در اولین بخش از برنامه «راه و چاره» به موضوع صنعت نفت و گاز میپردازیم. همانطور که میدانید صنعت نفت و گاز یکی از مهمترین مزایای نسبی کشور ماست. طی سالهای اخیر کشور با تهدیدی به نام تحریم چه در سطوح بالادستی و چه در سطوح پایین دستی مثل بنزین مواجه شده است، اما احداث پالایشگاه ستاره خلیجفارس توانست این تحریمها را شکست بدهد و نه تنها کشور را در تولید بنزین خودکفا کند، بلکه امروز به صادرکننده بنزین تبدیل شدهایم.
مهندس دوستی در این گفتگو خاطرنشان کرد:
- ناچار بودیم آن را به صورت خام بفروشیم. از طرفی با این موضوع مواجه بودیم که ما واردکننده بنزین بودیم. با وجودی که کشور ما در مجموع نفت و گاز بالاترین ذخایر هیدروکربنی را در دنیا دارد، ولی واردکننده یک فرآورده هیدروکربنی بودیم. پالایشگاه ستاره خلیجفارس این وسط ایستاده است و میعانات گازی تولیدی در پارس جنوبی را که مجبور بودیم خام بفروشیم، میگیرد و تبدیل به محصولات با ارزش افزوده بیشتر میکن.
- این طرح از نظر عمق داخلیسازی در اجرا صد در صد داخلی بود. بیش از 67 درصد مهندسی و بیش از 70 درصد کارها داخلی بود. در مجموع این پروژه با مجموع 80 درصد داخلیسازی ایرانیترین پالایشگاه کشور است.
- کشور باید به سمت تکمیل زنجیره ارزش حرکت کند و در واقع از سوختمحوری به سودمحوری یا ارزشمحوری حرکت کند. از اینرو به سمت پتروپالایشگاه حرکت کردیم.
- در مواد اولیه بعضی از کالاها مثل کالاهای صنعت نساجی، مبل، صندلی و قطعات خودرو واردکننده هستیم. همچنین در کودهای فسفاته واردکنندهایم. هدف اصلی تکمیل این زنجیره است. باید اینها را تولید کنیم و به کالای نهایی برسانیم.
- هنر ما این است که خوشههای صنعتی متناظر یعنی کارخانههایی را که لوله، کمپرسور و کابل برق تولید میکنند شکل بدهیم و اینها کنار طرحهایمان شکل بگیرند. اگر در یک طرح ساخت پتروپالایشی 10 هزار نفر به صورت مستقیم شاغل شوند، در بخش کالایی این طرح بالای 150 هزار نفر شاغل خواهند شد.
- به نظر من الان شرکتهای دانشبنیان ما در فضایی مجازی زیست میکنند. باید اینها را به فضای حقیقی آورد. درست است که این شرکتها کالا تولید میکنند، ولی هنر این است که به اینها نقش داد. باید برایشان سناریو نوشت و تقسیم نقش کرد و آنها را کارگردانی کرد.
- سیاستگذاری توسعه صنعتی ما اصلیترین عامل در دادن نقش به جوانان و به کارگیری آنان است. در این سیاستگذاری باید برای نسل جوان و نخبگان کشور نقش تعریف کنیم.
- فرض کنید صحنه فیلمبرداری یک فیلم است و شما را برای بازیگری دعوت کردهاند و به آنجا میروید و دو ساعتی مینشینید و بعد به شما میگویند برای شما نقشی نداریم. در این صورت خسته میشوید و کنار میکشید.
مشروح این گفتگو را بخوانید:
در خدمت مهندس مهدی دوستی، مجری طرح احداث پالایشگاه ستاره خلیجفارس بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی جهان هستیم. از بحث تهدید به تحریم بنزین شروع میکنم که در دهه 80 اتفاق افتاد. چه شد کشور به این فکر افتاد برای جلوگیری از این تهدید پالایشگاه ستاره خلیجفارس را احداث کند؟ توضیحی از روند احداث این پالایشگاه بدهید.
