶ در جهان یه همچین فاجعهای بوده، کسی این را مطرح نمیکند.
در چه نقطه هستیم؟ در نقطه ای که خود دشمن بعد از جنگ فهمید که این گزینه جواب نمی دهد. در چه نقطه هستیم؟ در نقطه ای که آن کسی که میگفت ایران را تحریم میکنم و نه تنها از شما نفت نمیخرم بلکه هرکسی در هر جای دنیا بخواهد با ایران مراودات اقتصادی داشته باشد، او را هم تحریم می کنم، رسماً اعلام کرد، مصوبه گذراندند و فرمان اجرایی داد که باید فروش نفت ایران صفر شود. کشور به کشور راه میافتد، این موضوع را رصد میکرد که آیا کسی از ایران خریده یا نه؟ که اگر کسی خریده بود او را جریمه کند و این کار را انجام داد. یک بانک اروپایی در فرانسه که با ایران کارکرد، ۸ میلیارد دلار جریمه شد؛ فشار حداکثری!
در چه نقطه ای هستیم؟ خود آنها اعلام کردند که راهبرد فشار حداکثری، شکست فاحش خورده است. این را یک نویسنده یا یک تحلیلگر نگفت، مقامات رسمی دولت ایالات متحده آمریکا گفتند. در نقطه هستید که آنها که میگفتند: «گزینه ها روی میز است»، گزینه های اصلی را استفاده کرده و گزینه قابلی برایشان نمانده است.
شما امروز میبینید در شرایطی هستید که نخست وزیر استرالیا در شرق دنیا بیانیه می دهد و نخست وزیر کانادا در غرب دنیا در تظاهرات علیه ایران شرکت می کند. چه شده که امروز انقدر موضوع ایران برای آنها مهم شده است؟ آقای مکرون رئیس جمهور فرانسه که به اصطلاح دارای امتیاز وتو و دارای قدرت هسته ای است به چه جایی رسیده که امروز وقت میگذارد با فلان دلقک ملاقات میکند. صدراعظم آلمان ۵ دقیقه درباره مسائل ایران کلیپ پر میکند. رئیس جمهور آمریکا رسماً صحبت میکند. همان کسی که گفتگو کننده مذاکرات هستهای آمریکا در یکی دو سال اخیر است، بیان میکند که امروز از کف خیابانها می خواهیم این موضوع را پیش ببریم. دانشگاه باید این مسائل را دقیق بررسی کند که چرا این حرکتها صورت میگیرد؟ علت آن چیست ؟ آنها واقعا الان نگران حال ملت ایران شده اند؟ درحالیکه میگفتند تحریم فلج کننده و فشار حداکثری و از دادن یک پانسمان خودداری میکنند.
حرکتی که ملت ایران آغاز کرده است، در آستانه یک حرکت و هماوردی تمدنی است
در چه نقطه ای هستیم؟ چرا این حرکت اتفاق افتاده است؟ وقتی که به پشت خیمه دشمن برسید؛ دشمن، تزویر را در کار می آورد و وقتی که آن هم جواب نمی دهد، حرکت هایی را راه میاندازد که در تاریخ از آن به اسم غارات که جمع غارتهاست، یاد میشود. میگوید بروید و فقط این محیط را ناامن کنید، دوتا را اینجا بکش، چهارتا را اونجا بکش، ۵ تا را اینجا بزن.
این که این حرکتها را شروع میکند، یعنی چه؟ یعنی به جایی رسیده است که میداند به غیر از همین راهزنی دیگر گزینه ای ندارد. مجبور است که بزند و در برود، این نشانه دهنده چیست؟ نشانگر این است که شما در چه نقطه ای هستید؟ کسی که میگفت هیچکس نباید به ایران، سیم خاردار بدهد، امروز در نقطه ای هستید که بیان میکند که نگرانیم از ایران سلاح پیشرفته صادر بشود. خب این در چه نقطه ای است؟ برای او خیلی خوب است که این نقطه را صفر کنید. حافظه تاریخی کنار گذاشته شود.
