mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left «جهاد کبیر» یعنی نپذیرفتن ادعای کدخدایی آمریکا بازگشت
مشروح سخنان دکتر سعید جلیلی در مسجد سید اصفهان ۹۵/۴/۱۳

«جهاد کبیر» یعنی نپذیرفتن ادعای کدخدایی آمریکا

مدت زمان تقریبی مطالعه:23 دقیقه و 6 ثانیه
mdi-calendar16 تیر 1395 - 12:29
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب

  بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین. خدا را سپاس می‌گویم که بار دیگر توفیق پیدا کردم در این شب عزیز و در این مسجد مقدس، در جمع شما عزیزان حضور پیدا کنم. در ماهی که بهار و نزول قرآن نامیده می‌شود و در ماهی که مؤمنین سعی دارند با قرآن انس بیشتری پیدا کنند، شاید یکی از دغدغه‌های مهم همه ما این باشد که آنچه را در قرآن و از قول پیامبر ما نقل می‌شود که ایشان گلایه‌ای را مطرح می‌کنند، نکند این گلایه متوجه ما هم باشد که

«وَ قالَ الرَّسولُ يا رَبِّ إِنَّ قَومِي اتَّخَذوا هذَا القُرآنَ مَهجوراً»(1)

(و پیامبر عرضه داشت: پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند) 

حتماً دغدغه عزیزانی مثل شما که تا این وقت شب قرآن به سر می‌گیرید و دعا می‌کنید و خدا را یاد می‌کنید این است که نکند خدای ناکرده ما از این عده باشیم. افرادی که پیامبر گله به درگاه خداوند کند و بگوید که خدایا اینها قرآن را به کنار گذاشتند.

چه کنیم که در قیامت مورد گلایه پیامبر نباشیم؟

این برای هر مؤمن و انسانی که می‌خواهد در پیش پیامبر سرافراز باشد یک دغدغه مهم است. چه وقت دچار چنین چیزی می‌شویم؟ خود قرآن در دو آیه قبل از این آیه به صراحت بیان می‌کند. چه موقع پیامبر این را بیان می‌فرمایند؟ وقتی که کسانی‌ صدای پیامبر را شنیدند و در روزی دچار حسرت و افسوس می‌شوند. قرآن می‌فرماید در روزی بیان می‌کنند که ای‌کاش ما همراه پیامبر بودیم، ای‌کاش ما راهی را که پیامبر به ما نشان داد می‌رفتیم؛

«یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً»(2)

(روزی که ستمکار دو دست خود رااز روی حسرت به دندان می‌گزد و می‌گوید: ای کاش با رسول خدا، راهی پیش می‌گرفتم)

ای‌کاش ما با پیامبر همراه بودیم، ای کاش راهی را می‌رفتیم که پیامبر برای ما آورده بود. خود انسان‌ها دچار افسوس و حسرتی می‌شوند که پیامبر راه را به ما نشان داد،

«یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً»

(ای کاش با رسول خدا راهی پیش می گرفتم)

کاش ما این راه را رفته بودیم. در ادامه همان انسان‌ها بیان می‌کنند که

«يا وَيْلَتي لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً»(3)

(ای وای بر من، کاش فلانی را دوست خود نمی‌گرفتم)

وای بر ما! ای‌کاش فلان آدم و فلان جریان و فلان نگاه را به دوستی بر نمی‌گزیدیم و دنباله‌رو آن نبودیم.

«لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً»

 (فلانی را دوست خود نمی‌گرفتم)

این خیلی گویاست که اگر این دغدغه را داریم که نکند خدای ناکرده از کسانی باشیم که پیامبر از ما گله بفرمایند که اینها قرآن را کنار گذاشتند، بیان می‌کنند که مصداق آن این است؛ اولاً خدای ناکرده آن راهی را که به ما نشان داده شده بود طی نکنیم و یا کسانی را برگزینیم و دنباله‌روی کنیم و پیروی کنیم که دنبال آنها رفتن برای ما فقط موجب حسرت باشد و در روزی که دست ما قطع است بیان کنیم

«وَيْلَتي لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً»

این بحث مهمی است. البته امثال من در جایگاهی نیستند که این مطالب را بیان کنند. این را باید علمای بزرگ برای ما بیان کنند که چگونه دچار چنین حسرتی نشویم. مایی که قرآن به سر می‌گیریم و آن را تکریم می‌کنیم چگونه حق قرآن را ادا کنیم که نه ما دچار چنین حسرتی شویم و نه پیامبر از ما چنین گله‌ای داشته باشند.

