حواشی خواندنی سفر یکروزه «دکتر جلیلی» به استان مرکزی Reviewed by Momizat on .  مصطفی عیوضی-رجانیوز: بعد از بازدید از نمایشگاه شرکت های دانش بنیان به همراه دکتر جلیلی و نوشتن از مشکلات مهندسین جوان، اینبار سفر یکروزه ای را به همراه وی در ا  مصطفی عیوضی-رجانیوز: بعد از بازدید از نمایشگاه شرکت های دانش بنیان به همراه دکتر جلیلی و نوشتن از مشکلات مهندسین جوان، اینبار سفر یکروزه ای را به همراه وی در ا Rating:

حواشی خواندنی سفر یکروزه «دکتر جلیلی» به استان مرکزی

 مصطفی عیوضی-رجانیوز: بعد از بازدید از نمایشگاه شرکت های دانش بنیان به همراه دکتر جلیلی و نوشتن از مشکلات مهندسین جوان، اینبار سفر یکروزه ای را به همراه وی در استان مرکزی تجربه کردم.سفری که فارغ از متن اصلی خود یعنی عزیمت به جمع آزادگان برای سخنرانی، پر بود از برکت دید و بازدید های صنعتی . تا از تهران برسیم به خمین، ۸ ساعت طول کشید و در این میان، به هفت مرکز صنعتی و کشاورزی سر زدیم و دکتر از نزدیک پای صحبت صنعتگران پایتخت صنعتی کشور نشست. در آخر با حضور در جمع آزادگان اردوگاه موصل۱ با روایت آزادگی اسرای جنگ به خوانش داستان مقدس شهید حججی رسیدیم.در راه برگشت هم ساعتی در بیت حضرت امام(ره) در زادگاهش، روحی تازه کرده و قبل از اذان صبح به دفتر دکتر برگشتیم.

 

به گزارش رجانیوز، از  موعدمان که یازده صبح باشد، نیم ساعتی دیرتر رسیدم؛ سلام و علیکی کردیم و راه افتادیم. در ادامه مسیر بعد از ادای نماز شکسته در نمازخانه های بین راهی، تازه متوجه شدم روز پرکاری خواهیم داشت.به خیال خودم حالا که ساعت حدود یک و نیم بعدازظهرشده،ناهار را صرف میکنیم و دکتر یک جایی را بازدید میکند و با خیال تخت عازم خمین برای سخنرانی میشویم اما روز پرکار تازه شروع شده بود.

 

یکم/بازدید از مرغداری نمونه کشوری

نرسیده به اراک با طی یک جاده فرعی به یک مرغداری بزرگ رسیدیم. تاسیس آن به سال ۶۲ برمی‌گشت و  مقام واحد صنعتی نمونه کشوری را در کارنامه خود داشت.به دلایل بهداشتی از همراهی دکتر محروم ماندیم. مدتی بعد از بازگشت، دکتر شروع به توضیح داد.اما اینبارخوشحال نشدم.مشکل همان مشکل قبلی بود که مکرر از زبان شرکت های دانش بنیان حوزه برق و کامپیوتر شنیدم. مرغداری اگرچه توانایی تولید داشت اما با ۵۰درصد ظرفیت کار میکرد.دکتر از رعایت استاندارد ها توسط شرکت تولیدکننده ابراز رضایت کرد و گفت کارشان حرف نداشت. اما چرایی مشکل آنها همان ناتوانی در صادرات و بازاریابی بین المللی بود. این واحد صنعتی حتی به خاطر آنکه هم صنف هایش بیکار نشوند تولید را افزایش نمی‌داد اما اذعان کرده بود که اگر بتوانیم محصول خود را به خارج از کشور صادر کنیم، دو برابر تولید فعلی،محصول خواهیم داشت.اگرچه خودشان به صورت شخصی صادراتی حداقلی به ارمنستان داشتند.

 

 

نکته دیگر وارداتی بودن «جوجه لاین» های مرغداری از انگلستان بود و اینکه کل خوراک و واکسن های پرندگان نیز از خارج از کشور می‌آمد که این مسئله مورد اشاره جلیلی از نظر مسائل تهدید اقتصادی و  تحریمی  بود.چرا که تحریم یک جوجه لاین مساوی با جلوگیری از تولید ۱۳تن گوشت مرغ برآورد می‌شد.با این حال این واحد نمونه میتوانست محصول خود را به کشور های همسایه صادر کند اما از عدم پیگیری وزارت صنعت و معدن، گله داشت.

