سومین روز مراسم عزاداری ایام فاطمیه سال ۹۳ در دفتر نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی با حضور جمعی از برادران و خواهران برگزار شد.
در این مراسم، پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری محترم و نیز، قرائت فرازهایی از زیارت جامعه کبیره، آیت الله کعبی به ایراد سخنرانی پرداختند و پس از آن، مداح اهل بیت(ع) به مرثیه سرایی پرداخت. اقامه نمازجماعت مغرب و عشاء، برنامه پایانی این مراسم بود.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله علی ما انعم و له الشکر علی ما الهم و صلات والسلام علی فاطمه الصدیقه شهیده و علی ابیها و شاهد البشیر ان نذیر و داعی الی الله و سراج المنیر المصطفی ابوالقاسم محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی بعلها امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب و علی بنیها خاصتاً الحسن و الحسین سید شباب اهل الجنه و علی تسعه معصومین من ولد الحسین بالاخص بقیه الله الاعظم الحجه ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه. وسهل الله لنا مخرجه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه: وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ. إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ. وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ. فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ. وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ.
به پیشگاه روح بلند امام و شهیدان والامقام اسلام و جهت نورانیت مجلس و فیض از سیره فاطمی و حقایق فاطمی با هم صلواتی بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
شیوه فاطمی در برخورد با انحرافات در نظام اسلامی
در آغاز سخن خدا را بر این توفیق شاکر هستیم؛ من به نظرم آمد با توجه به شرایط روز نظام مقدس اسلامی و با استفاده از دروس فاطمی محور بحث را عنوانی انتخاب بکنم تحت عنوان شیوه فاطمی در برخورد با انحرافات درون نظام اسلامی. طبعاً با استفاده از خطبه فدکیه و خصوصاً بخش دوم آن که در بخش دوم آموزههای اسلام ناب محمدی با محوریت ولایت و امامت الهی در قالب بیست فراز بیان میشود. یکی از فرازهای معروف "طاعتنا نظام للمله". اطاعت از اهل بیت نظمبخش آیین زندگی و نظمبخش امور جامعه اسلامی است "و امامتنا امان من الفرقه". و امامت میتواند جامعه را از تفرقه نجات بدهد. در واقع صدیقه کبری، فاطمه زهرا سلام الله علیها در این فراز تأکید ویژهای بر نقش نظام اسلامی به مثابه نخ تسبیح برای حفظ اسلام و آموزههای وحیانی و دین کامل دارند.
مقدمه اول
من برای این که بتوانم عرایضم را با مقدماتی برسم و جمعبندی بکنم، آیه نود و یک تا نود و پنج سوره انبیا را انتخاب کردم. مستحضر هستید که سوره انبیا در واقع روش انبیای الهی را در تحقق سعادت بشری بیان میکند. شاید بتوان از روش انبیا در سوره انبیا مؤلفههای نظام دینی را استخراج کرد که من فعلاً درصدد این نیستم. بعد از این که خداوند تبارک و تعالی در آیات گوناگون سیره انبیای الهی را بیان میکند به سیره مریم بنت عمران اشاره میفرمایند. به عنوان بانوی پاکدامن و مادر حضرت عیسی علیهالسلام به عنوان سرمشق بشریت و در امتداد سیره انبیای الهی این زن بزرگ را به عنوان یک آیت الهی جهانی معرفی میکند. این زن میتواند برای همه زنان و مردان در عرصههای گوناگون سرمشق باشد. و التی احصنت فرجها. شاید به دلیل همین پاکدامنی و به دلیل همین عفت، و التی احصنت فرجها و نفخنا فیها من روحنا که این روح الهی در جریان این زن پاکدامن قرار میگیرد. و جعلناها و ابنها آیت للعالمین. مریم و حضرت عیسی آیه الهی جهانی میشوند. قرآن کریم اینجا نمیگوید آیتین. آیت. حضرت عیسی و حضرت مریم یک حقیقت واحده میشوند. آیت للعالمین. بعد که سیره انبیا با سیره حضرت مریم تمام میشود، آیه میفرماید هذه امتکم امت واحده. البته به درستی و به تحقیق این روش و مسلک انبیا، هذه یعنی روش انبیا، امت واحده، یک روش واحد است. یعنی آهنگ و مسیر و روش انبیای الهی در تحقق دین یکی است. و انا ربکم. خداوند تبارک و تعالی به عنوان پرورگار فاعبدون. البته یک تفسیر دیگر هم هست. هذه امتکم یعنی دین واحد. دین واحد و یکپارچه است یا بگوییم مسیر انبیا یکپارچه است. یا بعضیها میگویند بشریت از یک پدر و مادر واحد هستند. ان هذه امتکم ام واحده. حالا من درصدد بیان این نکته نیستم. و انا ربکم فاعبدون. درصدد بیان نکات بعدی هستم. آن نکات بعدی که به این بحث ما مربوط است، تداوم این سرنوشت مسیر انبیای الهی به عنوان یک سنت. و تقطعوا امرهم بینهم. اما متأسفانه پیروان انبیای الهی دین خدا را قطعه قطعه و تکه تکه کردند. تقطعوا. از باب تفعل است و این که با اراده و دست خودشان و با سوء اختیار خودشان تقطعوا امرهم بینهم. دین الهی را تکه تکه کردند و همین منشأ تفرقه و اختلاف در ادیان شد. شاید آن آیه شریفه هم اختلفوا فیه الا الذین اوتوا بغیً بینهم. باز هم اشاره به این منشأ انحراف در دین است. خب اختلاف میشود. پیروان انبیای الهی در مسیر انبیای الهی حرکت نمیکنند. کلٌ الینا راجعون. البته خداوند با لسان تهدید به این پیروان الهی میگوید که شما به ما برخواهید گشت و پاسخ این تفرقه و این جدایی و این عدم عمل کردن به دین را خواهید داد. و البته فمن یعمل من الصالحات و هو مؤمن و لا کفران لسعیه و انا له کاتبون. در این میان آن دسته از پیروان الهی که ثابتقدم میمانند و کار صالح انجام میدهند. اهل ایمان و عمل صالح هستند فلا کفران لسعیه. خداوند تبارک و تعالی امدادهای الهی را شامل حال آنها میکند. فلا کفران لسعیه. خدا به اینها در مسیر خودشان کمک میکند. و انا له کاتبون. انا له کاتبون اشاره به این بخش است که این کارشان هم ذخیره آخرت میشود. یعنی علیرغم انحراف در دین یک عده ثابتقدم میمانند و راه دین را ادامه میدهند. اینها اجر و منزلت پیدا خواهند کرد. و حرام علی قریه اهلکناها انهم لا یرجعون. اما بر پایه سنت الهی حاکم بر جامعه و تاریخ، آن کسانی که مشمول فروپاشی و هلاکت و زوال و نابودی قرار میگیرند دیگر مسیری برای بازگشت نخواهند داشت. حالا بازگشت را بفرمایید تمدنی در دنیا یا بازگشت ایمانی. دوتا تفسیر شده. از بین میروند. یعنی تمدنی که زائل میشود دیگر احیا بشو نیست و این ممکن است در اثر کفران نعمت اتفاق بیفتد. البته ممکن است در این مسیر عدهای ولو اندک شیوه و مسیر انبیا را ادامه خواهند داد با توضیح این آیه شریفه ما به تاریخ اسلام برمیگردیم. برای این که به شیوه حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها برسیم به سمت تاریخ اسلام میآییم. در تاریخ اسلام استفادهای که ما از مجموعه معارف قرآنی و سیره نبوی میکنیم این است که رسول گرامی اسلام محمد مصطفی (ص) نظام اسلامی را به عنوان پایه تحقق تمدن حقیقی تأسیس نمود. یک نظام تأسیس نمود. البته در دوران معاصر امام راحل این نظام اسلامی نبوی را بازسازی و احیا کرد. امام احیاگر است. مبدع و مبتکر نیست. احیاگر اسلام ناب است اما با لحاظ شرایط زمان و مکان. الگوی امام در احیاگری سیره حکومتی رسول الله، روش امیرالمؤمنین، روحیه عاشورایی و انتظار واقعی و زمینهسازی برای جامعه مهدوی است. این معلوم است و مجال نیست ما در این زمینه بحث بکنیم. این نکته اول به عنوان مقدمه.
مقدمه دوم:
پنج عنصر مهم تشکیل دهنده نظام اسلامی
پس فرض بحث ما این است که یک چیزی به نام نظام اسلامی داریم که در دوران پیامبر تأسیس شده. مقدمه دوم. چیزی که ما اسمش را نظام اسلامی میگذاریم، متشکل از عناصری است.
عنصر اول
آموزههای وحیانی ایمانساز و حرکتبخش است. اگر برگردیم، این معارف اسلام ناب اینگونه نبود که پیامبر مجموعهای از معارف فلسفی یا کلامی یا عرفانی مصطلح در زمان ما یا امثال اینها به شکل مدرسهای و کلاسیک القا میکرد. دیگران هم مثلاً به مدرسه میرفتند و در این مدرسه یاد میگرفتند. بعد میآمدند عمل میکردند. اینگونه نبود. حرکت پیامبر دوتا محور داشت. ایمان الهی و حرکت اجتماعی. این ایمان باید خودش را در متن و عینیت جامعه پیدا بکند. روش پیامبر همان طوری که قرآن میفرماید، یتلوا علیهم آیات و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کان من قبل فی ضلال مبین. شاید اگر بخواهیم این آموزههای وحیانی ایمانساز و حرکتبخش را بگوییم. یک، توحید انسانساز. قولوا لا اله الا الله تفلحوا. توحید. دو، حرکت انبیای الهی و راهنماشناسی، آخرت گرایی. قرآن و سنت پیامبر، ولایت الهی، رهبر ولی امر مسلمین بود. رسول گرامی اسلام رهبر و ولی امر مسلمین بود. این عنوان غیر از عنوانهای دیگر است. کرامت انسانی و ربط کرامت انسانی با ولایت الهی، بندگی خدا، شریعت اسلامی، اینها مجموعه آموزههای وحیانی ایمانساز و حرکتبخش هستند. دعا، ارتباط با خدا، توسل، همه اینها واقعاً انسانساز و حرکتبخش است. ایمانساز است. ایمان آن است که باید از عمق جانها بجوشد و باعث حرکت بشود. البته ما این آموزههای وحیانی ایمانساز و حرکتبخش را در خطبه فدکیه هم مشاهده میکنیم. حضرت از آنجا شروع میکند و نکاتی را میگویند که پیامبر چه کار کرد. عصر جاهلی بود و پیامبر چگونه در دوران جاهلیت و ظلمات نور افشاند.
عنصر دوم
نظام اسلامی رهبری الهی است. از آیات و روایت استفاده میشود که رهبری الهی نخ تسبیح نظام اسلامی است. همان چیزی که در نهج البلاغه هم هست. و کان القیّم فی هذه امر و کان الخواص من النظام. فعلاً نمیخواهم این را توضیح بدهم. موقعی که ما میگوییم رهبری الهی یعنی رهبر اسلام. رهبر مسلمین و رهبر جامعه اسلامی.
سومین مؤلفه
نظام اسلامی شکلگیری دولت اسلامی است. بالاخره پیامبر دولت تشکیل داد و در رأس دولت هم بود. حتی حدود دولت مدینه هم معلوم بود. شمال، جنوب، مشرق، مغرب. حالا بحثهای اینها مفصل است.
عنصر چهارم
نظام اسلامی نیروی انسانی با ایمان و تقوا و عزم و اراده و پرتحرک و مجاهد و مسؤول و ولایتمدار است. این هم یک محوری از محورهای نظام اسلامی است. در مورد همه اینها آیات و روایات زیادی هست و من میگذرم.
