mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left دیگران mdi-chevron-double-left رابطه میان نگاه گفتمانی جلیلی با گفتمان قوی شدن رهبری بازگشت

صیرورت یک رأی سلبی بی‌پشتوانه به رأی ایجابی

رابطه میان نگاه گفتمانی جلیلی با گفتمان قوی شدن رهبری

...اما اگر بتوانیم رأی مردم را از یک رأی سلبی به رقیب به یک رأی ایجابی به جریان انقلاب بدل کنیم، ضمن آنکه می‌توانیم پشتوانۀ مردمی نظام و دولت برآمده از تفکر انقلابی را برای پیشبرد برنامه‌های آینده‌اش افزایش بدهیم، می‌توانیم با اثبات کارآمدی تفکر انقلابی در عرصه واقعی پیروزی جناح مؤمن انقلابی را برای سال‌ها در کشور تضمین کنیم.
مدت زمان تقریبی مطالعه:6 دقیقه و 29 ثانیه
mdi-calendar11 اسفند 1398 - 14:19
mdi-eye 235
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب

محسن شمسی | سال‌های ۹۲ و سپس ۹۴ دو رویداد مهم در کشور رخ داد که حاصل آن پیروزی طیف قائل به تعامل و مذاکره با غرب در انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن مجلس شورای اسلامی در ایران بود. مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ سیاستمداری را برگزیدند که از گذشته‌های دور نمایندۀ تفکر تعامل با غرب در حاکمیت شناخته می‌شد. اما این رأی یک پیام واضح برای نظام هم داشت. پیروزی آقای روحانی به معنای آن بود که مردم از مقاومت در برابر غرب ناامید شده‌اند و بنابراین بیش از این نمی‌توان در برابر فشار غرب مقاومت کرد. درواقع رأی مردم نه تنها رأی به گفتمان تعامل با غرب که در اصل مخالفت با گفتمان مقاومت و پیشرفت نیز بود. می‌توان این واقعیت را اینطور تبیین کرد که بیش و پیش از پیروزی گفتمان سازش، این گفتمان مقاومت بود که در عرصۀ اجتماعی شکست خورده بود. در چنین شرایطی نه تنها آقای روحانی به عنوان نمایندۀ تعامل با غرب بلکه هر سیاستمداری جز ایشان نیز می‌بود راهی جز مذاکره با غرب نداشت.

محسن شمسی در اینستاگرم خود نوشت: امروز بیش و پیش از آنکه به پیروزی در انتخابات نیاز داشته باشیم به پیروزی گفتمان عدالت، مقاومت و پیشرفت نیاز داریم

از همین روست که ما طی سال های ۹۰ تا ۹۲ شاهد تغییر نگاه آقای احمدی نژاد به سیاست خارجی و طرح مواضع جدید نسبت به گذشته و ارسال پیام‌هایی مستقیم و غیرمستقیم به نظام و طرف غربی برای مذاکره از سوی ایشان هستیم. بنا به همین برداشت است که می‌توان ادعا کرد اگر جای آقای روحانی در مقام ریاست جمهوری را با جهانگیری، عارف یا لاریجانی عوض کنیم، باز هم باید شاهد امضای توافقی با مختصات برجام می‌بودیم. تغییر مواضع آقای احمدی نژاد نسبت به مذاکره حتی پیش از انتخابات سال ۹۲ و سپس تصویب ۲۰ دقیقه ای برجام در مجلس اصولگرا این گزاره را اثبات می‌کند که بدون پشتوانۀ مردمی، رهبران انقلابی نیز نمی‌توانند گفتمان مدنظر خویش را پی‌ریزی کنند و ناچار به کوتاه آمدن در برابر خواست مردم خود می‌شوند. در اینجاست که رهبری ناچار می‌شود از گفتمان گذشتۀ خود مبنی بر مقاومت حداکثری در برابر غرب به گفتمان نرمش قهرمانانه تنزل کند تا حاکمیت همچنان نمایندۀ افکار عمومی در ایران باقی بماند.