از ماده اولیهای که بنزین از آن تولید میشود شروع میکنم. همراه با گازی که از چاههای گازی در پارس جنوبی استخراج میکنیم مادهای به نام میعانات گازی یا (Condensate)نیز استخراج میکنیم. این ماده را باید میفروختیم، زیرا ظرفیت ایجاد ارزش افزوده و تبدیل آن را نداشتیم و ناچار بودیم آن را به صورت خام بفروشیم. از طرفی با این موضوع مواجه بودیم که ما واردکننده بنزین بودیم. با وجودی که کشور ما در مجموع نفت و گاز بالاترین ذخایر هیدروکربنی را در دنیا دارد، ولی واردکننده یک فرآورده هیدروکربنی بودیم. پالایشگاه ستاره خلیجفارس این وسط ایستاده است و میعانات گازی تولیدی در پارس جنوبی را که مجبور بودیم خام بفروشیم، میگیرد و تبدیل به محصولات با ارزش افزوده بیشتر میکند که اصلیترینشان بنزین است که در طراحی آن میزان تولید بنزین در روز 36 میلیون لیتر در نظر گرفته شده است. گازوئیل، سوخت جت و گاز مایع از دیگر فرآوردههای این پالایشگاه هستند.
شما مجری طرح احداث پالایشگاه ستاره خلیجفارس بودید. روند احداث چگونه شروع شد و نحوه حضور پیمانکارهای خارجی و داخلی چگونه بود؟ این پالایشگاه از چه عواقبی پیشگیری کرد؟
جا دارد از همه همکارانی که در این طرح حضور داشتند تشکر کنیم، چون این پروژه در این سطح ارکان مختلفی از بخش کارفرمایی گرفته تا بخش مشاوره و اجرایی دارد. همه دست به دست هم دادند و من به نمایندگی از آنها به عنوان کوچکترین عضو در خدمتتان هستم. این طرح از نظر عمق داخلیسازی در اجرا صد در صد داخلی بود. بیش از 67 درصد مهندسی و بیش از 70 درصد کارها داخلی بود. در مجموع این پروژه با مجموع 80 درصد داخلیسازی ایرانیترین پالایشگاه کشور است.
بعد از تهدید به تحریمی که در ابتدای تحریمها با آن مواجه شدیم، شرکتهای خارجی که مجری طرح بودند کار را رها کردند و رفتند. آنها واقعاً رها کردند و رفتند، چون وقتی جایی را ترک میکنید باید کار را به انضباطی برسانید. آنها مدارک را در یک سطحی تحویل دادند و رفتند. مهندسان جوانی که در بخشهای مختلف بودند، بهویژه بخش مهندسی سازماندهی شدند و ادامه کار را به عهده گرفتند و باعث شدند در بخش مهندسی چالشی برای کشور ایجاد نشود.
این پالایشگاه چه محصولاتی تولید میکند؟
علاوه بر بنزین گازوئیل، سوخت جت، گاز مایع و دو محصول جانبی هیدروژن و گوگرد تولید میکند.
آیا همه این محصولات صادر میشوند؟
میدانم بنزین و گازوئیل را صادر میکنیم. متولی جمعبندی آمار و اطلاعات دقیق در این زمینه وزارت نفت و پالایش و پخش آن است، ولی آنچه که از آمار بیرونی میبینید کشور خودکفاست.
درباره زنجیره ارزش آن هم توضیحاتی بفرمایید.