 سنت الهی :اختیار انسان ها در انتخاب

در دعای جوشن کبیر همین امشب شما خواندید وقتی که ما خداوند را به «اسماء‌الحسنی» یاد می‌کنیم از جمله اسمایی که ذکر می‌شود «یا قادر» است. یعنی ای کسی که کاملاً توانایی. نه تنها می‌گوییم قادر می‌گوییم «یا أَقْدَرَ الْقَادِرِین» ای کسی که از همه تواناتری. «یا قاهر»، «یا قهّار»، «یا جبّار»، «يا مَنْ يَفْعَلُ ما يَشآءُ»، اینها چیزهایی است که در همین دعاها به‌خصوص همین جوشن کبیر می‌خوانیم که خداوند قادر قهاری است که هرآنچه را بخواهد انجام می‌دهد. تعبیر خود قرآن است.

«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً»(4)

(و اگر خدا ميخواست همه شما را امت واحدي قرار ميداد)

اگر خداوند اراده می‌کرد می‌توانست همه را یک امت قرار بدهد و همه مؤمن باشند.

«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى»(5)

(اگر خدا بخواهد آنها را (اجبارا) بر هدايت جمع خواهد كرد)

 اگر خداوند بخواهد و اراده کند می‌تواند همه را در مسیر هدایت قرار دهد، اما خود اراده خداوند این است. در ادامه این را بیان می‌کند که درست است

«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آَتَاكُم»(6)

(و اگر خدا مي‏خواست، همه شما را امت واحدي قرار مي‏داد ولي خدا مي‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد)

 اما خداوند می‌خواهد انسان‌ها در یک مسیر آزمایش قرار گیرند؛

«وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِي مَن يَشَآءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(7)

 (و اگر خدا ميخواست همه شما را امت واحدي قرار ميداد و همه را به اجبار وادار به ايمان ميكرد، اما اجبار چه سودي دارد؟ ولي خدا هر كس را بخواهد گمراه و هر كس را بخواهد  هدايت ميكند، و شما از آنچه انجام ميداديد بازپرسي خواهيد شد.)

 این سنت الهی است که خداوندی که قادر و قهار است می‌خواهد انسان‌ها انتخاب کنند،

«وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُر»(8)

(بگو اين حق است از سوي پروردگارتان، هر كس مي‏خواهد ايمان بياورد و اين حقيقت را پذيرا شود و هر كس مي‏خواهد كافر گردد)

حالا این اختیار به خود انسان‌ها داده شده است تا انتخاب کنند.

 رسالت پیامبران :هدایت برای انتخاب صحیح

تمام انبیا آمدند که این مسیر مستقیم را نشان بدهند، 

«إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ، لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ»(9)

(اين قرآن چيزي جز تذكري براي جهانيان نيست، براي آنها كه مي‏خواهند راه مستقيم در پيش گيرند)

برای هرکسی که بخواهد در مسیر مستقیم حرکت کند؛

«إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا»(10)

(اين يك تذكر و ياد آوري است و هر كس بخواهد راهي به سوي پروردگارش انتخاب مي‏كند)

یک مسیر هدایتی است که به شما نشان داده شده است، حالا مهم است که خودتان چه چیزی را انتخاب کنید، آیا کسانی که با افسوس می‌گویند

«یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً»

ای‌کاش ما آن مسیر همراه پیامبر را انتخاب می‌کردیم، آن را انتخاب کنیم یا راه دیگری را انتخاب کنیم؟  

طیف انتخاب های غلط:

در قرآن به‌صراحت بیان می‌کند. بسیار بودند افرادی در طول تاریخ تا همین امروز که انتخاب‌های دیگری دارند. انسان‌ها این اختیار را دارند که انتخاب داشته باشند. اما انتخاب آنها چیست؟ قرآن بیان می‌کند

«ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ»(11)

(بعد از آن گوساله را انتخاب كرديد و با اين كار ستم نموديد؟)

بعضی وقت‌ها به جایی می‌رسد که گوساله را بر خدا ترجیح می‌دهند؛ «اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ» خودتان دنبال آن می‌روید. یک طیفی هستند که قرآن بیان می‌کند برای خدا شریک قرار می‌دهند و از همه بدتر

«وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ»(12)

(و آنها كه شيطان را به جاي خدا ولي خود برگزينند)

کسانی هستند که شیطان را ترجیح می‌دهند. شیطان را ترجیح دادن یعنی چه؟ مگر می‌شود؟ در نگاه اول شاید برای خیلی از ما این سئوال باشد که چگونه می‌شود؟ مگر می‌شود کسی گوساله را ترجیح دهد؟ کسی شیطان را ترجیح بدهد. فراتر از آن، حتی خودت را بر خدا ترجیح می‌دهی.   

