mdi-map-marker صفحه اصلی mdi-chevron-double-left اخبار mdi-chevron-double-left کار مردمی که شاخ و دُم ندارد! / شومیز‌ها را ... بازگشت

کار مردمی که شاخ و دُم ندارد! / شومیز‌ها را نگه داشتیم برای نشست بعدی

موعد اذان رسید و یکی از طلبه های مسجد صنعتگران، قرآن را خواند. نماز را به امامت خود حاج آقا صرافیان خواندیم. من صف سوم بودم. دوربین و رکوردر را روشن گذاشتم و مشغول نماز شدیم. بعد از نماز بلافاصله خود آقای صرافیان سخنرانی کرد و نکاتی را به نقل از رهبر معظم انقلاب در توصیف ویژگی های رئیس جمهور مطلوب گفت.
مدت زمان تقریبی مطالعه:5 دقیقه و 17 ثانیه
mdi-calendar15 اردیبهشت 1392 - 12:15
mdi-comment 0
mdi-text-subjectمطالب

به گزارش ستاد مردمی حیات طیبه، دعوت از دکتر جلیلی: متن زیر یکی از حاشیه نویسی‌های صورت گرفته در رابطه با همایش بزرگ حامیان جلیلی در مشهد است که به قلم علی نیک پندار نگاشته شده است.

