mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left دیگران mdi-chevron-double-left وحدت همۀ نامزدهای انتخابات 92، به جز یک نفر بازگشت

دربارۀ یک تصمیم

وحدت همۀ نامزدهای انتخابات 92، به جز یک نفر

مدت زمان تقریبی مطالعه:4 دقیقه و 25 ثانیه
mdi-calendar12 اسفند 1398 - 09:17
mdi-eye 103
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب

محسن شمسی | سال ۹۲ مقطعی سرنوشت‌ساز برای کشور و انقلاب بود. مقطعی که شاید می‌توان آن را از این جهت که همۀ نامزدها در تلاش بودند میان خود و آرمان‌های اولیۀ انقلاب مرزبندی آشکاری به نمایش بگذارند با انتخابات ۸۴ نیز مقایسه کرد.

در انتخابات ۸۴ نیز تقریباً برداشت تمامی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری جز محمود احمدی‌نژاد این بود که شعارهای کانونی انقلاب همچون عدالت، ساده زیستی، حمایت از مستضعفین، مبارزه با استکبار و... در میان مردم رنگ باخته و بنابراین هرکدام با ژست‌ها و شعارهای ناهمخوان با آرمان‌های انقلاب قدم به میدان رقابت‌ها گذاشته بودند. معین از مخالفت با حکم حکومتی می‌گفت، هاشمی ۲۰۰۵ با ارائه تصویری دگرگون شده حرف‌های نویی میزد، لاریجانی با شعار هوای پاک به میدان آمده بود و قالیباف نیز سعی می‌کرد سبقۀ نظامی‌گری‌اش را تا آنجا که می‌تواند بپوشاند و با تبلیغات گسترده و پرهزینه چهره‌ای دموکرات از دوران حضورش در نیروی انتظامی تصویر کند، اما از سوی دیگر محمود احمدی‌نژاد و تا حدودی مهدی کروبی حضور داشتند که با شعارهای اصولی انقلاب به میدان رقابت‌ها قدم گذاشته بودند. در چنین شرایطی بود که محمود احمدی‌نژاد توانست با سر دست گرفتن شعار عدالت به عنوان آرمان انقلاب اسلامی سال ۵۷، پیروزی نهایی انتخابات آن سال لقب گیرد.

اما انتخابات سال ۹۲ در حالی برگزار می‌شد که مشکلات ناشی از تحریم‌های خارجی و همچنین اشتباهات مدیریتی فاحش محمود احمدی‌نژاد در مقام ریاست جمهوری عرصه را بیش از پیش بر زندگی مردم تنگ کرده و فشارهای فراوانی را بر زندگی آن‌ها وارد آورده بود. بنابراین برخلاف تجربۀ سال ۸۴ که نتایج انتخابات در نهایت نشان داد تصور نامزدهای هر دو جریان اصلی کشور از آنچه درون جامعه در جریان است تصور اشتباهی است، متأسفانه نوع عملکرد آقای احمدی‌نژاد در سال‌های پایانی ریاست جمهوری باعث شده بود شعار محوری عدالت در انتخابات سال ۹۲ جایگاه و اعتبار خود را در میان عامه مردم از دست بدهد. از همین رو بود که همه نامزدهای حاضر جز سعید جلیلی عدالت را تنها در سایه توسعه ممکن می‌دانستند و آقایان قالیباف و روحانی صراحتاً عدالت‌محوری بدون توسعه‌یافتگی در مدل غربی‌اش را توزیع فقر قلمداد می‌کردند.

نگاه نامزدهای حاضر در انتخابات ۹۲ به سیاست خارجی از آن هم فاجعه بارتر بود تا جایی که از ولایتی و محسن رضایی تا محمدرضا عارف و حسن روحانی به انتقاد تند از سیاست‌های هسته‌ای ۸ ساله نظام پرداختند و قالیباف نیز معتقد بود سیاست خارجی ایران باید به گونه‌ای دنبال شود که قدرت هژمون را به چالش نکشد.