عنصر پنجم
حرکت به سمت تحقق حیات طیبه و تمدن حقیقی با همه ظرفیت به مثابه هدف نظام اسلامی. پس نظام اسلامی که میگوییم حداقل پنج عنصر دارد. آموزهها، رهبری، دولت، نیروی انسانی و حرکت به سمت تحقق اهداف با تمام ظرفیت. در این نظام ایستایی وجود ندارد. این مقدمه دوم. مقدمه اول این بود که رسول اکرم نظام تشکیل داد. مقدمه دوم شاخصههای نظام اینها است که من اجمالاً عرض کردم.
برش انحرافی، جامعه را از تحقق اهداف دور می کند
مقدمه سوم
بعد از ارتحال رسول گرامی اسلام در نظام اسلامی برش انحرافی ایجاد شد. در این مؤلفههای پنجگانه. در نهایت این برش انحرافی جامعه اسلامی را از تحقق اهداف پایهای دور میکرد. آیهای که تلاوت شد همین مطلب را میگوید. و تقطعوا امرهم بینهم کلٌ الینا راجعون. قطعه قطعه کردند. تکه تکه کردند. در واقع در مقابل رکن رکین نظام اسلامی ایستادند. رکن رکین نظام اسلامی امامت و ولایت بود. اینها در مقابل امامت و ولایت هم از لحاظ تئوریک و هم از لحاظ عملی ایستادند. یعنی آمدند گفتند چیزی به نام نظام سیاسی اسلام وجود ندارد. ولایت یک تأسیس اسلامی است و قبل از اسلام وجود نداشت. قبل از اسلام نظامهای گوناگونی وجود داشت. مثل پادشاهی، مثل نظامهای قبیلهای و نظامهای دیگر اما تأسیسی به این عنوان که رهبر حکومت و جامعه منصوب الهی است وجود نداشت. اسلام تأسیس کرد. اینها از لحاظ نظری گفتند همچین چیزی وجود ندارد. از لحاظ عملی هم در سقیفه نشستند و گفتند ما باید معین بکنیم. برش انحرافی این بود. در واقع مقابله با ولایت. خب پیامبر گرامی اسلام علاوه بر این آیهای که تلاوت شد، پیشبینی میکرد که همچین اتفاقی میافتد. به احادیث امام مهدی(عج) مراجعه کنید. میفرماید:
لتنقضن عرى الإسلام عروة عروة فكلما انتقضت عروة تشبث الناس بالتي تليها فأولهن نقضاً الحكم وآخرهن الصلاة
یعنی آموزههای وحیانی اسلام یکی بعد از دیگری نقض میشود و اولین آموزه مهم اسلام که نقض میشود نظام سیاسی اسلام است. نظام حکومتی است. سیره حکومتی است. اگر این برش انحرافی اتفاق بیفتد به این منجر میشود که نماز هم ضایع بشود و از بین برود. رسول گرامی اسلام پیشبینی هم که کرده بودند. اگر نظام اسلامی در عرصه مدیریت کلان دچار انحراف شود، جامعه به تدریج از باورها و ارزشهای بنیادین اسلامی هم فاصله خواهد گرفت. ما میتوانیم این معادله را از آیات الهی، معارف نظری و سنن الهی تشخیص بدهیم و از خطبه فدکیه که اشاره خواهم کرد. این هم مقدمه سوم.
راهبرد مشترک علوی و فاطمی در برخورد با انحراف با شیوه متفاوت
مقدمه چهارم
گزینه پیش روی مولا امیرالمؤمنین و صدیقه کبری در برخورد با این انحراف بزرگ. حالا باید چه کار بکنند. من همین جا بگویم. راهبرد علوی و فاطمی در برخورد با انحراف درون نظام اسلامی یکی است اما شیوه اقدام متفاوت است. چهار گزینه قابل تصور بود. گزینه اول مبارزه و مقابله و اقدام برای براندازی شیوه علوی و فاطمی نبود. این که بگویند حالا که یک چنین انحراف بزرگی آن هم در حد ولایت اتفاق افتاده، باید عِده و عُده جمع بکنیم و در مقابل این انحراف بایستیم و این انحراف را از بین ببریم. این یک تصور. این تصور با توجه به رویدادهای تاریخ اسلام اگر به آن مراجعه بکنید، نه روش امیرالمؤمنین بود و نه روش حضرت زهرا. این از لحاظ واقعه تاریخی. از لحاظ تحلیلی این روش قابل نقد بود. نقدی که بر این روش وجود داشت، اولاً از لحاظ سیاسی نتیجهبخش نبود. یار و یاور نداشتند. از لحاظ امنیتی به جنگ داخلی منجر میشد. خوب است من همین جا بگویم که ابوسفیان و منافقین که در مقابل اسلام ایستاده بودند برای ضربه زدن به اسلام به امام علی پیشنهاد میکردند که باید بایستیم و مقابله بکنیم و امامت حق قریش است. از لحاظ بینالمللی جلوی رشد اسلام را در سطح جهانی میگرفت. اسلام نوپا که تازه باید رشد میکرد. از لحاظ اجتماعی هم جامعه آمادگی نداشت. حالا تحلیلش بماند. مفصل است. من فقط یک فهرست میگویم. پس این گزینه از لحاظ تحلیلی قابل قبول نبود و از لحاظ واقعی هم در تاریخ اسلام اتفاق نیفتاد. گزینه دوم تنازل و عقبنشینی و کوتاه آمدن از برخی از اصول بنیادین