ما در پالایشگاه ستاره خلیجفارس سوختمحور حرکت کردیم. در گام بعدی کشور باید به سمت تکمیل زنجیره ارزش حرکت کند و در واقع از سوختمحوری به سودمحوری یا ارزشمحوری حرکت کند. از اینرو به سمت پتروپالایشگاه حرکت کردیم. پتروپالایشگاه جایی است که در آن علاوه بر تولید فرآوردههای سوختی میتوانید محصولات پتروشیمی هم تولید کنید. تولید محصولات پتروشیمی به شما این امکان را میدهد که نفت یا گاز تولیدی را به محصولات ساخته شده تبدیل کنید، مثل وسایلی که در این اتاق هست. از صنایع نساجی گرفته تا شویندهها، رنگ و قطعات خودرو. راهبرد اصلیمان باید به سمت تکمیل زنجیره ارزش و تکمیل مراحل و رسیدن به کالای نهایی باشد.
الان حدوداً چند پتروپالایشگاه در کشور داریم؟
الان دو پتروپالایشگاه در کشور شروع شده و هر دو در مجموعه قرارگاه خاتمالانبیاء هستند. رویکردی که اخیراً در قرارگاه برای زنجیره ارزش و تکمیل آن دنبال میشود منجر به دو طرح پتروپالایشی بزرگی شده است که یکی در آناهیتای کرمانشاه و دیگری در مهر خلیجفارس در بندرعباس در مجاورت پالایشگاه سابق ستاره است. این دو طرح اصلی هستند و محصولاتی که در اینها تولید خواهند شد شویندهها، مواد اولیه رنگ و چسب و پت (بطریهایی که مصرف میکنیم) و پت الیافی است.
در طرح دیگر یک مقدار به سمت دیگری حرکت کردیم. با وجود داشتن این حجم از ذخایر و زنجیرههای دیگر در حوزه معدنی در بخشی از کودهای فسفاته واردکننده هستیم. با آسیبشناسی این موضوع به این جمعبندی رسیدیم که باید نیاز کشور برطرف شود. الان داریم پارک کود و سم را در جنوب کشور طراحی میکنیم که باعث میشود کشور از واردات کود فسفاته هم بینیاز شود. علاوه بر آن بتواند به صادرکنندهای بزرگ تبدیل شود. این امر در راستای تکمیل زنجیره ارزش است.
سئوالی را جدا از بحث مسئولیتتان در پالایشگاه ستاره خلیجفارس میپرسم. به عنوان کارشناس ارشد حوزه صنایع پالایشی پاسخ بدهید. با تحریم فروش نفت با چالشی جدی در بودجه کشور و ارزآوری روبرو هستیم. آلترناتیو تحریم نفتی توسعه پتروپالایشگاه است. مصوبه مجلس شورای اسلامی در تیر ماه سال 1398 در خصوص ضرورت توسعه پتروپالایشگاه است. این گزاره مطرح میشود که حتی میتوانیم بهجای فروش نفت خام، این محصول را از سایر کشورهای تولیدکننده نفت خلیجفارس بخریم. در این باره توضیحی بدهید.
یک بخش از هر پتروپالایشگاه تولید فرآوردههای سوختی است که علاوه بر ارزش افزوده میتواند در منطقه برای ما نفوذ سیاسی هم به وجود بیاورد. اصل هدف این است که بتوانیم زنجیرههای تولید کالای نهایی را تکمیل کنیم. در مواد اولیه بعضی از کالاها مثل کالاهای صنعت نساجی، مبل، صندلی و قطعات خودرو واردکننده هستیم. همچنین در کودهای فسفاته واردکنندهایم. هدف اصلی تکمیل این زنجیره است. باید اینها را تولید کنیم و به کالای نهایی برسانیم، چون اگر مثلاً به ازای هر حدود 1 میلیون و 800 هزار دلار در صنایع بالادست پتروشیمی و پالایشی یک شغل ایجاد میکنید، این رقم در پایین دست تقریباً 24 هزار دلار است. اگر دنبال اشتغال و ایجاد ارزش افزوده کالای نهایی هستیم حتماً باید به این سمت حرکت کنیم. ما در راهبرد توسعه پتروشیمی و چشماندازمان نگاه توناژی داریم و در افقهای مختلف در پتروشیمی و سطوح مختلف ارقامی چون 100، 120 یا 530 میلیون تنی هست. در این حالت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر حرکت میکنیم.