بنابراین امروز نیز بیش و پیش از آنکه به پیروزی در انتخابات نیاز داشته باشیم به پیروزی گفتمان عدالت، مقاومت و پیشرفت نیاز داریم که اگر این هدف حاصل شود آنگاه پیروزی های انتخاباتی نیز از راه خواهند رسید. در چنین نقطه ای است که نگاه گفتمانی سعید جلیلی به سیاست معنا پیدا می‌کند.

سعید جلیلی با توجه به تجربه و شناخت دیرینۀ خود از حوادث تاریخی انقلاب اسلامی و همچنین حوادث صدر اسلام و پس از آن دوران امامان شیعه به این واقعیت مهم در عرصۀ سیاست پی برده بود و بنابراین پس از پیروزی غربگرایان در انتخابات ۹۲، بجای درگیر شدن و روی آوردن به دعواهای بی فایده با دولت روحانی بدنبال گفتمان سازی بمنظور احیای گفتمان مقاومت، عدالت و پیشرفت برآمد. جلیلی طی ۷ سال اخیر کوشیده رأی بی‌پشتوانۀ سلبِ رقیب را به یک رأی ایجابی به گفتمان مقاومت و پیشرفت تبدیل کند او ضمن طرح انتقادات صریح خود به برجام به انحاء گوناگون اما در همین سطح نماند و برخلاف بسیاری از سیاستمداران جناح اصولگرا در پی ترویج و احیای مجدد گفتمان انقلاب اسلامی در جامعه ایران برآمد. او با بررسی ضعف‌ها و مشکلات گوناگون کشور، نقاط قوت و قدرت ایران و همچنین ظرفیت‌های بالقوه موجود در کشور را بدقت شناسایی می‌کرد و با چنین نگاهی به ترویج گفتمان مقاومت و پیشرفت می‌پرداخت. او می‌خواست مطابق با آنچه در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ مطرح کرده بود ظرفیت‌های واقعی معطل مانده در کشور را به عرصه واقعیت جامعه بیاورد و مطابق با همین نگاه با بررسی‌های کارشناسی دقیق توانست طرح‌های گوناگونی را بررسی و جهت بهبود اوضاع کشور به مجلس و دولت ارائه کند. درواقع او ضمن نقد گفتمانی گفتمان سازش، به ادعاهایی ایجابی در قالب شعارهایی بی‌پشتوانه بسنده نکرده بود، بلکه همزمان با به صحنه آوردن ظرفیت‌های بالقوۀ موجود در کشور و ارائه راه‌حل‌ها و پاسخ‌های واقعی برای حل مسائل موجود به ترویج گفتمان مقاومت نیز می‌پرداخت.

احزاب و سیاستمداران در همۀ نقاط دنیا تلاش می‌کنند از رأی سلبی مردم نسبت به جناح رقیب نهایت استفاده را ببرند و از همین روست که رأی مردم‌شان به آنها بیش از آنکه رأی آری به برنامه های خودشان باشد پاسخ نه به رقبای سیاسی آنها در دوره های مختلف است. چرا که سیاستمداران همواره در تلاشند تا با سوار شدن بر موج اعتراضات مردم بر جناح‌های رقیب پیروزی‌هایی را کسب کنند، اما نگاه مؤمنانۀ سعید جلیلی به سیاست و قدرت نگاه متفاوتی است. او طی ۷ سال اخیر کوشیده رأی گفتمان مقاومت و پیشرفت را از یک رأی بی‌پشتوانه سلبی به رقیب به یک رأی ایجابی به گفتمان مقاومت تبدیل کند و در چنین شرایطی است که نه تنها می‌توان در انتخابات پیروز شد بلکه می‌توان از فرصت بدست آمده توسط رأی مردم استفاده بهینه کرد و با به صحنه آوردن ظرفیت‌ها و توانایی‌های داخلی زمینه را برای پیشبرد اهداف و شعارهای گفتمان انقلاب که همان اتکا به ظرفیت های درونی کشور در جهت پیشرفت است فراهم کرد.