و سازش برای پیشبرد حداقلی اسلام منهای ولایت و رهبری و نظام سیاسی اسلام از گزینه های علوی و فاطمی نبود. بگوییم حالا که نشد. حالا که اینها به حکومت رسیدند و این انحراف ایجاد شد، چارهای نیست. ما به یک حداقلهایی قانع بشویم و در واقع به سربازی برای نظام اسلامی با همه انحرافاتش تبدیل بشویم و کار را پیش ببریم. نظام نوپای اسلام. تاریخ میگوید این گزینه نه گزینه حضرت علی بود و نه گزینه حضرت زهرا. حالا من چندتا شاهد میآورم که گزینه امیرالمؤمنین این نبود و گزینه حضرت زهرا هم این نبود. این که در مقابل انحراف سکوت بکنند و انحراف را بپذیرند و کوتاه بیایند و تنازل بکنند. آن موقع از لحاظ تحلیلی انحراف در نظام اسلامی تثبیت میشد و اگر این انحراف تثیبت بشود، عواقب خطرناکی برای اسلام و مسلمین و جامعه اسلامی خواهد داشت. عواقب خطرناکش اسلام بدون ولایت، جسم بیروح و مسلمانان بدون رهبری الهی وحدت و انسجام خودشان را از دست میدهند. در نتیجه دولت اسلامی به دولت سلطانی و دولت قبیلهای تبدیل خواهد شد. اما از لحاظ واقعی سکوت نکردند. من چندتا شاهد میآورم. شاهد اول، بعد از آن حوادث بعد از ارتحال پیامبر،امیرالمؤمنین دست حسن و حسین را میگرفت و با فاطمه زهرا در خانه انصار را میزد. به اینها میگفت اما کنتم فی الغدیر اناشدکم بالله اما کنتم فی حج الوداع اوا سمعتم رسول الله یقول من کنت مولا و هذا علیٌ مولا اللهم والی من والا و عادی من عاداه. میگفتند بله. بودیم. میگفت خب بیایید کمک بکنید. گفتند دیگر تمام شد. بیعت کردیم یا نمیتوانیم کاری بکنیم. خیلی قلیل و اندک بودند که میگفتند حاضر هستیم بیاییم. شاهد مثال دوم مولا امیرالمؤمنین در دوران حیات صدیقه کبری فاطمه زهرا با دستگاه خلافت بیعت نکرد. خود اینها هم ذکر میکنند. در صحیح بخارایی هست و در کتابهای دیگر هم هست. کان لعلیٌ علیه السلام وجهتاٌ عند الناس فی زمنی حیات فاطمه. فلما ماتت فاطمه انصاف ان وجوه الناس. یعنی مولا امیرالمؤمین در دوران حیات فاطمه پایگاهی داشت و فاطمه پایگاه ولایت بود. پایگاه روشنگریهای ولایت بود. تا زمانی که حضرت زهرا اقدام میکرد امیرالمؤمنین هرگز بیعت نکرد و حرکت داشت. این شاهد مثال دوم. حالا این طول میکشد توضیح بدهم. پس این گزینه دوم هم درست نبود. نه از لحاظ تاریخی اتفاق افتاد، نه از لحاظ تحلیلی گزینه درستی است.
خانه نشینی و کناره گیری از سیاست گزینه امیرالمومنین و حضرت زهرا نبود
گزینه سوم اعتزال، خانهنشینی، انزوا. به خلاف فرهنگ رایج در سخنرانیها و در تحلیلها نه امیرالمؤمنین و نه حضرت زهرا، گزینه هیچ کدامشان گزینه اعتزال و خانهنشینی و کنارهگیری از صحنه سیاست و از میدان و حضور فعال اجتماعی نبود. کنارهگیری و یأس و سرخوردگی و صرفاً حزن و اندوه و غم و غصه. این هم گزینه آنها نبود. حالا من توضیح خواهم داد. بعضیها اشتباهی فکر میکنند صبر یعنی اعتزال. صبر یعنی حضور فعال در صحنه و تلاش برای زدودن و از بین بردن انحراف. چون اعتزال و کنارهگیری اولاً باعث انزوای اسلام و جامعه اسلامی و تحریف کامل دین و نابودی اسلام میشد. به جدایی دین از سیاست منجر میشد. میگفتند خب سیاست فایده ندارد. حالا یک انحراف ایجاد شد. بزرگان دین کنار رفتند. پس ما هم با تأسی به بزرگان دین، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا کنار برویم. در نهایت به تضعیف یا نابودی دین و چیرگی و غلبه سیاستبازان حرفهای خواهد شد. یعنی اگر متدینین و نیروهای مؤمن و انقلابی با هر تحلیلی از صحنه کنار بروند سیاستبازان حرفهای مسلط میشوند. این یک قاعده کلی است. در صدر اسلام هم همین بود. اشتباه است که میگویند امیرالمؤمنین خانهنشین شد. اشتباه است که میگویند حضرت زهرا دیگر کار نداشت. فقط بیت الاحزان داشت. نه. وسط صحنه برای کم کردن انحراف یا از بین بردن انحراف مبارزه میکردند. حالا من چندتا نکته میگویم. امیرالمؤمنین چندتا کار بزرگ کرد. یک، تدوین قرآن. ما معتقد هستیم که تدوین قرآن کار حضرت امیرالمؤمنین بود. کان به املای رسول الله و خط علی علیه السلام. اگر بحث ما علوم قرآن بود این را میشکافتم. دو، تدوین سنت رسول الله.