«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ»(13)

(پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده)

خدایش کیست؟ خودش. آنچه که خود من به آن رسیدم و خودم می‌خواهم بگویم. آن هوای نفس من همه آن چیزی می‌شود که دنبالش بودم. برای چه این کار انجام می‌شود؟ شاید ما در نگاه اول این آیات را در قرآن بخوانیم برای ما عجیب و بعید بیاید که مگر می‌شود کسی گوساله‌ای را بر خدای قاهر قهار ترجیح بدهد؟

اشتباه محاسباتی:

خود قرآن بیان می‌کند که اگر شما می‌بینید برخی این کار را می‌کنند بعضی وقت‌ها برخی از اینها نگاه‌شان این است که اتفاقاً کار درستی انجام می‌دهیم و دچار یک اشتباه محاسباتی هستند؛

«إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ اللهوَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ »

(14) ( آنها شياطين را به جاي خداوند، اولياي خود انتخاب كردند و چنين گمان مي‏كنند كه هدايت يافته‏اند) 

نگاه گزینشی به دین:

به جای خدا دنبال شیطان می‌رود ببیند او چه می‌گوید؛ ببیند آنها چه می‌خواهند و بیانیه آنها چیست. درست است که قرآن این را گفته است، اما  «سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأمْرِ» حالا نگاه کنیم یک اعلامیه کذا هم هست، فلان قطعنامه فلان‌جا هم هست و در بعضی موضوعات ببینیم آن طرف چه می گوید. «سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأمْرِ»، تعبیر قرآن است که بعضی ادعای ایمان دارند، اما به کسانی می‌رسند که از چیزهایی که خداوند می‌گویند خوش‌شان نمی‌آید و می‌گویند حالا سخت نگیریم و در این موضوع حرف شما را گوش می‌کنیم. حالا همه دین خدا را که لازم نیست رعایت کنیم، یک بخشی از آن هم حرف‌های شما نگاه می‌کنیم.

 ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّـهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ ۖ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ (15)

 (اين بخاطر آن است كه آنها به كساني كه نزول وحي الهي را كراهت داشتند گفتند ما در بعضي از امور از شما پيروي مي‏كنيم، در حالي كه خداوند اسرار آنها را مي‏داند.)

مثلاً چون می‌گویند حکم قصاص خوب نیست، پس خیلی خوب، ما آن را کنار می‌گذاریم! شما می‌گویید فلان موضوع در باره فلان رفتار زشت چنین مجازاتی نباشد، خیلی خوب، ما آن را کنار می‌گذاریم. «سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأمْرِ».

توهم به دست آوردن عزت:

بعضی اشتباه محاسبه می‌کنند،

«يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»(16)

( مى ‏پندارند كه راه يافتگانند)

 فکر می‌کنند اگر غیر خدا را انتخاب کنند با این کار یا این‌طوری بهتر می‌توانند امور را تقویت کنند. به صراحت می‌گویند

«وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً»(17)

(آنها غير از خدا معبوداني براي خود انتخاب كردند تا مايه عزتشان باشد) 

می گویند برای اینکه در دنیا سرمان را بلند کنیم باید بعضی چیزها را کنار بگذاریم و بعضی کارها را نکنیم،«لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً». یک منطقی هم برای خودشان دارند، اما اشتباه می‌کنند؛ «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»، اشتباه محاسباتی  دارند.

«يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ»(18)

(كافران را، بجاي مومنان، دوست خود بر مي‏گزينند)

چرا؟

«أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ»(19)

 (آيا اينها مي‏خواهند از آنان كسب عزت و آبرو كنند؟)

فکر می‌کنند عزت اینگونه به دست می‌آید. این‌طور نیست،

«إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا»(20)

 ( همانا همه عزتها مخصوص خدا است) 

دور زدن دین خدا برای کسب چند رای بیشتر!

اگر شما دچار این اشتباه محاسباتی شدید این‌طور عمل می‌کنید. می‌گویید ا چرا بر مسیر پیامبر عمل نکردید، «اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً»، چرا همراه پیامبر این راه را نرفتید؟ می‌گوید اگر این کار را نکردم شاید باعث آراء بیشتری می‌شد،

«إِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا»(21)

(در آن صورت تو را دوست خود انتخاب كنند)

گفتیم فعلاً از چند تا از این موضوع‌ها دست برداریم و زیاد دنبال نکنیم، چرا؟ بعضی این را می‌گویند: «إِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا» چون باعث می‌شود یک عده به دنبال تو بیایند، این خوب است دیگر! این را بگذاریم کنار. منطق‌های این طوری دارند که به آن شکل کارشان پیش رود و فلان موضوع انجام شود؛

 کنار گذاشتن خدا برای حفظ برخی ائتلاف ها و دوستی ها :

می‌گویید چرا غیر خدا را انتخاب کردی؟ اینکه برای تو نه عزتی، نه امنیتی و نه قدرتی می‌آورد ، می گویند باید بر مبنای غیر الهی یک ائتلاف و دوستی‌هایی درست کنیم .چون اگر به این شکل عمل نکنیم نمی شود و به هدف دنیایی نمی رسیم.

«وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا »(23)

(و گفت: جز این نیست که به جای خدا بتهایی را گرفته اید که علت آن دوستی میان خودتان در زندگی دنیاست)

با یکی از همین رؤسای دولت‌های منطقه یک‌بار ملاقاتی داشتم، به شدت اینها سعی می‌کردند بتوانند وارد یک ائتلاف و اتحادیه‌ای شوند، گفتم این برای شما چیزی ندارد؛ می‌گفتند نه، اگر وارد این ائتلاف شویم برای ما مزایای خیلی خوبی دارد. گفتیم چون برای خیلی از موضوعات رسماً برای شما شرط می‌گذارند، این «اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ» شروطی که برای تو می‌گذارند و می‌گویند باید خیلی از داشته های خود را از دست بدهید و خیلی از آنها را کنار بگذارید. می‌گفت نه این باعث می‌شود ما در این اتحادیه مناسباتی پیدا کنیم، این

 «اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»(25)

(شما غير از خدا بتهائي براي خود انتخاب كرده‏ايد كه مايه دوستي و محبت ميان شما در زندگي دنيا باشد،)

 شما امروز می‌بینید به چه فرجامی رسیدند، مصداق همان‌ها بودند که می‌خواستند از مسیرهای غیر الهی  به عزت برسند ؛

«لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً»

(تا مایه عزتشان باشد)

و الان چه سرنوشتی دارند؛ دیدید که چه عزتی پیدا کردند،؟ امروز مجبور می شوند برای هر موضوعی عذرخواهی و تنازل کنند.

 سراب اخذ کمک از دشمن:

برخی از همین دولت‌های منطقه را ببینید. بعضی اوقات وقتی به آنها گفته می‌شد چرا این کار را می‌کنید، صریح می‌گفتند بالاخره ما باید به نوعی پیروز شویم و اگر بخواهیم موفقیت و پیروزی خود را حفظ کنیم راهش این است و باید از یک‌سری چیزها دست برداریم. من این را چند بار دیگر گفتم، بعد از بیداری اسلامی معاون آقای مرسی به تهران آمده بود، با او ملاقاتی داشتم، گفتم الان شرایط خوبی برای کشور شما پیش آمده است، ملتی انقلاب کرده و یک طاغوت را سرنگون کرده است، شما امروز می‌توانید با قدرت ایمان مردم خیلی کارهای بزرگ را  انجام دهید، چه احتیاجی به روابط با رژیم صهیونیستی و دوستی با آمریکا دارید؟ گفتند بالاخره ما نیاز داریم؛

 «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ»(26)  

(و غير از خدا خدايانى به پرستش گرفتند تا مگر يارى شوند) 

 فکر می‌کردند اگر از آن ها کمک  بگیرند، پیروز می‌شوند و موفقیتی کسب می‌کنند،

«لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ»(27)

(ولي آنان قادر به ياري ايشان نيستند و اين عبادت كنندگان در قيامت لشكر آنها خواهند بود كه در آتش دوزخ حضور مي‏يابند) 

نه‌تنها به اینها کمکی نکردند، بلکه اینها را به ذلت کشاندند. این است که اگر شما می‌بینید کسانی انتخاب دیگری دارند، چنین منطق‌هایی دارند.  

ترس از تهدید دشمن

بعضی از اینها هم شاید این منطق‌ها را نداشته باشند و فقط یک جمله دارند، می‌گویند شما درست می‌گویید، اما ببینید در برابر ما چه کسی قرار دارد؟! آن ها قدر تمند هستند اگر بخواهی راه خدا را دنبال کنی محاصره‌ات می‌کنند، تهدیدت می‌کنند، تحریمت می‌کنند، فشار نظامی می‌آورند و نمی‌شود. این منطق همیشگی مستکبرین بوده است؛ فشار، تهدید و تحریم.

«لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ»(28)

(اگر معبودي غير از من برگزيني تو را از زندانيان قرار خواهم داد) 

اگر بخواهید آن مسیر را انتخاب کنید یک هزینه‌هایی را به تو تحمیل می‌کنند. خیلی به صراحت هم می‌گویند. باز یادم است با رئیس یکی از این دولت‌ها ملاقات داشتیم، گفتم از جنگ جهانی 70 سال گذشته است، هنوز به شما می‌گویند اعتمادسازی نشده است؟ هنوز می‌گویند باید پایگاه‌های نظامی را در کشور شما داشته باشند؟ می‌گفت بله، بالاخره اینها این‌طوری هستند. عرضم این است که اگر شما می‌بینید کسانی چنین شرایطی را دنبال می‌کنند یک منطق‌های این طوری هم دارند. یکی می‌گوید برای عزت است، یکی می‌گوید برای نصرت است، یکی می‌گوید برای این است که فشار را کم کند، اما فرجام آن چیست؟ اینجاست که دغدغه اول برای مؤمنین فراهم می‌شود که نکند ما هم این‌گونه عمل و این‌گونه انتخاب کنیم؛ نکند این‌گونه حرکت کنیم که روزی بگوییم کاش این‌گونه عمل نمی‌کردیم و کاش مسیر پیامبر را دنبال می‌کردیم. این آن انتخاب نا صحیح است.

  انتخاب صحیح:

این انتخاب صحیح چیست؟

 «الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَه أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا»(29)

(كساني كه گفتند پروردگار ما خداوند يگانه است سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنها نازل مي‏شوند كه نترسيد و غمگين مباشيد)

خدا را انتخاب کن و بایست و  ببین آیا آن آثار رحمت و برکت الهی بر تو نازل می‌شود، یا نمی‌شود، نترس! نگران نباش! به شما بشارت می‌دهد. می‌گوید اگر این مسیر را انتخاب کنید یک مسیر پر از بهجت و سرور است، تو از این نگران نباش.«أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا»؛به صراحت بیان می‌کند،

«لَن يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذًى»(30)

(هرگز به شما جز آزاری اندک نمی رسانند)

اینها نمی‌توانند به شما آسیب جدی برسانند، مگر اذیت‌هایی داشته باشند. صریح آیه قرآن است که نترسید!

جهاد کبیر:

این جاست که جهاد کبیر اینجا معنا پیدا می‌کند؛

«فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا»(31) 

(بنابراين از كافران اطاعت مكن و به وسيله قرآن با آنها جهاد بزرگي بنما)

نترس و آنچه را که آنها می‌خواهند انجام نده و بایست، قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا، ببینید چه خواهد آمد، تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَه أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا، این ایستادن چیست؟ این چیست که می‌گوید فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ، این جهاد کبیر چیست؟  

«جهاد کبیر» یعنی نپذیرفتن ادعای کدخدایی آمریکا

عین آیه قرآن است که اگر خدا را می‌پذیری، دیگر نمی‌توانی کنار آن کدخدایی را قرار بدهی،

«لا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ»(32)

(و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد)

 کسی که خدا را می‌پذیرد دیگر نمی‌تواند نظام کدخدایی کنار آن قرار بدهد و دیگر اجازه نمی دهد کسی خود را کدخدای دنیا بداند. سند استراتژی امنیت آمریکا را بخوانید؛ سال گذشته همین رئیس‌جمهور فعلی، امضا و منتشر کرده است. این تازه چیزی است که منتشر کرده است، در این سند به صراحت بیان می‌کند که باید برای صد سال آینده هم رهبر جهان باشیم! چه کسی به او چنین حقی را داده است؟ می‌گوید باید رهبری آمریکا حتی برای صد سال آینده حفظ شود و فاصله آمریکا با سایر کشورها در زمینه‌های مختلف به یک فاصله معنی‌دار برسد. این نظامی است که درست کرده است و می‌گوید بقیه هم باید این را قبول کنند. اینجاست که شما وقتی قرآن را بر سر می‌گیرید مفاهیم قرآن را باید فرا بگیرید که فردا پیامبر از شما گله نکند که اینها قرآن را کنار گذاشتند. قرآن چه می گوید:«لا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ»،بله در جهاد کبیر ما نمی‌توانیم بپذیریم که یک کسی نظام سلطه درست کند و بعد بگوید من باید رهبر شوم،

«أناَ رَبُّکُمْ الأعْلی»(33)

(من پروردگار بزرگ شما هستم)

چرا؟ چون زور من بیشتر است!

«فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً»(34)

(به ناحق در زمين تكبر ورزيدند، و گفتند چه كسي از ما نيرومندتر است ؟)

منطق قدیمی استکبار این است. چرا شما باید برای صد سال دیگر رهبر باشید؟

«قَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً»

(گفتند چه كسي از ما نيرومندتر است ؟)

چون زور من بیشتر است! این را منطق قران نمی‌پذیرد. اگر کسی این دغدغه را دارد که فردا پیامبر از او گله نکند و او را در زمره کسانی که

«اتَّخَذوا هذَا القُرآنَ مَهجوراً»

(از قرآن دوري جستند)

قرار ندهد و خود در آن روز نگوید«یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً»، آن راه این است،ای‌کاش من راه پیامبررا دنبال می‌کردم این است که غیر خدا را نپذیرد،«لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً».راه این است که بایستید. الزامات ایستادن چیست؟ خود قرآن به‌صراحت بیان می‌کند که انتخابی را که به تو دادم برای همین است.  

نباید فقط قرآن را بر سر گرفت، باید مناسبات آن را پذیرفت و عمل کرد

عرض کردم این سنت الهی است و خود خداوند می‌گوید که اگر می‌خواست همه انسان‌ها می‌توانستند هدایت شوند «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً»،اما چرا این را قرار نداد، می‌گوید

 «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ»(35)

(آيا گمان كرديد كه به حال خود رها مي‏شويد در حالي كه هنوز آنها كه از شما جهاد كردند )

کسانی که قرآن را بر سر می‌گیرند این جهاد کبیر را انجام می‌دهند و بنای‌شان بر این می‌شود که«فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ»که کافران را دنبال نکنند و از چیزی که دشمنان خدا آن را می‌خواهند تبعیت نکنند؛

«وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً»(36)

(در حالي كه هنوز آنها كه از شما جهاد كردند و غير از خدا و رسولش را محرم اسرار خويش ‍ انتخاب ننمودند  مشخص نشده ‏اند) 

کسی غیر از دایره خدا و پیامبر و مؤمنین را مبنای خودش قرار ندهد و ببیند او چه می‌گوید که همان را دنبال کند؛ این همان الزامات است. این تعابیری که قرآن دارد،

«لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ»(37)

(محرم اسراري از غير خود انتخاب نكنيد)

 برای این نیست که فقط قرآن را سر بگیریم و تا سال بعد برود، این برای این است که در همه مناسبات ما ساری و جاری شود. بسیاری از آیات قرآن ناظر بر این است که ما در آن مناسبات‌مان با دیگران چگونه رفتار کنیم، بخشی از آن با مؤمنین است و بخشی از آن با غیر مؤمنین که شما چگونه باید برخورد کنید. این‌طور نیست که همان مناسباتی که در برخی نقاط جهان اسلام انجام می‌شد را انجام دهیم که دیدیم چه بر سرشان آمد. منطق آقای مُرسی چه سرانجامی داشت؟ دیدید که حتی مُرسی را تحمل نکردند. امروز چه سرانجامی پیدا کرده است؟

 منطق عدم دوستی با دشمن:

اگر گفته می‌شود«لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ»کسانی‌که در مقام دشمنی با شما هستند را

«لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء»(38)

(دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگیرید)

این آیه قرآن است، کسانی‌که نه‌تنها دشمن من و خدا هستند، دشمن خود شما هستند، شما نمی‌توانید با اینها دوستی داشته باشید. این یک منطقی دارد که خود قرآن منطق آن را بیان می‌کند؛

«لَا یَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ»(39) 

(آنها از هر گونه شر و فسادي درباره شما كوتاهي نمي‏كنند)

 می‌گوید وقتی شما را رنج می‌دهند، خوش‌شان می‌آید. به‌صراحت بیان می‌کنند که ما باید تحریم‌های فلج‌کننده بگذاریم، به‌صراحت بیان می‌کنند که ما باید فشارهای دیگری بیاوریم،«وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ»،از چیزی که شما را رنج می‌دهد، خوش‌شان می‌آید. این منطق آنهاست.

 امروز مفاهیم قرآن مثل مبارزه با استکبار را تجربه هم کرده ایم

 اگر گفته می‌شود مبارزه با استکبار این جدا از مباحث عمیق قرآنی، یک منطق تجربی دارد. تعبیر قرآن را ببینید، امروز ما به بسیاری از مفاهیم قرآنی خود علاوه بر اینکه اعتقاد و باور داریم، بسیاری از  آنها را تجربه هم کرده ایم. بسیاری از این مفاهیم امروز تجربه ما شده است؛

«قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ»(40)

 (دشمني از دهان آنها آشكار است)

می‌گوید این تازه چیزی است که آشکار است، آن چیزی که در درون‌شان است که چیز دیگری است. می‌گوید این بغض و کینه بر زبان‌شان، از حرف‌ها و بیانات‌شان آشکار می‌شود. این آن منطقی است که به ما می‌گوید چگونه باید بایستیم.