با این که اول هفته بود ولی کار را یک کم زودتر تعطیل کردم و پیش خودم گفتم یک خورده هم به زن بچه برسم، بعد برای همایش بروم. از قبل می دانستم که تازه باید شروع کنیم به کار و وقت گذاشتن. به همین خاطر هم تصمیم گرفتم همین اول کاری سهم زن و بچه را کنار بگذارم تا بعد متهم نشوم! ساعت تقریبا 18 بود که گوشیم زنگ خورد. حسن آقای سلطانی از بچه های مطالبه بود، سلام علیک کردیم، با عجله به من گفت؛ پروژکتور می خواهند - هر چند که وقتی من رسیدم دیدم استفاده نکردند - قرار شد، براشون ببرم. زنگ زدم با دوستان هماهنگ کنم و دستگاه را بگیرم که متوجه شدم خود دوستان پروژکتور و ملحاقاتش را می برند. به هر حال من هم موتورسیکلتم را زین کردم و به اتفاق سلانه سلانه گام به راه نهادیم! حول و حوش 18:30 بود که رسیدیم. قبل از من خیلی ها آمده بودند. عسگری، مینایی، خورشیدی و تقریبا همه بودند. بنرها - بخوانید شومیزهای دست نویس - را نوشته و نصب کرده بودند، جزوه ها تقریبا تا خورده بود، سیستم صوت و تصویر تقریبا تکمیل شده بود - هر چند صوت تا آخر مشکل داشت - . و جلسات قبل از برگزاری مراسم شکل گرفته بود. در گوشه سمت راست مسجد، سلطانی و عسگری با هم حرف می زدند، خورشیدی هم با کمی فاصله از آنها مشغول تنظیم سخنرانی خودش بود. در وسط مسجد عرفانیان، راه چمنی، دافعی، حجازی و شخص دیگری که من نمی شناختم، روی پروژکتور کار می کردند. کمی عقب تر سید محمدی سرشت و تیمش روی تصویربرداری و دوربین مشغول بودند. پای ستون اختصاص پیدا کرده بود به سیستم صوتی که ارجمند و حجازی باهاش ور می رفتند. ذلکی و دوستانش هم کنار مسجد نشسته بودند و ظاهرا منتظر چیزی بودند. یک عده جزوه ها را مرتب می کردند و شکوهی و جلینی کنارشان نشسته بودند. بعد از دیدن این صحنه ها با خودم گفتم: «کار مردمی شاخ و دُم نداره که خودش با آدم حرف می زنه!» یکی یکی با همه مصافحه کردم، رکوردر صدا را روشن کردم، گذاشتم وسط یکی از این جلسات و رفتم سراغ یکی از دوستان تا اگر کاری داشتند انجام دهم. در همین حین مودب را دیدم که با یک دوربین، عکس برداری می کرد. پرسیدم آقای نظری یک دوربین به شما نداد؟ دوربین را به من داد و گفت: همین است. دوربین را از او گرفتم و کار خودم را شروع کردم. در ابتدای امر از تک تک این جلسات گعده مانند عکس گرفتم - از بعضی یواشکی! و از بعضی علنی - از شومیز ها که با ماژیک روی آنها مطالبی با موضوعاتی مانند فرمایشات امام و آقا و دعوت از دکتر جلیلی برای حضور در انتخابات نوشته شده بود. از جزوه ها و کسانی که آنها را تا می زدند، از دوستانی که میز توزیع محصولات مرتب می کردند و از دیگران ... در همین حین یک جلسه کلی با دستور آخرین هماهنگی قبل از مراسم برگزار شد. مسئولیت ها مشخص شد، تیم انتظامات به راه چمنی سپرده شد، توزیع به شکوهی، خبرنویسی را دادند من بنویسم، همون که با عنوان خبر برگزاری همایش رفت روی سایت ها. تیم تصویر با محمد سرشت. صوت؛ ارجمند. پروژکتور؛ عرفانیان... نظری دو تا بنر آورد که ذلکی و خودش آنها را نصب کردند. یکی جلوی در و دیگری پشت سر سخنران. روی بنر هم عکس یک دوربین و دوتا عکس از دکتر جلیلی و عبارت «دیدبان دیروز / دیدبان امروز» حک شده بود. موعد اذان رسید و یکی از طلبه های مسجد صنعتگران، قرآن را خواند. نماز را به امامت خود حاج آقا صرافیان خواندیم. من صف سوم بودم. دوربین و رکوردر را روشن گذاشتم و مشغول نماز شدیم. بعد از نماز بلافاصله خود آقای صرافیان سخنرانی کرد و نکاتی را به نقل از رهبر معظم انقلاب در توصیف ویژگی های رئیس جمهور مطلوب گفت. من هم یک عکس کلوزآپ ازشون گرفتم. همایش شروع شد، در حقیقت کمی قبل با سخنرانی حاج آقا صرافیان شروع شده بود. ولی شعرباف که مجری برنامه بود دوباره از ایشان درخواست کرد که به ایراد سخنانی بپردازد. حاج آقا هم دوباره همان حرف ها را گفت، فقط این بار یک خاطره از قول شهید مطهری در توصیف امام گفت. نوبت به شعر خوانی شیخ الاسلام رسید و او هم اشعار زیبایی از انقلاب خواند. در بخش بعد بیانیه فعالان فرهنگی - مسجدی توسط نماینده این قشر؛ حجت الاسلام و المسلمین جعفری که امام جماعت مسجد حضرت زینب است، قرائت شد. برنامه بعد یک مستند 13 دقیقه ای با عنوان یک تجربه شیرین بود که توسط خالقی ساخته شده بود و خاطرات فعالان ستاد دکتر جلیلی در انتخابات هفتمین دوره مجلس بود. در حین پخش این کلیپ یکی از من پرسید مگر سعید آقا مشهدی است؟ من هم با تعجب جواب دادم اما با خودم فکر کردم واقعا این مرد ناشناخته است. و ما اگر بنا باشد کاری بکنیم این است که او را بشناسانیم. اتفاقا بعد از پخش کلیپ شعرباف به قرائت زندگی نامه دکتر جلیلی پرداخت. برنامه بعد سخنرانی حاج خلیل موحدی بود. سخنرانی خیلی خوبی انجام داد و مثل همیشه نگاهی اخلاقی به انقلاب و ماجرای انتخابات کرد. اما نکته ای که به دل من چسبید و من هم همیشه داشتم بهش فکر می کردم این بود که زمان آن رسیده است که رئیس جمهور توسط مردم انتخاب شود و اینکه توقع حزب اللهی ها از نامزدها بالا رفته است. برنامه بعد یک کلیپ تولیدی گروه فرهنگی مطالبه بود که ویژگی های یک رئیس جمهور از منظر آقا را بررسی می کرد و یک سری خاطرات از دوستان مطالبه درباره دکتر جلیلی را گردآوری کرده بود. در انتها هم یک بیانیه قرائت شد که باقرزاده این کار را انجام داد، که چون قبلا در خبرگزاری ها منتشر شده بود، خیلی روی آن متمرکز نشدم. کسانی هم که آمده بودند، افراد فعالی بودند، حاج علی سهیلی آمده بود. پرهیزگار هم آمده بود، سعیدی زاده، مختاریان، قیاسی و دیگرانی هم بودند. در انتها دوباره هر چیزی را که به در و دیوار آویزان شده بود، برداشتیم، همه چیز را جمع کردیم برای نشست بعدی و یا علی از تو مدد. تقریبا 11 شب رسیدم منزل. پسر سه روزه ام خواب بود. مادر همسرم شام را کشید. خورده و نخورده خوابیدم و آماده شدم برای یک روز دیگر.

پایان
mdi-bookmarkدسته‌بندی: اخبار
لینک کوتاهmdi-share-variantاشتراک‌گذاریmdi-printer
مطالب مشابه
سایر مطالب مرتبط را بخوانید
گفت‌وگو
دیدگاه خود را بیان کنید
انصراف ارسال دیدگاه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.