سنت رسول الله را هم نوشت. میدانید که اگر اقدام امیرالمؤمنین در تدوین سنت رسول الله نبود اصلاً سنت ضایع میشد. خصوصاً در دوران خلیفه اول بر منع تدوین احادیث رسول الله بخشنامه صادر کردند. رسماً حدیث رسول الله را سوزاندند و یک سانسور عمومی اعلام کردند. هر کس حدیث رسول الله را ابلاغ میکرد شلاق میخورد. صحابه بزرگ رسول الله. این در تاریخ متفق علیه است. حتی سلفیها در کتابهای علم حدیثشان مینویسند الی المنع تدوین الحدیث رسول الله. این را منکر نیستند. در استدلالها این گونه میگویند. میگویند ابوبکر تدوین حدیث رسول الله را منع کرد. خشیت یختلط القرآن بالحدیث. خشیت یشتغل الناس بالحدیث و یترک القرآن. مردم به حدیث مشغول بشوند و قرآن را ول بکنند. بنابراین اولویت اقتضا میکرد که بگوییم به حدیث کار نداریم. حسبنا کتاب الله. چیز عجیبی است. همین وضعیت تا دوران همام ابن عبدالعزیز در سال 99 هجری قمری تداوم پیدا کرد. همام ابن عبدالعزیز هم که دستور کتاب حدیث و رفع بخشنامه سبّ امیرالمؤمنین را داد، دستگاه خلافت به دستور همام ابن عبدالعزیز عمل نکرد. سیوطی در کتاب تاریخ خلفا نقل میکند که اولین مرحله سال صد و چهل و هشت تدوین حدیث شروع شد. آن موقع هیچ کدام از صحابه نبودند. بخاری و صحیح مسلم در قرآن چهارم نوشته شدند. از بخارا و آسیای مرکزی به عراق آمدند و مجموعه احادیث درست و نادرستی را یافتند. یک روش تحقیقی ابداع کردند که کتاب حدیث بنویسند. ابن حجر ازقلانی در شرح صحیح بخاری مینویسد آقای بخاری جاهایی گیر میکرد که این حدیث درست است یا نه. دو رکعت نماز میخواند. استخاره میگرفت. اگر خوب در میآمد میگفت این حدیث درست است. دوران بنیامیه که دوران جعل حدیث هم بود. اگر امام علی علیهالسلام سنت رسول الله را تدوین نمیکرد واقعاً حدیث هم از بین میرفت. این چیزی که به نام کتاب علی معروف است یا مصحف فاطمه. اینها مجموعه احادیث مربوط به سنت پیامبر هستند. نه یک قرآن دیگر. البته در این زمینه پایاننامههای زیادی نوشته شده. به ویژه در ازهر شریف. حالا من باز مجال ندارم اینها را بگویم. این نقش دوم امام علی بود. کار سوم امام علی مشاور ارشد حکومت بود.
یعنی در دورانی که بعد ار ارتحال حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا در واقع نمیتوانست کاری بکند. حکومت هم از او مشاوره میخواست. مشاور ارشد حکومت بود. حکومت را راهنمایی میکرد تا انحراف را کم بکند. قاضی ارشد بود. علیٌ اقواکم. این هم نقش چهارم امام علی بود. نقش پنجم امام علی کادرسازی بود. در تاریخ یک چیزی به نام شعبه الخمیس معروف است. در واقع ارتش و نیروهای مسلح به پنج بخش تقسیم میشدند. پیشگام آن قسمت عقب سمت راست و سمت چپ میدان. آنهایی که جلودار و پیشگام هستند، در اصطلاح به آنها شعبه الخمیس میگویند. شوبه یعنی آن جلوداران نیروهای مسلح. آنهایی که خط اولیه هستند. پیشگامان. حضرت یک کسانی مثل اسبق ابن نباته و امثال اسبق ابن نباته را تقویت کرد. در کتاب کتب رجالی آمده که حضرت بیش از پنج هزار نفر به نام شعبه الخمیس داشت که اینها یاران ویژه بودند. در زمانی که برای زمان حکومت نیاز بود، وفاداران حضرت بودند. یعنی بعد از بیست و پنج سال. پس سکوت نبود. این کارهای حضرت فعالیت و حضور فعال در صحنه برای مبارزه با انحراف و توجه به آینده بود.
حضور فعال و قوی در صحنه و تبیین گفتمان دین کامل، شیوه فاطمی بود و اما حضرت فاطمه. خطبه فدکیه نشانگر فعالیت حضرت صدیقه کبری بود. البته با این تفاوت که حضرت صدیقه کبری میتوانست این اقدام را بکند اما آن موقع و ده روز بعد از ارتحال رسول اکرم امیرالمؤمنین نمیتوانست این کار را بکند. این بود که روش اقدامشان متفاوت بود. قطعاً حضرت صدیقه کبری به اذن ولی و به اذن امیرالمؤمنین به مسجد آمد و آن خطبه مهم را ایراد کرد و به طاعتنا نظام للملت اشاره کرد. و امامتنا امان من الفرقه. بنابراین این بحث اعتزال هم به عنوان گزینه سوم گزینه درستی نبود و از لحاظ تاریخی درست نیست. پس این گونه که من عرض کردم. نه مقابله و مبارزه، نه ذوب در انحرافات به وجود آمده و نه اعتزال و کنارهگیری و خانهنشینی و جدایی دین از سیاست. این که بگویند دیگر فایده ندارد. همه چی تمام شد.
گزینه چهارم
تبیین اصول اسلام ناب محمدی با محوریت ولایت به منظور صیانت از نظام اسلامی و به تعبیر دیگر حضور فعال و قوی در صحنه تبیین گفتمان دین کامل. شیوه فاطمی این بود. تببین. حتی آن تبیینی که هزینه داشته باشد. منجر به شکستن پهلوی حضرت زهرا بشود. حتی آن تبیینی هم که به شهادت صدیقه کبری منجر بشود. تببین تا مرز شهادت برای جلوگیری از انحراف بزرگ که رکن رکین نظام اسلامی یعنی ولایت را از لحاظ تئوریک و عملی از آموزههای اسلام جدا کرده بودند. رهبری در دیدار با خبرگان فرمودند آن چه از معارف قرآن در مییاببم، مطالبه اسلام از مسلمین ایجاد نظام اسلامی به نحو کامل و تحقق کامل دین اسلام است. در دوران حضرت زهرا و امیرالمؤمنین هم همین بود. آموزههای دین کامل نباید از بین میرفت. باید از لحاظ تئوریک بیان میشد. تثبیت میشد. در مقابل انحراف معلوم میشد که دین یعنی چه. رهبری چندتا شاهد مثال آوردند. طول میکشد که من اینها را بیان بکنم. صحبتهای من هم دارد به درازا میکشد. خلاصه در زمان ما سکولاریسم پنهان و تحجر نمودهای انحراف از دین کامل است. توسعه غربی و انزواگرایی و جدایی دین از سیاست دو روی سکه سکولاریسم در زمان ما هستند.