در این باره ببینید: انتخابات صحنۀ چالش عقلانی است نه عملیات روانی|از همین رویداد بیشتر ببینید

حال بیایید این نگاه مؤمنانه به عرصۀ سیاست که جلیلی از آن با عنوان «حیات طیبه» یاد می‌کند، عبارتی که ایشان از سخنان رهبری وام گرفته را با نگاه سایر سیاستمداران اصولگرا مقایسه کنیم. هنگامی که آرای مردم به جناح اصولگرا نه رأی به گفتمان انقلاب که یک رأی سلبی به جناح رقیب باشد، نه تنها ما نیز ناچاریم همچون جناح رقیب توافقاتی همچون برجام را مدح کنیم و توافق های ننگین این چنینی را توافقی متوازن و پیروزی بر غرب تفسیر کنیم بلکه بزودی شکست‌ها مجددا آغاز خواهند شد و ۴ یا ۸ سال دیگر در حالی شکست های انتخاباتی یکی پس از دیگری از راه خواهند رسید که بدون شک گفتمان انقلاب بمراتب از سالهای ۹۲، ۹۴ و ۹۶ در شرایط بغرنج‌تری قرار خواهد داشت. تنها راه قوی شدن ایران «غلبۀ گفتمانی» جناح مؤمن انقلابی بر جناح غربگراست اما اگر بتوانیم رأی مردم را از یک رأی سلبی به رقیب به یک رأی ایجابی به جریان انقلاب بدل کنیم، ضمن آنکه می‌توانیم پشتوانۀ مردمی نظام و دولت برآمده از تفکر انقلابی را برای پیشبرد برنامه‌های آینده‌اش افزایش بدهیم، می‌توانیم با اثبات کارآمدی تفکر انقلابی در عرصه واقعی پیروزی جناح مؤمن انقلابی را برای سال‌ها در کشور تضمین کنیم.

بنابراین می‌توان ادعا کرد تنها راه قوی شدن ایران و جمهوری اسلامی غلبه گفتمانی جناح مؤمن انقلابی بر جناح غربگرا در ایران است که اگر چنین نباشد سال‌های به قدرت رسیدن اصولگرایان نه تنها مایه خرسندی نیست، بلکه آسیب آن از بیرون ماندن از قدرت نیز بمراتب بیشتر است. چرا که پیام شکست گفتمان اصولگرایی چه در داخل و چه در نظام بین الملل مستقیما به شکست سیاست‌های نظام تفسیر خواهد شد.

امروز نیز شاید برداشت اکثر سیاسیون این باشد که اصولگرایان به رهبری محمدباقر قالیباف توانسته‌اند بر جناح اصلاح طلب پیروز شوند اما واقعیت آن است که این پافشاری بر اصول و تبیین گفتمان مقاومت، عدالت و پیشرفت از سوی جلیلی و همفکرانش بود که پیروزی‌های امروز را به ارمغان آورده که اگر اینگونه نبود مردم امروز در انتقاد از برجام، به حامیان اصولگرای توافق که هنگام امضای آن برجام را توافقی متوازن دانسته و آنرا تبریک گفته‌اند اعتماد نمی‌کردند.

به سخنان حکیمانه رهبری در نخستین دیدارشان با کابینۀ دولت نهم بازمی‌گردم. آنجا که رهبری با نگاه نافذشان به کابینه دولت نهم هشدار می‌دهند که اگر این راه (اصولگرایی) شکست بخورد سالها باید خون دل خورد تا بتوان اعتماد مردم به این راه و این مرام را مجددا بدست آورد. یقینا اگر جلیلی نیز پس از انتخابات ۹۲ همچون سایر اصولگرایان از مواضع اصولی انقلاب عدول کرده بود امروز باید از رقابت سیاسیون هر دو جناح حول گفتمان‌های پوچ و بی‌مبنایی چون دعوای باعرضه‌ها و بی‌عرضه‌ها سخن می‌راندیم.

پایان
نویسنده: محسن شمسی
mdi-bookmarkدسته‌بندی: دیگران
mdi-tag-multipleبرچسب‌ها: حیات طیبه ایران قوی پیروزی گفتمانی
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصرافارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.