 قرآن به ما یاد می دهد که جای دوست و دشمن را عوض نکنیم 

یکی از آن بحث‌هایی که قرآن به ما یاد می‌دهد و ما باید به آن توجه داشته باشیم این است که جای دوست و دشمن عوض نشود. جای دوست و دشمن عوض نشود یعنی چه؟ این را امروز به‌خوبی می‌بینید. کسانی‌که بدترین جنایات را در حق این ملت کردند، بدترین خیانت‌ها در حق این ملت کردند و همین امروز سالگرد یکی از جنایات آنان است و هواپیمای مسافربری ما را سرنگون می‌کنند و 290 نفر از انسان‌های بی‌گناه کشته می‌شوند، چه رفتاری در برابر آن انجام می‌دهند؟

درصدد تحمیل مناسبات ظالمانه شان به ما هستند

کسانی‌که بدترین جنایات و ظلم‌ها را همین امروز در حق ملت ما روا می‌دارند، خودشان بیان می‌کنند که باید فلان فشار و فلان تحریم را بیاوریم، می‌خواهند در عالم دوستی به ملت ما تحمیل کنند. این تعبیری که قرآن به‌صراحت بیان می‌کند که «لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء» کسی که دشمن است را دیگر نمی‌توانید به عنوان دوست انتخاب کنید، بعضی می‌گویند نه، اگر با این ها روابط برقرار شود خیلی چیزها خوب می‌شود. می‌گوییم همین امروز دارد به عهد خود وفا نمی‌کنند؛

 «إِنَّهُمْ لا َأَیْمَانَ لَهُم»(41)

(چرا كه آنها پيماني ندارند)

 به کدام‌یک از عهدهای خود پای‌بند بوده است؟ شما می‌خواهید کدام‌یک از مناسبات را مبنا قرار دهید؟ مناسباتی که بر مبنای ان خودشان امروز رسماً اعتراف می‌کنند که  پول گرفتیم اسم فلان دولت را از این جنایت حذف کردیم. اینکه امروز به این آشکاری است. می‌گویند نه، عنوان اینها باید دوست شود.

 می خواهند حزب الله لبنان را که امنیت ما را تامین کرده، به عنوان دشمن معرفی کنند! 

از آن‌طرف مصداق جای دوست و دشمن عوض شدن چیست؟ این را توجه داشته باشید. امروز شما می‌بینید دو باره زمزمه‌هایی شروع می‌شود، کسانی‌که دارند از امنیت ملت ما حمایت و دفاع می‌کنند، امنیت ملت ما را در بهترین شکل در نبرد با دشمنان ملت ما جان خود را فدا می‌کنند، مثل حزب‌الله لبنان، چه کسی است که نداند اگر امروز دژ محکم مقاومت در برابر داعش و مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار نگیرد همان‌ها فردا علیه این ملت چه اقداماتی خواهند کرد؟ بعد بیان می‌کنند که باید ببینیم حزب‌الله می‌شود گروه تروریستی، دوستان این ملت باید بروند در فهرست دشمنان و دشمنان این ملت باید بروند در فهرست دوستان. این است آن فهم قرآنی و بحثی که نیاز است به آن توجه شود. این است آن بحث جدی که اگر رهبری فرزانه انقلاب یاد می‌کنند از آن به اسم جهاد کبیر و این تعبیر قرآنی را فریاد می‌زنند، این فهم برای این است که ما بدانیم چه کسانی در مقام دوستی با ما هستند، چه کسانی در مقام دشمنی با ما هستند، بدانیم «لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء»، یعنی چه؟تا بتواند آن موفقیت‌های جدی برای ملت شکل بگیرد.  آنها می‌دانند ملتی که «قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» چه برکاتی بر آن نازل می‌شود؛ امروز آن چیزی که دشمنان ما را به حیرت انداخته است این است در منطقه‌ای مملو از ناامنی جمهوری اسلامی یک دژ امن مثال‌زدنی شده است. این امنیت از چه چیزی به‌دست می‌آید؟ چگونه می‌شود یک ملتی چنین امنیت مثال‌زدنی را داراست؟ آنها خودشان امروز در حیرت هستند که این سپر امنیتی از کدام جوشن است. غیر از این جوشن شماست؟ دشمن می‌فهمد که ملتی اگر می‌گوید «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ» و جهاد کبیر می‌کند این انعکاس «يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ» و «يا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ» و «یا مؤمن» و «یا مهیمن» است.