محورهای ایدئولوژی اموی
حالا ببینیم که زاویه انحراف از نظام اسلامی و حذف ولایت در دوران بعد از ارتحال پیامبر به چه انجامید. به ایدئولوژیسازی دستگاه بنیامیه. یعنی در واقع بنیامیه از دستگاه خلافت هم عبور کردند. چه برسد به دستگاه ولایت. این که بنیامیه توانستند ایدئولوژیسازی بکنند و به نام اسلام جا بیندازند، در اثر آن انحراف از ولایت بود که اتفاق افتاد. من میخواهم محورهای ایدئولوژی اموی را بگویم. چون الآن هم ممکن است مبتلا بشویم. یک، جبر اموی. قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزل الملک ممن تشاء. قسمت بود. خدا خواست این طور شد. همین است که هست. این چیز خطرناکی است. ما معتقد هستیم لا جبر و لا تفویض بل امراٌ بین امرین. در هیچ شرایطی انسان مصلوب الاراده نمیشود و چون قدرت انتخاب دارد پس مکلف است که در مقابل انحرافات بایستد. دوم از شاخصههای ایدئولوژی اموی تأسیس دستگاه و پادشاهی و عبور از نظام خلافت علاوه بر نظام ولایت. به قول تعبیری که روایات اهل سنت آوردهاند. لقمه پرچرب و نرم پادشاهی. ولایتعهدی. اصلاً در سوابق اسلامی نبود. مدل قیصر و کسری. امپراتوری. امپراتوری معاویه راه انداخته بودند و به فکر امپراتوری بود دیگر.
عنصر سوم
ایدئولوژی اموی ارجاء بود. این اصطلاح مرجئه. اصطلاح مرجئه بیشتر در دوران بنیامیه باب شد. مرجعه چه میگویند. صرف پذیرش اسلام نجاتبخش است. همین که شخص مسلمان بشود و شهادتین را به زبان بیاورد کافی است. ولو اهل فسق و فجور و امثال اینها باشد. نماز هم نخواند. نمیدانم چه کار هم نکند. اینها از آن موقع یک اصطلاحی به نام امت مرحومه باب کردند. امت مرحومه در اصطلاح سلفیها زیاد است. امت مرحومه یعنی امت اسلامی روز قیامت رحمت میشود و هر کسی که مسلمان باشد و آخرین کلمهاش شهادتین باشد به بهشت میرود. ولو اهل فسق و فجور و جنایت و هر چه باشد. چیز عجیبی است که اینها معتقدند. من یک روز در حج بیت الله الحرام در احد با یکی از همان سلفیها بحثمان شد. من به صدام لعنت کردم. گفتم لعنت الله علیه. گفت آقا لعنت نکن. گفتم چرا. گفت آخرین کلمه صدام شهادتین بود. هر کسی شهادتین را به زبان بیاورد بهشتی میشود. گفتم عجب. این آیات خیلی زیادی که در مورد قتل نفس متعمده، محاربه، فساد و بغی هست. پس اینها چه میشود. این یک ایدئولوژی خیلی خطرناکی است و الآن در میان جامعه اسلامی هست. فکر میکنند اگر کسی مسلمان شد یا نه. حتی شیعه شد و متوسل شد، این به بهشت میرود. این گونه نیست. من باز هم مجال ندارم که اینها را توضیح بدهم. کنار آمدن با فسق و فجور و بیبند و باری و کم اهمیت نشان دادن فساد اقتصادی، فساد سیاسی، فساد اخلاقی از آن موقع باب شد. میگویند این چیزها مهم نیست. ما فقط مسلمان باشیم کافی است. نباید غیبت مسلمان را کرد. حتی اگر هزار و یک جنایت هم بکند. این انحراف از آموزههای اسلام است.
عنصر چهارم
ایدئولوژی اموی استثنا قائل شدن برای مقامات پادشاهی اموی از اجرای حدود الهی است. این که هر کسی که جزو مقامات عالی دولتی شد نسبت به حدود الهی استثنا است. شما اینها را با آموزههای علوی مقایسه بکنید که میفرماید حتی اگر حسن و حسین العیاذ بالله به بیتآلمال دست درازی بکنند، دستهایشان را قطع میکنم. نستجیروا بالله. با این آموزههای اموی که اینها استثنا هستند. نمیشود کاری کرد. باید برای شخصیتها و مقامات یک حریمی نگه داشت. این راه افتاده بود. کسی نمیتوانست ولید را به خاطر شرابخواری شلاق بزند. و چیز عجیبتر اهل نجات دانستن مقامات در روز قیامت به بهانه خدمت به مردم و نظام. میگفتند این مقامات اهل فتوحات هستند. فتوحات اسلامی. ابوسفیان اهل فتوحات است. نمیدانم کی اهل فتوحات است. خدا به خاطر این فتوحات و به خاطر خدمات اینها را میبخشد. این را جا انداخته بودند.