 

 

دوم/رسیدن به اراک و سخنرانی در جمع برخی فعالان سیاسی،فرهنگی

به اراک که رسیدیم،میزبان دومی جهت استقبال به میدان ورودی شهر آمد. ساعت ۴ بود که به جمع فعالان سیاسی-فرهنگی، رسیدیم.دکتر از ضیق وقت عذرخواهی کرد و ابراز کرد که ساعت ۵ میبایست اراک را ترک کند.هنوز هم از ادامه اینکه دوباره به کجاها سر خواهیم زد بی‌خبر بودم! جلسه با مقدمه‌ای کوتاه از دکتر و در ادامه با سوالات اساسی و بعضا چالشی حاضرین همراه بود.از دانشجو  و طلبه  بودند تا بسیجی و فعالان سیاسی.جلسه از همان جلساتی بود که اصطلاحا خودمانی است و خبرش رسانه ای نمی‌شود. در رابطه با معضلات اجتماعی و فرهنگی شهر صحبت شد تا رابطه دکترجلیلی با جمنا و همچنین مسئله شکست در انتخابات.

 

وجه دیگری از صراحت جلیلی را در جلسه دیدم. او در جایی از جلسه لحن تندی به صحبت هایش داد.آنجا که مسئله،مسئله اولویت بندی در کار انقلابی بود.دکتر گفت وقتی به میان مردم نرویم و کمر همتِ بی منت برای رفع مشکلات اصلی‎شان  نبندیم معلوم است که ایجاد فاصله رخ میدهد.او از دوگانگی برخی خودی ها در مواجه با تبعیض گله کرد و در جواب به یکی از حضار که شبهه ای در خصوص جمهوریت داشت اینطور گفت که مردم این انقلاب را ثمر دادند و خون دلش را همین مردم خوردند، حالا میگویید چون انتخاباتی را باختید، بیاییم و یک شیوه جدید بیاوریم؟ اما امام وقتی گفت جمهوری اسلامی، نه شوخی کرد و نه یک کلمه کم و بیش برایش متصور بود.اگر رای نیاوردید، مردم را گناهکار ننامید!دکتر با استناد به آیه «ان تقوموا لله مثنی و فرادی…» عنوان کرد که وقتی کاری را میتوانید انجام دهید لنگ تشکیلات نمانید.منظور از دولت سایه را هم اینطور عنوان کرد که یعنی هر فرد سایه به سایه مسائل انقلاب را دنبال کند و برایش جهاد کند.

 

 

سوم/بازدید از کارخانه تولید پروفیل آلومینیوم

همینکه از جلسه قبلی فارغ شدیم، به یک شهرک صنعتی اطراف شهر رفتیم.اینبار بازدید از یک کارگاه صنعتی و تولید کننده پروفیل آلومینیوم بود. مهندس از کیفیت و کمیت محصولات خود گفت و اذعان داشت طرحی کارشناسی‌ دارد که میتواند با حدود ۵۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری، به بهره برداری برسد.طرح او در صورت به اجرا درآمدن از وارادت سالانه ۱۵۰ میلیارد تومان محصول خارجی جلوگیری میکرد.محصولات کارگاه در صنایع پتروشیمی،نظامی،هوایی و همچنین نیروگاه ها و پالایشگاه ها در حال استفاده بود.دکتر از تیم مهندسی درخواست کرد تا مکتوبات طرح خود و تاییدیه های کارشناسی را به دفتر ارسال کنند.

 

 

چهارم/بازدید  از مزرعه نمونه تولید صیفی جات

سوار ماشین شده و راه افتادیم. دکتر داشت در خصوص صنعت میگفت. از اینکه میبایست درباره صنایعی که ذخایر ارزی کشور را حفظ میکنند بسیار بیشتر از چیزی که هست همت به خرج داد.چند کلمه ای هم وضعیت وزارت صنعت را برانداز کرد.

 

تابلو خمین را که دیدم خیالم راحت شد. در حال برانداز برگه هایم بودم که ماشین دوباره کنار زد. هماهنگی این بازدید ها زیر سر یکی از همراهان بود.سرم را که چرخاندم خودم را مقابل یک زمین هندوانه و خربزه دیدم. کشاورزان چادری زده بودند و همانجا هم به قیمت خیلی ارزان تر از بازار،محصول خود را میفروختند. در فکر این بودم که حالا اگر هندوانه باشد و نون نباشد چه کنیم که دیدم نه خیر، غرض خرید هندوانه نیست، این هم یک بازدید است، آن هم از نوع کشاورزی.