حالا آن نگاه به آینده مهم است، دشمن میگوید که اگر چهل سال این موانع بر سر راه گذاشتم که ایران پیشرفت نکند اما پیشرفت کرد، به گونهای که سیمخاردار ندادم ولی امروز نگرانم که او فلان سلاح پیشرفته را صادر نکند. اولین فشارها را بر روی صنعت هستهای گذاشتند، اما ایران جزو یازده کشوری شد که چرخه سوخت هستهای را کامل دارد.
وقتی که دشمن همه این موانع را گذاشت، ما توانستیم این پیشرفت را داشته باشیم، حالا اگر این گزینه ها از روی میز رفت کنار، نه اینکه او بر دارد، یعنی اینکه گزینه قابل دیگری ندارد و این یعنی، این حرکت در آستانه یک حرکت تمدنیست. شتاب گیری سیر پیشرفتی است که دارد. خب وقتی که با موانع توانسته است این طور پیش برود، حالا که این موانع بیخاصیت شده است و بیاثر شده است، یعنی شما دارید یک حرکت جدی را دنبال میکنید. او آنجا باید چه کار کند و نگرانیش چیست؟ نگرانی دشمن این است که همین ملت، برای رفع این زخم ها ،برای التیام این زخم ها خودش حرکت کند، یعنی یک هماوردی تمدنی شکل می گیرد.
آیا کسی که چهل سال علیه یک ملت جنگ و ترور و تحریم را تا همین امروز دنبال کرده، میتواند شعار زندگی بدهد و طرفدار زندگی شود؟
باید حرکت های خیلی جدی را شروع و نسبت به آن قیام کنیم. باید الگویی شویم که می تواند تکثیر شود
صدها هزار نفر از این ملت را به خاک و خون کشیده و تحریم کرده است، از ابتدایی ترین چیزها که خود او بیان میکند اگر دستش برسد، محروم میکند. حالا شعار زندگی و آزادی میدهد؟ کسی که سختترین استبدادها را به این کشور تحمیل کرده و می کند و جریانی که همین امروز شما میبینید وقتی که در یک صفحه اینستاگرام، عکس یک اسطوره ملی را که می گذارید، حذف میکند، این شعار آزادی میدهد؟ کسی که یک شکلاتی تعارف می کند را با استبداد و دیکتاتوری میگوید بیخود این کار را کردی. باید بروی پس بگیری! این شعار آزادی میدهد؟ این شده شعار زن و آزادی؟! آیا آنها می توانند امروز مدعی کرامت، حقوق و منافع زن باشند؟ کسانی که رفتار هایی که با زن داشتند، آنقدر غلط بوده و به بن بست رسیده که صدای خودشان هم درآمده است. کتابی را خود آمریکاییها به نام «امپراطوری توهم» نوشتهاند که یک فصل آن مربوط به توهم همین امور مربوط به زنان است، ببینید چه کارنامه را ارائه می دهد، ببینید چه شرایطی و چه نگاهی به زن دارد.
او احساس می کند یک الگویی دارد شکل میگیرد که این الگو دارد او را به چالش می کشاند. یک الگویی دارد شکل میگیرد که در این عرصهها حرف دارد. اینکه از نخست وزیر استرالیا تا کانادا، اینکه از رییسجمهور فرانسه تا آمریکا، اینها همه جمع می شوند، چه چیزی آنها را انقدر نگران کرده؟ دفاع از ملت ایران؟ کسانی که سابقه آنها در عرصههای مختلف علیه ملت ایران است. اینجاست آن سوال مهم که در چه نقطه هستیم؟ تحولات محیطی و سیر زمانی چیست؟ نقطه را نمیشود همینطور انتزاعی دید که فقط بگوییم همین نقطه را ببینیم. چه بود و چه شد؟ اگر ادعای همچنین هماوردی داریم، آن موقع دیگر از ما انتظار خیلی ضعف ها و خیلی از مشکلات نیست. باید حرکت های خیلی جدی را شروع و نسبت به آن قیام کنیم. باید الگویی شویم که می تواند تکثیر شود.
گزارش خبری پرسش و پاسخ دانشجویی، متعاقبا منتشر خواهد شد.