عنصر پنجم
ایدئولوژی بنیامیه تقدیس همه اصحاب و یاران پیامبر و تضعیف جایگاه اهل بیت و تنقیص اهل بیت و فضیلت و اسطورهسازی نیروهای بنیامیه و مقامات. خلاصه آن که تغییر رفتار در دوران خلافت و انحراف از ولایت به تغییر نظام اسلامی در دوران بنیامیه انجامید. تغییر رفتار، به تغییر نظام منجر می شود این جملاتی که حضرت آقا در زمان ما بیان کردند. گفتند آمریکا به دنبال تغییر رفتار است و تغییر رفتار منجر به تغییر نظام میشود، ما یک نمونه تاریخی داشتیم. تغییر رفتار در دوران خلافت و سهلانگاری نسبت به آموزههای حکومتی پیامبر به تغییر و استحاله نظام در دوران بنیامیه منجر شد. به گونهای که تبیین اسلام ناب به قیمت شهادت امام حسین و عاشورا انجامید. یعنی تنها راه برای تبیین اسلام باید بیان خونین و زبان سرخ شهادت میشد که
قیام بالمعروف و ینهی عن المنکر یا علی الاسلام السلام اذا بلیت
این هم یک نکته خیلی حائز اهمیت. قیام مهدوی با الهام از شیوه فاطمی در مواجهه با انحرافات پیش می آید بحث بعدی از حضرت مهدی سلام الله علیه و عجل الله تعالی فرجه روایت هست که اننی بامی فاطمه اسوه. مادرم فاطمه الگوی من است. حالا این جمله از ابعاد گوناگون قابل بحث است. آن بحثی که مربوط به بحث بنده است این است که قیام مهدوی با الهام از شیوه فاطمی در مواجهه با انحرافات درون نظام اسلامی و تبیین حقایق اسلام ناب پیش میآید. با این تفاوت که در دوران صدیقه کبری فاطمه زهرا گوش شنوایی وجود نداشت اما در دوران حضرت مهدی عقلها کامل میشود. انسانها رشد پیدا میکنند. بصیرتها بیشتر میشود و شرایط نهضت برای تحقق نظام کامل اسلامی فراهم میشود. حقیقت امر این است. از مجموعه روایات این استفاده میشود. پس جمعبندی، راهبرد علوی و فاطمی برای صیانت از نظام اسلامی در رابطه با انحراف یکی است اما روش اقدام متفاوت است. تبیین دین کامل روحیه جهاد و فداکاری میخواهد. چه بسا همراه با مخاطرات باشد و لازم باشد که انسان تا مرز شهادت پیش برود. با ملاحظهکاری و محافظهکاری نمیتوان حقایق اسلام را حفظ کرد. کتمان، از گناهان کبیره است. البته کتمان حقایق غیر از تقیه است. تقیه تاکتیکی برای حفظ اسلام است. نباید با مسأله کتمان حقایق اسلام یکسان شمرده شود. صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها شهیده تبیین حقایق اسلام با محوریت ولایت است. این هم یک بیانی است دیگر. با توجه به این توضیحات و عرایضی که داشتم.
صیانت از نظام اسلامی اقتضائاتی دارد
الآن وظیفه ما چه است؟ با توجه به درسی که باید از سیره حضرت زهرا در برخورد با انحرافات درون نظام بگیریم. به نظر من صیانت از نظام اسلامی در زمان ما در برابر انحرافات دوران معاصر اقتضائاتی دارد.
اول، تبیین گفتمان انقلاب اسلامی در همه عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی، داخلی، بینالمللی در حوزه نظری و توجه به الزامات اجرایی آن با محوریت پیشبرد گفتمان ولایت و رهبری. این یک وظیفه است. تبیین. باید تبیین بشود تا شاخص معلوم بشود. مختصات و مشخصات نظام اسلامی چه است. تا گفتمانهای دیگر به عنوان گفتمانهای نظام اسلامی مطرح نشود. گفتمانهای انحرافی. این لازم است تبیین بشود و وظیفه است. برای هر کسی که میتواند واجب است.
دوم، حضور قوی و فعال نیروهای مؤمن و انقلابی در صحنه و مقاومت در برابر انحرافات و برخورداری از عقلانیت انقلابی و ابداع و ابتکار در ایفای نقش بایسته. عقلانیت، روحیه انقلابی، اقدام و ابتکار و خلاقیت و حضور در صحنه. ما باید اینها را با هم آمیخته بکنیم. این هم یک مطلب.
نکته سوم ایمان روشنبینانه و تأکید بر استمرار هویت اسلامی و انقلابی و پایبندی به آن در عمل. یعنی در واقع نیروهای مؤمن باید ایمان عمیق داشته باشند. ساخت جامعه بر پایه ایمان و تقوا پیش میرود. تؤام با علم و دوری از خرافهگرایی و سستاندیشی. ما به اندیشههای عمیق مبتنی بر ایمان و تلاش و پوپایی و سرزندگی نیاز داریم. به فرمایش رهبری ایمان به دین، ایمان به نظام، ایمان به مردم، ایمان به آینده، ایمان به خود، ایمان به استقلال کشور، ایمان به وحدت ملی، ایمان خالی از تعصبات فرقهای و گروهی و جناحی.
چهارم که جزو وظایف فعلی ما است، تفکیک ناپذیری دین و سیاست و طراحی اسلام حکومتی و تمدنساز بر پایه اجتهاد اصیل و فقه جواهری و شناخت مقتضیات زمان. حالا این مربوط به ما حوزویها است.
پنجم داشتن دغدغه اجرای عدالت. اجرای عدالت از متن آموزههای اسلام برمیخیزد. مختص به یک گروه و یک جماعت و یک شخص و خدمت یک مدیر به یک مجموعه خاص نیست. دغدغه عدالت دغدغه اصلی نظام اسلامی است. مبارزه با خوی اشرافیگری و مبارزه با شکاف طبقاتی و فقر و فساد و تبعیض. این پرچم نباید از دست نیروهای مؤمن و انقلابی گرفته بشود و توسط جریانهای منحرف مصادره بشود. این هم به عنوان یک مطالبه جدی.
ششم دشمنشناسی و مقابله با دشمنان و عدم انفعال در برابر دشمنان. منظور آمریکا و صهیونیست است.
هفتم حرکت جهادی برای جبران عقبماندگی تاریخی. به ویژه در عرصه علم و مبارزه با تهاجم فرهنگی.
هشتم ساخت امت اسلامی. بازسازی و تقویت و احیای امت اسلامی. یکی از عرصههای انحرافی که ممکن است خدای نکرده در نظام ایجاد بشود در بعد ملیگرایی است که ما از آرمانهای ملی انقلاب دست برداریم و فراموش بکنیم. بگوییم انقلاب اسلامی تمام شد. الآن ما یک دولت – ملت با قیاس ملی داریم و باید در چارچوب همین مقیاس ملی فکر بکنیم. یکی از راهبردهای پایهای احیای امت اسلامی حاکمیت دین و اخلاق در عرصه جهانی است. مبارزه با شیطان بزرگ. آمریکا و اسرائیل. محرومیت فلسطین و آزادی قدس. تقریب مذاهب اسلامی. مشارکت در پیشرفت و عدالت در سطح امت اسلامی و بیداری اسلامی.