عظمت این دعاهایی که شما می‌خوانید این است. یا مؤمن یعنی چه کسی؟ یعنی کسی که امنیت می‌بخشد. دشمن می‌فهمد. اخیراً برخی از مقامات اینها گفتند که چرا  در ایران ناامنی شکل نمی‌گیرد؟ ملتی است که می‌داند به کجا وصل شود؛ ندای «یا ناصِرَ مَنِ اسْتَنْصَرَهُ»، «يا حافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ»، را سر می دهد ،آن سپر امنیتی که دارد فقط چند سلاح نیست، این ملت به چنین جوشنی وصل است. آنها این را نمی‌توانند بفهمند. هم‌چنان که در جنگ 33 روزه نمی‌توانستند جوشنی که رزمندگان حزب‌الله در دست گرفته بودند را درک کنند. این است آن فضایی را که امروز می‌خواهند از ما بگیرند. اینکه شما می‌بینید امروز تمام تلاش خود را می‌کند که ایمان ملتی را بگیرد به این خاطر است؛ اینکه 170 شبکه ماهواره‌ای فقط برای فضای ایران راه می‌اندازد برای چیست؟ برای این است که نظامی شکل گرفته که هویتش در اطاعت از خداست. او این را می‌فهمد. هویتش در این جهاد کبیر است. هویت جمهوری اسلامی در اطاعت از خدا ونفی کدخداست . ماهیت جمهوری اسلامی به هیچکس اجازه کوتاه آمدن در برابر استکبار را نمی دهد.دشمن از این نگران است که نمی‌تواند این سپر را از این ملت بگیرد.

 امام ورهبری مجاهدان کبیر:

اگر ملت ما جهاد کبیر می‌کند برای این است که مجاهدان کبیری چون امام و رهبری دارد که می‌ایستند و نمی‌ترسند و در برابر استکبار با تمام وجود و با صلابت می‌ایستند، به چه اتکایی؟ به اتکای ایمان مردم و جوشن کبیر، به اتکای وصل به قدرت لایزال الهی. چون می‌دانند که اگر حافظ قرآن باشند، قرآن حافظ آنها خواهد بود. می‌دانند اگر دین خدا  را یاری کنند خدا آنها را یاری خواهد کرد، 

«اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم»(42)

(اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری خواهد کرد)

 ان شاءالله همه ما از تمام برکاتی که در پرتو معارف قرآن و اهل بیت که به برکت انقلاب اسلامی امروز ساری و جاری شده است  در تمام شئون این کشور و عرصه‌های مختلف روز به روز بهره ببریم و ان‌شاءالله روز به روز این حرکتی که امام عزیز و شهدای ما برای ما به یادگار گذاشته‌اند و امروز رهبری معظم انقلاب با صلابت این پرچم را در دست گرفتند و ملت ما این افتخار را پیدا کرده است که پرچم‌دار جهاد کبیر در عصر حاضر باشد، با قدرت ادامه پیدا کند و ان‌شاءالله همه ما بتوانیم سربازان خوبی در عرصه این جهاد باشیم. والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

 

 پی‌نوشت‌ها:

1- سوره فرقان، آیه 30 2- همان، آیه 37 3- همان، آیه 28 4- سوره مائده، آیه 48 5- سوره انعام، آیه 35 6- سوره مائده، آیه 48 7- سوره نحل، آیه 93 8- سوره کهف، آیه 29 9- سوره تکویر، آیات 27 و 28 10- سوره انسان، آیه 29 11- سوره بقره، آیه 92 12- سوره نساء، آیه 19 13- سوره جاثیه، آیه 23 14- سوره اعراف، آیه 30 15- سوره محمد، آیه 26 16- سوره اعراف، آیه 30 17- سوره مریم، آیه 81 18- سوره نساء، آیه 139 19- همان 20- همان 21- سوره اسراء، آیه 73 22- همان 23- سوره عنکبوت، آیه 25 24- همان 25- همان 26- سوره یاسین، آیه 74 27- همان، آیه 75 28- سوره شعراء، آیه 29 29- سوره فصلت، آیه 30 30- سوره آل عمران، آیه 111 31- سوره فرقان، آیه 52 32- سوره آل عمران، آیه 64 33- سوره نازعات، آیه 24 34- سوره فصلت، آیه 15 35- سوره توبه، آیه 16 36- همان 37- سوره آل عمران، آیه 118 38- سوره ممتحنه، آیه 1 39- سوره آل عمران، آیه 118 40- همان 41- سوره توبه، آیه 12 42- سوره محمد، آیه 7  

پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.