سئوال دیگر ما درباره قانون اخیر پیرامون جذب سرمایههای مردمی در پتروپالایشگاههاست. این سرمایهها در حد میلیارد دلار است. طبیعتا این هزینه زیادی برای کشور است. قانونهای مربوط به بخش مردمی جذب سرمایهها برای توسعه در پتروپالایشگاهها چگونه عملی میشود؟
برای توسعه کشور پارامتر اصلی را داشتن پول انباشته یا سرمایهای برای شروع کار میدانم، چون در این بازار بینالمللی دستیابی به تکنولوژی بهراحتی مقدور است و ما داریم این کار را تجربه میکنیم و هیچ به مشکل برنخوردیم، اما جمع کردن پولهای انباشته از بازار و مردم یک هنر است. شخصاً اعتقاد دارم جمهوری اسلامی ایران پارامترهای قدرت مثل نیروی انسانی، موقعیت سرزمینی، منابع انرژی و ثروتهای خدادادی معدنی را در اختیار دارد. باید بتوانیم اینها را به هم وصل کنیم و با کارگردانی صحیح و با اتصال این شبکه به همدیگر کشور را به مرحله تمدنسازی برسانیم. در گام دوم قرار نیست یکسری صندلی آماده باشد و بگویند مسنترها و پیرها بلند شوند و جوانها بنشینند. قرار است در گام دوم اتفاقی را رقم بزنیم و با وصل کردن اینها به همدیگر کشور را به سمت جلو ببریم و جهش دومی داشته باشیم، چون این گام، گام پیشبرنده است.
در حوزه تخصصی بیشتر دنبال تربیت کردن مهندس هستیم. شاید الان که به حقوقدان در عرصه قراردادهای بینالمللی نفتی و متخصصین جذب سرمایه و متخصصین توسعه نیاز داریم به متخصصان فنی آن بخش نیاز نداشته باشیم، چون اینها هستند که با مدلسازی ما را به اینجا میرسانند.
طرح پتروپالایشی که فرمودید طرح بسیار مطلوب و خوبی است و در کشور پیشبرنده خواهد شد. اخیراً اصلاحیهای به قانون زدهاند. فکر میکنم با مجموعه اتفاقاتی که میافتد قطعاً میتوان این را پوشش داد. قرار نیست فقط یک پالایشگاه بسازیم. هنر ما این است که خوشههای صنعتی متناظر یعنی کارخانههایی را که لوله، کمپرسور و کابل برق تولید میکنند شکل بدهیم و اینها کنار طرحهایمان شکل بگیرند. اگر در یک طرح ساخت پتروپالایشی 10 هزار نفر به صورت مستقیم شاغل شوند، در بخش کالایی این طرح بالای 150 هزار نفر شاغل خواهند شد. هنر ما این است که این خوشههای صنعتی را ایجاد کنیم. اگر در گام اول طرحهای پتروپالایشی بتوانیم یکی دو طرح الگو را قرار بدهیم و همه داخلی شوند منابع ارزی کمتری نیاز داریم و میتوانیم با منابع ریالی پروژهها را پیش ببریم. قطعاً بخشی از منابع ارزی میماند، ولی این سمت در طرحهای اول و دوم شاید بخشهای بیشتری را تشکیل بدهد، ولی در (plant)های بعدی این سهم بهشدت کاهش خواهد یافت.