نهم مردمسالاری اسلامی در عرصه بینالمللی. مردمسالاری اسلامی ظرفیت بینالمللی دارد. ما نباید از این مدلی که در این سی و شش سال بر پایه ولایت فقیه دارد پیش میرود غافل بشویم. ما میتوانیم آن را متناسب با عرصه بینالملل مطرح بکنیم.
به نظر من عنصر دهمی که جزو وظیفه ما است کادرشناسی و کادرسازی در سطح نیروهای مؤمن و انقلابی معطوف به افقهای آینده انقلاب اسلامی. به هر جهت من طول دادم. از این تصدیع خاطر پوزش میطلبم. من نمیتوانستم به سبک منبر پیش بروم و منبری که معمولاً استفاده میکنیم هم بلد نیستم. خب این حوادث در زمان پیامبر اتفاق افتاد. محضر شریفتان عرض کنم که حضرت صدیقه کبری در همین خطبه فدکیه میفرماید. فلم اختار الله لنبیه دار انبیائه و ماوا اصفیائه. همان روش انبیا. بعد از این که پیامبر به ملکوت اعلی شتافت. ظهر فیکم حسیکه النفاق. بعد از ارتحال پیامبر تیغ آزاردهنده نفاق ظهور و بروز کرد. یعنی وجود داشت اما ظهور و بروز آن بعد از ارتحال بود. آن نقطههایی که در ته دلها مخفی بود آشکار شد. عقدهها باز شد. کینهها آشکار شد. حسدها نمود پیدا کرد. و سمل جلباب الدین. سمل جلباب الدین یعنی لباس دین کهنه شد و از بین رفت. دین ارزشش را از دست داد. و نطق کاظم الغاوین. آن کسانی که در زمان رسول الله ساکت بودند و جرأت نفس کشیدن نداشتند زبان باز کردند. و نبغ خامل الآقلین آنهایی که در صحنه خاموش بودند و مطرح نبودند. عددی به حساب نمیآمدند، الآن یک خودی نشان میدهند. و هدر فنیق المبطلین. جبهه باطل یک زرق و برقی پیدا کرد. یعنی در واقع میدانداری منافقان، ضعف دینداری و غلبه تهاجم فرهنگی، به زبان آمدن فرصتطلبان گمراهکننده مثل ابوسفیانها، ظهور در صحنه افراد خاموش غیر مطرح، جریانسازی افراد تندروی افراطی جبهه باطل، همه اینها در شرایطی اتفاق افتاد که صدیقه کبری میفرماید. و العهد قریب. رسول اکرم تازه به ملکوت اعلی شتافت. و الکلم رقیب و همه چیز تازه است. و الجرح لما يندمل . زخمها هنوز تمام نشده. و رسول لما یقبر. هنوز رسول اکرم دفن نشده. ابتدا را. شما آغاز کردید. زود به سقیفه رفتید. فکر میکردید که میخواهید جلوی فتنه را بگیرید و جامعه اسلامی نباید بدون خلیفه و رهبر بماند اما انحراف ایجاد کردید. زعمتم خوف الفتنه الا فی الفتنه سقطوا تحریف مسیر اسلام بالاترین فتنه است. و ان جهنم لمحیطه بالکافرین. تا این که حضرت میفرمایند آیا شما اصحاب واقعاً چگونه قبول میکنید.فهیهات منکم. از شما دور است. و کیف بکم. شما را چه شده است. و الی تؤفکون. به کجا میروید. و کتاب الله بین اظهرکم. بعد میفرماید اما ما در مقابل بریدن کاردهایتان صبر میکنیم.
و نصبر منکم على مثل حز المدى وخز السنان25/05/1
بر قطعه قطعه کردن و ضربه زدن شما به ما صبر میکنیم. یعنی از اغراض فاسدهتان و سوء استفادههای شما از موقعیت به دست آمده خوب خبر داریم اما برای حفظ اسلام و بقای اسلام صبر میکنیم. صبر فعال. صبر تؤام با حضور در صحنه علیرغم همه غم و غصهها. این مشئ فاطمه بود. ا هضم ، آیا حق من غصب بشود. ا هضم تواث ابی. میراث پیامبر. میراث حضرت زهرا فدک اقتصادی نبود. فدک ولایت بود.
و انتم بمراي مني و مسمع و منتدي و مجمع؟
شما میبینید. میشنوید. جمع هستید. اصحاب رسول الله هستید. شما را چه شده. میخواهد غیرتها را به حرکت وادارد. امام علی علیه السلام در آن لحظههای آخر که بحث خاکسپاری حضرت را داشتند. خطاب به رسول الله این گونه میفرماید.
السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِی جِوَارِكَ وَ السَّرِیعَةِ اللَّحَاقِ بِكَقَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِكَ صَبْرِی وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی إِلَّا أَنَّ فِی التَّأَسِّی لِی بِعَظِیمِ فُرْقَتِكَ وَ فَادِحِ مُصِیبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّفَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُكَ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ
از خداوند تبارک و تعالی مسألت مینماییم که همه ما را با حقایق فاطمی آشنا بگرداند. دلهای ما را به نور ایمان و تقوا و به نور ولایت منور بگرداند. از خداوند تبارک و تعالی مسألت مینماییم که همه ما را قدردان نعمت نظام اسلامی و نعمت امام و شهدا و نعمت رهبر معظم انقلاب قرار بدهد. از خداوند مسألت مینماییم. همه ما را از سربازان مورد توجه حضرت بقیه الله الاعظم قرار بدهد. در فرج آقا و مولایمان حضرت بقیه الله تعجیل بگرداند.