نگاه نامزدهای حاضر در انتخابات ۹۲ به سیاست خارجی از آن هم فاجعه بارتر بود تا جایی که از ولایتی و محسن رضایی تا محمدرضا عارف و حسن روحانی به انتقاد تند از سیاست‌های هسته‌ای ۸ ساله نظام پرداختند و قالیباف نیز معتقد بود سیاست خارجی ایران باید به گونه‌ای دنبال شود که قدرت هژمون را به چالش نکشد

در یک چنین شرایطی اما سعید جلیلی با درک موقعیت حساس ایجاد شده برای کشور و انقلاب، تکلیف‌مدارانه وارد عرصۀ انتخابات شد و هرچند نتیجۀ انتخابات در پایان بر اساس آنچه دلخواه جبهه انقلاب بود رقم نخورد، اما تکرار مواضع اصولی انقلاب اسلامی و دفاع از آرمان‌های آن از سوی سعید جلیلی باعث شد شعارهای محوری انقلاب از جمله عدالتخواهی و استکبارستیزی همچنان در نقطۀ کانونی معادلات نظام جایگاه خود را بعنوان یک دیدگاه قابل دفاع حفظ کند. اصولگرایانی که در مناظرات ۹۲ و نیز جریان برجام مواضع غیرانقلابی گرفتند، این روزها در پی تصحیح دیدگاه‌های خود برآمده‌اند این چنین بود که در شرایطی که همۀ سیاسیون از جناح‌های مختلف درون حاکمیت در سال ۹۲ بر حذف شعارهای اولیۀ انقلاب متفق شده بودند، اما به برکت دفاع صریح جلیلی از آن آرمان‌ها، امروز شاهد آن هستیم که جریان انقلابی با افتخار از ایستادگی و مقاومت بر سر اصول اساسی انقلاب سخن بگوید و نه تنها از انزوای پیش‌گفته خارج شده بلکه توانسته است خود را به عنوان جایگزینی معقول، منطقی و قابل دفاع در برابر گفتمان غربگرای داخلی مطرح کند؛ تا جایی که رقبای اصولگرای سعید جلیلی که در جریان مناظرات سال ۹۲ و همچنین در دوران تصویب برجام مواضع متفاوتی از جبهۀ انقلاب اتخاذ می‌کردند این روزها در پی تصحیح دیدگاه‌های خود برآمده‌اند.

اما متأسفانه امروز با افراد و جریان‌هایی در میدان اصولگرایی مواجهیم که با نادیده گرفتن دستاوردهای حضور سعید جلیلی در انتخابات سال ۹۲، در تلاش است علاوه بر آنکه جلیلی را به عنوان مقصر شکست سال ۹۲ جریان اصولگرا معرفی کند، در پی آن است تا ضمن رقیب‌تراشی و معرفی آلترناتیوهایی بدلی برای سعید جلیلی، به انحرافات عقیدتی به وجود آمده درون جریان انقلاب نیز بیش از پیش ضریب بدهد. انحرافاتی که الگوی توسعه‌اش را از غرب گرفته، هوادار برجام و تعامل با غرب است و در داخل نیز با شعار کارآمدی و مدیریت جهادی و در مقابل به‌کارگیری روش مدیریتی تکنوکراتیک، در پی آن است تا جز پوستینی از انقلاب چیزی از آن باقی نگذارد. اما سعید جلیلی در این مدت به جای پرداختن به مباحث حاشیه‌ای، توجه خود را تنها به پیشبرد برنامه‌ها و ارائۀ سازوکارها و راه‌حل‌هایی معطوف کرده که هم می‌تواند ایران را در نبرد اقتصادی کنونی با استکبار به پیروزی برساند، هم دستان جبهۀ انقلاب را از نظر کارآمدی و ارائۀ پاسخ‌ها و راه‌حل‌ها به مسائل امروز کشور پر کند و هم به جای نگاه توسعه‌محور بر نگاه عدالت‌محور استوار باشد. این فرصت را باید مغتنم شمرد و با تبلیغ بیش از پیش مرام و مسلک ایشان، زمینه را برای ریاست جمهوری سیاستمداری در تراز انقلاب اسلامی آماده کرد.

پایان
نویسنده: محسن شمسی
mdi-bookmarkدسته‌بندی: دیگران
mdi-tag-multipleبرچسب‌ها: گفتمان انقلاب انتخابات 84 انتخابات ۹۲
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصرافارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.