 

 

محصولات ارگانیک این مزرعه گویا از بهترین محصولات استان بوده است.کشاورز از چگونگی آب رسانی به زمین و همچنین آبیاری قطره ای به جای آبیاری سیل‌آبی که سابقا اجرا میشد گفت. به مزاح به دکتر گفت شاید شما هم شنیده باشید که هندوانه خیلی آب مصرف میکنید و همان جمله معروف که یک کیلو هندوانه فلان مقدار آب میخورد اما اینجا برعکس است. وی از میزان مصرف آب زمین خود و مقدار تولیدی هندوانه در هر یک هکتار اعداد و ارقام داد که دکترجلیلی در جواب مزاح کشاورز با اشاره به یکی از همراهان گفت که این ارقام را بنویسید برویم تهران محاسبه کنیم!

 

 

کشاورز دست آخر همان گله را داشت. میگفت من در روستا کشاورزی میکنیم، نمیتوانم بروم خارج از کشور محصول خود را عرضه کنیم برای بازاریابی.او حتی مقدار ارزآوری سالانه زمین وسیع خود را محاسبه کرده بود. یکی دیگر از کشاورزان نیز با اشاره به اینکه گلخانه هم دارد و با برخی دانشجویان در ارتباط است از همکاری با آنها برای تولید به صرفه و اقدامات لازم جهت رسیدگی به خاک محصول گفت. با لطف این زحمت کشان،هندوانه های شیرین تر از قندشان را خوردیم و جان تازه گرفته و ادامه مسیر دادیم.

 

پنجم/بازدید از یک روستای در بین راه

دو تن از همراهان دکتر جلوتر به خمین رفتند. ما اما میانه مسیر ۶۰ کیلومتری مان تا خمین به یک روستا سر زدیم.روستا در گذشته از روستا های بزرگ آن حوالی بوده که جوانانش به اراک مهاجر شده بودند. زمین های متعدد کشاورزی چشم میخورد.مسائلی از جمله قنات قدیمی روستا و همچنین قوانین مربوط به دهیاری و ارتباطش با کشاورزی آن ها عنوان شد. میزبانان ما از روستا بیشتر به عنوان محیط کار کشاورزی استفاده میکردند تا محل زندگی اما یکی از آنها از مشکلات مسکن روستایی گفت.از اینکه فرزندانشان با حقوق های یک میلیون یا کمتر به صورت استیجاری در اراک زندگی میکنند اما اگر وام مسکن روستایی افزایش پیدا کند، همه شان حاضر به بازگشتند.همچنین مشکلات تحصیلی کودکان این چندین روستا که در کنار هم بودند نیز محل بحث شد.

 

ششم/رسیدن به زادگاه حضرت امام(ره) و سخنرانی در جمع آزادگان

ساعت شش و نیم بود که از روستا به سمت خمین راه افتادیم.نرسیده به خمین به خاطر سرعت بالا جریمه شدیم.همانموقع یاد فیلم تبلیغاتی دکتر در سال ۹۲ افتادم که در تونل دوربین ازشان عکس انداخت!

 

ورودی خمین چند ماشین به همراه یک ماشین پلیس به انتظارمان  بودند.افسر پلیس،تنگ دکتر را در آغوش گرفت و دیگر میزبانان،که میزبان اصلی ما بودند، خوش آمد گفتند. ماشین پلیس جلوتر راه افتاد و ما که حالا یکی از میزبانان نیز به همراهمان آمده بود، پشت سر ماشین پلیس راه افتادیم. کمی شلوغش کرده بود و ما هم خنده مان گرفته بود.میزبان مراسم بعد از تعارفات مرسوم و توضیح در خصوص همایش،کمی نگران بود.این نگرانی اش را با این جمله گفت که از همه طیفی در میان آزادگان هست و … جلیلی گفت خمین نیامده بودم اما یکبار رد شدم.ماشاءالله شهر زنده ای است! که تایید میزبان همراه بود.پارک شهر و میدان شهید مدرس خمین را که پشت سر گذاشتیم به ورودی دانشگاه آزاد واحد خمین رسیدیم که گویا بزرگترین جایی بود که میشد ۱۰۰۰ آزاده را برای ۳ روز در آن میزبانی کرد.بعد از پذیرایی رئیس دانشگاه عازم سالن سخنرانی شدیم.سالن ورزشی ای مملوء از آزادگانی که حالا موی اغلبشان سفید شده است. ۲۶ مرداد بود و سالگرد.بازگشت اولین گروه از اسرای ایران به کشور.