الان در این مسئله به لحاظ دانش فنی و همه آنچه که نیاز داریم چقدر لنگ خارجیها هستیم و چقدر نیاز به همت مسئولان داریم که این قضیه را فعال کنند و جهش تولید را در حوزه صنعت نفت و گاز رقم بزنند؟
من فکر میکنم بیشتر از همت مسئولان به مدل نیاز داریم. در حال حاضر داریم با افراد کشور داخلیسازی را جلو میبریم، چون هیچوقت تجهیز یا کالایی امتحان خودش را پس نداده است و مدیری میگوید این کالای جمهوری اسلامی است و نهایتاً آبرو میرود و بالاتر از این نیست و این را میپذیرد. در 42 سالگی جمهوری اسلامی ایران و در مرحله بلوغ این کشور باید در شأن 42 سالگی آن رفتار کنیم. به نظر من باید ساختارهای بیمهای متناسب را ایجاد کنیم تا بتوانیم همه کشور را کنار هم قرار بدهیم و ریسک استفاده از کالاهای ایرانی را بپذیریم. مثلاً در حفاری چاههای نفت در یک نوع لوله جریانی واردکننده هستیم. شرکتهای مختلف ایرانی ادعا میکنند که این نوع لوله را تولید میکنند. همینطور به سر متههای حفاری نیاز داریم و باید تولیدمان بالا برود تا به هشت میلیون یا عددهای بیشتری که هدفگذاری شدهاند برسیم. در اینجا فرد است که ریسک میکند. باید مدل طراحی کنیم که شرکتهای بیمه، دولتها، کارفرمایان و پیمانکاران همگی پای کار بیایند. چرا یک کالای ایرانی در چاه ما استفاده نمیشود یا با اکراه از آن استفاده میشود؟ زیرا یک فرد باید این ریسک را بپذیرد، اما اگر مدلی طراحی کنیم که بیمههای کشور را پای کار بیاوریم تا ریسک لازم را بپذیرند و اگر راندمان لازم را نگرفتیم بیمه آن را جبران کند، از کالای ایرانی استفاده میشود. با تعریف کردن این مدلها امکان چنین کاری فراهم میشود. الان داریم پذیرش ریسکهایمان را محدود به دوره تحریم میکنیم. یعنی چون تحریم هست ما این کار را میکنیم.
به نظر من در کشور تهیه این مدل خیلی مهمتر از این است که بر اساس تک ستارههایمان جلو برویم.
چگونه؟ قدری در این باره توضیح دهید.
عرض کردم یکی از اینها بیمهها هستند که تضمین کنند فلان قطعه ایرانی معادل اینقدر قطعه خارجی میتواند کار انجام دهد. اتفاق مهمی که در این راستا میافتد این است که وقتی بیمهها این کار را بکنند و مجبور شوند تضمین کنند کیفیت تولیدات بهشدت افزایش خواهد یافت، چون نظارت صرفاً توسط یک کارشناس حقوق بگیر انجام نمیشود و این کار توسط یک سازمان انجام میشود. اگر دقت لازم صورت نگیرد و کالا با کیفیت لازم تولید نشود، تولیدکننده ناچار میشود بعداً به خاطر عدم نظارت دقیق بر ساخت یک قطعه به شرکتها خسارت بپردازد.
به نظر من الان شرکتهای دانشبنیان ما در فضایی مجازی زیست میکنند. باید اینها را به فضای حقیقی آورد. درست است که این شرکتها کالا تولید میکنند، ولی هنر این است که به اینها نقش داد. باید برایشان سناریو نوشت و تقسیم نقش کرد و آنها را کارگردانی کرد. مثالی عرض میکنم. در یکی از ابر پروژههایی که اجرا کردیم تقریباً حدود 2 میلیارد یورو تأمین کالا داشتیم. 600 میلیون یوروی آن واردات بود. خیلی خوشحال بودیم که توانستیم 70 درصد داخلیسازی کنیم، ولی وقتی ذیل آن را نگاه میکنیم درمییابیم متأسفانه در همان 1 میلیارد و 400 میلیون یورویی که داخلیسازی کردهایم بخشی از صنایع ایرانی آن کالاها را وارد کردند و (MADE IN IRAN) زدند.
