حضور دکتر جلیلی در روستای عشقآباد در جمع روستاییان و تعدادی از اعضای باشگاه کشاورزان جوان روستاهای سراسر کشور با واکنشهای گسترده و متنوعی روبهرو شده است.
صادق فرامرزی نوشت: این دو عکس را احتمالا میخرم، سایز اصلی، با کیفیت، روی یک شاسی چاپ میکنم و گوشه اتاقم میزنم… قاب اعجاب انگیزی است، سرشار از زندگی، سرشار از مقاومت، سرشار از عقلانیت… برایکسی که چندغازی درس سیاست خوانده و آرمانش دستهای پینهبسته بوده یافتن چنین قابی سخت و دشوار است… گویی میگوید ناکجاآباد هم یافتنی است، مبارزه کن، مقاومت کن، آگاهی ببخش، روزی میابی، شاید چند ثانیه قبل از مرگ!
.
[قاب۱۴۰۰]

علی فرخنده نوشت: در توصیف این عکس چیزی جز سکوت حق مطلب را ادا نمیکند. فقط دوست داشتم در صفحه شخصیام، این عکس از انتخابات ۱۴۰۰ برایم به یادگار بماند. جلیلی برایم یک نماد است، یک نماد واقعی از جنس باکری و دیالمه. او چه رأی بیاورد و چه رأی نیاورد نقطه عطفیست در فرهنگ سیاسی کشور.
پ. ن: از پایین هم میتوان به مردم نگریست…
سیدمیثم میرتاجالدینی نوشت: تاریخ یک چنین قابی از یک سیاستمدار ارشد، به ما نسلِ خمینیندیده بدهکار بود.

کاربر دیگری نوشت: برای نسلی که #رجایی و #باهنر را ندیده، این قاب صرفا یک تصویر جذاب نیست؛ سند محکم زنده بودن روح انقلابیگری در میان مسئولین جمهوری اسلامی و حضور رجاییها در عرصه سیاست و حکومت است.
.
بیهنران را بگو، گنج هنر زان ماست
گرچه ز ملک هنر، باهنری میرود
راه رجاء بسته نیست، گرچه رجایی برفت
ریشه به جا باد اگر برگ و بری میرود…
بماند به یادگار…
زهرا خدایی نوشت: سلام آقای جلیلی
امروز بارها به این عکس نگاه کردم و ناخواسته لبخند زدم
به دفعات کنارش بغض کردم
دوست دارم عکس چاپ کنم و نگهش دارم بعدها که پیر شدم شدم، نشستم کنار بچه هام و ازم در مورد خاطراتم بپرسن
از اینکه تو روزهای زندگی کردم که شما هم بودی با افتخار حرف بزنم، وقتی از من در مورد آرمانهایی که داشتم بپرسند برم
این عکس از لا به لای عکس هام در بیارم نشونشون بدم
بگم همه عقیدهای که من داشتم تو این عکس خلاصه شده.
ممنون که تصور ما از جامعه آرمانی امام خمینی رو بهمون نشون دادی. واسه ما دهه هفتادی ها…
حرف از این عکس زیاده، ولی ما به همین یکم بسنده میکنیم.
آرزو میکنم همیشه همینجوری بمونی آقای جلیلی: )
انتخابات ۱۴۰۰ بهانهای بود برای آشنایی بیشتر از قبل با شما بزرگ مرد
محمدرضا نوقابی نوشت: بماند به یادگار/ فقط تو را از نزدیکتر شناختیم/ وقتی همه تو را بایکوت کرده بودند/ و همه میدانستند تکلیفشان در قبال تو چیست/ برایم بت نبودی و نیستی/ نوشتن از تو برای امثال من سخت است/ چنان که همان برادرم هشت سال است کنارت مانده است برایش سخت است/ صراحت و صداقت در عین صمیمیت تو آدم را شیفته میکند/ همیشه رو بازی میکنی/ بدون دروغ/ بدون نفاق/ برای تو که میدانم شهید خواهی شد/ برای گفتن از تو هیچ وقت حرف کم نمیاوریم/ هیچ وقت/ برای تو که امامین انقلاب و سیاست ورزیشان را کپی کردی/ برای تو/ برای تو مرد بزرگ…

محمدرضا فتاحی نوشت: چقدر دلمون تنگ شده بود واسه یه مسئول اینجوری
چقد نیاز داریم به یه نفری که احساس کنیم شبیه خودمونه
از خودمونه
از جنس مردمه
خدایا شکرت که روزنههای امید رو بهمون برگردوندی
تو اوج نامیدی
بماند به یادگار
بامداد جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰
مهدی ناجی راد نوشت: این عکس خلاصه چیزی هست که ما از مدیران کشور انتظار داریم
مدیریت در میدان
هم صحبتی با اولین خط اجرایی
جهادی و بدون هیچ تکلف
و از همه جذابتر زاویه و حالت اشاره مرد کشاورز به یه مدیر ارشد

شایان دنیادیده نوشت:
اشکال از تو نیست حاج سعید
ماهم عادت کردهایم به اینکه مسئولمان ماشین خوب سوار شود، خانهاش بالای همت باشد، مردم برایش در حد «خودت بمال» باشد و اصلا نداند متروی ساعت شش عصر در گرمای ماه رمضان یعنی چه؟!
.
اینکه سیاستمداری بدون تشریفات و محافظ و دوربین فایو دی و جمعیت و کیف کش در بین چند روستایی حاضر شود برای ما آلرژی زا شده است حاج سعید آقا!
.
آره خلاصه به لباس خاک و خولی و ماشین تیپا آلرژی پیدا کردهایم؛ کهیر میزنیم: )

محمدعلی صائب نوشت: یک در برابر یک، بالا به پایین…
آنجا کجاست؟ نمیدانیم…
آن مرد روستایی کیست؟ نمیدانیم…
چه میگوید؟ نمیدانیم…
هر چه هست از شبیهترین صحنهها به گفتار حضرت امام است.
#میزانسن_پاسخگویی

محمدرضا شهبازی نوشت: چند ساعته که منتظرم چیز درست و درمونی به ذهنم برسه تا برای این تصاویر بنویسم و پستش کنم.
اما نشد… نرسید.
حتی شرح بغضی که گلوم رو گرفته رو هم نمینویسم. حتی دعا برای شهادت این مرد رو هم…
فقط خواستم این تصاویر اینجا باشه و از انتخابات هزار و چهارصد برام بمونه به یادگار…
همین.