 

 

دکتر جلیلی با چنان هیجانی از طرف آزاده ها استقبال شد که من هم تعجب کردم.قدری در حلقه ی تنگ آن ها بود که تا فراخوان مجری به پشت تریبون رفت. سن مراسم خود جالب توجه بود.از در پشتی ورزشگاه، یک اتوبوس بنز آورده بودند و جلوی آن روی سن بود.بسیار زیبا و هنرمندانه.سخنرانی یک دقیقه قبل از اذان مغرب تمام شد.تا دکتر از روی سن مسافت چندین متری تا صف جماعت را طی کند ۱۰ دقیقه طول کشید. نماز را که خواندیم دوباره شروع شد! آزادگان که شورشان آدم را به هیجان می‌آورد گویی که برادر اسیرشان به اردوگاه بازگشته! عکس میگرفتند و روبوسی تا خوش و بش و تعریف خاطره های منشوری برای جلیلی! خیلی سعی کردم خودم را به دکتر نزدیک کنم تا در جریان دیالوگ های رد و بدلی بگذارم اما مگر میشد!

 

 

در آن میان اما آزادگانی هم بودند که فارغ از این قضایا شروع به درد و دل کردند.از اینکه به قول خودشان صبح تا شب میگویند در مجلس این را تصویب کردند و بنیاد شهید موظف به این کار است و مردم فکر میکنند ما در ناز و نعمتیم اما امان از اداره های پیچ در پیچی که آزادگان را اسیر خود کرده.بعضی هایشان که جانباز هم بودند از مشکلات جسمانی  و دیگر مشکلاتشان گفتند.

 

 

یکی شان که اهل خوزستان بود و تکه کلامش «عذر میخواهم» بود، گفت تا زنده ایم باید به آزادگان و جانبازان برسند نه اینکه سهم بیشتری بخواهند. حقشان از قانون و مسائل درمانی شان پرداخت شود کافیست. گفت حاج آقا ابوترابی در دوران اسارت به ما گفته است که وقتی به ایران برگشتید توقعی از هیچکس نداشته باشید. با اشاره به ماجرای برخی دوستانش از عزت نفس آزادگان ،جانبازان و  خانواده های شهدا میگفت که حتی مشکلاتشان را با هیچکس در میان نمیگذارند.شام را در جمع آن با صفا های رنج کشیده خوردیم.در آن جمعی که از بچه های مازندران و اصفهان تا خرمشهر و آبادان را در میان خود جا داده بود.

 

 

در راه بازگشت بودیم که توفیق بازدید از خانه پدری حضرت امام(ره) در خمین نصیب مان شد.خانه ای تاریخی و بزرگ در قلب خمین و دارای سه حیاط. میزبان این بیت شریف از انتظار کشیدن پرسنل برای دیدار سخن گفت و در ادامه راجع به جد پدری حضرت امام(ره) و نقش وی در تاریخ مردم خمین گفت.جلیلی نیز همراهی میکرد؛ فرزند شهید و پدری شهیدی که شد امام الشهدا.همان موسایی که در این ملک فرعونیان قد کشید و دست آخر با اعجاز خود نیل مشکلات مردم را شکافت و دریچه جدید از زندگی در عصر خود باز کرد. دو رکعتی نمازی اقامه داشت و همراه جمعیت با گذر از دالان های قدیمی اما بازسازی شده، سه حیاط بزرگ خانه را بازدید کردیم. جلیلی برای اولین بار به خانه امام در خمین قدم میگذاشت.

 

 

با اتمام بازدید از بیت امام و تشکر صمیمانه از همه همراهان که تا آن موقع شب زحمت همراهی کشیده بودند، سوار ماشین شدیم و راه بازگشت را پیش گرفتیم.

 

تشنگی امانمان را بریده بود.کناری زدیم  و لیموناد شیشه ی خنک را سر کشیدیم.دیگر حتی مجال صحبت هم نبود. یازده و نیم بامداد  و دقیقا ۱۲ ساعت گذشته بود. گهگاه که در مسیر بیدار میشدم، جلیلی را میدیدم که سرش از صندلی می‌افتاد و بیدار میشد و دوباره خوابش میبرد.سه صبح که رسیدیم دفتر دکتر گوشه ای را چسبیدم و در فکر پرورش حاشیه سفر، خستگی را به در کردم.

انتهای مطلب

ارسال دیدگاه

معادله امنیتی *


© پایگـاه اطلاع رسانی دکتر سعید جلیلی 1393

طراحی سایت ف.ا ام البنین (س)
رفتن به بالا