اینجاست که میتوانیم به شرکتهای دانشبنیان نقش بدهیم. کاری که در مجموعه خاتم انجام میدهیم این است که برای تولیدکنندگان داخلی شرط گذاشتیم که حتماً تفاهمنامه ساخت داخلشان را بیاورند. یعنی اگر قرار است تولیدکننده داخلی پمپی بسازد که قسمتهای مختلفی دارد، پمپساز ایرانی که در مناقصه شرکت کرده است باید بگوید میخواهد الکتروموتورش را از کدام شرکت ایرانی بگیرد. ممکن است پیشپرداختش را منوط به ارائه قراردادش کند. در اینجا تبدیل به قطعات خرد و کوچک میشود و شرکتهای دانشبنیان میتوانند خیلی کمک کنند.
الگوی جالبی است. به سفر دکتر جلیلی به پالایشگاه ستاره خلیجفارس در بندرعباس اشاره میکنم. در آنجا مطرح کردند میانگین سنی مهندسان آن پالایشگاه حدود 30، 31 سال بوده است. چند سالتان است و چه سختیهایی کشیدید؟ شما جوانی هستید که در همین کشور تحصیل کردید و به همراه همکارانتان بزرگترین پالایشگاه میعانات گازی دنیا را ساختهاید. خیلی از مخاطبان ما جوانان تحصیلکرده و کارشناسان حوزههای خودشان هستند و در اخبار و رسانهها با موضوع چگونگی روشن شدن مسیر کشور بهگونهای که در شأن ملت باشد و اینکه چگونه میتوان کشور را پیش برد، با چالشهای مختلفی مواجه میشوند.. درباره جوان بودن و اینکه جوانان میتوانند چه نقشی ایفا کنند، توضیحی بدهید.
از آن سفر یادی میکنم که دکتر جلیلی در آن سفر دستشان شکسته بود.سفر پربرکتی بود. انشاءالله هر جا هستند سلامت باشند. میانگین سنی که ذکر کردید یکی از افتخارات طرح پالایشگاه ستاره خلیجفارس است. در بقیه جاهای کشور قصه همین است و باز هم موتور حرکت طرحهای صنعتی و اقتصادی کشور جوانان هستند. تعداد زیادی پروژه در بخشهای مختلف داریم که جوانان در آن فعالند. به نظر من باید میدان بیشتری به جوانها داد، چون تحول و پذیرش ریسک روحیه یک جوان را میطلبد. انشاءالله کشور به آن سمت حرکت کند.
در خصوص مردم باید بگویم همه چیز مردم است. فرمایشی از حضرت آقا در ذهنم است. به نظرم این فرمایش قدری مغفول مانده است. سعی میکنم کلمات درستی را به کار ببرم. مقام معظم رهبری میفرمایند مردم ایران از دل آرزوهای فروخفته خود جمهوری اسلامی را عرضه کردند. یعنی مردم آرزوهایی داشتند و گفتند تمامی آرزوهای ما جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی را علم کنیم تا بتوانیم آرزوهای فروخفتهمان را محقق کنیم. پس این کارمان را خیلی سنگین میکند. وظیفه هر کسی که در گوشهای از این کشور است این است که آرزوهای مردم را محقق کند. نباید در دل مردم ایران آرزویی بماند. مثلاً در فلان جا فلان برج را زدهاند یا در فلان جا خدمات شهری به این صورت است. باید در شأن مردممان رفتار کنیم. کار خیلی سختی هم هست، چون شأن این ملت بالاست. این ملت 200 هزار شهید و 17 هزار شهید ترور داده است. هر اتفاق که میافتد پای کار انقلاب هستند. در شهادت حاج قاسم سلیمانی دیدید که چه تشییع گستردهای توسط مردممان انجام شد. همچنین در اتفاقات اخیر و واکنشهایی که نسبت به آنها بروز کرد شاهد کشور واحد و پیوسته جمهوری اسلامی بودیم که همه یکپارچه واکنش نشان دادند.
در خصوص نقش دادن اصل این است که راهبرد توسعه صنعتیمان را درست کنیم. اگر راهبرد توسعه صنعتی را بر اساس خامفروشی قرار بدهیم و بر این اساس حرکت کنیم جایی برای ایفای نقش نیروی انسانی و جوان تحصیلکرده باقی نمیماند. وقتی بخواهیم نفت را خام بفروشیم جوان تحصیلکرده این وسط نقشی نخواهد داشت. خدا ثروتی داده است و گروهی نفت را در میآورند، گروهی آن را سوار کشتی میکنند و گروهی هم پولش را میگیرند. مشکل اینجاست که در این شرایط جوانان نقش کمتری ایفا میکنند. در مورد معدن هم همینطور است. مثلاً سنگ آهن را به صورت خام از معدن استخراج میکنیم و سوار کشتی میکنیم و به هند میفرستیم.
سیاستگذاری توسعه صنعتی ما اصلیترین عامل در دادن نقش به جوانان و به کارگیری آنان است. در این سیاستگذاری باید برای نسل جوان و نخبگان کشور نقش تعریف کنیم. فرض کنید صحنه فیلمبرداری یک فیلم است و شما را برای بازیگری دعوت کردهاند و به آنجا میروید و دو ساعتی مینشینید و بعد به شما میگویند برای شما نقشی نداریم. در این صورت خسته میشوید و کنار میکشید.
اصل این است که باید برای اینها سناریویی نوشت و در راهبردهای توسعهمان حتماً به جوانان نقش داد. این اصلیترین کاری است که هم به کشور و هم به حرکت ما به سمت تحقق اهدافمان کمک بیشتری خواهد کرد. این جزء کارهایی است که باید تصمیم بگیریم. بزرگترین آسیب در این حوزه و حوزههای دیگر تصمیم است. تصمیمات ما پخش شدهاند و چند وقتی است تصمیمات قاطعی نمیگیریم. لازم است تصمیمات قاطعی بگیریم.
در خصوص مزیتهای نسبی مطلبی میگویم. در کشور ما مزیتی وجود دارد، مثلاً عربستان سعودی نفت دارد، شیلی معدن دارد و.... زنجیرههای ترکیبی شیمی ـ معدنی کمک زیادی به ما خواهد کرد. اقتصاد حمل اقتصاد خیلی مهمی است و میتواند سود و زیان پروژهها را تحت تأثیر قرار دهد. ما در کشور همزمان نفت، گاز و میعانات گازی و معادن گسترده مس و آهن داریم و ترکیب اینها میتوانند خیلی کمک کنند. در مورد کود که عرض کردم یکی از مواردی است که میتوان برای آن با زنجیره ترکیبی حرکت کرد. بعضاً این زنجیرههای ترکیبی سهگانه شدهاند، یعنی ترکیب معدن، صنعت نفت و کشاورزی. اینها در صنعت رنگ خیلی به ما کمک خواهند کرد. باید به سمت زنجیرههای ترکیبی حرکت کنیم. در راهبرد توسعه صنعتی کشور در سه صنعت نفت و گاز و شیمی، معدن و کشاورزی مزیت نسبی داریم و میتوانیم اینها را به عنوان محور قرار دهیم و ذیل آنها خوشههای صنعتی و روابط خانگیمان را شکل بدهیم. به نظر من همین یکی از مزیتهای اصلی کشور است.
در پایان چنانچه صحبتی دارید بفرمایید.
تشکر میکنم. امیدوارم همه در کنار همدیگر دست در دست هم برای ساختن ایران مستقل و پیشرفته گام برداریم. انشاءالله هر کاری که میتوانیم انجام دهیم تا این ملت روز به روز ثروتمندتر و آرامتر شود و در آسایش بیشتری قرار بگیرد.
